|
اپيدميولوژي باليني و كنترل بيماري هاي مرتبط با بيوتروريسم |
|||
|
كتاب دوّم / گفتار دوّم بيوتروريسم
از نظر طب رزمي
|
|||
|
عوامل مهم جذب
تروريست ها به بيوتروريسم برتريهاي سلاحهاي
بيولوژيك ، عاملي به عنوان يك تهديد اجتماعي سلاح هاي بيولوژيك
در ارتباط با تروريسم تروريست ها در ارتباط
با سلاح هاي بيولوژيك برنامه ريزي براي
مقابله با عمليات خرابكارانه بيولوژيك |
|||
|
دكتر محمد حسن شاه حسيني
بيوتروريسم و پتانسيل مرگ دسته جمعي آن يكي از مفاهيم جديد و
مهمي است كه اين روزها به طور روزافزوني در محافل علمي و نظامي مطرح مي باشد. درك
و فهم ضربات و آثار و عوارض شديد حمله هاي بيوتروريستي، براي جلوگيري از آسيب ها و
صدمات ناشي از اينگونه عمليات خرابكارانه ،امري بسيار ضروري و اجتناب ناپذير مي
باشد. كسب آگاهي و فهم كميت و كيفيت لطمات و صدمات اقتصادي، اجتماعي، رواني، درماني
و بهداشتي ناشي از حملات بيوتروريستي، به ما كمك مي كند تا بتوانيم پاسخ موثر و
مناسبي را به اينگونه عمليات بدهيم و لذا براي داشتن جواب مناسب و موثر، ضروري است
تا صدمات فرضي ناشي از اين عمليات را بررسي و سپس براساس اين پيامدها تصميم گيري هاي
مناسب را انجام دهيم. بنابراين در اين مختصر، راجع به ترور، بيوتروريسم، عوامل مهم
جذب تروريست ها به بيوتروريسم، تروريسم و تروريست ها برتري هاي سلاح هاي بيولوژيك،
سلاح هاي بيولوژيك در ارتباط با تروريسم، تروريست ها در ارتباط با سلاح هاي
بيولوژيك و برنامه ريزي براي مقابله با عمليات خرابكارانه بيولوژيك بحث گرديده
است.
واژه ترور (Terror) و تروريسم (Terrorism)
يك واژه و اصطلاح سياسي است و بسياري از انديشمندان قرن بيستم معتقدند كه اطلاق
كلمه ترور به حوادثي كه با اهداف غير سياسي رخ ميدهد نادرست است. در لغت نامه
روابط بين الملل در ذيل كلمه تروريسم آمده است كه “ ترور و تروريسم به
فعاليتهاي بازيگران دولتي و غيردولتي كه شيوه ها و تمهيدات خشن را در اعمال خود
براي رسيدن به اهداف سياسي به كار مي برند ، اطلاق مي شود”
بنا براين مي توان گفت كه ترور عبارت است از حذف حريف سياسي با هر شيوه ممكن .
ترور خود به دو گونه است : يكي ترور سرخ و ديگري ترور سرد. در ترور سرخ
فرد يا گروه تروريست مي كوشد تا با استفاده از سلاح گرم يا سرد به حذف فيزيكي رقيب
سياسي خود مبادرت ورزد. طبيعي است كه موفقيت يا عدم موفقيت اين نوع ترور بستگي به
نابودي يا عدم نابودي فرد مورد نظر دارد. اما در ترور سرد كه
همچون جنگ سرد است ، هدف نابودي فيزيكي حريف نيست، بلكه بدنام كردن او براي
جلوگيري از اقداماتش مورد نظر است. البته اين نوع ترور تنها به اهداف سياسي محدود
نمي شود و در عرصه هاي غير سياسي نيز به چشم مي خورد. مثلاً يك ورزشكار ، يك
بازرگان و يا يك هنرپيشه ممكن است براي حذف رقيب خود دست به تبليغات مسموم عليه وي
زند. اما بايد توجه داشت كه در بعد سياسي ترور سرد گاه خود مقدمه اي است براي ترور
سرخ. اما
در اين خصوص كه پديده ترور از چه زماني شكل گرفت و چه مرحله را طي كرد، بايد گفت
كه ترور تاكنون از سه مرحله تاريخي عبور كرده است .
مرحله اول از گذشته هاي بسيار دور تاريخي
آغاز مي شود به نوعي كه ترور را همزاد تشكيل حكومت و دولت مي دانند . يعني از زمان
تشكيل حكومت ، مفهوم ترور ، هميشه در جوار فعاليت هاي سياسي خود نمايي مي كرده
است. شايد اولين نهاد تروريستي كه در تاريخ به ثبت رسيده ، نهاد تروريستي فيثاغورث
باشد. وي كه در قرن ششم پيش از ميلاد مي زيست، سخنگوي جناح آريستوكرات يونان بوده
و به دنبال مبارزه با طالس رهبر جناح دموكرات و شكست از او ، به سيسيل گريخت و در
آنجا گروه هاي خرابكاري متشكل از جوانان را ترتيب داد كه به آتن رفته و دست به
ترور و خرابكاري بزنند. در تاريخ خود ما هم مي توان
نمونه هايي از ترور را در عهد باستان سراغ گرفت. در اين دوره اگرچه ترور به صورت
يك اقدام سياسي و با اهداف سياسي عمل مي كند، اما سازمان يافته نيست و بيشتر
انگيزه ها و محرك هاي فردي باعث بروز آن مي شود.
