|
جنبه
هاي پزشكي، بهداشتي و اجتماعي HIV/AIDS
تظاهرات رماتيسمي در بيماران مبتلا به HIV/AIDS |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
فهرست مطالب گفتار هشتم / دكتر سيدجعفر نوابي |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
گرفتاري عضلاني در بيمار دچار عفونت |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
تظاهرات رماتيسمي در بيماران مبتلا به HIV/AIDS
دكتر سيد جعفر نوابي
گروه آموزشي بيماري
هاي داخلي، دانشگاه علوم پزشكي كرمانشاه
طيف وسيعي از سندروم هاي مَفصلي در
افراد آلوده به HIV گزارش شده است. شايعترين نحوه گرفتاري به صورت آرترالژي مي باشد.
آرترالژي معمولا خفيف و متناوب است و اغلب به صورت چند مفصلي (اليگو و پلي
آرتيكولر) تظاهر مي نمايد. (1 ، 2 ، 3). آرترالژي در 35ـ25% از بيماران ديده مي شود
(2 ، 3) و عمدتا مفاصل بزرگ (زانوها، شانه ها و آرنج ها) را مبتلا مي كند. عليرغم
بررسي وسيع هنوز مكانيسم ايجاد آن نامشخص است (7 ، 10).
10ـ5% از
بيماران دچار آرتريت واكنشي (Reactive) شبيه به سندروم رايتر وآرتريت پسوريازيسي مي گردند. با افزايش
سركوب سيستم ايمني، بر ميزان بروز اين سندروم ها افزوده مي شود و احتمالا اين امر
به علت افزايش عفونت ناشي از ارگانيسم هاي ديگر مي باشد. آرتريت واكنشي در افراد
مبتلا به عفونت HIV معمولا به درمان استاندارد، به خوبي جواب مي دهد، ولي درمان با
متوتروكسات به علت افزايش عفونت هاي فرصت طلب ، معمولا توصيه نمي شود و فقط
درموارد شديد بيماري مي توان با احتياط تجويز نمود (7،10).
يك نوع
آرتروپاتي با علت نامعلوم در بيماران دچار عفونتHIV ديده مي شــود كه آرتروپاتــي
مرتبط با HIV (HIV
associcted arthropathy) ناميده مي شود. اين سندروم با اليگوآرتريت تحت حاد با سير پيدايش
6ـ1 هفته و مدت زمان بيماري حدود 6 هفته تا 6 ماه، مشخص مي شود. معمولا مفاصل بزرگ
بخصوص زانوها و مچ پاها را گرفتار ميكند و غيرتخريبي مي باشند و پاسخ التهابي
مفصل نيز خفيف مي باشد. در راديوگرافي مفصل ضايعه خاصي ديده نمي شود و داروهاي NSAID تا حد
كمي موثر مي باشند در بعضي از
موارد، با تزريق داخل مفصلي گلوكوكورتيكوئيد درد را مي توان تسكين داد.
يك نوع
آرتريت ثانوي به عفونت HIV تحت عنوان Painful articular syndrome ـ مي باشد. اين
حالت در 10ـ0% از بيماران مبتلا به AIDS ديده مي شود. به صورت درد شديد و حاد در يك مفصل بروز مي كند.
عمدتاآرنج، زانو و شانه را درگير مي كند و 24ـ2 ساعت طول مي كشد و آنقدرشديد مي
باشد كه گاهي نياز به تزريق مورفين جهت تسكين درد دارند. علت آن نامشخص است.
احتمالا به علت درگيري مستقيم مفصل توسط ويروس HIV ايجاد مي شود.
عليرغم
افزايش عفونت هاي فرصت طلب، در افرادي كه معتاد تزريقي نمي باشند، آرتريت سپتيك
گاهي مشاهده مي گردد كه اكثرا به علت استافيلوكوك آرئوس و استرپتوكوك پنومونيه مي
باشد. آرتريت سپتيك به علت عفونت هاي سيستميك قارچي، مايكوباكتريايي بيشتر ديده مي
شود. آرتريت سپتيك در اين بيماران ممكن است از افراد معمولي كم سر و صداتر باشد
(1).
گزارشاتي
از واسكوليت لكوسيتوكلاستيك در زمينه مصرف Zidovudin ديده مي شود (4).
سندرومي
شبيه به سندروم شوگرن با نام لنفوسيتوز انفيلتراتيو دينوز در بيماران دچار عفونت
HIV گزارش شده است كه با بزرگي پاروتيدها و خشگي مخاط مراجعه مي كنند. سلول هاي CD8+T در
روند ايجاد آن دخيل مي باشند (5). بر خلاف شوگرن كلاسيك كه اكثر بيماران جنس مونث
دارند و آنتي بادي بر عليه Ro و La مثبت است اين بيماران جنس مذكر و آنتي Ro و آنتي La منفي مي
باشند.
