گروه ميكروبشناسي دانشگاه امام حسين (ع)
انسانها با كمال تاسف در طول تاريخ از تكنولوژيهاي در
دسترسشان براي كشتار، نابودي و مقاصد منفعت طلبانه بارها و بارها استفاده كرده
اند. هدف از تاريخچه جنگ بيولوژيك بيان داستاني مهيج از سلاح هايي كه بسيار مخوف و
وحشتناكند نيست به عبارت ديگر هدف اين است كه با تكيه بر شواهد تاريخي بيان كنيم
كه موضوع، امري حساس و قابل پيگيري توسط
دانشمندان خصوصا متخصصين پزشكي، بهداشت، علوم پايه پزشكي و علوم زيستي مي
باشد. در اين مختصر نمي توان در مورد جنبه هاي مختلف تاريخچه جنگهاي بيولوژيك تا
حال حق مطلب را ادا كرد و لذا سعي شده است در باره مهمترين وقايعي كه از ديد
تاريخي در پيشرفت و كاربرد اين نوع سلاحها تاثير داشته اند بحث گردد تا جديت
موضوع، روشن تر شود و بدانيم كه در طول تاريخ پزشكي و بهداشت، نقش تروريسم غير دولتي
در تكوين و به كار گيري سلاح هاي بيولوژيك، بسيار اندك بوده و نقش اصلي را تروريسم
دولتي ايفاء نموده و همواره سلاح هاي بيولوژيك كشتار جمعي به دست دولت هاي افزون
طلب و سلطه گر، ساخته و انباشته شده و بعضا به كار برده شده است.
كاربرد اخير دستكاريهاي ژنتيكي، زنگ خطري در تهديد
بيولوژيك مي باشد اما لازم به ذكر است كه هنوز هم مهمترين خطر از ناحيه كاربرد
عوامل كلاسيك بيولوژيك و دستكاري نشده مي باشد چرا كه پخش و توانايي ابقاء اين
عوامل در طبيعت ساده تر و كاراتر مي باشد در صورتي كه عوامل بيولوژيك دستكاري شده،
ممكن است توانايي ابقاء چنداني در طبيعت نداشته باشند.
1 ـ
كاربرد عوامل بيولوژيك حداقل به 200 سال قبل از ميلاد مسيح بر مي
گردد.
2 ـ
براساس اسناد و شواهد، كاربرد گسترده عوامل بيولوژيك (عوامل زنده و سموم)
در مخاصمات مهم بين المللي در سطح وسيعي به اثبات نرسيده است.
3 ـ
برنامه هاي بيولوژيك شامل تحقيق توسعه سيستم هاي رهاسازي و ذخيره
عوامل از برنامه هاي ملي و عمومي در اكثر كشورهاي صنعتي و حتي در كشورهاي در حال
توسعه بعد از جنگ جهاني دوم مي باشد.
4 ـ
پروتكل 1925 ژنو و كنوانسيون 1972 نقش مهمي در ممانعت از كاربرد
عوامل بيولوژيك در جنگ ها و سيستم هاي ملي كشورها دارد.
5 ـ
امضاء معاهدات بين المللي جنگ هاي بيولوژيك، ضرورتا از كاربرد يا تهديد به
كاربرد عوامل در مخاصمات، جلوگيري نمي نمايد.
6 ـ
كاربرد عوامل ميكروبي در جنگ يا عمليات خرابكاري بيولوژيك پا به پاي پيشرفت
در پزشكي و بيوتكنولوژي پزشكي، توسعه يافته است.
7 ـ
احتمال استفاده از عوامل ميكروبي چه در زمان جنگ و چه در زمان صلح
توسط كشورها، گروهها و حتي افراد
روز به روز قوت بيشتري مي گيرد.
انسانها، با كمال تاسف در طول تاريخ
از تكنولوژيهاي در دسترسشان براي كشتار، نابودي و مقاصد منفعت طلبانه بارها و
بارها استفاده كرده اند. پيشرفت ها و تلاشهاي
اخير موجب سلاحي كردن توكسين هاي بيولوژيك مهلكي همچون بوتولينوم (Botulinum) و ريسين (Ricin) شده است. در مقام مقايسه كاربرد
اين سموم بسيار وحشتناكتر و مخربتر از سمومي مانند كورار (Kurare) و توكسين هاي مشتق از دوزيستان
مي باشد كه سرخپوستان آمريكاي جنوبي نوك پيكانهاي تير و كمان خود را به آنها مي
آلودند.
عوامل و روش هاي انتقال بيماري (مواد يا عواملي كه موجب
انتقال عامل بيماري مي گردند) در طول تاريخ دستخوش دگرگوني هاي فراواني شده و در طول
زمان به دليل پيشرفت در بيوتكنولوژي، مهندسي ژنتيك، آئروبيولوژي (Aerobiology) و علوم وابسته، متحمل پيشرفت
هاي حيرت آوري گرديده است.
مطالعات تاريخچه جنگ بيولوژيك به دلايل زيادي پيچيده و
مشكل است. و اهم اين دلايل عبارتند از: اشكالات موجود در تاييد ادعاهاي حمله
بيولوژيك ، فقدان اطلاعات اپيدميولوژيك و ميكروبيولوژيك مناسب با توجه به ادعاها
يا سعي و تلاش در حملات، استفاده از ادعا هاي حمله بيولوژيك براي تبليغات، و
محرمانه بودن برنامه هاي سلاح هاي بيولوژيك و كاربرد آنها در كشورها. معذالك ،
مروري تاريخي با استفاده از منابع و مدارك موجود مويد توسعه و پيشرفت اينگونه
سلاحها و پافشاري كشورها در توليد و كاربرد آنها در مواقع خاص و ضروري مي باشد.
كاربرد و توسعه عوامل جنگ هاي بيولوژيك (BW) و عوامل توكسيني (TW) را به لحاظ تاريخي مي توان در سه مرحله اصلي قرار
داد. مرحله اول را اصطلاحا كلاسيك (Classical) توسعه
و كاربرد عوامل بيولوژيك و توكسيني گويند. از خصوصيات اين مرحله كاربرد مستقيم
عوامل بيولوژيك و توكسين هاي آنها بعنوان يك سلاح يا جنگ افزار مي باشد. در قسمت
اعظم اين مرحله بشر فاقد دانش كافي در باره حضور باكتري ها، ويروس ها و ساير عوامل
در سلاح هاي بيولوژيك بود، همچنين درباره ژنتيك ميكروارگانيسم ها و روشهاي بهينه
كردن سويه ها اطلاعاتي وجود نداشت. اين مرحله از زمانهاي خيلي قديم شروع شده و تا
اواخر جنگ جهاني دوم به طول انجاميده است. مرحله دوم جنگ هاي بيولوژيك، دوران
توسعه ژنتيك ميكروب ها و ديگر زمينه هاي بيولوژي سلولي و ملكولي و كاربرد
بيوتكنولوژي هاي ناشي از اين علوم در جنگ هاي بيولوژيك مي باشد. اين دوران بعد از
جنگ دوم جهاني شروع مي شود و تا دو الي سه دهه بعد از جنگ دوم به طول مي انجامد.
اين برهه منتج به توسعــه عوامــل بيولوژيك خطرناكتــر از طريق روش ها و تكنيك
هايي همچون موتاسيون و گزينش (Mutation & Selection) و پروتوپلاست فيوژن
(Protoplast fusion) شد. در اين دوران توجه خاصي به انتخاب سويه هاي بيمايزا تر شد تا
به عوامل جديد. پيشرفت دانش آدمي در ژنتيك ميكروب ها و همينطور پيشرفت در
آئروبيولوژي (Aerobiology) از ديگر موارد موثر در مدرن
كردن سلاحهاي بيولوژيك در اين دوران بود. از ديگر جنبه هاي پيشرفت مي توان به
موارد زير نيز اشاره نمود.
1 ـ
تعيين هويت DNA به عنوان مهمترين ماده ژنتيكي
2 ـ روشن
شدن ساختمان مارپيچ DNA
3 ـ كشف
و كاربــرد انـــواع مختلف روند هــــاي پاراسكسوال (Parasexual
process) مانند
ترانسفورميش (Transformation) ، ترانسداكشن (Transduction) و هم يوغي (Conjugation) كه باعث انتقال متناوب ژن ها ما بين سويه هاي باكترياي منسوب يا
گونه ها مي گردند.
4 ـ
آشكار شدن و كاربرد موتاژن هاي فيزيكي و شيميايي كه باعث ايجاد تغييرات
ژنتيكي مي گردد. سرلوحه تحقيقات در اين دوران انتخاب ميكروبهاي با خصوصيات جديد به
وسيله تكنيك هاي فوق الذكر بود كه امكان انجام اين عمل بر روي ويروس ها نيز ميسر
بود.
باسيلوس آنتراسيس (Bacillus
anthracis)
سم بوتولينوم (Botulinum toxin)
فرانسيسلا تولارنسيس (Francisella
tularensis)
بروسلا سوئيس ( Brucella suis)
كوكسيلابورنتي (Coxiella burnetii)
آنتروتوكسين
B استافيلوكوك (Staphylococcal enterotoxin - B)
ويروس آنسفاليت اسبي ونزوئلايي (Venezuelan
equine encephalitis virus)
بلاست برنج (Rice blast)
زنگ ساقه چاودار (Rye stem rust)
زنگ ساقه گندم (Wheat stem rust)
ياد آور مي شود كه در اين دوران ويرولانس عوامل
بيماريزاي موجود و همينطور مقاومت اين اجرام بيماريزا (Pathogen) بر عليه آنتي بيوتيك ها و عوامل شيميوتراپي ، افزايش يافت. به
علاوه در اين دوران تحقيق بر روي توكسين هاي باكتريايي (مكانيسم عمل، روشهاي توليد
و تخليص، نگهداري و چگونگي كاربرد آنها) آغاز گرديد. همچنين در اين دوران برنامه
هاي تحقيقي بر روي آزمايشهاي صحرايي عوامل
BW و TW در ايالات متحده آمريكا، (جدول يك) ، انگلستان و كانادا، و
احتمالا در ديگر كشور ها به طور جدي ادامه داشت. اطلاعات كمي از فعاليتهاي اتحاد
جماهير شوروي در اين دوران وجود دارد ولي بالطبع ساير كشورهاي بزرگ و به دليل جو
متشنج و جنگ سرد آن زمان ها، اين كشور هم برنامه هاي گسترده در اين دوران داشته
است.