مرحله دوم از انقلاب فرانسه آغاز مي شود و در
واقع واژه تروريسم به مفهوم نوين آن زاييده انقلاب فرانسه است. در اين انقلاب ،
ترور دو بعد پيدا كرد، يكي بعد عملي و ديگري بعد رواني . بعد عملي ترور ناظر بر
همان مقطعي است كه ترور روي مي دهد و شخص مورد نظر حذف فيزيكي مي شود. اما بعد
رواني آن برخاسته از يك رشته عواطف و احساساتي است كه جامعه را متأثر مي كند. اين
بخش از ترور بسيار اهميت دارد و باعث ايجاد ناهنجاري هاي رواني و رعب و وحشت در
جامعه مي شود و سازمان سياسي را نيز تحت تأثير قرار ميدهد. از انقلاب فرانسه به
بعد سازمان هاي تروريستي در اروپا شكل مستقل و گسترده اي به خود گرفتند. مانند
گروه كاربونري ها در ايتاليا كه به
دنبال وحدت آن كشور بودند، جنبش بورشن شافت يا انجمن دانشجويان وحدت طلب آلماني در
دانشگاه اينا و جنبش دانشجويي يوگسلاوي، كه اين گروه اخير با ترور وليعهد اتريش در
سارايوو آتش جنگ جهاني اول را شعله ور ساختند . در هر صورت نيمه دوم قرن نوزدهم در
اروپا عصر جديد تروريسم است كه با اهداف كاملاً سياسي و به صورت سازمان يافته عمل
مي كند و به صورت يك مفهوم سياسي وارد واژگان سياسي مي شود. در همين مرحله ترور به
عنوان يك مكتب و يك نظر گاه مطرح مي شود و در كنار آنارشيسم ، نهيليسم قرار مي
گيرد .
مرحله سوم بسط و گسترش تروريسم از نيمه قرن
بيستم آغاز مي شود و تروريسم ضمن مجهز شدن به روش ها و ابزارهاي نوين و پيچيده ،
گاه به عنوان يك اقدام انقلابي مشروعيت سياسي پيدا مي كند و حتي ترور ، قالب دولتي
نيز پيدا مي كند و بسياري از دولت ها براي رسيدن به مقاصد خود از آن بهره مي برند.
خانم شانتال(Schantal)
فيلسوف و مورخ فرانسوي در مقدمه كتاب خود
تحت عنوان، تاريخ انديشه سياسي در غرب به طور مفصل درباره ترور بحث مي كند و معتقد
است كه قرن بيستم اصولاً قرن ترور است ، زيرا در اين قرن تفكر ماركسيستي ، سطح
ملاحظات اخلاقي را در جامعه بين المللي پايين
آورد .ماركسيسم موجوديت و بقاي خود
را در گرو خشونت مي ديد و بنابراين در دوره اي كه بر بخش وسيعي از جهان سلطه پيدا
كرد، خشونت و در اوج آن ترور را نيز همراه آورد. در صورت زماني كه دولت ها خود
تشكيل دهنده سازمان هاي تروريستي شدند، مفهوم ترور يكي از اجزاء تشكيل دهنده حكومت
ها شد و به ويژه در بين كشورهاي جهان سوم ترور در نيمه دوم قرن بيستم از يك نوع
حقانيت و مشروعيتي برخوردار شد. با اين تعريف ، هرگونه حركت قهرآميز براي رفع سلطه
بيگانه ، مظهري از مظاهر تروريسم تلقي مي شود و طبيعتاً بار منفي پيدا مي كند. اما
آيا واقعاً اين طور است و نبايد تفكيكي بين جنبش هاي رهايي بخش و تروريسم قائل شد؟
البته بايستي كه بين اين دو مقوله تفكيك قائل شد. اما در هر حال در اين مورد نظر
واحدي وجود ندارد در سال 1989 و در اجلاس سالانه مجمع عمومي سازمان ملل موضوع
تروريسم مورد بحث نمايندگان كشورها قرار گرفت و به طور مشخصي دو نظر درباره آن
مطرح شد. كشورهاي غربي با هرگونه ترور تحت هر عنواني مخالفت مي كردند و آن را موجب
برهم خوردن نظم جهاني مي دانستند ، اما در مقابل كشورهاي غير متعهد و از جمله
جمهوري اسلامي ايران ضمن محكوم كردن ترور دولتي ، معتقد بودند كه بايد حركت هاي
آزادي بخش براي رهايي از سلطه خارجي را از تروريسم جدا كرد و ملت هاي تحت سلطه
مجاز به استفاده از شيوه هاي انقلابي براي رهايي از سلطه خارجي هستند. همين اختلاف
ديدگاه موجب شد كه مجمع نتواند در اين خصوص به نتيجه مشخصي دست يابد.
ترور به معناي ترس زياد و وحشت است. و تروريست(Terrorist) كسي است كه مي خواهد از طريق ارعاب ، تهديد و ايجاد ترس و وحشت
در مردم بر آنها حكومت نمايد. فعاليت هاي تروريستي ، خصوصاً در سالهاي اخير ،
باعث غمگين و رنجور كردن بخش مهمي از جمعيت دنيا گرديده و اهالي بسياري از كشورها
و مناطق ، رنج و درد اين نوع اعمال غيرانساني را با بردباري تحمل نموده اند. از
سال 1980 تا سال 1990 نزديك به 6000 رويداد تروريستي در سرتاسر دنيا اتفاق افتاده
كه در نتيجه آن 4000 انسان كشته و بيش از 11000 نفر زخمي گرديده اند.(1) از زماني
كه تروريست ها توانسته اند خود را به سلاح هاي نيرومندتر و جديدتر تجهيز نمايند
توانايي ايجاد آسيب هاي عظيم و صدمات فراوان آنها هم بيشتر گرديده است. توسعه
تروريسم به واسطه دولت هاي كمك كننده به اين نوع فعاليت هاي تروريستي در ساليان
اخير بسط فراواني پيدا كرده است ، خصوصاً فعاليت هاي كشورهاي پشتيباني كننده به
تروريسم در تحقيقات و توسعه ( R & D ) ، در علومي همچون ميكروبيولوژي ، بيوتكنولوژي و شيمي باعث
ايجاد انواع جديدي از فعاليتهاي تروريستي همچون بيوتروريسم(Bioterrorism) ، شيميوتروريسم (Chemoterrorism)، و غيره گرديده است. (2) به طور
مثال كشوري مانند عراق با آن سابقه روشن در تجاوزگري ، بعد از سالها تحقيق و توسعه
موفق به ساخت سلاح هاي شيميايي گرديد. بعلاوه برنامه تهاجمي سلاح هاي بيولوژيك
عراق بر همه جهانيان در چند ساله اخير مشهود و آشكار گرديده است (3). در عين حال
كشورهايي مانند آمريكا و رژيم صهيونيستي از چندين دهه قبل به اين طرف در زمينه اين
نوع سلاح ها تحقيقات فراوان داشته و از كشور هاي پشتيباني كننده انواع تروريسم و
همينطور مظهر تروريسم دولتي مي باشند . به اعتقاد يك روزنامه نگار انگليسي بنام
كريس رييد ، وحشت آفريني دولت آمريكا از حمله با سلاح هاي بيولوژيك به وسيله برخي
كشورها يا گروه ها در واقع تلاشي براي پنهان كردن چهره هاي اصلي مقصر در توليد و
آزمايش اينگونه سلاح ها است. روزنامه گاردين در تحليلي درباره خبر دستگيري چندي
قبل دو آمريكايي در ارتباط با طرح آزادسازي عامل بيماري آنتراكس در نيويورك و
همزمان با اوجگيري بحران عراق مي نويسد: اين در واقع خود دولت آمريكا است كه
احتمالاً به چنين اقداماتي دست ميزند . در سال 1976 فاش شد كه 10 سال قبل از آن
تاريخ، واحد سلاح هاي ميكروبي دولت آمريكا ، يك نوع باكتري را به منظور مشاهده
نحوه انتقال و گسترش آن در داخل تونل هاي زيرزمين شهر نيويورك رها كرده بود.