عفونت HIV
شباهت زيادي با بيماريهاي اتوايميون دارد و ميزان بروز آنتي بادي هاي آنتي
فسفوليپيد، آنتي كارديوليپين، VDRL مثبت كاذب و آنتي كواگولانت هاي شبه لوپوسي در بيماران دچار عفونت
HIV در حدّ بالائي مي باشد. سندروم شبيه به لوپوس اريتماتو در بيماران دچار عفونت HIV گزارش شده است (1).
لاغري شديد
ناشي از عفونت هاي مكرر، بدخيمي ها، سوءجذب وسوءتغذيه، اغلب علت ضعف و ناتواني
بيماران دچار AIDS ميباشند. ضعف عضلاني ممكن است به علت درگيري سيستم عصبي مركزي و
محيطي ناشي ازعفونت ها و يا به واسطه درگيري نوروپاتيك ايمنولوژيك در اين بيماران
باشد (6). با اين وجود احتمال بيماري عضلات اسكلتي را نبايد ناديده انگاشت.
اختلالات عضلاني اختصاصي كه سبب ضعف عضلاني در بيماران دچار عفونت HIV مي شوند
عبارتند از:
ـ ميوپاتي HIV
ـ ميوپاتي زيدوودين (AZI)
ـ عفونت هاي عضلاني
ـ اختلالات عضلاني ديگر نظير رابدميوليز، لنفوم غيرهوچكين،
مياستني گراو، ميوپاتي (ROD) نمالين.
يك نوع
ميوپاتي شبيه به سندروم پلي ميوزيت ايديوپاتيك مي باشد. بيماران دچار ميالژي،
تندرنس عضلاني، ضعف عضلات پروگزيمال و قرينه با درگيري بيشتر اندام هاي تحتاني
مراجعه مي كنند. ميوپاتي ممكن است تظاهر اوليه بيماران دچار عفونت HIV باشد (7).
گاهي در بيماراني كه قبلا تشخيص AIDS داده شده است ميوپاتي بروز مي كند (8). پيدايش ميوپاتي با شدت
سركوب ايمني و يا سطح سلول هاي CD4+ ارتباط نـدارد (9). گاهي جهت تشخيص آن از ميوپاتي ناشي از زيدوودين، بايستي دارو
قطع گردد و پاسخ بيمار ارزيابي شود. آنزيم هاي عضلاني تا 10 برابر طبيعي در هر دو
اختلال بالا مي رود. EMG و بيوپسي عضله كمك كننده مي باشد.
در بيوپسي انفيلتراسيون سلول هاي
منونوكلئور عمدتا CD8+ و ماكروفاژهاي Endo mysial ديده مي شوند (9). استروئيدها با
دوز بالا همانگونه كه در درمان پلي ميوزيت ايديوپاتيك به كار مي روند در ميوپاتي
HIV نيز موثرند (8 ، 10).
يك نوع
ميوپاتي شبيه به ميوپاتي HIV و پلي ميوزيت ايديوپاتيك مي باشد. ميزان بروز ميوپاتي
زيدوودين بيشتر از ميوپاتي HIV مي باشد و در يك مطالعه 17% از بيماران كه AZT دريافت نموده
بودند، دچارميوپاتي شدند (11).
در بيوپسي
عضله دچار ميوپاتي زيدوودين، انفيلتراسيون سلول هاي التهابي ديده نمي شود. با قطع
دارو آنزيم هاي عضلاني و قدرت عضلاني معمولا در عرض 2ـ1 ماه به حد طبيعي بازمي
گردد (11). DDI و DDC درمان جايگزين مناسبي براي بيماران دچار
ميوپاتي ناشي از AZT مي باشند (12).
پيوميوزيت
ناشي از عفونت هاي باكتريال پيوژن در بيماران دچار عفونت HIV گزارش شده است. در پيوميوزيت،
عضلات اسكلتي به صورت فوكال گرفتار مي شود و تندرنس عضلاني، لكاليزه مي باشد. تورم
لكاليزه عضلاني بيشتر از ضعف عضلاني مي باشد (13).
عفونت
عضلاني ناشي از توكسوپلاسموز ممكن است شبيه به ميوپاتي AZT و HIV باشد. ضعف عضلاني منتشر، ذوب
عضلاني و تندرنس، شايع است و اغلب همراه با توكسوپلاسموز CNS مي باشد و سطح آنزيم هاي عضلاني بالا مي باشند.در
بيوپسي عضله التهاب با برتري سلول هاي نوتروفيل ديده مي شود و سرولوژي توكسوپلاسما
ممكن است مثبت باشد. اين بيماري به درمان استاندارد، پاسخ مي دهد (14).