مرحله سوم يا فعلي در توسعه عوامل BW و TW همزمان با تولد علم مهندسي ژنتيك و
بكارگيري آن در ساخت نسل جديد سلاحهاي بيولوژيك، از كنوانسيون سلاح هاي بيولوژيك
سال 1972 به اين طرف آغاز گرديده است. توليد عوامل زيستي زيان آور (به طور عمد يا
غير عمد) همواره به عنوان خطرناكترين و پرمخاطره ترين تبعات بيولوژيكي
نوتركيبي DNA با مهندسي ژنتيك شناخته شده است. مدارك موجود بيانگر اين مسئله
هستند كه هيچ عامل عفوني جديدي به طور تصادفي يا اتفاقي به وجود نيامده است و باور
كردن وجود عاملي بيماريزاتر و خطرناكتر از عواملي چون عامل ماربورگ (Marburg agent) يا ويروس تب لاسا كه در طبيعت
يافت مي شوند بسيار دشوار است. با اين حال كاربرد نظامي دستكاريهاي ژني، امري
بسيار مورد توجه در طول دو سه دهه اخير بوده و هست.
يكي از محورهاي توسعه سلاح هاي بيولوژيك در اين مرحله،
توسعه سلاح هاي ژنتيك (Genetic weapons) مي باشد. جنگ افزارهاي ژنتيكي، عوامل بيولوژيك و شيميايي (CBW) ميباشند كه نقطه اثرشان بر روي
مواد ژنتيكي يا گنجينه وراثتي ارگانيسم هاي مورد هجوم مي باشد.
دانشمندي بنام هلمبرگ (Holmberg) در سال 1975 چنين اشاره مي كند كه برخي عوامل شيميايي جنگي و
توكسين هــاي بيولوژيك جنگي (ماننــد تريكوتسن هــا Tricotecene) داراي اثـــرات موتان زايي (Mutagenic) و نهايتا سرطانزايي
(Cancerogenic) مي باشند. اين چنين سلاح هايي، يعني سلاح هاي موتاژنيك و
كانسروژنيك بسيار مورد توجه و در حال پيشرفت مي باشند. در حال حاضر عواملي مثل
نيتروزآمين هـا (Nitrosamine) ، هيدرازين ها (Hydrazine) ، وينيل كلرايد (Vinylchloride) و ساير عوامـل آلكيله كننــده (Alkylating
agent) ، مواد
تراتوژنيك (Teratogenic) و مواد موتاژنيك و كانسروژنيك
در اين راستا به عنوان بمب هاي دارويي نسلي آينده (Future
multigeneration Drug bomb) يا عواملي كه بر روي چندين نسل تاثير مي گذارند توسعه يافته اند.
برخي ويروس ها هم كه به عنوان عوامل
BW استفاده مي شوند
قابليت موتاژنيسيتي دارند. همينطور بسياري از سموم مورد استفاده در جنگ هاي
بيولوژيك اين خاصيت را دارند و براي نوع بشر بسيار خطرناك مي باشند. برخي از عوامل
فيزيكي ـشيميايي و بيولوژيكي منتج به موتاسيون نهفته (Recessive
- mutation) مي گردند و
اثرات آنها در چندين نسل بعد ديده مي شود. كاربرد اينگونه سلاح ها در صحنه نبرد،
غير محتمل است ولي اينگونه سلاحها (يعني عوامل توكسيني كه اثراتشان با تاخير در
چندين نسل بعد ديده مي شود) بسيار مورد توجه تروريست ها و حكومت هاي غاصب مي باشد.
محور تحقيقاتي ديگر در مرحله سوم توسعه سلاح هاي
بيولوژيك، كار بر روي سلاح هاي نژادي يا قومي (Ethnic weapons) مي باشد. طبق تعريف اين نوع ميكروب ها يا عوامل فقط نژادها يا نسل خاصي را مبتلا مي نمايند.
به عبارت ديگر سلاح هاي نژادي براي كشتن يا آسيب به گروه يا گروه هاي نژادي خاص به
كار مي روند. لذا كاربرد سلاح هاي نژادي دلالت بر تغييرات گنجينه وراثتي اشخاص يا
اقوام با همديگر دارد. اولين بار شخصي به نـام لارسون (Larson) در سال1970 توسعه و تكميل جنگ افزار هـــاي مـــورد هـــدف
ژنوتيپي (Genotype-Targetable Weapons) را پيشنهاد نمود. دانشمندي بنام وسل (Vesell) در سال 1982 حداقل 12 ژن در ژنوم انسان گزارش كرد كه باعث
استعداد مقاومت يا حساسيت به مواد سمي مي گردد. از راههاي بررسي اختلافات ژنوميك
افراد با هم مي توان از تكنيك پلي مورفيسم طولي قطعه محدود شونده (RFLP) (Restriction fragment Length polymorphism) ـ
هيبريديزاسيون (Hybridization) با استفاده از پروب ها (Probes) ، تعيين ترادف ژنها (Sequencing) و بسياري تكنيك هاي ديگر نام
برد.
يكي از برنامه هاي واحد 731 ژاپن در جنگ جهاني دوم
بررسي و مقايسه مقاومت به عوامل بيماريزا در بين گروه هاي نژادي خاص بود. لازم به
ذكر است كه سلاح هاي با ميكروب هاي نژادي، نسل جديدي يا كلاس جديدي از سلاح هاي
بيولوژيك يا سلاح هاي شيميايي نيستند بلكه همان سلاح هاي بيولوژيك عادي هستند با
علم بر اينكه كدامين آنها بر روي نژاد يا قوم خاصي اثر بيشتري دارند. بنابراين
كاربرد آن ها در پروتكل 1925 ژنو، كنوانسيون ژنوسايد Genocide) 1948) و كنوانسيون 1972 سلاح هاي بيولوژيك ممنوع اعلام شده است.
حساسيت به بيماري هاي عفوني همواره تحت تاثير فاكتورهاي
ژنتيكي ميزبان و ميكروب مي باشد. به عبارت ديگر مي توان گفت كه براي يك
ميكروارگانيسم معين، بيماري هاي مختلفي براساس افراد مستعد و حساس وجود دارد.
بسياري از اوقات اين مكانيسم هاي حساسيت ژنتيكي را با كمي دقت مي توان تعيين نمود
به طور مثال افراد داراي صفت آنمي داسي شكل
(Sickle Cell Anemia)(SCA) نسبت به مالاريا حساسيت بسيار كمي دارند. مروزوئيت هاي مالاريا
كه انگل گلبولهاي قرمز خون هستند با متابوليزه كردن هموگلوبين، هم (Heme) را آزاد مي كنند و از گلوبين به
عنوان يك منبع آمينواسيد استفاده مي كنند. در افراد مبتلا به SCA در اثر موتاسيون نقطه اي (Point mutation) در زنجيره پلي پپتيدي بتاي
ملكول هموگلوبين،آمينواسيد والين (Val) جانشين اسيد گلوتاميك شده است 0 هموگلوبين جديد (هموگلوبين S) زماني كه احياء شود، نامحلول مي گردد و در داخل پوشش گلبول
قرمز رسوب مي كند و گلبول را داسي شكل مي نمايد در افراد هموزيگوت SCA دو تا از اين ژن ها وجود دارد و فرد از بيماري آنمي داسي شكل
رنج مي برد ولي در افراد هتروزيگوت كه كم خطر تر است افراد اين چنيني در برابر
اشكال شديد مالارياي فالسيپاروم (Falciparum) مقاومت زيادي دارند كه باعث انتخاب اين افراد در نواحي اندميك
مالاريا خيز مي گردد. شايد كريستال هاي هموگلوبين S باعث مرگ انگل شود.
حساسيت انسان به بيماريهاي نظير سل
(Tuberculosis) و احتمالا تب رماتيسمي
(Rheumatic fever) تحت تاثير ساختار ژنتيكي ميزبان قرار دارد. به طور مثال نژاد
سياه و افراد واجد سيستم آنتي ژني (HLA-DR27) به
مايكوباكتريوم توبركولوزيس (Mycobacterium tuberculosis) و بيماري حاصل از آن يعني سل،
حساستر مي باشند. افراد داراي گروه خوني O به بيماري وبا (Cholera) فوق
العاده حساسترند و عموما وبا در اين افراد باعث مرگ مي گردد. آفريقائيان بيشتر از
اروپائي ها در مقابل بيماري تب زرد (Yellow fever) مقاومت نشان مي دهند.
دقيقا نمي توان مرز زماني مشخصي براي جنگ هاي بيولوژيك
يا كاربرد ميكروارگانيسم ها و ساير عوامل در جنگ تعيين كرد. آدمي از روزهاي اول
زندگي بر روي كره خاكي همواره درصدد بوده كه به نحوي به همنوع خود غلبه و استيلا
كند و براي اين منظور از كليه امكانات موجود در دسترس خود استفاده مي كرد. يكي از
اين امكانات موجود براي پيشبرد اهداف متكبرانه خود، كمبود عوامل زنده بوده است.
