جنبه هاي پزشكي، بهداشتي و اجتماعي HIV/AIDS

ضمائــم

گفتــــــــــــــــــــــــار هــــــــــــــــا

مقدمه

 

 

پيشگفتار

بازگشت

5

4

3

2

1

18

17

16

15

14

13

12

11

10

9

PDF

7

6

5

4

3

2

1

 

تظاهرات رماتيسمي در بيماران مبتلا به HIV/AIDS

 

فهرست مطالب گفتار هشتم / دكتر سيدجعفر نوابي

آرترآلژي 121

آرتريت واكنشي 121

آرتروپاتي  121

سندروم مفصل دردناك 121

آرتريت سپتيك... 122

واسكوليت 122

سندروم شوگرن 122

اتوآنتي بادي ها 122

گرفتاري عضلاني در بيمار دچار عفونت 122

  ميوپاتي.. 123

ميوپاتي ناشي از زيدوودين.. 123

پيوميوزيت... 123

توكسوپلاسموز. 123

رابدوميوليز.. 124

لنفوم نون هوچكين.. 124

منابع.. 124

 

پاندمي HIV/AIDS در سراسر دنيا گسترش يافته است و از طرفي AIDS بيماري هزارچهره اي است كه تظاهرات مختلفي دارد و بيماران با علائــم

گوناگوني ممكن است به هر پزشكي اعم از پزشكان عمومي و متخصصين رشته هاي مختلف، مراجعه كنند.

 

يكي از چهره هاي HIV/AIDS شامل تظاهرات روماتيسمـــي است كه در

 اين گفتار به طور مختصر به آن خواهيم پرداخت.

 

 

تظاهرات رماتيسمي در بيماران مبتلا به HIV/AIDS

 

دكتر سيد جعفر نوابي

گروه آموزشي بيماري هاي داخلي، دانشگاه علوم پزشكي كرمانشاه

 

آرترآلژي :

طيف وسيعي از سندروم هاي مَفصلي در افراد آلوده به HIV گزارش شده است. شايعترين نحوه گرفتاري به صورت آرترالژي مي باشد. آرترالژي معمولا خفيف و متناوب است و اغلب به صورت چند مفصلي (اليگو و پلي آرتيكولر) تظاهر مي نمايد. (1 ، 2 ، 3). آرترالژي در 35ـ25% از بيماران ديده مي شود (2 ، 3) و عمدتا مفاصل بزرگ (زانوها، شانه ها و آرنج ها) را مبتلا مي كند. عليرغم بررسي وسيع هنوز مكانيسم ايجاد آن نامشخص است (7 ، 10).

 

آرتريت واكنشي :

10ـ5% از بيماران دچار آرتريت واكنشي (Reactive) شبيه به سندروم رايتر وآرتريت پسوريازيسي مي گردند. با افزايش سركوب سيستم ايمني، بر ميزان بروز اين سندروم ها افزوده مي شود و احتمالا اين امر به علت افزايش عفونت ناشي از ارگانيسم هاي ديگر مي باشد. آرتريت واكنشي در افراد مبتلا به عفونت HIV معمولا به درمان استاندارد، به خوبي جواب مي دهد، ولي درمان با متوتروكسات به علت افزايش عفونت هاي فرصت طلب ، معمولا توصيه نمي شود و فقط درموارد شديد بيماري مي توان با احتياط تجويز نمود  (7،10).

 

آرتروپاتي HIV :

يك نوع آرتروپاتي با علت نامعلوم در بيماران دچار عفونتHIV ديده مي شــود كه آرتروپاتــي مرتبط با HIV  (HIV associcted arthropathy) ناميده مي شود. اين سندروم با اليگوآرتريت تحت حاد با سير پيدايش 6ـ1 هفته و مدت زمان بيماري حدود 6 هفته تا 6 ماه، مشخص مي شود. معمولا مفاصل بزرگ بخصوص زانوها و مچ پاها را گرفتار ميكند و غير‌تخريبي مي باشند و پاسخ التهابي مفصل نيز خفيف مي باشد. در راديوگرافي مفصل ضايعه خاصي ديده نمي شود و داروهاي NSAID تا حد كمي موثر مي باشند  در بعضي از موارد، با تزريق داخل مفصلي گلوكوكورتيكوئيد درد را مي توان تسكين داد.

