|
كتاب دوّم / گفتار هشتم سطوح مختلف ايمني زيستي |
|
فهرست مطالب اتيولوژي عفونت
هاي اكتسابي آزمايشگاهي جدول 1 ـ شايعترين موارد عفونت هاي كسب شده در
آزمايشگاه هاي برخي از كشورها جدول 2 ـ موارد ايدز گزارش شده مرتبط با تماس
شغلي به سي دي سي تا 1992 پيشگيري و كنترل
عفونت هاي اكتسابي آزمايشگاهي |
|
|
سطوح مختلف
ايمني زيستي (Biosafety levels)
دكتر فيض الله منصوري
آزمايشگاه هاي
ميكروبيولوژي، اغلب محيط هاي شغلي اختصاصي و انحصاري هستند كه ممكن
است داراي مخاطرات انتقال بيماري هاي عفوني به افرادي باشند كه در آنجا كار مي
كنند و يادر نزديك آن هستند. انتقال عفونت در آزمايشگاه ها در طول تاريخ پزشكي، به
كرات رخ داده است. اگر چه اثبات اين موضوع مشكل است، اكنون دانش ما در مورد سرايت
ميكروارگانيسم ها نشان دهنده اين است كه تعدادي از اولين پژوهشگران بيماري هاي
عفوني هنگامي كه در آزمايشگاه هاي خود فعاليت مي كردند، با عوامل ميكروبي، آلوده
شده اند.
گزارش
هاي انتشار يافته، در شروع قرن گذشته مواردي از بيماري تيفوئيد، وبا، مشمشه (glanders) ،
بروسلوز و تتانوس در ارتباط با آزمايشگاه را تشريح نموده است.
طي
50 سال گذشته پيشگيري و كنترل عفونت هاي اكتسابي آزمايشگاهي مورد توجه قرار گرفته
و حتي اكنون اين توجه بيشتر شده است.
براي
تعيين دقيق ميزان بروز يا تخمين تعداد كاركناني كه در آزمايشگاه دچار عفونت
اكتسابي شده اند، راهي وجود ندارد. با اين وجود تلاش فراواني براي تعيين وسعت
عفونت هاي اكتسابي آزمايشگاهي به عمل آمده است.
در
سال 1941 Meyer و Eddie نتايج
يك بررسي، شامل 74 مورد بيماري بروسلوز در
ارتباط با آزمايشگاه را كه در آمريكا اتفاق افتاده بود انتشاردادند و به اين نتيجه
رسيدند كه حمل و نگهداري نمونه ها، كشت ها و يااستنشاق هواي حاوي ارگانيسم هاي
بروسلا، به طور برجسته اي براي كاركنان آزمايشگاه خطرناك است. هر چند بعضي از
موارد در ارتباط با بي دقتي ياتكنيك ضعيف نگهداري و حمل مواد عفونت زا بوده است.
درسال
1949 Pike و Sulkin اولين
سري ازمطالعات عفونت هاي آزمايشگاهي را انتشار دادند. آنها 222 عفونت ويروسي را
جمع آوري نموده بودند كه 219 مورد آن مرگ آور بوده است. حداقل در يك سوم اين
موارد، منبع احتمالي عفونت، در ارتباط با حمل و نگهداري حيوانات و نسوج آلوده مطرح
شده است.
درسال
1951 Pike و Sulkin نتايج
دومين سري از بررسي را براساس پرسش نامه اي كه براي 5000 آزمايشگاه فرستاده بودند،
انتشار دادند. فقط يك سوم از 1342 موردي كه يادآوري شده بود در نوشته هاي پزشكي
گزارش شده بود وجالب توجه است كه موارد بروسلوز بيشتر از ساير تمام عفونت هاي
آزمايشگاهي بوده و توام با توبركولوز، تولارمي، تيفوئيد و عفونت استرپتوكوكي،
مسئول 74% تمام عفونت هاي باكتريال و 31 درصد عفونت هاي ايجاد شده با تمام عوامل
اتيولوژيك بوده است. ميزان موارد مرگ روي هم رفته در اين بررسي 3% بوده است.