منتهي در گذشته هاي دور اين عوامل زنده جانواراني از قبيل فيل، اسب و غيره بوده،
اما در حال حاضر عموما اين عوامل زنده ميكروارگانيسم ها و مواد مترشحه سمي آن ها
مي باشد. به طور مثال هانيبال از فيل در جنگ ها استفاده مي كرد. همچنان كه در قرآن
آمده ابرهه با فيل قصد حمله به خانه خدا را كرد و البته خداوند هم با پرندگان
ابابيل سپاه ابرهه را درهم كوبيد. بربرها وايكينگ ها، بابلي ها، فنيقي ها، مادها،
رومي ها و هندي ها همه و همه از اسب استفاده مي كردند. سرخپوستان آمريكا با سابقه
تمدن 5000 ساله، همواره در جنگ، تيرهاي خود را آغشته به سم گياه "
اقونيطون" مي نمودند و اين روش هنوز هم انجام مي شود. ائمه معصومين (ع) غالبا
توسط زهر خلفاي جور به شهادت
رسيدند. چيني ها با استفاده از جانوران گزنده (مار، عقرب و000 ) نتايج جنگ را به
سود خود ورق مي زدند. آنها با استفاده از مربيان مخصوص اين جانوران را پرورش داده
و در هنگام جنگ ها و محاصره شهرها و قلعه ها اين جانوران را در ظروف شكستني ريخته
و با وسايل پرتابي به داخل مناطق تحت محاصره پرتاب مي كردند، جانوران در اين مناطق
آزاد شده و با حمله به نيروهاي نظامي در حال دفاع و ايجاد وحشت در بين آنها باعث
از هم پاشيدگي نيروهاي دفاعي شده و به راحتي با حمله غافلگيرانه موفق به تسخير اين
مناطق مي شدند. با گذشت زمان بشر عوامل بيماريزا را نيز در سرلوحه عمليات جنگي خود
قرار داد. با وجود اينكه در آن زمان ها هيچ گونه اطلاع شناختي در مورد اين عوامل و
طرز عمل آن ها در ايجاد بيماري نداشت. بابلي ها در جنگ با فنيقي ها روده سربازاني
كه در اثر تب و لرز و عفونتهاي دستگاه گوارش مرده بودند را به داخل رودخانه اي كه
به سمت فنيقي ها جاري بود مي انداختند. اسكندر، اجساد انسان هاي آلوده به طاعون را
در هنگام محاصره شهرها با منجنيق به داخل شهرها پرتاب كرده و با شيوع طاعون موجب
از هم پاشيدگي قدرت دفاعي اين شهرها مي شد.
اگر بخواهيم قدري دقيق تر تاريخچه جنگهاي بيولوژيك را
بررسي كنيم بايستي به 300 سال قبل از ميلاد مسيح بر گرديم. كاربرد اين عوامل را از
آن زمان تا به حال مي توان به شش دوره تاريخي تقسيم بندي نمود.
دوره اول از 300 سال قبل از ميلاد مسيح شروع شده و تا
سال 1763 ميلادي ادامه داشته است. يوناني ها در 300 سال قبل از ميلاد مسيح چاه هاي
آب شرب دشمنان خود را با اجساد حيوانات مرده از بيماري، آلوده مي نمودند. بعد ها
رومي ها و پارس ها از همان تاكتيك استفاده كردند. حتي قبل از كشف تئوري اجرام
بيماريزا، انسان ها مي دانستند كه ارتباطي بين بوهاي بد و بيماري وجود دارد لذا
سربازان در مواقع جنگ سعي مي كردند كه از آب ها و يا غذاهاي با بوي بد استفاده
نكنند چرا كه مي دانستند باعث بيماري و مرگ مي شود.
واضح است
كه از زمان هاي قديم آلودگي چاه هاي آب دژها، قلعه ها و شهرها يكي از روش
هاي موثر بــراي از پــاي در آوردن دشمن و سربازان و مردمان آن هـا بوده است. در
سال 1155 ميلادي در جنگ تورتونا (Tortona) در
ايتاليا، بارباروسا (Barbarossa) ، از اجساد سربازان متوفي و لاشه هاي حيوانات مرده براي آلوده
كردن چاه هاي دشمن استفاده نمود. يكي از تاكتيك هاي كلاسيك در جنگهاي دوره رنسانس،
آلوده كردن چاه ها بوده است. از اين تاكتيك حتي در حال حاضر هم استفاده مي شود
(مثل آلوده كردن آب رودخانه هاي نوار غزه توسط صهيونيست ها).
در سال 1863 در طي جنگهاي داخلي آمريكا، ژنرال
جانسون (Johnson) از اجساد گوسفندان و خوك هاي
آلوده براي آلوده نمودن آب نوشيدني ويكسبورگ (Vicksburg) استفاده نمود.
مغول يا تاتارها از جمله اقوامي بودند كه از اجساد
مبتلا به طاعون در حمله به شهرها استفاده مي كردند. در سال 1346 ميلادي (قرن
چهاردهم) به دليل سه سال مقاومت شديد اهالي شهر كافا (Kaffa) در شبه جزيره كريمه (Crimean) (نام فعلي آن فئودوسيجا (Feodossija) مي باشد) ، اقوام مهاجم
توسط منجنيق يا فلاخن (دستگاه پرتاب
كننده) اجساد افرادي را كه از طاعون و بيماري هاي ديگر(مثل وبا و 000 ) مرده بودند
را به داخل شهر پرتاب مي كردند اين عمل در مدت كوتاهي سبب شيوع وسيع طاعون و وبا
در شهرهاي اروپايي گرديد. موسيس (De Mussis) گزارش
كرده است كه از 1000 نفر در شهر " كافا" تنها 10 نفر زنده ماندند. كشتي
ها اين بيماري را از شهر كافا به شهرهاي سيسيل (Sicily) ، ساردينيا (Sardinia) ،
كورسيكا (Corsica) و بالاخره جنوا (Genoa) انتقال دادند، يعني بيماري از
كافا به ايتاليا و از ايتاليا به تمام اروپا پخش شد.
بسياري از مورخان فاجعه طاعون سياه يا مرگ سياه (Black Death) يا پاندمي دوم طاعون در قرن چهاردهم ميلادي (1348 م) در اروپا
را كه منجر به از بين رفتن 40 ميليون نفر شد ناشي از حمله تاتارها به شهر كافا با
استفاده از همين روش مي دانند.
كاربرد وسيع منجنيق و ساير ماشين هاي مخرب در جنگ هاي
قرون وسطي موجب ورود تكنولوژي جديــد بــراي بــه كارگيري عوامــل بيولوژيك در اين
نوع جنگ ها شد. در سال 1422 در محاصره كارولستين (Carolstein) ، منجنيق ها براي پرتاب اجساد
آلوده به داخل دژ محاصره شده استفاده شد و باعث ترس و بيماري در ميان مردم محاصره
شده گرديد. كاربرد منجنيق ها و ساير وسايل پرتاب كننده در قرون وسطي يك استراتژي
كارآمد براي شكست ارتش ها و مردمان در محاصره رايج گرديد0 از مشخصات دوران اول
كاربرد كوركورانه عوامل بيولوژيك در قسمت عمده اين مرحله توسط كاربردها بود.
سال 1763 ميلادي نقطه عطفي در تاريخچه جنگ هاي بيولوژيك
مي باشد. چراكه در اين سال يك تغيير مهم در كاربرد اين عوامل در جنگ ها به وقوع
پيوست 0 به عبارت ديگر در اين سال ارتش آمريكا (اروپائي هاي مهاجر) از عامل بيماري
آبله (Smallpox) به عنوان يك سلاح براي قوم كشي
سرخپوستان بومي آمريكا استفاده نمود. بيماري آبله تا آن زمان در آمريكا وجود نداشت
لذا بوميان آمريكا (سرخپوستان) به اين بيماري فوق العاده حساس و مستعد بودند و
انتشار عامل بيماري آبله از طريق دادن پتوهاي آلوده به ويروس سبب كشتار وسيعي در
بين بوميان گرديد.
در بهار سال 1763 هنري باكت (Henry Bouquet) به فرمانرواي آمريكاي شمالي بنام جفري آمحرست (Jeffrey Amherst) پيشنهاد داد كه بوميان سرخپوست
را مي توان از طريق انتقال بيماري آبله در بين آنها از پاي در آورد. اين نظريه به
چندين دليل اهميت بسيار زيادي دارد. اول اينكه، دلالت قطعي بر كاربرد عامل بيماري
آبله به عنوان يك سلاح دارد به علاوه، حفاظت خود (Self) در برابر غير خود (nonself) در اين استراتژي مستتر است چرا
كه بيماري آبله يك بيماري بومي در بين اروپائيان مهاجر بوده است و اروپائيان مهاجر
از سيستم مايه كوبي براي ايمني كردن خود استفاده مي نمودند. فرماندهان اين
اروپائيان با دستان خود پتوهاي آلوده به عامل آبله را به سرخپوستان هديه مي داند.
كاپيتان اكوير (Ecuyer) يكي
از فرماندهاني بود كه خود با دست خويش پتوها و ساير اقلام آلوده را از بيمارستان
آبله گاريسون (Garrison) مي گرفت و به سرخپوستان مي داد. مدارك فراواني وجود دارد كه در
اجراي اين نقشه " باكت" و " آمحرست" تنها نبوده اند. بيماري
آبله همچنين در جنگ هاي انقلابي آمريكا نقش بسزايي داشته است. به عبارت ديگر ارتش
بريتانيا برعليه آبله مايه كوبي شده بودند اما اروپائيان مهاجر و مدعي استقلال بر
عليه اين بيماري مايه كوبي و مصون نبودند. اين پيشگيري و حفاظت در برابر اين
بيماري موجب ايجاد يك مزيت و برتري به نفع سربازان انگليسي براي چندين سال گرديد
تا اينكه واشنگتن دستور واكسيناسيون همه ارتش استقلال را در آن زمان صادركرد.
واضح است كه در قرن 18 هنوز آگاهي هاي كافي در مورد
عوامل بيماريزا و مكانيسم حفاظت در برابر آن ها و پخش بيماري ها وجود نداشت تا
اينكه علم باكتريولوژي در قرن 19 و اوايل قرن بيستم پيشرفت هاي قابل ملاحظه اي
نمود. و در نتيجه پتانسيل بالقوه و بالفعل اين عوامل و كاربردشان در جنگ هاي
بيولوژيك بيشتر مكشوف گرديد.
در سال 1880 ميلادي در كنفرانس بين المللي آكسفورد
احتمال استفاده رسمي از عوامل عفوني در جنگ ها مطرح شد. در 1899 و 1901 ميلادي
كنفرانس هايي در لاهه كاربرد اين عوامل را در جنگ ها تحريم كردند. در سال 1915 ،
در طي جنگ جهاني اول آلمان ها به كاربرد عامل بيماري وبا (Cholera) در ايتاليا و طاعون (Plague) در پترزبورگ روسيه متهم شدند.
