بسمه تعالي

 

 

فهرست مقالات مرتبط با بيوتروريسم ارائه شده در اولين كنگره ملي بهداشت عمومي و طب پيشگيري

دانشگاه علوم پزشكي كرمانشاه / سال 1379

 

پيام دبيران كنگره

  عنوان مقاله پانل بيوتروريسم (001 ) همه گيري شناسي جنگ بيولوژيك

 عنوان مقاله پانل بيوتروريسم (002 ) آبله به عنوان يكي از قوي ترين جنگ افزارهاي بيولوژيك بالقوه

  عنوان مقاله پانل بيوتروريسم (003 ) ارزيابي اهميت ويروس هاي گروه آبله پس از ريشه كني جهاني آبله

  عنوان مقاله پانل بيوتروريسم (004 ) اسپور سياه زخم، به عنوان يك جنگ افزاربيولوژيك قوي

  عنوان مقاله پانل بيوتروريسم (005 ) آيا آنتراكس خطرناك ترين سلاح بيولوژيكي است ؟

  عنوان مقاله پانل بيوتروريسم (006 ) نسل جديد عوامل سلاحهاي ميكروبي وتوكسيني

  عنوان مقاله پانل بيوتروريسم (007 ) نقش تب هاي هموراژيك ويروسي دربيوتروريسم

  عنوان مقاله پانل بيوتروريسم (008 ) طبقه بندي باكتريهاي بومي در ايران، اولين قدم در پيشگيري و شناسايي جنگ بيولوژيك

  عنوان مقاله پانل بيوتروريسم (009 ) توكسين بوتوليسم يكي از قويترين جنگ افزارهاي بيولوژيكي

  عنوان مقاله پانل بيوتروريسم (010 ) تروريسم زيستي  (Bioterrorism) وآمادگي در برابر آن

  عنوان مقاله پانل بيوتروريسم (011 ) تروريسم بيولوژيكي، عوامل و راهكارهاي مقابله با آن

  عنوان مقاله پانل بيوتروريسم (012 ) نقش كنوانسيون خلع سلاح ميكروبي درجلوگيري از توليد و توسعه سلاحهاي ميكروبي

  عنوان پوستر (036 ) بيوتروريسم و روشهاي پيشگيري و مقابله با آن

  عنوان پوستر (112 ) تروريسم بيولوژيك  اتفاقي غير قابل اجتناب

 

پيام دبيران كنگره

 

الحمدلله حمدا يستحقه بعلو شانه و سبوغ احسانه والصلاه علي محمدالنبي و آله و سلامه.                                                             

ستايش باد يزدان را كه سزاوار ستايش است به سبب بزرگواريش و كثرت الطافش و درود بر سرور و پيامبر ما محمد و دودمان او.

(ابن سينا)

            اولين كنگره ملي بهداشت عمومي و طب پيشگيري را با نام و ياد آفريدگار قادر متعال، در شرايطي برگزار ميكنيم كه به پيشنهاد رهبر معظم انقلاب اسلامي، امسال را به نام مبارك امام علي (ع) نام نهاده اند، در شرايطي برگزار مي كنيم كه به آغاز سال 2001 ميلادي كه به پيشنهاد رياست محترم جمهوري وقت كشورمان در سطح جهان، سال گفتگوي تمدن ها ناميده شده است كمتر از 2 ماه باقي مانده است و در دوراني برگزار ميكنيم كه در آستانه هزاره سـوم ميلادي قرار گرفته ايم.

 

            عنوان كنگره را با پيشوند " ملي" آراستيم تا نه تنها بـه همگاني بودن، سراسري بودن و فراگير بودن آن اشاره كرده باشيم بلكه تاكيدي باشد بر مليت ابراهيميمان و دين باوري و يكتاپرستي اجدادمان در پايتخت هميشگي توحيد.

 

            چرا كه خلف صالح ابن سينا ايم كه هزاره دوم را با ياد و نام خداوند يكتاآغاز كرد و با بهداشت گرائي حركت آفرين و سرنوشت ساز خود، تحول عظيمـي درباورهاي بهداشتي و بهداشت گرائي كه هدف اصلي پزشكي جامعه نگر است ايجادنمود و چرا كه خلف صالح فردوسي هستيم كه هزاره دوم را با ياد ونام خداوندجان و خرد، آغاز و بلكه افتتاح كرد، توانائي هاي واقعي را زائيده دانائـي و دانائي را منشاء توانائي هاي زوال ناپذير، دانست و فرمود