ظاهراً اين آزمايش هيچ قرباني نداشته است. در سال 1950 نيز يك كشتي مين جمع كن در
سواحل سانفرانسيسكو نوعي ديگر از باكتري را در فضا رها ساخت. در اين آزمايش
احتمالاً 13 نفر جان باخته اند. ارتش امريكا در فاصله زماني 1950 تا 1966 نيز
باكتري هاي مختلفي را به منظور آزمايش در مناطق كي وست، فلوريدا ، شهرپاناما و
پايگاه هايي در كاليفرنيا ، آلاباما و پنسيلوانيا رها كرده بود و نهايتاً دستور
اجرايي رئيس جمهوري باعث تعطيل اين آزمايش ها گرديد. كريس رييد نويسنده اين مقاله
مي افزايد كارشناسان امنيتي كه مردم را در مورد تهديد سلاح هاي بيولوژيك تروريست ها
به وحشت مي اندازند، در مورد تاريخچه آزمايش هاي بيولوژيك دولت آمريكا سكوت مي
كنند. به طور خلاصه دولت آمريكا با وحشت آفريني از سلاح هاي ميكروبي ، روي اقدامات
خود براي ساخت اين نوع سلاح ها سرپوش مي گذارد.
سئوالي كه اينجا مطرح است اين است كه آيا سازمان هاي تروريستي
و حاميان اين سازمان ها ، جهت دامن زدن و گسترش اضطراب و تشويش عمومي، دسترسي به
اين نوع سلاح هاي بيولوژيكي دارند يا خير ؟ اين سئوال در ساليان اخير بندرت در
مقالات مورد بحث واقع شده است. در سال 1978 دانشمندي بنام مولن (Mullen)،
انواع جديد تهديدهاي هسته أي ، شيميايي و سلاح هاي بيولوژيك را مورد ارزيابي قرار
داد. دانشمند فوق با تجزيه و تحليل اين تهديدها نتيجه گيري كرد كه از ميان سه
تهديد تروريستي فوق الذكر ، تهديد بيولوژيكي از همه ساده تر و علمي تر مي باشد، معذالك
، برخي گروه هاي تروريستي بدليل داشتن آرمان هاي انساني ، بشر دوستانه و اجتماعي
دست به اين چنين كارهايي نخواهند زد از طرف ديگر بسياري از گروه هاي تروريستي
معاصر هم فاقد مهارت هاي تكنيكي لازم براي بكارگيري چنين سلاح هاي بيولوژيك در عمليات
تروريستي مي باشند.
برخي معتقدند كه بعضي از گروه هاي تروريستي اگر اراده نمايند
در مدت كوتاهي توانايي هاي لازم براي به دست آوردن و استفاده از سلاحهاي بيولوژيك
و شيميايي را دارا ميباشند . افرادي مانند هورويتز(Hurwitz) معتقدند
كه تروريست ها بدليل اينكه كاربرد اين نوع سلاحها باعث بيزار كردن مردم و حتي
طرفدارانشان از آن ها مي گردد دست به استفاده ( در صورت داشتن ) نخواهند
زد با اين حال اين احتمال هميشه وجود دارد كه در شرايط خاصي مورد استفاده قرار
بگيرند. نظر دوم توسط بسياري از صاحبنظران ديگر همانند مك جورج(McGeorge) منعكس گرديده است. و بالاخره برخي مانند هاكس سول
(5)Huxsoll ، پاتريك(Patrick)
و پارات(Parrotte) نتايج يك حمله
بيولوژيك به وسيله نيروهاي نظامي و تروريست ها را
برروي انسان ، حيوان و گياهان و همينطور عواقب اجتماعي _رواني
و درماني _ بهداشتي
را مورد ارزيابي و بررسي قرار داده اند. بدون وارد شدن در جزئيات مي توان به جرأت
گفت كه بدست آوردن و كاربرد سلاحهاي بيولوژيك براي تروريست ها امري
امكان پذير و عملي مي باشد.
از
عوامل مهمي كه باعث شده دولت ها و نيز گروه ها و افراد
جذب سلاح
هاي بيولوژيك و بكارگيري آن در عمليات خرابكارانه و
بيوتروريستي گردند موارد زير را مي توان ذكر نمود :
1 ـ براي توليد و بكارگيري سلاح هاي
بيولوژيك داشتن علوم و مهارت هاي نسبي ميكروبشناسي كافي است. به
عبارت ديگر حتي در كشور هايي هم كه از لحاظ علم ميكروبشناسي خيلي پيشرفت نداشته
اند ساخت اين نوع سلاح ها عملي است. همينطور افراد و گروه هايي
هم كه روي اين مسئله كار مي كنند مي توانند اقدام به ساخت سلاح هاي
بيولوژيك براي عمليات خصمانه و خرابكارانه نمايند.
2
ـ بزرگترين سد يا مانع براي مسلح شدن به اينگونه عوامل بيولوژيك ، شايد عدم دسترسي
آسان به اين عوامل باشد كه آنهم غير ممكن نيست و هر كشور ، گروه يا فردي با سعي و تلاش مي تواند به عوامل بسيار
ويرولان دلخواه دسترسي پيدا كند. به طور مثال مي توان اين عوامل را از بيماران جدا
و غربال كرد و يا با استفاده از علم مهندسي ژنتيك و دستكاري هاي
ژنتيكي به سويه هاي بيماريزاتر دسترسي پيدا كرد.