شواهدي هم وجود دارد كه آلمان ها از باكتري بورخولدريا مالئي (Burkholderia
mallei) عامل بيماري
مشمشه (Glanders) و باسيلوس آنتراسيس
(Bacillus anthracis) عامل بيماري آنتراكس (Anthrax) براي آلوده كردن و از بين بردن
گاوهايي كه از آمريكا به اروپا فرستاده مي شد استفاده كرده اند. بعدها در سال 1916
مقاديري از همين عامل بيماريزا و كشنده در سفارت آلمان در روماني (بخارست) كشف
گرديد (اين دو عامل در هزاران محيط
كشت مخصوص ميكروبي در سفارت آلمان به دست آمد و به احتمال قريب به يقين
همان عواملي بودند كه در سال 1915 جهت نابودي دام ها توسط عوامل آلمان در اروپا بكار رفته بود)0 در
سال 1917 همين عوامل در يك موسسه تحقيقاتي متعلق به آلمان ها در فرانسه كشف شد. در
عين حال از همين تاكتيك براي آلوده كردن 4500 قاطر در بين النهرين (mesopotamia) در سال بعد هم استفاده شد.
البته لازم به ذكر است كه آلمان ها هيچگاه اين اتهامات را قبول نكرده و بارها آن
را رد نمودند ظاهرا در طول جنگ جهاني اول كاربرد وسيع عوامل بيولوژيك، جامعه عمل
به خود نگرفته است اگر چه در ساليان بعد از جنگ ، ادعاهاي فراواني از كاربرد
اينگونه عوامل توسط ارتش آلمان مطرح
گرديد. به طور مثال انگليس ها ادعا نمودند كه آلمان ها در طول جنگ از بمب هاي حاوي
طاعون استفاده نمودند و فرانسوي ها مدعي بودند كه آلمان ها عروسك ها و آب نبات هاي
آلوده به عوامل ميكروبي را بر روي روماني ريخته اند ولي همانطور كه ذكر شد آلمان
ها همه اين موارد را منكر شدند.
اگر چه سلاح هاي شيميايي در جنگ جهاني اول به ميزان فوق
العاده وسيعي استفاده شد و عوامل بيولوژيك در حد خيلي محدود، ولي به دليل آگاهي از
پتانسيل سلاحهاي بيولوژيك، پروتكل 1925 ژنو علاوه بر منع استفاده از عوامل شيميايي
و سمي به منع كاربرد عوامل بيولوژيك در جنگ ها نيز پرداخته است، اما متاسفانه در
اين پروتكل صحبتي از تحقيق، توسعه و توليد يا ذخيره سازي عوامل شيميايي و
باكتريولوژيك نشده است. تعدادي از كشورها مثل ايالات متحده حق مقابله با مثل را
براي خود محفوظ نگه داشتند.
در سال 1925 در كنفرانس خلع سلاح ژنو، عهدنامه اي
(پروتكل منع كاربرد سلاح هاي شيميايي و بيولوژيك) به تصويب 40 كشور جهان رسيد كه
در آن استفاده از هرگونه سلاح شيميايي و بيولوژيك را در جنگ ها ممنوع اعلام كرد
ليكن شوروي و آمريكا با اين تفسير كه حق مقابله به مثل را خواهند داشت آن را امضاء
كردند. اين ممنوعيت صرفا شامل كاربرد اين سلاح ها و مهمات بود اما هيچگونه توجهي
به تحقيقات، توليد و ذخيره اين سلاح ها نكرده بود لذا بسياري از كشورها تحت پوشش
تحقيقات بيماري هاي واگير يا تحقيقات بهداشتي اقدام به تهيه و ساخت سلاح هاي
ميكروبي جديدتر نمودند تحت اين پوشش بسياري از كشورها خصوصا ابرقدرت ها انبارهاي
بزرگي از انواع سلاح هاي ميكروبي را در اختيار گرفتند.
اگرچه پروتكل 1925 ژنو قصد داشت مانع استفاده از سلاح
هاي بيولوژيك و شيميايي گردد اما جو سياسي آن زمان و فقدان بند هاي مناسب در مورد
تحقيق و توسعه اين عوامل، موجب تضعيف اين معاهده و باز گذاري اين موارد براي
كشورهاي خاطي گرديد. به طور مثال شوروي در سال 1929 تحقيقات مفصل عوامل بيولوژيك
خود را در شمال درياچه خزر آغاز نمود و اين امر باعث تحريك اين نوع تحقيقات در طرف
هاي مقابل گرديد. در سال هاي 32ـ1931 قبل از جنگ جهاني، آلمان ها در ستاد نيروي
هوايي بر روي نحوه به كارگيري باكتري ها در جنگ شروع به تحقيق كردند. انگليس و
ژاپن اين نوع برنامه هاي تحقيقاتي را در سال 1934 آغاز نمودند. در سال 1934 يك
روزنامه نگار انگليسي بنام ويكمان استيد تعدادي
اسناد محرمانه متعلق به آلمان ها را كه در آن آزمايش هايي براي يك حمله ميكروبي از
طريق هوا را شرح داده بود چاپ كرد. به علاوه آزمايش هاي متعددي در چندين ايستگاه
راه آهن پاريس به منظور چگونگي انتشار ميكروب ها با عوامل غير بيماريزا انجام شده
بود. برنامه هاي ژاپني ها خيلي جاه طلبانه و وحشتناك بود چرا كه آنها اين عوامل را
بر روي انسان ها در قبل و همزمان با جنگ جهاني دوم آزمايش كردند. ژاپني ها از سال
1936 تا پايان جنگ جهاني دوم با جديت بسيار تحقيق روي بكارگيري عوامل بيولوژيك
براي اهداف جنگي را شروع كردند و در همين سال ها از طريق هوا اقدام به پخش عواملي
نظير اجساد آلوده ، موش هاي آلوده به عامل طاعون، كك و برنج آلوده در روي شهر چيني
موسوم به " چانگته" نمود.
در اين دوران دو عامل مهم موجب تحرك دولت ها در آغاز و
همچنين پشتيباني برنامه هاي تحقيق جنگ بيولوژيك بود يك عامل جريان دائمي اتهامات
در مورد جنگ بيولوژيك و ديگر تعهد ساير ملل در تحقيقات جنگ بيولوژيك بود0 اگر چه
در حال حاضر مي دانيم كه تعداد زيادي از اين اتهامات واهي بوده و واقعيت نداشته
است اما همين اتهامات موجب احساس ناامني در بين ساير ملل شد. وجود آزمايشگاه هاي
تحقيقات جنگ بيولوژيك در هر كشور موجب ايجاد احساس ناامني در بين كشور هاي مخالف
مي شد. اكثر برنامه هاي جنگ بيولوژيك اين دوران بر روي مطالعات آزمايشگاهي عوامل
جديد بيولوژيك متمركز شده بود و البته همه اذعان بر روي تحقيقات دفاعي مي نمودند و
بدين ترتيب اين برنامه ها را توجيه مي نمودند. بنابراين پروتكل 1925 ژنو به دليل
نقائصش بعدها خود موجب افزايش برنامه هاي تحقيق و توسعه جنگ بيولوژيك در بين ملل
مختلف گرديد.
دوران چهارم و آغاز آن سال 1940 ، جامع ترين دوره تحقيق
و توسعه جنگ هاي بيولوژيك بود. چرا كه در اين سال ها برنامه هاي مدرن، متمركز و
مراكز پيشرفته جنگ هاي بيولوژيك به دليل پيشرفت تكنولوژي، جنگ سرد و جو سياسي
بحراني آن زمان به وجود آمد. منهاي اتهامات وارده بر تحقيقات جنگ بيولوژيك ژاپني
ها در قبل و در طول جنگ جهاني دوم، در مورد كاربرد گسترده ديگري از اين عوامل در
جنگ دوم جهاني اطلاعاتي در دست نيست، معهذا تحقيقات جنگ بيولوژيك در طول و بعد از
جنگ دوم جهاني به شدت ادامه داشت.
در سال 1942 ميلادي سران نظامي ژاپن با يك توافق
محرمانه واحد ويژه اي بنام واحد 731 (اين مركز در منابع رسمي ژاپن بنام واحد تصفيه
آب و مبارزه با اپيدمي شناخته مي شد) در هاربين (ناحيه اي در منچوري چين) پايه
گــذاري كردنــد كــه بزرگترين كارخانه ميكروبسازي جهان بـود. فرمانده اين واحد
ژنرال شيروايشي (Shiro lshi) با همكاري حدود 3500 نفر پرسنل نظامي و غير نظامي شامل
ميكروبيولوژيست ها، بيولوژيست ها، پزشكان و 000 چنان جنگ ميكروبي به راه انداختند
كه كوره هاي آدمسوزي آشويتس نازي ها در مقابل اعمال آنها انساني تر بود.
در اين واحد ويژه فقط 7500 انكوباتور (گرمخانه) مخصوص پرورش ككها (Flea) به منظور گسترش طاعون وجود داشت
بعد ها بقاياي اين واحد (ابزار آلات ـ
عوامل بيولوژيك و 000 ) در هاربين بدست آمد. طبق گزارشات به دست آمده ژاپني
ها 300 كيلوگرم باسيل طاعون (Yersinia pestis) ، و در همين حدود باسيل سياه
زخم (Bacillus
anthracis) ، و حــدود يــك تــن باسيل تيفوئيد (Salmonella typhi) ، باسيل ديسانتري
(Shigella dysenteria) و عامل بيماري وبا (Vibrio cholerae) و 45 كيلو حشره ناقل طاعون
(حدود 150 ميليون حشره) توليد نمودند. ژاپني ها در اين مورد بر روي عوامل طاعون،
آبله تيفوئيد، سياه زخم، بوتوليسم، بروسلوز، وبا، اسهال خوني، گاز گانگرن، مشمشه،
آنفلوآنزا، مننژيت، تيفوس، كزاز، آنسفاليت كنه اي، سل، تولارمي، تيفوس بوته زار،
سونگو ) (Songu) يك تب هموراژيك اپيدميك كه سربازان ژاپني به آن دچار مي شوند و
شبيه ويروس هاي Hantoon است و بسياري توكسين ها مثل تترودوتوكسين
و 000 كار كردند. بر اساس گزارش هاي موجود ژاپني ها در اين واحد اسراي چيني و روسي
را به تيرهاي چوبي مي بستند و سپس با انفجار بمب هاي ميكروبي اثر آنها را روي
اسراي مجروح بررسي مي نمودند.