نكروز
عضلات همراه با ميوگلوبينوري و نارسايي حاد كليه مي باشد.علل متعددي در بيماران
دچار عفونت HIV منجربه رابدوميوليز مي گردد :
·
رابدوميوليز همراه با HIV
·
رابدوميولز ناشي از داروي didanosine
·
رابدوميوليز به علت عفونت هاي فرصت طلب
لنفوم
غيرهوچكين ممكن است به صورت توده عضلاني دردناك و لكاليزه بروز كند. MRI به تشخيص افتراقي كمك مي كند. يافتن حلقه
Hyper intense در اطراف توده در T1-weighted image به نفع پيوميوزيت مي باشد،
درحاليكه درگيري وسيع بافت زير جلدي به نفع لنفوم و يا ساركوم كاپوزي مي باشد
(15).
مواردي از
ميوپاتي نمالين (Rod) در بيماران
دچار عفونت HIV گزارش شده است. در
بيوپسي عضله و در زير ميكروسكوپ الكتروني، اجسام نمالين فراوان يا ساختمان هاي
ميله اي شكل در فيبرهاي آتروفيك ديده مي شود (8).
|
1) Calabrese, H, Leonard,
Rheumatic aspects of human immunodeficiency virus infection and other immunodeficiencient states. in: Klippel, John, H, Deppe,
Paul, A. Rheumatology 1997: v.
2sec. 6, 7/1-7/12 2) Espinoza, LR. Retrovirus-associated rheumatic
syndromes. In Arthritis and
Allied Conditions. McCarty, DJ, Koopman, WJ (Eds). Lea & Febiger. Philadelphia 1993. 3) Berman, A, Reboredo, G, Spindler, A, et al.
Rheumatic manifestations in
populations at risk for HIV infection, J Rheumatol 1991: 18: 1564 4) Calabrese. LH. Vasculitis and infection with the
human immunodeficiency virus.
Rheum Dis Clin North Am 1991; 17:131
5) Itescu. S, Brancato, LJ, Winchester. R. A sicca svndorme in HIV infection: Association With
HLA-DR5 and CD8 lymphocytosis.
Lancet 1989: 466. 6) Dalakas. MC, Pezeshkpour, GH. Neuromuscular
discases associated with human
immunodeficiency virus infection. Ann
Neurol 1988: (Suppl): S38.
7) Glickstein, SL, Strickland, SR, Rusin, LH. Acute
myositis in a patient with the
acquired immunodeficiency syndrome.
Arthritis Rheum
1990; 33: 298. 8) Simpson, DM, Bender, AN. Human immunodeficiency virus
- :associated myopathy: Analysis
of 11 patients. Ann Neurol 1988
24:79. 9) Illa, I, Nsth, A, Dalakas, M. Immunocytochemical
and virological characteristics
of HIV - associated inflammatory
myopathies: Similarities with seronegative polymyositis. Ann Neurol 1991; 29: 474. 10) Dalakas, MC, Pezeshpour, GH, Gravell, M,
Sever, JL. Polymyositis
associated with AIDS retrovirus. JAMA 1986; 256:2381. 11) Peters, BS, Winer, J, Landon, DN, et al.
Mitochondrial myopalth
associated with chronic sidovudine therapy in AIDS. Q J Med 1993; 86:5. 12) Jay,
C, Ropka, M, Dalakas, MC. The drugs 2',3'-dideoxyinosine (ddI) and 2',3' - didexycytidine
(ddC) are safe alternatives in
people with AIDS with zidovudine- induced myopathy. J AIDS 1994; 7: 630. 13) Widrow. CA. Kellie, SM. Saltzman, BR, Mathur - Wagh,
U. Pyomyositis in patients with
the human deficiency virus; An
unusual form of disseminated bacterial infection. Am
J Med 1991: 91: 129. 14) Gherardi, R, Baudrimont, M, Lionnet, f, et al.
Skeletal muscle toxoplasmosis in
patients with acquired immunodeficiency syndrome: A clinical
and pathological study. Ann
Neurol 1992; 32: 535. 15) Fleckenstein, JL, Burns, DK, Murphy, FK, et al.
Differential diagnosis of
bacterial myositis in AIDS: Evaluation with MR imaging. Radiology 1991 : 179. 673 |
|
ضمائــم |
گفتــــــــــــــــــــــــار هــــــــــــــــا |
|
||||||||||||||||||||||