در
اين بررسي فقط 16% تمام عفونت هاي گزارش شده مربوط به حوادث تاييد شده بود و قسمت
عمده اين موارد در ارتباط با كار كردن با پيپت (Pipetting) دهاني
و كاربرد سوزن و سرنگ گزارش شده است. اطلاعات اين بررسي در سال 1965 روزآمد شد و
641 مورد جديد قبلي گزارش نشده به آن اضافه گرديد و مجددا درسال 1976 خلاصه 3921
مورد جمع آوري گرديد و مشخص شد كه بروسلوز، تيفوئيد، تولارمي، توبركولوز، هپاتيت و
آنسفاليت اسبي ونزوئلايي شايع ترين عفونت هاي گزارش شده بودند.
در
سال 1967 Hanson و
همكاران 428 موردعفونت مشخص مربوط به آزمايشگاه با آربوويروس ها را گزارش نموده
اند. در اين بررسي تماس با آئروسل هاي عفونت زا، به عنوان شايع ترين منبع عفونت در
نظر گرفته شده است.
در
سال 1974 Skinholy نتايج
يك بررسي را منتشر كرد و نشان داد كه ميزان بروز هپاتيت گزارش شده در كاركنان
آزمايشگاه 3/2 مورد به ازاي هر1000 كارمند در سال بود كه در مقايسه با جمعيت عمومي
7 برابر بيشتر از حدقابل انتظار بود. ضمناً بررسي هاي مشابهي كه در سال 1976 توسط Harington و Shannon انجام شد
نشان دهنده اين بود كه كاركنان آزمايشگاه در انگلستان در مقايسه با جمعيت معمولي،
5 برابر افزايش خطر اكتساب توبركولوز را داشتند. همچنين نشان داده شد كه
هپاتيت B و
شيگلوز نيز باعث مخاطرات شغلي مي شوند و توام با توبركولوز، اين سه مورد شايع ترين
عفونت هاي شغلي درانگلستان بودند.
بررسي
هايي كه در مورد اين مشكل در زمان هاي مختلف انجام شده است، به روشني نشان دهنده
اين است كه با افزايش كشف عوامل جديد، ميزان بروزعفونت هاي آزمايشگاهي افزايش مي
يابد و افراد بيشتري در حمل و نگهداري عوامل يا مواد عفونت زا درگير مي شوند و
لازم است به منظور حفاظت آنهاتدابيري انديشيده شود. ماهيت قابليت سرايت تعدادي از
بيماري هاي عفوني درزمان هاي قديم مشخص شده بود.
يك
مثال خوب شناخته شده در اين مورد، طاعون
شهر آتن است كه توسط Thucydides در آن
تاريخ شرح داده شده است. Thucydides تشريح
نموده است كه چطور مردم با مراقبت از سايرين به بيماري طاعون مبتلا مي شدند. او
اولين نويسنده اي است كه به روشني قابليت سرايت بيماري، به عنوان يك عامل اساسي در
انتقال آن را تعيين نموده است.
عصر
طلايي ميكروبيولوژي در اواخر قرن هيجدهم و طي قرن نوزدهم به وقوع پيوست، زماني كه
نقش ميكروارگانيسم ها در بسياري از فرايندها در طبيعت روشن شد. سرانجام فرضيه ژرمي (Germ Theory) بيماري
هاي عفوني قويا تاييد شد و تعداد پژوهشگران و آزمايشگاه ها به صورت لگاريتمي
افزايش يافت. پيشرفت هاي تكنولوژي براي كشت، جداسازي و تعيين هويت باكتري ها و
قارچ ها نيزافزايش يافت. ما مي توانيم مطمئن باشيم كه با رشد و توسعه علمي، عفونت
هاي اكتسابي آزمايشگاهي با افزايش بيشتري روي مي دهد. با اين وجود بدست آوردن
مدارك و شواهد تاييد شده در اين موارد مشكل است.
يكي
از اولين موارد مرگ آور عفونت اكتسابي آزمايشگاهي، در پاتولوژيستي اتفاق افتاد كه
در موقع انجام اتوپسي بر روي خانم بيماري كه بعد از زايمان فوت نموده بود، دست خود
را بريده بود (1973 ، (Pike . در سال 1973 وبا (كلرا) مسئول مرگ يك كارمند
آزمايشگاه بود كه در اثر بي توجهي در حمل و نگهداري مواد دفعي بيماران مبتلا به
وبا خود را آلوده نموده بود.