3
ـ توليد سلاح هاي بيولوژيك از لحاظ قيمت بسيار ارزان است و وسائل پخش كننده اين
عوامل به صورت افشانه (آئروسل) هم از طريق منابع تجارتي براحتي قابل تهيه است .
بسياري از دستگاه هاي پخش كننده را مي توان به راحتي براي پخش عوامل بيولوژيك
تغيير كاربري داد.
4
ـ فعاليت هاي بيوتروريستي در محيط شهرها ، بدون اينكه جابجايي زيادي براي عوامل
بكار رونده حادث شود ، به راحتي و آساني قابل انجام مي باشد ، لذا مي توان از كشت هاي
تازه عوامل ميكروبي در اينگونه عمليات خرابكارانه (يا بيوتروريستي) استفاده نمود .
اين مسئله از اين جهت مهم است كه نگهداري و انبار كردن و همينطور جابجايي زياد
عوامل بيولوژيك باعث كاهش قدرت زنده ماندن و حِدّت بيماريزايي سوش هاي ميكروبي مي
گردد.
5
ـ بعلاوه بيوتروريست ها نيازي به دانستن مختصات دقيق محل يا نقطه هدف همينطور
نتايج قابل پيشگويي ندارند و از اين جهات به هيچوجه تحت فشار و تحميل نيستند .
براي سادگي مطلب مي توان تروريسم را به دو دسته تقسيم بندي
نمود.
اين نوع تروريسم يا توسط گروه هاي تروريستي تحت كنترل يك يا
چند كشور انجام مي شود و يا توسط يك دولت يا كشور به طور مستقيم انجام مي پذيرد
اين شق جديد را تروريسم دولتي (Governmental Terrorism)هم مي
گويند. تروريست هاي تحت كنترل كشورها، از مراكز فرماندهي خودشان در كشور كمك كننده
دستور گرفته و به طور معمول ، اين دستورات را به شكل عمليات تروريستي و خرابكارانه
در كشورهاي ديگر به مورد اجزا ميگذارند طيف فعاليت هاي اين نوع تروريست ها بسيار
متفاوت است از آدمكشي و ترور كردن مخالفين گرفته تا خرابكاري و انفجار در تأسيسات
و… كه همه براي تغيير سياست كشور
حريف بكار مي رود. در طي سال هاي اخير از اين نوع حوادث تروريستي بسيار ديده شده
است. البته برخي فعاليت هاي تروريستي هم وجود دارد كه توسط نيروهاي نظامي يا
امنيتي يك كشور ، و بر عليه كشور ديگر انجام مي پذيرد، كه اين نوع اخير مورد بحث
در اين نوشتار نمي باشد.
اين نوع تروريسم، شامل فعاليت هاي خرابكارانه يك گروه غير
دولتي بر عليه گروه هاي ديگر يا رژيم حكومتي يك كشور مي باشد. جايي كه اين نوع
تروريسم متأثر از مليت و احساسات ملي حداقل دو كشور يا ملت باشد ما اصطلاحاً به آن تروريسم
قومي گوييم . تروريسم مستقل را مي توان به سه نوع تقسيم
بندي كرد البته لازم به ذكر است كه اين تقسيم بندي داراي حدود و ثغور مشخص نمي
باشد و نمي توان مرزهاي اين سه نوع تروريسم مستقل را به طور كامل و روشن مشخص نمود.
اين سه نوع عبارتند از :
A) تروريست هاي آنارشوكمونيست يا تروريست
هاي كمونيست هرج و مرج طلب
B ) تروريست هاي نئو فاشيست
وC) تروريست هاي
قومي تجزيه طلب
در تئوري ، عوامل بيولوژيك، قويتر و مهلك تر از عوامل شيميايي
يا توكسين ها مي باشند. مدعاي اين امر ، آمار و ارقامي است كه متخصصين براساس
شواهد و قراين علمي و همينطور مطالعات تجربي بدست آورده اند. اين متخصصين ارزيابي
كرده اند كه آشاميدن 100 ميلي ليتر از يك آب آلوده به عوامل زير باعث ايجاد بيماري
سخت و شديد و حتي مرگ در مصرف كننده مي گردد. فرضيات ادعاي بالا عبارتند از :
1
ـ آلوده كردن يك مخزن حاوي 5 ميليون ليتر آب
2
ـ اضافه كردن يكي از عوامل زير به اين مقدار آب:
نيم
كيلوگرم سالمونلا تيفي عامل بيماري تب تيفوئيد
پنج
كيلوگرم سم بوتولينوم باكتري كلستريديوم بوتولينوم (بشكل خام)
پنج
كيلو گرم ماده LSD
هفت
كيلو گرم آنتروتوكسين استافيلوكوك آرئوس
پنج
تن عامل شيميايي عصبي .
بسياري از صاحب نظران و كارشناسان نظامي براين تصور هستند كه
سلاح هاي بيولوژيك با وجود اينكه تا به امروز صرفاً به صورت پراكنده و محدود و
بسياري اوقات آزمايشي مورد استفاده قرار گرفته اند اما داراي امتيازاتي نسبت به
ديگر سلاح هاي كشتار جمعي (مانند سلاح هاي شيميايي و اتمي) مي باشند اين امتيازات
عبارتند از :
1
ـ تشخيص و شناسايي عوامل بيولوژيك به آساني مقدور نيست و با حواس پنجگانه قابل
دريافت نيستند. با تجهيزات و امكانات پيشرفته امكان بررسي و شناخت آنها وجود دارد
كه اين شناسايي نيز مدتي طول مي كشد و در طي اين مدت احتمالاً عامل اثر خود را كه
همان بيماري است به وجود خواهد آورد.
2
ـ براي انجام يك حمله بيولوژيك الزامي نيست كه مقادير بسيار زياد از عوامل استفاده
شود . به عبارت ديگر از آنجايي كه عوامل بيولوژيك خود تكثير حاصل كرده و زياد مي
شوند ، لذا مقدار بسيار اندكي از آنها براي رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده كفايت
مي كند.