همچنين با تزريق يا دادن ميكروب ها از راه هاي مختلف به
اسرا، نحوه اثر آنها را مورد تحقيق و مطالعه قرار مي دادند. در اين مركز تحقيقات
روي حداقل 3000 زنداني و اسير جنگي چيني ، روسي ، كره اي ، مغول، آمريكايي،
انگليسي، استراليايي و 000 همچون حيوانات آزمايشگاهي تحقيق شد كه بسياري از آن ها
تلف شدند. يكي از همكاران ژنرال ايشي بنام توموكراسوو (Tomo kerasevo) اعتراف كرد كه بهترين روشي كه براي ايجاد طاعون يافتند استفاده
از كك هاي آلوده به ميكروب طاعون بوده است. اطلاعات جمع آوري شده در اين زمينه در
اين مركز بعدها از طريق فرمانده اين مركز در اختيار آمريكايي ها قرار گرفت. ايشي
بعد از جنگ ژاپن و آمريكا، به عنوان محقق در مركز نظامي مريلند مشغول به كار شد و
آمريكايي ها با در اختيار گرفتن اين اطلاعات و ژنرال ايشي، در توليد سلاح هاي
ميكروبي پيشرفت بسياري كردند. در سال 1980 گروهي از واحد ويژه ژاپني در مسكو به
محاكمه كشيده شد كه بسياري از اين افراد به علت نفوذ دولت هاي آمريكا و انگليس
تبرئه شده و مجددا به انجام همان تحقيقات پرداختند. اخبار مربوط به وجود مركز تحقيقات بيولوژيك ژاپن در
منچوري به وسيله روزنامه ستاره سرخ، بولتن ارتش شوروي در 28 جولاي 1948 افشاء
گرديد.
در سال 1941 ايالات متحده و كانادا مشتركا همراه با
ساير ملل، برنامه هاي ملي تحقيق و توسعه در مورد اين نوع جنگ را بنا نهادند. ارتش
آمريكا در سال 1941 برنامه ريزي جهت تحقيقات وسيع بر روي عوامل ميكروبي را به بخش
تحقيق و توليد عوامل شيميايي افزود. آمريكايي ها نتيجه گيري كرده بودند كه حمله با
سلاح هاي ميكروبي مي تواند صدمات بسيار وخيمي به نيروهاي انساني و منابع كشاورزي و
دام ها وارد نمايد. مركز تحقيقات جنگ بيولوژيك آمريكا با نام سرويس تحقيقات
جنگ WAR
Research service در سال 1942 با اختصاص 200000 دلار بودجه اوليه به سرپرستي جرج
مرك Merck شروع بكار نمود. اين مركز از طريق همكاري با اكثر دانشگاه هاي
بزرگ آمريكا همچون هاروارد، كلمبيا، شيكاگو، اوهايو، ويسكانسين، استانفورد و 000
تحقيقات بنيادي و محرمانه را بر روي عوامل بيولوژيك آغاز نمود. كمپ دتريك (Camp Detrick) در حال حاضر به آن
قلعه نظامي دتريك يا فورت دتريك (Fort Detrick) گفته مي شود( در سال 1943 با هزينه 13 ميليون دلار در ايالت
مريلند به عنوان مركز اصلي تحقيقات آزمايشگاهي و عملي جنگ بيولوژيك تاسيس شد.
بسياري از دانشمندان برجسته آمريكايي در مراكز دانشگاهي و پژوهشي با اين مركز
همكاري مي كردند.
در سال 1944 تلاش براي افزايش بودجه 200 هزار دلاري سال
قبل به نتيجه رسيد و ابتدا به 350 هزار و سپس به 460000 دلار افزايش يافت. علاوه
بر اين مركز، يك منطقه در جزيره هورن واقع در پاسگولاي ايالت مي سي سي پي و يك
منطقه در ايالت يوتا براي آزمايشات صحرايي بمب ها و سلاح هاي ميكروبي ساخته شده
اختصاص داده شد.
در سال 1943 كار بر روي ساخت بمب هاي 500 پوندي سياه
زخم در اين مركز آغاز گرديد. اين بمب هاي بزرگ داراي 106 بمبچه كوچك 4 پوندي بود
كه هنگام عمل به شكل بمب خوشه اي عملكرده و با باز شدن بمب بزرگي، بمبچه هاي كوچك
منطقه وسيعي را مي پوشاند. آمريكا و انگليس در سال 1944 نقشه حمله با بمب هاي سياه
زخم به 6 شهر عمده آلمان يعني برلين، هامبورگ، اشتوتگارت، فرانكفورت، ويلهلم شافن
و آخن را كشيده بودند كه قادر بود نيمي از جمعيت شهرهاي فوق را نابود سازد و در آن
موقع هيچ كدام اين عمل را مخالف پيمان 1925 ژنو نمي دانستند. در نوامبر 1945
آمريكا توانايي استفاده از 40 هزار بمب سياه زخم (500 پوند) دارا بود. قصد آمريكا
اين بود كه اين بمب ها را بر روي 2700 بمب افكن سنگين نصب كرده و بر روي هدف هاي
مورد نظر بكار برد. در مركز كمپ دتريك آمريكايي ها در سال 1944 موفق به توليد
انبوه عامل سياه زخم و تجهيز بخش مربوطه براي توليد مقادير صدها هزار بمب و همچنين
كسب روش توليد صدها هزار بمب و هم چنين كسب روش توليد مقادير زياد سم بوتوليسم
شدند. در همين سال آمريكايي ها تحقيق برروي عوامل بيماريهاي بروسلوز (Brucellosis) ، پسيتاكوز(Psittacosis ) ، تولارمي (Tularemia) و بيماري مشمشه را آغاز نمودند.
در ژانويه 1945 0000 من شاهد آزمايشهايي در مورد قانقارياي
گازي (Gas Gangrene) تحت
سرپرستي كلنل ايكاري Ikari رئيس
بخش يا واحد دوم يگان ويژه 731 و فوتاكي
(Futaki) محقق برجسته اين بخش بودم. ده
اسير جنگي به تيرهاي چوبي بسته شدند سرهاي آنان با كلاه خودهاي آهني بسته شد و غير
از كفل آنها ساير قسمت هاي بدن به نحوي خاص محافظت گرديد. اين زنداني ها 10ـ5 متر
باهم فاصله داشتند. در حدود 100 متر دورتر يك بمب ميكروبي به وسيله جريان
الكتريسيته منفجر گرديد 000 همه ده زنداني مرد زخمي شدند 000 و بعد از انفجار آنها
را به زندان برگرداندند000 بعدها من از ايكاري و محقق ويژه اين بخش پرسيدم كه
نتيجه اين آزمايش ها چه شد. آنها به من گفتند كه هر ده مرد اسير از بيماري گاز
گانگرن مردند.
(هاريس و پاكسمن، صفحه 79 )
آمريكا به ادامه تحقيق، توليد و ذخيره سازي عوامل
ميكروبي تا سال 1969 و البته بعد از آن در خفا ادامه داد (جدول 3 ) در انتهاي دهه
40 ايالات متحده، انگليس و كانادا در تحقيقات گسترده اين عوامل و خصوصا آزمايشات
رها سازي ميكروارگانيسم هاي بيماريزا از كشتي ها در كارائيب ، همكاري و شركت
نمودند.
در 1950 ، نيروي دريايي ايالات متحده آزمايشات گستــرده
اي را در نورفولك (Norfolk) و
ويرجينيا (Virginia) انجام داد. در ادامه ارتش اين
كشور يك سري آزمايشات در ارتباط با
پخش آئروسل عوامل ميكروبي باسيلوس گلوبيجي (Bacillus Globigii) ، سراشيا مارسسنس
(Serratia Marcescens) و ذرات خنثي را به شكل مخفي به انجام رساند.
در سال 1965 ، ايالات متحده سياست و شيوه خود را در
ارتباط با عوامل بيولوژيك تغيير داد
بدين معني كه گفته شد كه آمريكا از اين سال به بعد فقط بر روي كاربرد دفاعي عوامل بيولوژيك كار مي نمايد. در طي
سالهاي دهه 60 همه شاخه هاي نظامي ايالات متحده بر روي برنامه هاي جنگ بيولوژيك و
آزمايشات رهاسازي اين عوامل در مناطق باز صحرايي فعال بودند. به طور مثال در اين
سالها اين عوامل (البته غير بيماريزا) را از طريق قطار در سيستم متروي شهر نيويورك
پخش نمودند و اثرات آن را بررسي نمودند. در اواخر دهه 60 آمريكايي ها ادعا نمودند
كه جنگ ميكروبي در صحنه نبرد يا عمليات تاكتيكي كمتر كارآمد مي باشد و لذا نظر خود
را به طرف نوعي ديگر از سلاح هاي كشتار دسته جمعي ، يعني سلاح هاي اتمي معطوف
نمودند. نتيجتا رئيس جمهور وقت آمريكا در آن زمان يعني نيكسون اعلام
كرد كه آمريكا به طور يك جانبه ذخاير سلاح هاي بيولوژيكي خود را نابود مي نمايد.
شايد بتوان گفت كه اين تصميم نقطه عطفي در تاريخچه سلاح هاي بيولوژيك در آن زمان
بود چرا كه به تبع آن برخي ديگر از دول در سياست ها و تصميمات خود در مورد اينگونه
سلاح هاي تجديد نظر نمودند.
آنها دريافته بودند كه سلاح هاي بيولوژيك و ترويج آنها
يك مسئله بحراني و يك تهديد جدي براي مردم جهان مي باشد. در اين دوران تحقيقات
وسيع عوامل ميكروبي نه تنها در آمريكا بلكه در آلمان، انگليس، شوروي و بطور قطع در
ساير كشورهاي بزرگ ادامه داشت.
تب دانگ
چيكون گونيا
سياه زخم
آنسفاليت اسبي شرقي
تب خونريزي دهنده كره
تب كيو
تب دره ريفت
تولارمي
آنسفاليت اسبي ونزوئلايي
آنسفاليت اسبي غربي
تب زرد
بين سالهاي 1940 الي 1944 آلمان ها نيز با استفاده از
هزاران بيمار مبتلا به تيفوس سعي در شيوع بيماري در شمال شوروي و اكراين نمودند.