                        بنام خداوند جان و خــــرد          كزين برتر انديشه برنگذرد

                        خداوند نام و خداوند جـــاي         خداوند روزي ده رهنمــاي

                        خداوند كيهان و گردان سپهر          فروزنده ماه و ناهيد و مهـر

                        توانـــا بود هركه دانا بـــود         زدانش دل پير، برنـا بــود

            ما فرزندان ابن سينا و فردوسي، از آنجا كه موفقيت هاي مسلم گذشته دردوران مجد و عظمت تمدن اسلامي را مهمترين دليل وجود قابليت و توان بازسازي همان توفيقات مي دانيم، لذا خود را موظف مي دانيم كـه از افكار توحيـدي وبهداشت گرائي آنها تبعيت نموده به شيوه هاي افتخارآفرين آنان تاسي جوئيـم و با بهره گيري از تكنولوژي جديد، بار ديگر مجد و عظمت تاريخ ساز و حركـت آفريني را به بار آوريم.

            هدف اصلي از برگزاري اين كنگره، گردهم آئي پژوهشگران رشته هاي پزشكي، پيراپزشكي و علوم پايه پزشكي و بهداشت و جمع شدن حول محور بهداشت گرائي به جاي درمان گرائي است كه در واقع هدف اصلي پزشكي جامعه نگر را تشكيل مي دهد و بدون شك، مقالات پرباري كه بصورت سخنراني جامع، بحث در پانل ها ومقالات پژوهشي سخنراني و پوستر، ارائه ميگردد دليل تحقق اين مدعاست.

 

            شايان ذكر است كه در چند جلسه متوالي از جلسات نيمه دوم سال 1378 هيئت ممتحنه بهداشت عمومي، در محل دبيرخانه شوراي آموزش علوم پايه پزشكي، بهداشت وتخصصي وزارت متبوع، همراه با ساير اعضاء به اتفاق آراء به اين نتيجه رسيديم كه لازم است با برگزاري كنگره هاي سالانه حول محور گرايش ها ونيازهاي مشترك رشته هاي پزشكي و پيراپزشكي، انتشار مجله علمي ـ  پژوهشي بهداشت و تاليف كتاب جامع بهداشت عمومي با بهره گيري ازآمار وارقام جهاني و كشوري، روح تازه اي در كالبد اين رشته كه پايه و اساس آموزش پزشكي جامعه نگر و موضوع اصلي كارگاه هاي پررونق روش تحقيق به حساب مي آيد، دميده شودكه مورد دوم و سوم، در دست برنامه ريزي و اقدام است ومورد اول، تحت عنوان اولين كنگره ملي بهداشت عمومي و طب پيشگيري، با هماهنگي و پشتيباني معنوي دبيرخانه مزبور، تحقق يافته و تصميم بر اين است كه به حول و قوه الهي همه ساله در يكي از دانشگاه هاي علوم پزشكي كشور، برگزار گردد ـ انشاالله ـ

 

            دربين محورهاي اصلي كنگره، بحث در مورد پزشكي جامعه نگر را از اين لحاظ  لازم دانستيم كه به علت كوتاه بودن عمر مديريت ها مفاهيم واژه ها نيزتمايل به تغيير، نشان داده و مثلا هدف پزشكي جامعه نگر كه جايگزين كردن بهداشت گرائي، به جاي درمان گرائي صرف است با آموزش سرپائي كه جزئي از كل اين هدف را تشكيل ميدهد اشتباه گرديده و لذا از بنيانگذار پزشكي جامعه نگردر جمهوري اسلامي ايران، استاد محقق جناب آقاي دكتر محمداسماعيل اكبري، دعوت به عمل آورديم تا بار ديگر اهداف و واژه هاي مربوطه را بازگو نمايندو بحث در مورد بيوتروريسم را از اين نظر در اولويت، قرار داديم كه دربسياري مجلات و محافل علمي خارج و سايت هاي مختلف اينترنت، صحبت از پاتك بيولوژيك، واكسيناسيون پرسنل نظامي بعضي از كشورها عليه سياه زخم و كشف جنگ افزارهاي بيولوژيك، در برخي از كشورها ميباشد.

 

            جا دارد ازكليه پژوهشگران بزرگواري كه قلم رنجه فرموده، خلاصه مقالات پرباري را ارسال نموده و اينك نيز قدم رنجه فرموده محفل دانشگاه علوم پزشكي كرمانشاه را بـه نور وجود خود روشن كرده اند و كليه ارگان ها و محققيني كه مارا در برگزاري اين كنگره، ياري نموده اند تشكر كرده خواهان مزيد توفيقات آنـان از در گاه احديت باشيم000 پس با ياد و نام خداوند بزرگ در سال امام علي و رمز     " ياعلي" برنامه هاي كنگره را آغاز نموده اثرات مثبت آن را نثارسلامتي تمامي مادران  در سراسر گيتي مي نمائيم - والسلام -

                                                                         

 