يك
مورد ديگر مرگ در اثر وبا در سال 1894 در مورد يك تكنسين 29 ساله آزمايشگاه روي
داد كه در موقع كار كردن با پيپت، ويبريوكلراهاي زنده را بلع نموده بود، گزارش
نموده اند (1973 ،(Pike .
گزارش هاي مهم تاريخي عفونت هاي آزمايشگاهي ريكتزيايي
در سال 1910 و 1915 به وقوع پيوست، در زماني كه HT Riketts و S von Prowazek مستقلا
بر روي عامل تيفوس مشغول مطالعه بودند به صورت تصادفي به ترتيب خود را
آلوده نمودند.
گزارش
عفونت
هاي ويروسي آزمايشگاهي در اوايل دهه 1920 شروع شد و بازبيني 222
عفونت ويروسي در سال 1949 انتشار يافت (1929 ، (Pike,Sulkin و اكنون
به نظر مي رسد كه اين عفونت ها در بر گيرنده بيشترين عوامل مسئول عفونت هاي
اكتسابي آزمايشگاهي باشد. در سال 1983 با جداسازي ويروس نقص اكتسابي ايمني
انساني (HIV) ، عامل پاندمي ايدز كه منجر به افزايش ميزان بروز و
شيوع توبركولوز و ميزبان ساير بيماري هاي عفوني نوپديد و بازپديد شد، باعث تمايل و
علاقه فراوان مجدد براي تدوين دقيق برنامه ايمني زيستي (Biosafety) براي
تمام آزمايشگاه ها و كاركنان بهداشتي درماني شد. اين اهداف و ديدگاه مثبت مجدد، منجر
به ايجاد و توسعه برنامه هايي شد كه محل كارسالم تري براي تمام كاركنان بهداشتي
درماني ايجاد شود.
بطور كلي هر نوع عامل
ميكروبي ممكن است موجب عفونت آزمايشگاهي شود. بروسلاها،
سالمونلاها، ميكوباكتري ها و كلاميديا ها در بين باكتري ها داراي بيشترين رويداد
عفونت هاي اكتسابي آزمايشگاهي در آمريكا و اروپا هستند(جدول 1 ).
همانطوري
كه دانش و مهارت هاي تشخيصي افزايش يافته است، توجه خاصي نسبت به عفونت هاي ويرال
معطوف شده و مشخص گرديده است كه آربوويروس ها وويروس هاي هپاتيت (HBV,HCV) بيشترين موارد عفونت هاي اكتسابي آزمايشگاهي را تشكيل
مي دهند.
|
آمريكا |
آمريكا و جهان |
انگلستان |
مركز ملي بيماري هاي حيوانات |
عفونت |
|
)9/52 )18 |
)1/2 )2 |
)8/10 )423 |
)4/9 )274 |
بروسلوز |
|
|
0 |
)1/7 )278 |
)3/6 )184 |
تب كيو |
|
|
)2/3 )3 |
)5/6 )256 |
)0/10 )292 |
تب روده |
|
|
)0/20 )19 |
)0/6 )234 |
)3/4 )126 |
هپاتيت |
|
|
0 |
)7/5 )225 |
)4/4 )129 |
تولارمي |
|
)8/11 )4 |
)3/25 )24 |
)5/4 )176 |
)0/6 )174 |
توبركولوز |
|
)9/5 )2 |
0 |
)1/4 )161 |
)9/2 )84 |
عفونت قارچي پوست |
|
|
0 |
)6/3 )141 |
)1/4 )118 |
آنسفاليت اسبي ونزوئلايي |
|
|
0 |
)2/3 )124 |
)8/2 )82 |
تيفوس |
|
)8/11 )4 |
0 |
)0/3 )116 |
)4/2 )70 |
پسيتاكوز |
|
|
0 |
)4/2 )93 |
)7/3 )108 |
كوكسيديوييدومايكوز |
|
|
)2/3 )3 |
)0/2 )78 |
)3/2 )67 |
عفونت هاي استرپتوكوكي |
|
|
0 |
)8/1 )71 |
)8/2 )81 |
هيستوپلاسموز |
|
)8/8 )3 |
0 |
)2/2 )87 |
)5/1 )43 |
لپتوسپيروز |
|
)9/2 )1 |
)6/11 )11 |
)2/1 )48 |
)9/1 )54 |
سالمونلوز |
|
|
)4/27 )26 |
)5/1 )58 |
)9/1 )54 |
شيگلوز |
|
32 |
95 |
3921 |
2912 |
كل موارد گزارش شده |
تماس
تصادفي با HCV ,HBV تنها
محدود به كاركنان آزمايشگاه نيست بلكه تمام كاركنان بهداشتي درماني در معرض خطر
عفونت با اين ويروس ها هستند و احتياط هاي ايمني در مورد آنها ضروري است.