در همين سال ها (1943 ) گروه ديگري محقق آلماني جهت حمله ميكروبي با هواپيما به
شهرهاي شوروي، مخصوصا اكراين كه قرار بود با عامل تيفوس، مورد تهاجم قرار گيرد
مشغول به كار شدند. در زمان جنگ دوم آلمان ها تحت عنوان بمب هيملر (Himmler Bomb) در يك جزيره اسپانيايي عوامل
باكتريايي را روي گوسفندان و يهوديان آزمايش نمودند. محققين آلماني بر روي عوامل
بيولوژيك بروسلا ملي تنسيس (Brucella melitensis) عامل بيماري تب مالت، كلاميديا پسيتاسي (Chlamydia
psittaci) عامــــــــل پسيتاكــــــوز، تب دره
ريفـــــــــت (Rift valley fever) و كوكسيديوئيدوميكوز
(Coccidioidomycoses) به عنوان عوامل بكار رونده كار و تحقيق كردند. آلمان ها همچنين
با استقرار 3000 خلبان در شمال فرانسه جهت تهاجم با توكسين بوتولينوم (Botulinum toxin) بر عليه انگلستان آماده شده
بودند.
ژنرال هاي دستگير شده آلماني در سال 1943 افشاء كردند
كه آلمان ها قصد داشتند با راكت هاي عامل باسيلوس آنتراسيس به انگلستان حمله كنند،
فقط ترس متفقين در جنگ بيولوژيك
مانع حمله آنها شد. اين راكت ها در لهستان آزمايش شده بودند. همچنين در سال 1941
ادعا شد كه يك كمپاني رنگ آلماني قصد انتشار ويروس عامل آنفلوآنزا را در آمريكا
داشته است. در فوريه 1942 ، FBI آمريكا ادعا كرد كه ژاپني ها قصد آلوده
ساختن منبع آب لوس آنجلس را با باكتري عامل تيفوس و چند باكتري ديگر داشته اند.
انگلستان نيز بمب هاي چهار پوندي سياه زخم را آماده
كرده بود. در مارس 1944 دپارتمان جنگ بريتانيا، اجازه ساختن مراكز توليد سلاح
بيولوژيك با ظرفيت توليد 5/12 تن در ماه را صادر كرده بود، اين مجوز شامل ساخت
225000 پوند بمب چهار پوندي از توكسين بوتولينوم نيز مي شد. انگليس در طول جنگ دوم
جهاني مطالعات زيادي در مورد به كار گيري فرانسيسلا تولارنسيس عامل تولارمي به عمل
آورد و مقادير زيادي از اين عوامل را نيز توليد نمود.
همچنين انگليس آزمايشات زيادي را بر روي بكارگيري عامل
سياه زخم انجام داده، در طي سال هاي 42ـ1941 اين كشور بمب هاي كوچك سياه زخم را
برروي جزيره غير مسكوني گرينارد (Gruinard) در
غرب اسكاتلند به كاربرد، اين آزمايش باعث تلف شدن تعداد زيادي احشام (كه به عمد در
جزيره رها كرده بودند) شد و آلودگي به شدت در قسمتي از سطح جزيره مشاهده گرديد.
طبق نمونه گيري هايي كه طي سال هاي 1948 ، 1968 ، 1972 و 1979 انجام گرفت،
اسپورهاي سياه زخم همچنان در قسمت هايي از جزيره وجود داشت. بر اساس آزمايشات
انجام شده براي رفع آلودگي (Decontamination) قسمت آلوده خاك جزيره، حداقل نياز به كاربرد 5/2 ميليون ليتر
ماده ضد عفوني كننده مثل فرمالدئيد 5% مي باشد. رابرت هريس (Robert Harris) و جرمي پاكسمن (Jeremy paxman) در كتاب اخير خود به نام "
نوع عالي تري از كشار (A Higher form of killing) مي نويسند: در جنگ دوم جهاني ، دنيا از چند اينچي جنگ افزارهاي
شيميايي گذشت و فاصله اش با جنگ وسيع بيولوژيك از اين هم كمتر بود.
رويداد تاريخي مهم ديگر مربوط به استفاده از سلاح هاي بيولوژيك در
فوريه 1952 رخ داد، جمهوري دموكراتيك چين و كره، آمريكا را متهم به استفاده از بمب
هاي ميكروبي در كره شمالي نمودند. در گزارشي كه در آگوست همان سال منتشر شد آمده
است كه افسران نيروي هوايي و ماموران امنيتي آمريكايي اسير شده توسط كره اي ها، همگي به استفاده از عوامل
بيولوژيك اعتراف كردند. مشاهدات اهالي منطقه هم از پخش عوامل ميكروبي حكايت داشت.
در گزارش، قيد شده است كه بعد از پرواز هواپيماهاي آمريكايي و پخش عوامل، بيماري
هايي مثل طاعون و وبا در شبه جزيره كره شيوع پيدا كرده است. در 11 فوريه 1952 ، 7
مورد طاعون مشاهده شد كه 6 مورد از آن توسط
كك ها بوجود آمده بود. چند روز بعد آمريكايي ها بر فراز 600 دهكده مقدار
زيادي كك از هواپيما فرو ريختند كه به فاصله كمي 50 مورد طاعون ديده شد و 36 نفر
هم در اثر اين بيماري از بين رفتند. قابل ذكر است كه از آن زمان تا حدود 500 سال
قبل در كره بيماري طاعون وجود نداشته يا گزارش نشده است و نزديكترين محل يا مراكز
شيوع طاعون تا كره شمالي مسافتي در حدود 500ـ450 كيلومتر (شمال شرقي چين استفان
فوكين) فاصله داشته است. در همين گزارش آمده است كه در مارس 1952 در منطقه اي شامل
4 دهكده در اطراف محلي بنام كاناتكسينا، بيش از 700 حيوان آلوده به طاعون نظير موش
آلوده به يرسينيا پستيس پيدا شدند كه بعضي مرده و بعضي در حال مرگ بودند. اين
جانوران توسط پاكت هاي كاغذي چتر
دار از هواپيما فرو ريخته و رها شده بودند. در آگوست همان سال (1952 ) معاون ژنرال
ايشي در روزنامه كواشيميون نحوه استفاده از كاربرد اين جانوران را توضيح داد.
براساس همين گزارش بسته هاي حاوي گوشت خوراكي نرم تناني كه به ميكروب هاي كشنده
آلوده بودند، پرها و حتي جوهر خود نويس، كاغذ توالت و نامه آلوده به عوامل سياه
زخم و آبله از هواپيما به زمين ريخته شده بود كه بعدها حتي موارد زيادي از وبا هم
پيدا شد. هر چند كره شمالي از پذيرفتن گروه هاي تحقيق و بررسي سازمان ملل خودداري
كرد. اما گروهي از دانشمندان برجسته انگليس، فرانسه ، شوروي ، برزيل و سوئد طي
تحقيقات و گزارشات مفصل در 700 صفحه، كاربرد انواع عوامل ميكروبي، پشه هاي ناقل تب
زرد، پرهاي آلوده به عامل سياه زخم، كك هاي ناقل طاعون، موشهاي بيمار، كاغذ توالت
و جوهر آلوده را مورد تاييد قرار دادند.
در سال 1958 ، كابينه آيزنهاور، سه آمريكايي بنـــام
هـاي جان پاولpowel) (John ، سيلويا پاول (Silia powel) و جوليان شومان (Julian schoman) را به دليل انتشار اسناد
مربوط به جنگ ميكروبي آمريكا در كره
كه در ماهنامه China - monthly Review چاپ كرده بودند به
خيانت متهم نمود. البته به دليل اينكه جرم آنها به اثبات نرسيد بعدها تبرئه شدند.
پاول بعدها ماجراي همكاري ژنرال شيروايشي، اين نسخه معكوس لويي پاستور را به مراكز
تحقيقات بيولوژيك آمريكا كه بيش از 16 سال بوسيله دولت آمريكا و ژاپن مخفي
نگهداشته شده بود در مجله كم تيراژي بنام بولتن دانشمندان اتمي افشاء نمود.
در طي جنگ هاي كامبوج، فرانسويان براي سقوط مقاومين كامبوج از حشرات ناقل آلوده به
عوامل بيولوژيك استفاده كردند. در جنگ ويتنام آمريكا روستاي " شن موت
ما" در ويتنام را مورد تهاجم قرار داد. در سال 1960 ايتاليا عليه اتيوپي از
عامل بيماري تب زرد استفاده كرد كه باعث بروز اپيدمي در اين كشور شد. از سال 1960
به بعد آمريكايي ها نحوه استفاده از عوامل ميكروبي و روش هاي پخش آن ها به صورت
مخفيانه با عوامل ميكروبي غير بيماريزا توسط قطار، لوله اگزوز ماشين ها، دستگاه تهويه ساختمان ها، كانال
فاضلاب و 000 مورد تحقيق قرار دادند. در سال هاي 1950 تا 1960 سازمان سيا اقدام به آزمايشاتي از قبيل پخش مواد
شيميايي و ميكروبي از طريق لوله اگزوز تغيير شكل يافته اتومبيل و يا از طريق
سمپاشي گياهي در شهرها نموده است. كشورهاي ديگر نيز مثل شوروي و انگليس با
آزمايشات مشابه و به صورت پنهاني مبادرت به تحقيق بر روي نحوه انتشار عوامل كردند.
در اين بررسي ها بطور مثال حبابهاي شيشه اي حاوي پودر سفيد خشكي از ميكروب هاي بي
خطر، مثل باسيلوس سوبتيليس (Bacillus subtilis) به همراه پودر ذغال جهت استتار بر روي زمين و ريل ها در راه آهن
نيويورك ريخته شد. هر حباب تقريبا حاوي 88 تريليون ميكروب بود. وقتي حباب ها از
قطار بر روي ريل ها افتاده و پخش مي شد، توسط قطارها از ايستگاهي به ايستگاه ديگر منتقل مي گرديد. اطلاعات
جمع آوري شده بعدي نشان داد كه ميكروب ها در منطقه وسيعي در خط سير قطارها پخش گرديده است.