 

سندروم مفصل دردناك :

يك نوع آرتريت ثانوي به عفونت HIV تحت عنوان Painful articular   syndrome  ـ  مي باشد. اين حالت در 10ـ0% از بيماران مبتلا به AIDS  ديده مي شود. به صورت درد شديد و حاد در يك مفصل بروز مي كند. عمدتاآرنج، زانو و شانه را درگير مي كند و 24ـ2 ساعت طول مي كشد و آنقدرشديد مي باشد كه گاهي نياز به تزريق مورفين جهت تسكين درد دارند. علت آن نامشخص است. احتمالا به علت درگيري مستقيم مفصل توسط ويروس HIV ايجاد مي شود.

 

آرتريت سپتيك:

عليرغم افزايش عفونت هاي فرصت طلب، در افرادي كه معتاد تزريقي نمي باشند، آرتريت سپتيك گاهي مشاهده مي گردد كه اكثرا به علت استافيلوكوك آرئوس و استرپتوكوك پنومونيه مي باشد. آرتريت سپتيك به علت عفونت هاي سيستميك قارچي، مايكوباكتريايي بيشتر ديده مي شود. آرتريت سپتيك در اين بيماران ممكن است از افراد معمولي كم سر و صداتر باشد (1).

 

واسكوليت :

گزارشاتي از واسكوليت لكوسيتوكلاستيك در زمينه مصرف Zidovudin  ديده مي شود (4).

 

سندروم شوگرن :

سندرومي شبيه به سندروم شوگرن با نام لنفوسيتوز انفيلتراتيو دينوز در بيماران دچار عفونت HIV گزارش شده است كه با بزرگي پاروتيدها و خشگي مخاط مراجعه مي كنند. سلول هاي CD8+T در روند ايجاد آن دخيل مي باشند (5). بر خلاف شوگرن كلاسيك كه اكثر بيماران جنس مونث دارند و آنتي بادي بر عليه Ro و  La  مثبت است اين بيماران جنس مذكر و آنتي Ro و آنتي La منفي مي باشند.

 

اتوآنتي بادي ها :

عفونت HIV شباهت زيادي با بيماريهاي اتوايميون دارد و ميزان بروز آنتي بادي هاي آنتي فسفوليپيد، آنتي كارديوليپين، VDRL مثبت كاذب و آنتي كواگولانت هاي شبه لوپوسي در بيماران دچار عفونت HIV در حدّ بالائي مي باشد. سندروم شبيه به لوپوس اريتماتو در بيماران دچار عفونت HIV  گزارش شده است (1).

 

گرفتاري عضلاني در بيمار دچار عفونت HIV

لاغري شديد ناشي از عفونت هاي مكرر، بدخيمي ها، سوءجذب وسوءتغذيه، اغلب علت ضعف و ناتواني بيماران دچار AIDS ميباشند. ضعف عضلاني ممكن است به علت درگيري سيستم عصبي مركزي و محيطي ناشي ازعفونت ها و يا به واسطه درگيري نوروپاتيك ايمنولوژيك در اين بيماران باشد (6). با اين وجود احتمال بيماري عضلات اسكلتي را نبايد ناديده انگاشت. اختلالات عضلاني اختصاصي كه سبب ضعف عضلاني در بيماران دچار عفونت HIV مي شوند عبارتند از:

ـ  ميوپاتي HIV

ـ  ميوپاتي زيدوودين (AZI)

ـ  عفونت هاي عضلاني

ـ  اختلالات عضلاني ديگر نظير رابدميوليز، لنفوم غيرهوچكين، مياستني گراو، ميوپاتي  (ROD) نمالين.