زماني
كه HIV از
بيماران مبتلا به AIDS جدا
شد، ليست ويروس ها با ساير موارد مخاطره آميز شديد افزايش يافت (1995 ) اگر چه
تعداد موارد گزارش شده عفونت هاي اكتسابي آزمايشگاهي با HIV زياد نيست، ولي اين احتمال وجود داردكه موارد ديگري
گزارش نشده باشد، علاوه بر آن بسياري از ساير ويروس ها درعفونت اكتسابي آزمايشگاهي
دخيل بوده اند (جدول2).
|
(%)
تعداد |
شغل |
|
)8/24 )25 |
تكنسين آزمايشگاه |
|
)7/25 )26 |
پرستار |
|
)8/12 )13 |
پزشك |
|
)9/6 )7 |
تكنسين امور پزشكي |
|
)9/5 )6 |
دندانپزشك و تكنسين دندانپزشكي |
|
)9/5 )6 |
كاركنان بهداشت |
|
)9/5 )6 |
خانه دار |
|
)0/3 )3 |
متصديان كفن و دفن |
|
)0/3 )3 |
تكنسين امور درمان |
|
)0/2 )2 |
فيزيوتراپ تنفسي |
|
)0/2 )2 |
تكنسين جراحي |
|
)0/2 )2 |
ساير كاركنان امور پزشكي و بهداشت |
|
101 |
كل موارد |
در
بين قارچ هاي بيماريزا براي انسان، عفونت هاي آزمايشگاهي ناشي از Coccidioides immitis تاييد شده
است و عفونت ناشي از Histoplasma
Capsulatum نيز
دركاركنان آزمايشگاه عمدتا از طريق استنشاق كونيديا (Conidia) از محيط هاي كشت رشد يافته در دماي اتاق، اتفاق افتاده
است و بسياري از قارچ هاي ديگر نظير تعدادي از درماتوفيت ها و قارچ هاي سيستميك
نيز متهم به ايجاد عفونت هاي آزمايشگاهي مي باشند.
در
مــورد عفونت هاي انگلي نيز تعداد قابل توجهي از عوامل انگلي، با عفونت هاي
آزمايشگاهي توام بوده اند. بيشترين موارد مواجهه شامل عوامل انتقال يافته از طريق
خون مانند توكسوپلاسما گوندي، گونه هاي پلاسموديوم، گونه هاي تريپانوزوم و گونه
هاي ليشمانيا مي باشند.
در
بحث سطوح ايمني زيستي آزمايشگاه هاي ميكروبيولوژي، يكي از اساسي ترين جنبه هاي
ايمني زيستي در آزمايشگاه، بررسي مخاطرات شغلي است. به طوركلي داده هاي كمي در
ارتباط با مخاطرات روش هاي تشخيص آزمايشگاهي با ميكروارگانيسم هاي اختصاصي، در
دسترس ايست. چرا كه متغيرها بسيار زياد هستند و روش هاي استاندارد شده ارزيابي خطر
براي يك ارگانيسم مشخص نيز وجود ندارد. چهار نوع از متغيرهاي مهم شامل موارد زير
است:
1 ) بيماري
زايي ارگانيسم
2 ) وضعيت
سلامتي كاركنان
3 ) ماهيت
كار آزمايشگاهي و
4 ) فراهم
بودن تجهيزات خوب محيط آزمايشگاه.