3
ـ پخش عوامل بيولوژيك توسط نيروهاي نفوذي (ستون پنجم) در عمليات خرابكارانه براحتي
امكان پذير مي باشد.
4
ـ دفاع در برابر عوامل بيولوژيك بسيار مشكل است اين مشكل در كشورهايي كه از نظر
سازماندهي و سرويس هاي بهداشتي ـ درماني در درجات پايين قرار دارند (كشورهاي در
حال توسعه) بسيار حادتر است. چگونه مي توان ميليون ها نفر را براي واكسيناسيون
سريع و ضربتي و يا درمان، سازماندهي كرد .
5
ـ سلاح هاي بيولوژيك و تا حدودي سلاح هاي شيميايي خسارات چنداني به موارد غير
بيولوژيك وارد نمي سازند.
6
ـ براي ساخت ، توليد، انبار و ذخيره سازي سلاح هاي اتمي و حتي سلاح هاي شيميايي
نياز به وجود تآسيسات بزرگ مي باشد و عملاً ساخت و آزمايش اين گونه سلاح ها در خفا
و پنهاني ممكن نيست ، اما سلاح هاي بيولوژيك در خفا و تحت پوشش تحقيقات آزمايشگاهي
، بيولوژيكي ، ميكروبشناسي و غيره انجام مي شود.
7
ـ اثر عوامل بيولوژيك آني و فوري نمي باشد. اين دوره كمون يك برتري را براي اين
سلاح ها به وجود آورده از اين نظر كه هدفهاي مورد اصابت ، تا مدت ها بعد از حمله
مشخص نخواهد شد.
8
ـ استفاده از عوامل بيولوژيك در داخل مناطق دشمن به آساني مقدور بوده ، اما مشكل
بتوان ثابت كرد از عوامل بيولوژيك استفاده شده است. لذا اين امتياز باعث شده است
كه از اين سلاح ها در زمان صلح ظاهري در عمليات تروريستي بهره برداري شود .
9
ـ سلاح هاي بيولوژيك مي توانند ( نه ضرروتاً ) اثرات ثانويه اي را به دنبال داشته
باشند. مثلاً يك عمليات كوچك بر عليه يك هدف موضعي و محلي مي تواند يك بيماري
اپيدميك گسترده ببار آورد .
10
ـ سهولت و ارزاني توليد مقادير كم آنها به سرعت و با امكانات بسيار ناچيزي امكان
پذير مي باشد.
11
ـ توليد مقادير زياد فرآورده هاي بيولوژيك از پيچيدگي تكنيكي بيشتري برخوردار است
اما با توجه به اينكه امروزه در تمام جهان طرحهاي بزرگي براي توليد انبوه باكتري ها
، ويروس ها و قارچ هاي مورد نياز صنايع داروسازي ، واكسن و … در حال اجرا مي باشد. به نظر مي رسد كه توليد انبوه نيز براي همه
كشورها و برخي گروه ها امكانپذير باشد.
مطالب فوق الذكر، مزاياي تئوريك جنگ بيولوژيك بر جنگ شيميايي و
هسته أي مي باشد و اما در صحنه نبرد مسائل ديگري مطرح مي شود كه نوعاً مي تواند
بعضي از اين مزايا را تحت الشعاع قرار دهد. به طور مثال ارتش ژاپن از قبل از جنگ
جهاني دوم به رهبري ژنرال ايشي (Ichi ) توفيقات زيادي در امر تحقيق و توسعه سلاح هاي بيولوژيك بدست
آورد. در اين راه پول هاي زيادي خرج شد و تلاش زيادي به عمل آمد اما وقتي كه ژاپني
ها اين سلاح ها را بر عليه ارتش و سربازان چيني و روسي بكار بردند. پيروزي هاي
ناچيزي براي آنها حاصل شد. حملات بيولوژيك ژاپني ها موجب ابتلاء چندين هزار نفر از
مردم عادي گرديد و تلفات فراواني به آنها وارد نمود ، به ويژه آنهايي كه از سرويس هاي
پزشكي ـ بهداشتي ، محرومتر بودند از اين بابت خسارات و تلفات بيشتري ديدند.
اولين سئوالي كه در ابتداي اين بحث مطرح است اين است كه آيا
عوامل جنگ هاي بيولوژيك در نزد تروريست ها ، مسئله بي اهميت و بي فايده أي است ؟
جواب خير مي باشد ، به عبارت ديگر اهدافي كه تروريست ها دنبال
مي كنند به غير از اهداف نظامي مي باشد و به طور قابل توجهي فرق مي كند. سلاح هاي
بيولوژيك بدليل توانمندي ها و راهكارهايي كه براي تروريست ها ايجاد مي كنند بسيار
مورد توجه مي باشند . از جمله مي توان موارد زير را به عنوان مزيت هاي سلاح هاي
بيولوژيك در عمليات تروريستي ذكر نمود :
1)
عوامل بيولوژيك در مقادير بسيار كم ، در حد بالائي كشنده مي باشند.
2)
براحتي مي توان آنها را پنهان كرد و بسادگي منتقل نمود.
3)
براحتي مي توان آنها را آماده نمود و به وسيله افرادي كه آموزش مختصري ديده اند
بكار برد.
بنابراين برخلاف عوامل شيميايي ، سلاح هاي بيولوژيك براحتي مي
تواند در دست تروريست ها قرار گرفته و براي كشتار دسته جمعي بكار رود. نكته ديگر
اين است كه برخي از عوامل بيماريزا و منتقله به وسيله غذا و آب مانند سالمونلا ، شيگلا و استافيلوكوك آرئوس هر روزه درآزمايشگاه
هاي تشخيص طبي جدا مي گردند. از طرف ديگر كشت اين عوامل كاري مشكل نيست و حتي به
وسيله يك تكنسين در هر آزمايشگاه تشخيصي ميكروبيولوژي ، عملي است. انتقال و انتشار
اين عوامل در مخازن آب امري ساده و عملي است. بنابراين يك حمله كوچك بيوتروريستي
با عوامل بيولوژيك مي تواند باعث آسيب هاي مهم و جبران ناپذيري گردد البته بسياري
هم معتقدند كه يك حمله كوچك نمي تواند باعث اثرات و آسيب هاي مهمي گردد كه البته
اين مسئله محل تأمل و شك دارد. پردازش باكتري هاي بيماريزا و پر حدتي كه از طريق
هوا و به شكل افشانه مي توان پخش نمود – براي
مثال فرانسيسلا تولارنسيس (عامل بيماري تولارمي) يا باسيلوس آنتراسيس ( عامل بيماري سياه زخم يا شاربن
) – توسط يك آزمايشگاه پايه
ميكروبيولوژي كلينيكي عملي است ، اما اين كار، عملي سخت است و نياز به نظارت يك
باكتريولوژيست مجرّب دارد. اين عامل بيماريزا را مي توان به راحتي از بيمار يا
محيط جدا نمود، يا بسادگي از بانك هاي ميكروبي يا كلكسيون هاي كشت ابتياع نمود.