            دكتر حسين حاتمي                               دكتر فيض الله منصوري

           دبير علمي كنگره                                      دبير اجرائي كنگره

 

 

 

 

عنوان مقاله پانل بيوتروريسم (001 ) همه گيري شناسي جنگ بيولوژيك

نويسنده، نويسندگان: دكتر حسين حاتمي

آدرس: كرمانشاه ـ  دانشگاه علوم پزشكي كرمانشاه، مركزآموزشي ـ درماني سينا، تلفن 22342 - 0831

خلاصه:

بيان مسئله واهميت موضوع

            هر چند صحت و سقم احتمال جنگ بيولوژيك، مـورد توافق تمامي كارشناسان مربوطه نمي باشد ولي بـه هيچ وجه اين احتمال را بطور كامل نميتوان ناديده گرفت، زيرا در صورتي كـه صحت داشته باشـد چه بسا زيان هـا و خسارات جبران ناپذيري به بار آورد (1 ). با اينحال عده كثيري از مردم، ممكن است هنوز براين باور باشند كه جنگ بيولوژيك، زائيده تخيلات نظامي است غافل از اينكه امروزه جريانات سياسي و بيوتكنولوژي، ايـن باور را تغيير داده است و درآستانه هزاره سوم ميلادي، خود را براي دفاع بيولوژيك، آماده ميكنيم و ديگروقت آن رسيده است كه طغيان ناشي از يك بيماري منتقله از طريق مواد غذايي، يك افشانه ابري شكل كشنده اي كه شبانه بر فراز شهري به حركت در مي آيد و ياالقاء يك بيماري مسري، به طرق مختلف، ظن احتمال وقـوع بيوتروريسم را درپرسنل پزشكي و بهداشت، برانگيزد و به اقدامات پيشگيرنده، درماني و اطلاع رساني به موقع توسط  آنان و كنترل سريع فاجعه، بپردازند (2 ). بديهي است كه نيروهاي نظامي، تنها جمعيت در معرض خطر براي حملات بيولوژيك نيستند بلكه براي اقشار، به منظور دفاع در مقابل اثرات ناتوان كننده بالقوه يـك حمله، نيازمند كسب آگاهي نسبت به اصول اساسي همه گيري شناسي عوامل مورد استفـاده در جنگ بيولوژيك ميباشند (3 ) و علاوه بر اين بمب گذاري در بعضي از ساختمان هاي غير نظامي، حاكي از اين واقعيت است كه هيچكس از خطر تروريسم، در امان نيست و اين در حاليست كه ايـن روزهـا صحبت از جنگ بيولوژيك و استفـاده ازعوامل عفوني بعنوان جنگ افزار بيولوژيك مي باشد كه به مراتب، وحشتناك تراز سلاحهايي است كه تابحال، مورد استفاده قرار گرفته است و هـر چند مداخله درجنگها هرگز جزو وظايف حرف پزشكي نبوده است ولي استفاده از عوامل عفونت زاواضافه شدن ايـن سلاح بـه مهمات جنگي تروريست هـا چنين ايجاب مي كنـد كه حرفه هاي پزشكي و بهداشت نيز وارد معركه شوند، چرا كه دست اندركاران بهداشت و درمان، ميتوانند با تشخيص و گزارش اينگونه موارد، از شدت آسيبهاي وارده بكاهند و از آنجا كه مسئوليت و تعهد جديدي براي پزشكان بوجود آمده است، لازم است در جريان اينگونه خطرات، قرار گيرند و از آگاهيهاي لازم، برخوردارشوند (4 ) وازآنجايي كه در بعضي از كشورهاي فقير كه غذاي اصلي مردم را غلاتي نظير برنج، تشكيل ميدهد ممكن است با ايده هاي تروريستي، بـه آسيب بيولوژيك غلات وازبين بردن آنها بپردازند و بدينوسيله موجبات بروز قحطي و پي آمدهاي آن نظير سوءتغذيه و عوارضي نظيـر كاهـش سطح ايمني در مقابل عـده كثيري ازعوامل عفونت زا را فراهم كنند و لذا متخصصين مربوطه بايستي در مورد اين واقعيت ها اطلاعات لازم را كسب نمايند تابتوانند موارد ناشي از جنگ بيولوژيك را از آفت هاي طبيعي گياهان باز شناسند وبه موقع بتوانند از بروز طغيانهاجلوگيري نمايند (5 ) و بنابراين، بيوتروريسم، حتي اگر يك كابوس شبانه هم باشد بايد كاملا جدي تلقي شود و آمادگي هـاي همه جانبه اي براي رويارويي آگاهانه با آن وجود داشته باشد (6 ).

عوامل اتيولوژيك بيوتروريسم

ويژگيهاي گروه " الف" :

ـ  به آساني منتشر ميشوند و يا از فردي به فرد ديگر، انتقال مي يابند.