ياد آور مي شود كه خطر (Risk)
احتمال تماسي است كه با يك ميكروارگانيسم روي خواهد داد. تهـديد (Hazard) واژه ديگري
است كه به كميت در آوردن آن مشكل است و به عنوان پتانسيل يك ارگانيسم مشخص در
ايجاد عفونت، در نظر گرفته مي شود.
هر
چقدر وخامت عفونتي كه ايجاد مي شود بيشتر باشد، خطر و پتانسيل ايجاد آلودگي آن
بيشتر است. خطر صفر (Zero risk) و
عدم پتانسيل ايجادبيماري وجود ندارد. بنابراين براي ميكروبيولوژيست (و سايريني كه
با ميكروارگانيسم ها كار مي كنند) ضروري است كه از پتانسيل بيماري زايي و
خطرميكروارگانيسم هايي كه با آنها كار مي كنند با اطلاع باشند.
با آرزوي
فراهم آوردن يك محيط سالم شغلي، وزارت بهداشت هر كشوري بايد در ارتباط
نزديك با WHO ،
دستورالعمل ها، توصيه ها و در بسياري از موارد، قوانين و
آئين نامه هايي را براي كاركنان آزمايشگاه تدوين و اجرا نمايد.
چهار
سطح ايمني زيستي (BSLs) براي
كار باميكروارگانيسم هاي عفونت زاتدوين شده است كه شامل مجموعه اي از اعمال و
تكنيك ها، تجهيزات حفاظتي وتسهيلات آزمايشگاهي است.
|
|
رئيس
آزمايشگاه، بخصوص مسئول ارزيابي مخاطرات و فراهم كردن و به كاربردن سطوح مناسب
ايمني زيستي است. بطور كلي كار با يك عوامل شناخته شده بايد براساس سطح Biosafety توصيه
شده در آن مورد خاص باشد.
شامل اقدامات، تجهيزات حفاظتي، و تسهيلات و طراحي ساختمان براي Seconcondary
education training
و Undergraduate وآزمايشگاه
هاي آموزشي وساير آزمايشگاه هايي است كه در آنجا كار برروي گونه هاي مشخص وتعريف
شده ميكروارگانيسم هاي زنده اي انجام مي گيرد كه ثابت نشده است، درافراد بالغ سالم
ايجاد بيماري نمايند.
Bacillus Subtilis، Naegleria
gruberi ،
ويروس عفونت زاي هپاتيت درسگ ها و ارگانيسم هايي كه دستورالعمل هاي نوتركيبي DNA آنها
تحت نظر NIH است،
نماينده ميكروارگانيسم هايي هستند كه اين معيارها شامل آنها مي شود.
معمولا
بسياري از ميكروارگانيسم ها در ايجاد فرايند بيماري درانسان مرتبط نيستندولي تحت
شرايط خاصي فرصت طلب هستند و ممكن است موجب عفونت در افراد كم سنين، افراد مسن،
افراد داراي نقص ايمني و افرادي كه سيستم ايمني آنها سركوب شده است، بشوند.
سطح
1 ايمني زيستي نماينده سطحي از محدوديت است كه بر اساس اقدامات استاندارد
ميكروبيولوژي، هيچ نوع موانع اوليه و ثانويه اختصاصي به غير ازوجود جايگاهي براي
شستن دست ها توصيه نمي شود (وجود دستشويي) 0
شامل
اقدامات، تجهيزات حفاظتي، تسهيلات و طراحي ساختمان است كه كاربرد باليني تشخيصي و
آموزشي دارد و همچنين ساير آزمايشگاه هايي كه در آنجا كار با طيف وسيعي از عوامل
بومي داراي خطر متوسط كه در جامعه وجود دارند انجام مي گيردو با بيماري هاي انساني
باشدت متنوعي مربوط مي باشند.