در عمل مشابهي عوامل بيولوژيك از طريق دستگاه هاي تهويه
در كف خيابان پخش گرديد كه نتايج حاصل نشان دهنده وسعت آلودگي بعدي بود. نتايج
آزمايشهاي سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و انگليس در بررسي ميزان آسيب پذيري مردم در
يك حمله پنهاني بيولوژيك از طريق كشتي، هواپيما يا روش هاي ديگر، نشان دهنده آسيب
پذيري شديد جمعيت بود.
خطرهاي بالقوه و بالفعل جنگ هاي بيولوژيك خصوصا در
عمليات استراتژيك ( نسبت به عمليات تاكتيكي) و همينطور مسابقات تسليحاتي در اين
زمينه، لزوما باعث تشويق كشور ها در زمينه بازداري و نهايتا منجر به كنوانسيون
1972 ژنو، مبني بر ممانعت از توسعه، توليد و ذخيره سازي سلاح هاي باكتريولوژيك
(بيولوژيك) و توكسيني و كاربرد آنها گرديد. كشورهاي شركت كننده در اين كنوانسيون
متعهد شدند كه عوامل بيولوژيك جنگي خود را نابود كنند و يا همه آنها را براي مقاصد
صلح جويانه تغيير كاربردي دهند. يكي از بندهاي اين كنوانسيون ، كنفرانس هاي دوره
اي براي شفاف كردن و به روز كردن مصوبات اين كنوانسيون در سال هاي بعد از انعقاد،
به دليل پيشرفت علم و تكنولوژي بود. اين بند، موجب حركت رو به جلو و زنده ماندن
اين كنوانسيون و مصوبات آن در سال هاي بعد گرديد. بعد از امضاء اين كنوانسيون،
دولت آمريكا تبليغات فراواني درباره سلاح هاي بيولوژيك نمود كه نهايتا اين مسئله
منتج به حساس تر شدن مردم نسبت به اينگونه سلاح ها شد. لذا مشاهده مي شود كه در
اين دوره زماني مقالات زيادي در ارتباط
با جزئيات حال و گذشته فعاليت هاي جنگ بيولوژيك در مجلات علمي و عمومي به
چاپ رسيده است.
در بين سالهاي 1975 تا 1980 جهان شاهد تهاجمات بيولوژيك
وسيع شوروي و متحدينش در هند و چين و افغانستان بود. در سال 1975 گزارشاتي از
فعاليت هاي فراوان شوروي سابق در زمينه سلاح هاي بيولوژيك منتشر گرديد. در بين سال
هاي 1975 تا 1976 در لائوس عليه شورشيان محلي، از عامل سمي مايكوتوكسين (Mycotoxin) يعني تريكوتسن (Trichotecene-T2) موسوم به باران
زرد (Yellow Rain) ، استفاده شد. در
سالهاي 1978 ، 1980 و 1982 ويتنام در كامبوج از باران زرد استفاده نمود.
وقتي كه واقعه شيوع سياه زخم در شهر سوردلاوسك (Sverdlovsk) در سال 1979 به وقوع پيوست، شك
و ترديد ها نسبت به فعاليت هاي شوروي بيشتر شد. اين واقعه يكي از وقايع تاريخي مهم
اخير در مورد سلاح هاي بيولوژيك است. حادثه بنا به نوشته ها و گفته هاي غربي ها
منجر به كشته شدن صدها نفر گرديد.
يك مهاجر روس بنام پوپوفسكي (Popovsky) در گزارش به كميته اطلاعاتي كنگره آمريكا ماجرا را به اين شكل
توضيح داد:
يك شب در آوريل 1979 انفجاري در تاسيسات نظامي شماره 19
واقع در شهر سوردلاوسك ، ابري از اسپورهاي باسيلوس آنتراسيس عامل سياه زخم را در
بالاي شهر به حركت در آورد باد موجود در ناحيه ابر سياه زخم را از مقر تاسيسات در
حومه شهر به جنوب كشاند و بدين ترتيب باعث ابتلاء صدها نفر در روزهاي آتي به سياه
زخم شد (بدون اينكه مردم محلي اطلاع داشته باشند كه مركز نظامي شماره 19 محل
تحقيقات و توليد سلاح هاي بيولوژيك در شوروي است) 0 مقامات شوروي ابتدا اين واقعه
را انكار كردند اما بعدها اعلام نمودن كه سياه زخم شيوع پيدا كرده در اين شهر از
نوع گوارشي و ناشي از مصرف گوشت هاي آلوده بوده است ولي آمريكايي ها ادعا نمودند
كه اين واقعه ناشي از انفجار دوم آوريل 1979 در تاسيسات شماره 19 تحقيقات جنگ هاي
بيولوژيك روس ها در حومه شمال شهر بوده است. دولت شوروي در آن زمان به شدت اين
ادعا ها را انكار نمود اين واقعه قبل از اولين كنفرانس دوره اي در سال 1980 بود.
كنفرانس اين سال به طور غير منتظره اي اين رويداد را ناديده گرفت اما سياستمداران
آمريكايي بعد از اين واقعه به شدت معتقد بودند كه شوروي ها داراي برنامه هاي عظيم
تحقيق جنگ بيولوژيك مي باشند و آمريكا نبايستي كه از كنار اين مسئله به راحتي
بگذرد و بايستي كه آنها هم در مورد جنگ بيولوژيك و سياست هاي مربوط به آن تجديد نظر نمايند.
در سال 1980 پليس فرانسه با هجوم به مقر يك گروه
تروريستي آلماني به نام " بادن ماينهف" (نيروي سرخ) در پاريس شواهدي
مبني بر آزمايشات و تحقيقات در زمينه سلاح هاي ميكروبي و سمي و اطلاعات ديگر
مربوط به جنگ بيولوژيك را به دست
آورد. در اين سال اعضاء يكي از شاخه هاي اين گروه تروريستي در حين ساخت سم
بوتولينوم در پاريس بازداشت شدند. مشخصا همانطور كه ديده مي شود علاوه بر دولت ها،
گروه هاي تروريستي نيز به اين سلاح ها علاقه نشان داده و بدان دسترسي يافته اند.
در سال 1980 همچنين شوروي عليه مجاهدين افغان از سم
مهلك ترايكوتسن تي دو (باران زرد) كه از قارچ هاي ميكروسكوپي به دست مي آيند
استفاده نمود0 در همين سال آمريكا بر عليه انقلابيون كوبا اقدام به استفاده از
عامل ميكروبي تب خوك (Swine fever) نمود. در سال 1980 و 1981 گزارش هايي مبني بر استفاده از عوامل
بيولوژيك توسط برخي كشور ها در جنوب
شرقي آسيا منتشر شد.
در سال 1982 طبق گزارشاتي، رژيم اشغالگر قدس در فلسطين
از تعدادي عوامل بيولوژيك كه ايجاد تب شديد و نازايي يا ناباروري در دختران خردسال
مي كرد، استفاده كرده است. در طي جنگ تحميلي عراق عليه ايران (1988ـ1980 ) شايعاتي
مبني بر استفاده عراق از عوامل بيولوژيك وجود داشت كه البته مدارك و شواهد قانع
كننده اي به دست نيامد. تنها وجود يك مورد سم تريكوتسن تي دو در خون يك سرباز
ايراني توسط پروفسور هندريكس (Henderix) به اثبات رسيده است.
بحث راجع به جنگهاي بيولوژيك در دهه 1980 به طور ممتد
ادامه داشت. در سال 1981 در آمريكا مقالاتي راجع به آزمايش هاي جنگ بيولوژيك ژاپني
ها بر روي اسيران جنگي منتشر شد. در سال 1982 مجله وال استريت (Wallstreet
journal) يك سري مقالات در باره برنامه هاي مهندسي
ژنتيك شوروي و سئوالاتي در مورد فعاليت هاي تحقيقاتي روس ها در ارتباط آن با اين برنامه هاي مهندسي ژنتيك چاپ
نمود. اثرات محيطي عوامل جنگ هاي بيولوژيك در زمين هاي ايالت يوتا (Utah) در سال هاي دهه 80 آزمايش شد و
اطلاعات مربوط به آن در سال 1988 به
چاپ رسيد و همچنين سوال هاي زيادي را در اذهان عموم از جهت نياز به اين آزمايش ها
ايجاد كرد. در اين دهه همچنين مباحثات زيادي در نشريات نسبت به جنبه هاي مختلف جنگ
بيولوژيك در گرفت، از جمله در سال 1986 نقش احتمالي سلاح هاي بيولوژيك در تروريسم
و كاربرد آن توسط تروريست ها مورد
بحث فراوان قرار گرفت. دانشمندان و جوامع متخصص كه سال ها از انتشار مطالب در اين
زمينه حذر مي نمودند به دليل اهميت موضوع و تهديدي كه از ا ين ناحيه وجود داشت،
مقالات اختصاصي و عمومي را در زمينه دفاع در برابر عوامل بيولوژيك به چاپ رساندند
و همين طور از ساير دانشمندان و جوامع علمي در يك فراخوان عمومي دعوت به همكاري در
زمينه هاي فوق الذكر گرديد.
تهديد جنگ شيميايي و بيولوژيكي با اشغال كويت توسط عراق و عزم بين المللي در بيرون راندن
ارتش متجاوز، هرچه بيشتر محسوس و نمودار گرديد. در عمليات طوفان صحرا (Desert storm) طرح هاي زيادي براي حفاظت افراد در برابر عوامل بيولوژيك جنگي از
جهت ذخيره كردن تجهيزات و تجويز پيشگيرانه انواع و اقسام آنتي بيوتيك ها و واكسن
ها به كار گرفته شده در همان زمان انتقاد هاي زيادي در ارتباط با اين طرح ها شد.
هر چند در جنگ خليج فارس سلاح هاي بيولوژيك استفاده نشد
اما تهديد اين نوع جنگ، حاوي چندين درس مهم براي تمامي كشور ها بود:
1 ـ اگر چه در ساليان اخير با پيشرفت علومي همچون
مهندسي ژنتيك بشر، قادر به ساخت سلاح هاي بيولوژيك تغيير يافته خطرناك شده اما
متخصصين معتقدند كه عوامل جنگ هاي بيولوژيك كلاسيك مانند آنتراكس و بوتوليسم
مهمترين تهديد هاي مطرح در عمليات صحرا بودند.