توليد در مقياس بالاي اين ارگانيسم ها مشكلات تكنيكي خاصي در حال حاضر ندارد اما
نياز به دقت بالا و مراقبت فراوان دارد. طراحي و ساخت ابزار آلات مفيد و موثر براي
انبارداري سالم و حمل عوامل بيماريزا و رهايش قابل اطمينان آنها به طور نسبي مشكل
است ، علي الخصوص اگر هدف كاركردن در مقياس بالا باشد. در مقياس كوچك ، مشكلات
بدليل استفاده از دستگاههاي فريز ـ دراي براي ليوفيليزه
كردن كه در صنعت بسيار متداول است ، كاهش فراواني مي يابد. به وسيله اين دستگاه مي
توان عاملي مثل باسيلوس آنتراسيس را در يك ويال شيشه أي كوچك سر بسته به راحتي حمل
و نقل نمود .
ويروس هاي بيماريزاي منتقله از طريق هوا ، يكي از كشنده ترين سيستم
هاي جنگ افزار بيولوژيك ميباشند . توليد در مقياس بالا ، بسته بندي و ذخيره ويروس ها
كاري مشكل ، طاقت فرسا نيازمند توان بيوتكنولوژيكي پيشرفته مي باشد. لذا اين
توانمندي ها خارج از توانايي بسياري از گروه هاي تروريستي و دولت هاي پشتيباني
كننده آنها مي باشد.
مي دانيم كه تروريست ها به طور معمول نسبت به ميثاق انساني و
شرايط جنگ واقعي نسبتاً بي تفاوت مي باشند لذا دريافته اند كه سلاح هاي بيولوژيك
با نفس عمل آنها تطابق فراواني دارد يعني اينكه اين عوامل مي توانند باعث ايجاد رعب
و اثرات رواني ـ اجتماعي در بين مردم گردند (12). در زمان حاضر دسترسي به تكنولوژي
هاي مخرب و مدرن براي افراد و گروه ها عملي است . همين تكنولوژي ها به تروريست ها
اجازه مي دهد كه از فاصله هاي بسيار دور اينگونه عمليات را هدايت كنند و در عين
حال از عواقب نامطبوع و نكبت بار اعمال خود دور بمانند . كار گذاري بمب در
هواپيماها ، پخش گاز از طريق هواپيما ، و پخش عوامل بيولوژيك به طرق مختلف، همه از
مصاديق اينگونه عمليات مي باشد. يكي از مزاياي كاربرد سلاح هاي بيولوژيك در عمليات
خرابكارانه و تروريستي فاصله بين كاربرد و ايجاد علائم بيماري در افراد در معرض
خطر مي باشد. اين زمان انكوباسيون يا دوره نهفته از ساعت ها تا روزها به طول مي
انجامد و باعث ايجاد يك وقفه بين تظاهر و تجلي عواقب و آغاز حمله مي گردد. سئوالي
كه اينجا مطرح مي شود اين است كه چرا تا به حال تروريست ها از اين عوامل در عمليات
تروريستي – با علم به اينكه تروريست ها
اينگونه سلاح هاي بيولوژيك را پذيرفته اند استفاده ننموده اند ؟ دلايل مختلفي وجود
دارد كه در ذيل به اختصار بيان مي گردد.
يكي از دلايل ، كم شدن توجه و هوشياري عمومي نسبت به سلاح هاي
بيولوژيك، بعد از تحريم اين نوع سلاح ها در سال 1969 و كنوانسيون سلاح هاي
بيولوژيك 1975 مي باشد . از سال
1970 تا اواسط دهه 80 توجه عمومي
نسبت به اين نوع جنگ افزار به طور قابل ملاحظه أي كم شده بود. بنابراين شايد
رهبران تروريست ها ، در طول اين سالها اطلاعات كمي از اين نوع عوامل داشته اند
.(6)
دانشمندي بنام مولن
معتقد است كه سازمان هاي تروريستي فاقد توانائي هاي تكنيكي
براي به دست آوردن ، سلاحي كردن و نگهداري و كاربرد عوامل بيولوژيك مي باشند .
دليل اين عدم توانايي هم عبارت است از 1-2 : اعضاء گروه هاي تروريستي هيچ گونه
آموزشي درباره اين عوامل ندارند. 2-2 : كشورهاي كمك كننده به تروريست ها فاقد
مهارت و ابزار آلات كافي براي توسعه سيستم هاي جنگ بيولوژيك مي باشند . اما
كشورهاي ملقب به تروريسم دولتي مانند اسرائيل واجد همه نوع امكانات لازم از جهت ابزار آلات عوامل بيماريزا مي
باشند و مي توانند خود اين عوامل را بكار گيرند و يا آنها را در اختيار گروه هاي
تروريستي بگذارند.