با
تكنيك هاي خوب ميكروبيولوژي، اين ميكروارگانيسم ها مي توانند در مواردي كه پتانسيل
پاشيده شدن و به صورت افشانه درآمدن (آئروسل) آنها در سطح پاييني قرار دارد در
محفظه هاي باز، مورد استفاده قرار گيرند.
ويروس
هپاتيت B ، HIV ،
سالمونلاها و گونه هاي توكسوپلاسما نماينده ميكروارگانيسم هايي هستند كه براي اين
سطح از محدوديت حفاظتي در نظر گرفته شده اند.
سطح
2 ايمني زيستي براي كار با خون، مايعات بدن و نسوج بدن مناسب است. (كاركنان
آزمايشگاه كه با مواد بدست آمده از انسان كار مي كنند بايد به استانداردهاي OSHA پاتوژن
هاي منتقله از خون، براي كاربرد احتياط هاي اختصاصي مراجعه نمايند) 0
مخاطرات
اوليه براي پرسنلي كه در اين سطح با اين عوامل كار مي كنند، مربوط به تماس اتفاقي
مامبران مخاطي، يا از طريق پوست، يا خوردن موادعفونت زا است بيشترين احتياط ها
بايد در مورد سوزن هاي آلوده يا وسايل تيزآلوده مراعات بشود.
اگر
چه مشخص نشده است ارگانيسم هايي كه به صورت روتين در سطح 2 Biosafety دستكاري
مي شوند، از طـريق آئروسل قابـل انتقـال باشنـد، در غيـراين صـورت، بايد با وسايل
حفاظتي اوليه يا با وسايلي مانند (Biological Safety- Cobinet) BSC يا
در محفظه هاي سانتريفوژ سالم، كار كردن با آنها محدود بشود. سايرمحافظ هاي اوليه
مناسب، مانند splash
shields ، حفاظ
صورت، Gowns و
دستكش بايد مورد استفاده قرار گيرد. محافظ هاي ثانويه مانند ظرف دستشويي وتسهيلات
رفع آلودگي مواد استفاده شده (Waste) به
منظور كاهش پتانسيل آلودگي محيط بايد در دسترس باشد.
شامل اقدامات، تجهيزات حفاظتي و طراحي
تسهيلات وساختماني است كه براي موارد باليني ، تشخيصي، آموزشي، تحقيقاتي
كاربردداردو در آنجا كار با عوامل بومي يا خارجي كه پتانسيل انتقال تنفسي دارند و
ممكن است موجب عفونت خطير با پتانسيل مرگ آوري بشوند، انجام مي پذيرد.
مايكوباكتريوم توبركولوز، ويروس آنسفاليت St. louis و Coxiella burnetii نماينده
ميكروارگانيسم هايي هستند كه براي اين سطح اختصاص داده شده اند. مخاطرات اوليه
براي كاركناني كه با اين عوامل كار مي كنند، درارتباط با تلقيح به خود (autoinoculation) خوردن و تماس با آئروسل هاي عفونت زا است.
در
سطح 3 ايمني زيستي، تاكيد بيشتر بر
روي حفاظ هاي اوليه و ثانويه به منظور محافظت كاركنان از تماس با آئروسل هاي با
پتانسيل ايجاد آلودگي قرار دارد. به عنوان مثال تمام دست كاري هاي آزمايشگاهي بايد
در BSC يا
سايرمحفظه هاي بسته مانند Gas-tight aerasol
generation Chamber انجام
پذيرد.
حفاظ هاي
ثانويه براي اين سطح شامل دسترسي كنترل شده به تجهيزات تهويه اي و آزمايشگاهي است
كه آزادسازي آئروسل ها را از آزمايشگاه به حداقل برساند.
شامل اقدامات، تجهيزات حفاظتي و طراحي
تسهيلات وساختماني است كه براي كار با عوامل خارجي و خطرناك كه در بر گيرنده خطر بالاي
بيماري مرگ آور مي باشد و ممكن است از طريق آئروسل انتقال يابند و واكسن
و درمان براي آنها وجود ندارد، كاربرد دارد.
ويروس هايي
مانند Marburg ، تب
خونريزي دهنده Congo-Crimen دراين
سطح ايمني زيستي دستكاري مي شوند.