 

HIV  ميوپاتي:

يك نوع ميوپاتي شبيه به سندروم پلي ميوزيت ايديوپاتيك مي باشد. بيماران دچار ميالژي، تندرنس عضلاني، ضعف عضلات پروگزيمال و قرينه با درگيري بيشتر اندام هاي تحتاني مراجعه مي كنند. ميوپاتي ممكن است تظاهر اوليه بيماران دچار عفونت HIV باشد (7). گاهي در بيماراني كه قبلا تشخيص AIDS داده شده است ميوپاتي بروز مي كند (8). پيدايش ميوپاتي با شدت سركوب ايمني و يا سطح سلول هاي CD4+ ارتباط نـدارد (9). گاهي جهت تشخيص آن از ميوپاتي ناشي از زيدوودين، بايستي دارو قطع گردد و پاسخ بيمار ارزيابي شود. آنزيم هاي عضلاني تا 10 برابر طبيعي در هر دو اختلال بالا مي رود. EMG و بيوپسي عضله كمك كننده مي باشد.

در بيوپسي انفيلتراسيون سلول هاي منونوكلئور عمدتا CD8+ و ماكروفاژهاي Endo mysial ديده مي شوند (9). استروئيدها با دوز بالا همانگونه كه در درمان پلي ميوزيت ايديوپاتيك به كار مي روند در ميوپاتي HIV نيز موثرند (8 ، 10).

 

ميوپاتي ناشي از زيدوودين:

يك نوع ميوپاتي شبيه به ميوپاتي HIV و پلي ميوزيت ايديوپاتيك مي باشد. ميزان بروز ميوپاتي زيدوودين بيشتر از ميوپاتي HIV مي باشد و در يك مطالعه 17% از بيماران كه AZT دريافت نموده بودند، دچارميوپاتي شدند (11).

 

در بيوپسي عضله دچار ميوپاتي زيدوودين، انفيلتراسيون سلول هاي التهابي ديده نمي شود. با قطع دارو آنزيم هاي عضلاني و قدرت عضلاني معمولا در عرض 2ـ1 ماه به حد طبيعي بازمي گردد (11).  DDI  و  DDC  درمان جايگزين مناسبي براي بيماران دچار ميوپاتي ناشي از  AZT  مي باشند (12).

 

پيوميوزيت:

پيوميوزيت ناشي از عفونت هاي باكتريال پيوژن در بيماران دچار عفونت HIV گزارش شده است. در پيوميوزيت، عضلات اسكلتي به صورت فوكال گرفتار مي شود و تندرنس عضلاني، لكاليزه مي باشد. تورم لكاليزه عضلاني بيشتر از ضعف عضلاني مي باشد (13).

 

توكسوپلاسموز:

عفونت عضلاني ناشي از توكسوپلاسموز ممكن است شبيه به ميوپاتي AZT و HIV باشد. ضعف عضلاني منتشر، ذوب عضلاني و تندرنس، شايع است و اغلب همراه با توكسوپلاسموز CNS مي باشد و سطح  آنزيم هاي عضلاني بالا مي باشند.در بيوپسي عضله التهاب با برتري سلول هاي نوتروفيل ديده مي شود و سرولوژي توكسوپلاسما ممكن است مثبت باشد. اين بيماري به درمان استاندارد، پاسخ مي دهد (14).

 

رابدوميوليز:

نكروز عضلات همراه با ميوگلوبينوري و نارسايي حاد كليه مي باشد.علل متعددي در بيماران دچار عفونت HIV منجربه رابدوميوليز مي گردد :

·        رابدوميوليز همراه با HIV

·        رابدوميولز ناشي از داروي didanosine

·        رابدوميوليز به علت عفونت هاي فرصت طلب

 

لنفوم نون هوچكين:

لنفوم غيرهوچكين ممكن است به صورت توده عضلاني دردناك و لكاليزه بروز كند. MRI  به تشخيص افتراقي كمك مي كند. يافتن حلقه Hyper intense در اطراف توده در T1-weighted image به نفع پيوميوزيت مي باشد، درحاليكه درگيري وسيع بافت زير جلدي به نفع لنفوم و يا ساركوم كاپوزي مي باشد (15).