به نظر بسياري از محققين كاربرد و تأثير اين نوع سلاح ها در
كشورهاي توسعه يافته يا پيشرفته، جاي تأمل دارد. به عبارت ديگر عمليات تروريستي با
اين سلاح ها اثرات كمي در كشورهاي توسعه يافته دارد. مسائل ديگري همچون عوامل
محيطي كه باعث مرگ و از بين رفتن عوامل بيولوژيك بيماريزا مي گردد، ميزان حفاظت و
حضور نگهبان ها در محل هاي حساس براي خرابكاري و بسياري مسائل ديگر باعث بكارگيري
محدود اين عوامل مي گردد. (1)
نسل قديمي رهبران گروه هاي تروريستي نسبت به رهبران حاضر اين
گروه ها ، به طور نسبي در توسل به زور و تهديد، محافظه كارتر بودند . به طور مثال
در يك مطالعه بر روي گروه هاي تروريستي تركيه نشان داده شد كه نسل اول رهبران
اينگونه گروه هاي تروريستي (به طور تقريب بين سالهاي 1970 الي 1972 ) ، محافظه
كارتر و كمتر اعمال تهديد و زور نموده اند. رهبران جديد گروهكهاي تروريستي ، به
طور نسبي افرادي تحصيل كرده تر و اغلب آشنا به علوم سياسي ميباشند ، و قاعدتاً اين
آگاهيها باعث آشنا بودن اين رهبران با قوانين جنگ و ميثاق انسانيت خواهد بود اما
همين آگاهيها به علوم ، و علم بر نتايج كاربرد اين عوامل ،ممكن است كه آنها را بر
خلاف عقيده يا مرام خود ، به كاربرد آنها در عمليات خرابكارانه سوق نمايد (1).
به طور خلاصه دلايل استنباط شده در ارتباط با عدم كاربرد سلاح
هاي بيولوژيك توسط تروريست ها مربوط است به خود اين سلاح ها ، به عبارت ديگر
تروريست ها هنوز با اين سلاح ها خوب آشنا نشده اند و يا بعضي از آنها اصلاً اطلاعي
از وجود اين نوع سلاح ها ندارند . اين بي اطلاعي و بي خبري وجود دارد زيرا بسياري
از گروه هاي تروريستي و همينطور كشورهاي پشتيباني كننده آنها ، فاقد مهارت تكنيكي
در ميكروبيولوژي كاربردي مي باشند. البته ملاحظات و فشارهاي حقوقي
و اخلاقي كاربرد سلاح هاي كشتار جمعي ، عامل بالقوه أي است كه بر روي رهبران
تروريست ها به عنوان يك عامل بازدارنده عمل مي نمايد.
تروريست هاي تحت كنترل كشورها ، نسبت به ديگر گروه هاي
تروريستي دسترسي بيشتر ي به سلاح هاي بيولوژيك و شيميايي دارند علت آ
ن دسترسي
اينگونه گروه هاي تروريستي به منابع تكنيكي و امكانات كشور كمك كننده مي باشد، ولي
نكنه قابل توجه اين است كه سياست هاي عملي ايجاد ترور و وحشت ، در مورد گروه هاي
تروريستي وابسته به كشورها، به مقدار زيادي تحت تأثير سياست هاي كشور كمك كننده مي
باشد. برخي شرايط مي تواند اين گروه هاي تروريستي را به طرف يك حمله بيولوژيكي
تروريستي سوق دهد. گروه هاي تروريستي تحت نفوذ كشورها ، عموماً شامل افراد و گروه
هاي تبعيد شده يا رانده شده از يك كشور به كشور ديگر مي باشند. اگر كشورهاي كمك
كننده به اين گروه هاي تروريستي تحت كنترل، هدفي در كشور مزبور داشته باشند، آن را
از طريق اين نوع گروه ها مورد هجوم قرار مي دهند . برخي از كشورها مانند امريكا،
بسياري از دول اروپايي ، عراق ، افغانستان ، و…. پناهگاه گروه هاي تروريستي وابسته، بوده يا مي باشند . كشورها و
گروه هاي تروريستي وابسته اگر بتوانند يك هدف تعريف شده و جمعيت ساكن در يك منطقه
خاصي را تحت حمله قرار دهند ، بدون اينكه خود صدمه أي از اين بابت ببينند قطعاً
اين كار را انجام مي دهند. از اين طريق كشورهاي كمك كننده بدون اينكه خود وارد جنگ
از طريق ارتش هاي منظم گردند لطمات و آسيبهاي جبران ناپذيري را به كشور مورد نظر
وارد مي كنند. بدين دلايل تروريست هاي تحت كنترل كشورها داراي توانايي هاي زيادي در
ميكروبيولوژي كاربردي مي باشند و مي توانند از سلاح هاي بيولوژيك در عمليات
بيوتروريستي استفاده نمايند.
گروه هاي آنارشوكمونيست داراي
اهداف ويژه و خاصي ـ مانند افراد دولتي و افسران نظامي ـ براي حمله مي باشند . به
اين دلايل آنها از هر نوع سلاحي حتي سلاح هاي بيولوژيك براي آسيب رساندن به اين
اهداف استفاده مي نمايند.
برخي از گروه هاي تروريستي نئوفاشيست
داراي اعضاء واجد تحصيلات كافي و آموزش هاي لازم براي توليد مقادير اندك عوامل جنگ
افزارهاي بيولوژيك مي باشند. بعلاوه، همچنانكه قبلاً مورد توجه قرار گرفت ، اين
گروه ها اغلب دسترسي به تكنولوژي هاي موجود در كشور را دارند. بنابراين، پتانسيل و
توان آنها براي بدست آوردن سلاح هاي بيولوژيك فوق العاده بالا است . معذالك ، دو عامل
در اين ارتباط بايستي مورد توجه قرار گيرد. اولين عامل، در اين ارتباط است كه اين
گروه ها سعي دارند كه در جامعه داخل و پذيرفته شوند، بنابراين احتمال اينكه آنها
از سلاح هايي استفاده كنند كه علاوه بر خودشان ، ممكن است حتي افراد حمايت كننده
از آنها را تحت تأثير و آسيب قرار دهد خيلي كم مي باشد. اهداف آن گروه هاي نژادي ،
مذهبي يا ملي است كه در جامعه وجود دارند. بنابراين هدف هاي نئوفاشيست ها افراد يا
دسته هاي كوچكي است كه نمي تواند براي يك حمله بيولوژيك هدف باشند. فاكتور دوم، در
ارتباط با تغيير تاكتيك گروه هاي فاشيستي اروپايي ، در اين چند ساله اخير مي باشد
، به عبارت ديگر اين گروه ها فهميده اند كه با كاربرد قانون بجاي روش هاي ديگر ،
مي توانند به قدرت حاكمه برسند. به بيان ديگر در فرآيند تلاش براي مردمي تر شدن و
مقبول افتادن در بين عامه مردم ، آنها در بكارگيري خشونت دقت بيشتري مي نمايند و
لذا اين گروه ها بعيد است كه براي اهداف خود متوسل به سلاح هاي بيولوژيك گردند.