ايزولاسيون
كامل كاركنان آزمايشگاه از مواد عفونت زاي به صورت افشانه درآمده (aerosolized) عمدتا
با كار كردن در كلاس BSC III ، يا
در وضعيت پوشش كامل بدن (full body) كه
داراي هواي فشار مثبت است، صورت مي گيرد.
تسهيلات
سطح 4 ايمني زيستي: عمدتا شامل يك ساختمان مجزا يا ناحيه كاملاايزوله شده با
تجهيزات اختصاصي، پيچيده و سيستم خوب مراقبتي مواد زائد به منظور پيشگيري از آزاد
شدن عوامل زنده به محيط است.
لازم
به ذكر است كه رييس آزمايشگاه به طور اختصاصي مسئول اداره اصول ايمني آزمايشگاه
است. تمامي كاركنان آزمايشگاه بايد به طور كامل با توصيه هاي ايمني و آيين نامه
هاي محيط شغلي خود با اطلاع باشند. تمامي كاركنان آزمايشگاه بايد براي يادگيري
اصول ايمني آموزش ببينند و در دوره هاي بازآموزي براي اطلاعات جديدتمامي جنبه هاي
ايمني آزمايشگاهي آموزش مجدد ببينند. اين اقدامات براي تمام افراد نگهدارنده
حيوانات و كاركنان بهداشتي درماني كه در تماس با بيماران يا نسوج و مواد دفعي آنها
قرار مي گيرند نيز كاربرد دارد.
اولين
اصل مورد نظر، در استاندارد حفاظت و آموزش كاركنان آزمايشگاه ها ارتباط دقيق آن با
عمليات معتبر ايمني زيستي مي باشد. در نتيجه تمامي افرادي كه مستقيما يا غير
مستقيم در آزمايشات DNA ي نوتركيب،
آفات و ميكروارگانيسم هاي بالقوه زيان آور نقش دارند بايد آموزش هاي لازم را فرا
گيرند. در اين آموزش ها بايد حداقل روش هاي ضد عفوني كردن و زيست شناسي مكانيسم
هاي مورد استفاده در آزمايشات، ارايه شوند تا به كمك آنها خطر بالقوه عوامل خطرناك
زيستي، شناخته شده و مورد توجه قرار گيرند.
مسئوليت
آموزشي افراد و كار در آزمايشگاه با مدير مسئول بوده وترتيب دادن آموزش هاي كافي و
لازم براي افراد جزو وظايف او مي باشد.
هر
كدام از گروه هايي كه با مواد موضوعه مقررات زيست ايمني كارمي كنند بايد يك طرح
مخصوص براي موارد اضطراري داشته باشند كه در صورت آلودگي اتفاقي افراد يا محيط، بر
اساس آن عمل كنند. هر كدام از افراد بايد اين طرح را بشناسند. در حفاظت فيزيكي سطح
اول (PI) هـر كدام از افراد آزمايشگاه بايد با خطرات بالقوه كار
و طرح مخصوص موارد اضطراري، آشنا باشند. اگر گروهي با يك عامل بيماري زاي شناخته شده
اي كه واكسن موثر آن وجود دارد كار مي كنند، اين واكسن بايد در دسترس تمامي
كاركنان باشد. در مواردي كه آزمايشات سرولوژيك ضروري باشد، بايد امكان انجام آن را
فراهم نمود.
همچنين
هر يك از آزمايشگاه ها بايد داراي قابليت توسعه و سازگاري از جهت ايمني زيستي كار
با عوامل شناخته شده بوده كه ممكن است در آينده با آن روبرو شوند و روش ها و
دستورالعمل هاي خاص بايد براي به حداقل رساندن يا حذف خطر تماس با اين عوامل
خطرساز براي چنين مواقعي در نظر گرفته شده باشد.
شخص
محقق كه آموزش هاي لازم را ديده و از آگاهي و دانش كافي جهت كار با عوامل خطرساز
برخوردار است، مسئوليت هر گونه عواقب بوجود آمده در حين كار با عوامل خطرساز بر
عهده خود او خواهد بود. همچنين محقق مورد نظر بايد با مسئولين برقراري ايمني
زيستي، با توجه به نوع خطر كار با مواد ياعوامل خطرساز، قبل از انجام كار مشورت
نمايد.