 

مواردي از ميوپاتي نمالين  (Rod) در بيماران دچار عفونت HIV  گزارش شده است. در بيوپسي عضله و در زير ميكروسكوپ الكتروني، اجسام نمالين فراوان يا ساختمان هاي ميله اي شكل در فيبرهاي آتروفيك ديده مي شود (8).

 

منابع:

 

1) Calabrese, H, Leonard, Rheumatic aspects of human  immunodeficiency virus infection and other immunodeficiencient  states. in: Klippel, John, H, Deppe, Paul, A. Rheumatology  1997: v. 2sec. 6, 7/1-7/12 

 

2) Espinoza, LR. Retrovirus-associated rheumatic syndromes. In  Arthritis and Allied Conditions. McCarty, DJ, Koopman, WJ  (Eds). Lea & Febiger. Philadelphia 1993. 

 

3) Berman, A, Reboredo, G, Spindler, A, et al. Rheumatic  manifestations in populations at risk for HIV infection, J  Rheumatol 1991: 18: 1564 

 

4) Calabrese. LH. Vasculitis and infection with the human  immunodeficiency virus. Rheum Dis Clin North Am 1991; 17:131 

 

5) Itescu. S, Brancato, LJ, Winchester. R. A sicca svndorme in  HIV infection: Association With HLA-DR5 and CD8 lymphocytosis.  Lancet 1989: 466. 

 

6) Dalakas. MC, Pezeshkpour, GH. Neuromuscular discases  associated with human immunodeficiency virus infection. Ann  Neurol 1988: (Suppl): S38. 

 

7) Glickstein, SL, Strickland, SR, Rusin, LH. Acute myositis in  a patient with the acquired immunodeficiency syndrome.  Arthritis Rheum 1990; 33: 298. 

 

8) Simpson, DM, Bender, AN. Human immunodeficiency virus -  :associated myopathy: Analysis of 11 patients. Ann Neurol 1988  24:79. 

 

9) Illa, I, Nsth, A, Dalakas, M. Immunocytochemical and  virological characteristics of HIV - associated inflammatory  myopathies: Similarities with seronegative polymyositis. Ann  Neurol 1991; 29: 474. 

 

10) Dalakas, MC, Pezeshpour, GH, Gravell, M, Sever, JL.  Polymyositis associated with AIDS retrovirus. JAMA 1986;  256:2381. 

 

11) Peters, BS, Winer, J, Landon, DN, et al. Mitochondrial  myopalth associated with chronic sidovudine therapy in AIDS.  Q J Med 1993; 86:5. 

12) Jay, C, Ropka, M, Dalakas, MC. The drugs 2',3'-dideoxyinosine  (ddI) and 2',3' - didexycytidine (ddC) are safe alternatives  in people with AIDS with zidovudine- induced myopathy. J AIDS  1994; 7: 630. 

 

13) Widrow. CA. Kellie, SM. Saltzman, BR, Mathur - Wagh, U.  Pyomyositis in patients with the human deficiency virus; An  unusual form of disseminated bacterial infection. Am J Med  1991: 91: 129. 

 

14) Gherardi, R, Baudrimont, M, Lionnet, f, et al. Skeletal  muscle toxoplasmosis in patients with acquired  immunodeficiency syndrome: A clinical and pathological  study. Ann Neurol 1992; 32: 535. 

 

15) Fleckenstein, JL, Burns, DK, Murphy, FK, et al. Differential  diagnosis of bacterial myositis in AIDS: Evaluation with MR  imaging. Radiology 1991 : 179. 673 

 

 

ضمائــم

گفتــــــــــــــــــــــــار هــــــــــــــــا

مقدمه

 

 

پيشگفتار

بازگشت

5

4

3

2

1

18

17

16

15

14

13

12

11

10

9

PDF

7

6

5

4

3

2

1