برخي از گروه هاي تجزيه طلب ملي خود مختار،
در طي 10 سال گذشته افراد آموزش ديده در زمينه عوامل بيولوژيك در اروپا و ايالات
متحده را در استخدام خود در آورده اند. بعلاوه ، برخي كشورها، در زمينه تجهيز اين
گروه ها با سلاح هاي بيولوژيك سخت كار مي كنند. بنابراين برخي از گروه هاي ملي
تجزيه طلب، داراي توان بالقوه براي توليد و بكارگيري اين سلاح ها مي باشند .
سئوالي كه اينجا مطرح است اين است كه آيا احتمال كاربرد اين سلاح ها توسط بعضي از
اين گروه ها وجود دارد؟ مشخصاً ، براساس قراين موجود ، برخي از اين گروه ها در صدد
بدست آوردن توانائيهاي تكنيكي براي كاربرد سلاح ها شيميايي در درجه اول و در درجه
بعد سلاح هاي بيولوژيك ، براي تهديد ، ترور و نابودي مي باشند.
با
توجه به خطرات بالقوه جنگ و عمليات خرابكارانه بيولوژيك ، برنامه ريزي اصولي براي
مقابله با اين پديده در ابعاد شهري، محلي و كشوري بسياري واجد اهميت مي باشد.
امروزه عليرغم پيشرفت علوم و فنون ، دانش بشري از پيش بيني زمان و مكان وقوع اين
نوع عمليات به طور نسبي ناتوان است از اين رو مي بايست در قبال وقوع غيرقابل
اجتناب آن مهيا و آماده بود .
پيشنهاد مي شود تا براي شهرهاي كشورمان براساس اصول مدون در
قالب يك ساختار تشكيلاتي منسجم ، برنامه ريزي مقابله و كاهش اثرات نامطلوب، مدنظر
قرار گيرد تا نسبت به كاهش اثرات اين پديده اجتناب ناپذير عمل گردد. در اين مقوله
با توجه به اينكه عمليات خرابكارانه بيولوژيك ، در چهار برهه زماني يعني قبل از
بحران ، شروع بحران ، حين بحران و بعد از بحران ، يك شهر (و حتي كشور) را در بر مي
گيرد، برنامه ريزي دقيق در خصوص هر يك از برهه ها ضروري است .
برهه
قبل از بحران براي كاهش ضايعات و تلفات ناشي از اين عمليات شامل
سياستگذاري مقابله با بحران عمليات بيوتروريستي ، تخمين و برآورد پتانسيل عوامل
كاربردي ، تخمين و برآورد خطر ، برنامه ريزي پيشگيري ، تعيين آسيب پذيري و كاهش
اثرات ، ايجاد برنامه هاي آمادگي ، ايجاد سيستم هاي اخطار رساني و هشدار و بالاخره
پژوهش در امر آسيب پذيري مردم و شهر و هم چنين آموزش شهروندان و نيروهاي درگير
براي رويارويي با اين پديده است .
در
شروع بحران ، ايجاد سيستم اطلاع رساني و هشدار ، ارزيابي دقيق
ابعاد و عواقب به كمك سيستم هاي پيشرفته اطلاعاتي ، بسيج امكانات و منابع ، فعال
سازي برنامه جستجوي بيماران و افراد در معرض ، فعال كردن برنامه امداد رساني و
توجه به تخصيص منابع و تعويض وظايف سازمان هاي درگير از موارد مورد نظر جهت برنامه
ريزي پيشگيري و مديريت كاهش پيامدهاي رواني ـ اجتماعي ، اقتصادي، درماني ـ بهداشتي
حاصله از عمليات خرابكارانه بيولوژيك است.
فعال سازي برنامه هاي مقابله ، فعال كردن تيم هاي درگير در
جستجو و امداد ، فراهم كردن تسهيلات و تمهيدات پزشكي و مراقبت ها ، ايجاد مراكز
بهداشتي ، قرنطينه ، واكسيناسيون دسته جمعي ، استقرار نظم در جامعه و اطلاع رساني
از موارد حين بحران بيولوژيك ، براي
كاهش تلفات و خسارات است. اما كارهاي پس از بحران بيولوژيك،
شامل كشف و درمان موارد ثانويه، تامين بهداشت منطقه أي، استقرار وضعيت عادي و...
است .
1)
Zilinskas , R..A.( Terrorism and biological weapons: Inevitable alliance?)
Perspectives in biology and medicine 1990 : 34 ( 1 ) : 44-
72
.
2)
Zilinskas , R. A. ( Iraqs
biological weapons: The past as future? .) JAMA 1997 : 278 (5) :
418 – 424
3) Kaufman , A. F.
M..I.
Meltzer , and G. P. Schmid. ( The
economic impact of a Bioterrorist Attack: Are Prevention and post attack intervention programs justifiable? ). Emerging Infectious Disease 1997 :
3 ( 2) : 83 - 94
4) Mullen, R. K. ( Mass
destruction and terrorism): J. Int . Affairs. 1978 : 32 : 63 – 89
5) H uxsoll , D. L., W. C. patrick , and C. D. parrott.( Veterinary services in biological
disaster .) J. Am. Vet Assoc
. 1987 : 190 : 714 – 722
.
6)
Geissler , E . ( Biological and Toxin weapons today ). OXFORD UNIVERSITY
press , 1986
7)
Zilinskas ,
R . A. ( The microbiologist
and biological defense
research : Ethics , politics and international security)
1992 .
8)
WORLD HEALTH
ORGANIZATION . (Health
aspects of chemical and biological weapons .). Geneva , Switzerland , WHO ,
1972
9) Cole , L . A. ( The
specter of biological
weapons . Scientific American 1996 : 30- 35.
10)
Evers , S . ( US cities will be aided against toxic
attack .). Janes Defence weekly 1997 :
April 23 : 6 .
11)
Gor don , T . C. , B . Nielsen. .(
Biological Terrorism) . Mil Med
1986 : 151 (7) : 357 – 363 .
12)
Flanagin , A . , J . Lederberg .( The threat of biological
weapons prophylaxis and mitigation) . JAMA 1996 : 276 ( 5)
: 419 – 420.
| بازگشت به فهرست مقالات كتاب | ابتداي فهرست مقاله |