مواقعي
كه شرايط آزمايشگاهي با توجه به سطح زيست ايمني تصويب شده براي آن آزمايشگاه، جهت
كنترل و كار با عوامل خطرساز مناسب نباشد و نياز به روش ها و شرايط خاص اضافي
ديگري مي باشد، مديريت آزمايشگاه مسئول فراهم نمودن اين گونه شرايط براي كار با
اين عوامل است.
تجهيزات
مربوط به امنيت كار و روش ها و دستورالعمل هاي كار با مواد و عوامل خطرناك، همواره
بايد با طراحي مناسب و تسهيلات ويژه موجود هماهنگي داشته تا استانداردهاي در نظر
گرفته شده كاملا رعايت شوند.
تشخيص
پتانسيل بيماري زايي ميكروارگانيسم ها و ارزيابي خطرات آنها موجب ايجاد و توسعه هم
برنامه هاي عمومي و هم برنامه هاي اختصاصي براي پيشگيري و كنترل عفونت اكتسابي
آزمايشگاهي شده است.
هدف
پيشگيري و كنترل عفونت هاي اكتسابي آزمايشگاهي بايد محافظت از تمام كاركنان
آزمايشگاه، محيط و جامعه منطقه از آلودگي يا عفونت ناشي از پاتوژن هاي مخاطره
آميز، باشد.
بنابراين
مناسبت دارد كه چهار نوع از اقدامات آزمايشگاهي كه بايد در تمام آزمايشگاه هاي
باليني و بيوشيمي تدوين و به اجرا گذاشته شود، ليست نماييم.
1 ـ آزمايشگاه ميكروبيولوژي باليني نبايد در
داخل و يا نزديكي نواحي آزمايشگاه عمومي باشد كه بيشترين بار ازدحام را دارد بلكه
در محلي آرام يا دور دست با علامت گذاري بر روي درب هاي ورودي آن باشد تا ورودبه
آزمايشگاه را براي مراجعه كنندگان، محدود نمايد.
2 ـ اقدامات حفاظتي شغلي به منظور حفاظت از چشم
ها، بيني، دهان، غشا هاي مخاطي يا پوست آسيب ديده از تماس با نسوج آلوده يا ساير
نمونه هاي باليني يا با كشت ها، بايد تهيه و اجرا شود.
3 ـ مهم ترين اقدام منفرد، ضرورت شستشوي دست
با آب ولرم و صابون قبل و بعد از حمل و جابجايي نمونه ها يا كشت ها، بعد از ريخته
شدن هر نوع مواد آلوده كننده بر روي دست ها، در پايان كار روزانه و به هنگام ترك
آزمايشگاه مي باشد.
4 ـ پيپت كردن، روش معمول براي جابجايي
مايعات يا محلول ها مي باشد، هرگز نبايد اين اقدام با دهان انجام شود. انواع
متنوعي از پيپت هاي دستي در دسترس است و بايد براي جابجايي تمام مايعات و بخصوص
مواد سمي و عفونت زا به كار گرفته شود. هم چنين توجه دقيق در حمل و نگهداري پيپت
ها بعد از استفاده به منظور جلوگيري از پاشيده شدن، ريخته شدن و يا افشانده شدن
آنها انجام گيرد.
بديهي است
يك برنامه كاملا توسعه يافته حفاظتي براي هر آزمايشگاهي كه با موادي كه پتانسيل
عفونت زايي دارند و يا موادي كه مخاطره آميز است، سرو كار دارند، نبايد تحت تاثير
امكانات اقتصادي قرار بگيرد.
1) Biosafety In
Microbiological & Biomedical
Laboratories Centers for
Disease and control
and prevention National Institutes of
Health 4th edition April 1999.
2) A Balows, Safety in the Microbiology
Laboratory, in : Topley
& Wilson's Microbiology
and Microbial Infections, 9th
edition, Volume2 pp. 438-44
3 ـ آيين نامه ها و ضوابط ايمني زيستي حصر
فيزيكي، كميته ملي ايمني زيستي وزارت علوم