2 ـ جنگ خليج فارس و بازرسي هاي بعدي سلاح هاي كشتار
دسته جمعي عراق توسط تيم هاي بازرسي
ثابت كرد كه مشكلات زيادي در سر راه تحقيق و بازرسي اين نوع سلاح ها وجود دارد و
لازم است كه پروتكل هاي رسيدگي و تحقيق براي كنوانسيون جنگ هاي بيولوژيك نوشته شود
و در اين بخش تمامي مساعي لازم براي تحقيق و بازرسي طراحي گرديد.
اما مهمترين درس مسئله جدي بودن تهديد عوامل و جنگهاي
بيولوژيك مي باشد (جدول 4 ). خصوصا در جنگ هايي كه كشورهاي جهان سوم در آن شركت
دارند و همينطور جنگ هايي كه گروه هاي تروريستي و تروريسم دولتي در آن شركت مي
كنند كاربرد عوامل بيولوژيك دور از ذهن نيست.
|
تعداد افراد ناتوان شده |
تعداد فوت شده ها |
رسيدن در جهت باد(km) |
عامــــــــــــــــل |
|
35000 |
400 |
1 |
ويروس دره ريفت |
|
35000 |
9500 |
1 |
آنسفاليت كنه اي |
|
85000 |
19500 |
5 |
تيفوس |
|
125000 |
500 |
10 |
بروسلوز |
|
125000 |
150 |
20
> |
تب كيو |
|
125000 |
30000 |
20
> |
تولارمي |
|
125000 |
95000 |
20
> |
سياه زخم |
لازم به ذكر است كه كشورهاي صنعتي عوامل جنگ هاي
بيولوژيك را به عنوان بمب هاي اتمي مردم فقير مي شناسند اما اسناد و شواهد نشان مي
دهد كه همين كشورهاي صنعتي خود بزرگترين زرادخانه اين عوامل مي باشند.
در اين مختصر نمي توان در مورد جنبه هاي مختلف تاريخچه
جنگهاي بيولوژيك از گذشته تا حال صحبت كرد لذا سعي شده است درباره مهمترين وقايعي
كه از ديد تاريخي در پيشرفت و كاربرد اين نوع سلاح ها تاثير داشته اند، بحث گردد.
هدف اين بررسي ايجاد انگيزه براي خواننده در مورد دوره
هاي تاريخي كاربرد و پيشرفت عوامل بيولوژيك در جنگ مي باشد. دوره هايي مانند دوران
پخش عوامل بيماريزا از طريق پرتاب اجساد مردگان به داخل استحكامات تا دوران كاربرد
تكنولوژي هاي پيچيده براي انتشار بيماري در بين جمعيت دشمن و يا به عبارتي دوران كاربرد
اجساد آلوده به عوامل عفوني تا دوران كاربرد عوامل خاص بيماري ها و همينطور
ميكروارگانيسم هاي دستكاري شده از طريق مهندسي ژنتيك. كاربردهاي اخير دستكاري هاي
ژنتيكي زنگ خطري در تهديد بيولوژيك مي باشد اما لازم به ذكر است كه هنوز هم
مهمترين خطر از ناحيه كاربرد عوامل كلاسيك بيولوژيك و دستكاري نشده مي باشد چرا كه
پخش و توانايي ابقاء اين عوامل كلاسيك در طبيعت ساده تر و كارا تر مي باشد. در
صورتي كه عوامل بيولوژيك دستكاري شده توانايي ابقاء چنداني در طبيعت ندارند.
لازم است كه كنوانسيون جنگ هاي بيولوژيك شرايطي را مهيا
كند كه كشورها و همينطور گروه هاي تروريستي نتوانند اين عوامل را در جنگ و نيز به
صورت مخفيانه و عمليات خرابكارانه استفاده نمايند. اين امر جز با همكاري صادقانه
همه كشور ها عملي نمي باشد خصوصا در ساليان اخير با پيشرفت هاي قابل توجهي كه در
مهندسي ژنتيك و بيوتكنولوژي به وجود آمده اين خطر و تهديدها چندين برابر گشته و
لذا در مورد جرم هاي مهندسي هم بايد فكري كرد. در ساليان اخير عوامل بيماريزاي
مهندسي شده خطري جدي براي مواد غذايي استراتژيك مثل گندم، جو، برنج و غيره مي
باشد. لازم است بر اين موضوع تاكيد شود كه هدف از تاريخچه جنگ هاي بيولوژيك گفتن
داستاني مهيج از سلاح هايي كه بسيار مخوف و وحشتناكند نيست. به عبارت ديگر هدف اين
است كه با تكيه بر شواهد تاريخي ، بيان كنيم كه موضوع، امري حساس و قابل پيشگيري
توسط سياستمداران استراتژي هاي
نظامي، دانشمندان خصوصا متخصصين علوم زيستي و اخلاقدانان و حقوقدانان و فلاسفه مي
باشد.
1 ـ
كاربرد عوامل بيولوژيك در جنگ حداقل به 300 سال قبل از ميلاد مسيح بر مي
گردد.
2 ـ
براساس اسناد و شواهد، كاربرد گسترده عوامل بيولوژيك (عوامل زنده و سموم)
در مخاصمات مهم بين المللي ديده نشده است.
3 ـ
برنامه هاي جنگ هاي بيولوژيك، شامل تحقيق، توسعه سيستم هاي رهاسازي و ذخيره
عوامل، از برنامه هاي ملي و عمومي در اكثر كشور هاي صنعتي و حتي كشورهاي در حال
توسعه، بعد از جنگ جهاني دوم مي باشد.
4 ـ پروتكل
1925 ژنو و كنوانسيون 1972 نقش مهمي در ممانعت از كاربرد عوامل بيولوژيك در جنگ ها
و سياست هاي ملي كشور دارد.
5 ـ
كنفرانس هاي دوره اي كه به دنبال كنوانسيون سال 1972 در جريان مي باشد در
تحريك گفتگو هاي ملي، منطقه اي و بين المللي در باره جنگ هاي بيولوژيك تاثير به
سزايي دارد.
6 ـ
امضاء معاهدات بين المللي جنگ هاي بيولوژيك ضرورتا از كاربرد يا تهديد به
كاربرد عوامل در مخاصمات جلوگيري نمي نمايد.
7 ـ
موضوعات اخلاقي، روش هاي تحقيق و بازرسي تهديد ها و تدابير لازم در پاسخ به
حملات تروريستي از مهمترين موضوعات جنگ هاي بيولوژيك در دهه 90 و آغاز هزاره سوم
ميلادي است كه بايستي به آن پرداخت.
1) Robertson, A.G;
L.J.Robertson."from asps to asslegations biological in history." Mil Med. 1955;
160:369-373.
2)
Derbes, V.J. ''De mussis and the great
plague of 1384 a
forgotten episode of
bacteriological war.'' JAMA. 1966; 196:59-62.
3)
Messelson, M; J.Guillemin; M. Hugh-jones; A.Langmuir; I. Popova; A. Shelkov; O.Yampolskaya; 'The Sverdlovsk
Anthrax outbreak of 1975''.
Science. 1994: 266: 1202-1208.
4)
Zilinskas, R.A. The microbiologist and Biological Defense Research Ethics, Politics and international security'. New York Academy of Sciences. New York. (1992).
5)
Geissler, E. ''Biological and Toxin weapons today''. New York, NY
Oxford University Press Imc; 1986.
6)
Manchee. R.J; R.Stewart. ''The decontamination of Gruinard Island. ''Chem. Br. 1988; 24: 690-691.
7)
Rolicka, M. ''New Studies disputing allegations of bacteriological
warfare during the Korean war. ''Mil Med. 1995; 160:97-100.
8)
Leitenlerg, M.''The biological weapons program of the former soviet union.'' Biologicals. 1993; 21:
187-191.
9)
Zilinskas, R.A. ''Iraq's biological weapons the past as future? JAM M. 1997; 279:418-424.
10)
Heggers. J.P.''Microbial Invasion
the major Ally of war
(Natural Biological - Warfare).''
Mil. Med. 1978:390-394.
11)
Christopher, C.W; T.J. Cieslak, J.A. Pavlin, and F.M. Eitzen. Biol ogical warfare'' JAMA. 1997; 278:
412-417.
12)
Nettlcman, M.D. 'Biological warfare and infection control.''infect cont. Hosp Epidemiol, 1991; 12:
368-372.
13)
Orient, J.M. ''Chemical and Biological Warfare Should Defenses Be
Researched and Deployed?'' JAMA. 1989; 262: 644-648.
14)
Harruff, R.C. ''Chemical-Biological warfare in Asia''. JAMA. 1983; 250: 407-408.
15)
Maddox, J.''Natural History of Yellow rain.''Nature.1984; 309-207.
16)
Wayner, B. ''Chemical and Biological
warfare Agents in
southeast Asia.'' Human
pathology. 1983; 14.193-94.
17)
Mobley; J.A. ''Biological warfare in the twentieth century: lessons :from the past. Challenges for the
future.'' Mil. Med. 1995; 160
547-553.
18)
Marshall, M.''U.S. Biol-defenses faulted
by GAO. ''Science. 1991
251-314.
19)
Jacobson. J.A, B.H. Rosenberg .Biological
defense research: charting a safer course, JAMA. 1989; 262:
675-6.
20) Shulman, S. ''Biological Weapons:
international treaty made
domestic law. Nature. 1990; 345:
192.
21)
Ezzell. C. 'Biological warfare lab dropped.' Nature.1988; 335-386.
22)
Bernstein, B.J. The birth of the
U.S. biological-warfare program.
Scientific American. 1987; 256: 116-121.
23)
Aldhous, P. ''Blological warfare. Gruinard Island handed back. Nat ure. 1990; 344: 801.
24)
Zilinskas, R.A. ''Terrorism and biological weapons: inevitable alliance''
prospect Biol. Med. 1990; 34: 44-70.
| بازگشت به فهرست مقالات كتاب | ابتداي فهرست مقاله |