ـ  موارد مرگ زيادي به بار مي آورند واثرات مهمي بر بهداشت عمومي، اعمال مي نمايند.

ـ  باعث ايجاد وحشت عمومي و از هم پاشيدگي جامعه ميگردند.

ـ  جهت جبـران لطمات بهداشتي و سازماندهي مجدد، نياز به عمليات ويژه اي مي باشد.

عوامل بيماريزاي گروه " الف" :

ـ  واريولا ماژور (عامل آبله) 0

ـ  باسيلوس آنتراسيس (عامل سياه زخم) 0

ـ  يرسينيا پستيس (عامل طاعون) 0

ـ  كلوستريديوم بوتولينوم (عامل بوتوليسم) 0

ـ  فرانسيسلا تولارنسيس (عامل تولارمي) 0

ـ  فيلوويروس ها

     تب هموراژيك ابولا.

     تب هموراژيك ماربورگ.

ـ  آرنا ويروسها.

     لاسا (تب لاسا) 0

     جونين (تب هموراژيك آرژانتيني) 0

ويژگيهاي گروه " ب" :

ـ  با سهولت نسبي، انتشار مي يابند.

ـ  بيماري با شدت متوسط  و مرگ ومير پاييني به بار مي آورند.

ـ  نياز به اقدامات تشخيصي خاص و نظارت بعدي دارند.

عوامل بيماريزاي گروه " ب" :

ـ  كوكسيلا بورنيتي (تب Q ) 

ـ  گونه هاي بروسلا (بروسلوز) 0

ـ  بورخولدريا مالئي (گلاندرز) 0

ـ  ويروسهاي آلفا.

0 آنسفاليت ونزوئلايي.

0 آنسفاليت اسبي شرقي و غربي.

ـ  كلوستريديوم پرفرنژنس

ـ  آنتروتوكسين  B  استافيلوكوك.

ارگانيسم هاي منتقله از طريق آب يا غذا

ـ  گونه هاي سالمونلا.

ـ  شيگلا ديسانتريه.

ـ  اشريشياكلي O157:H7

ـ  ويبريوكلرا.

ـ  كريپتوسپوريديوم پاروم.

ويژگيهاي گروه " ج" :

            شامل پاتوژنهاي نوپديدي كـه بـا بهره گيـري از مهندسي ژنتيك ، قابليت تغيير به منظور انتشار انبوه را دارا مي باشند، زيرا:

ـ  در دسترس هستند.

ـ  به آساني قابل توليد و انتشار مي باشند.

ـ  داراي قابليت بالقـوه ايجـاد بيماري در سطح وسيع ، كشندگي زياد و اثرات تخريبي عظيم بر پيكره بهداشت مي باشند.

عوامل بيماريزاي گروه " ج" :

ـ  ويروس نيپاه.

ـ  ويروسهاي هانتا.

ـ  ويروسهاي عامل تبهاي هموراژيك منتقله از طريق كنه.

ـ  ويروسهاي مولد آنسفاليت منتقله از طريق كنه.

ـ  ويروس عامل تب زرد.

ـ  مايكوباكتريوم توبركولوزيس مقاوم به چندين دارو (7 ).

 

            گاهي يك عامل بيولوژيك، به عنـوان يك ارگانيسم تغيير يافته بوسيله مهندسي ژنتيك كه مقاوم به تمامي واكسنها و داروها با قابليت سرايت زياد وتوانايي آسيب رساني به هزاران نفر است، در نظر گرفته ميشود و لذا ميزان سوءظن و سعي و كوشش ما در ارتباط  با يك حمله بيولوژيك بايد در حد بالايي باشد !  چراكه چنين حملاتي داراي الگوي قابل پيش بيني نمي باشند. علاوه براين يك طغيان كوچك بيماري ممكن است به منزله اولين زنگ خطر بروز حمله بسيارعظيمي باشد و لذا تشخيص زودرس و بر قراري اقدامات پيشگيرنده اي نظيـر مصرف واكسن يا آنتي بيوتيك هاي موثر، ميتواند منجربه نجات جان هزاران نفرانسان شود.

تشخيص افتراقي

            هر طغيان كوچك يـا بزرگ يـك بيماري بايـد بـه عنـوان يك حمله بالقوه بيولوژيك، تلقي گردد. نگاهي به وقايع حول طغيان بيماري و بررسي هـر پديده غير عادي يا مرتبط  با طغيان بيماري، كافي بنظر ميرسد. از آنجا كه ممكن است طغيان يك بيماري، حاصل آلودگي عمدي باشد لذا بايداين واقعيت را همواره درتشخيص افتراقي، مدنظر داشته باشيم. در چنين مواردي يك احتمال، اينست كه بايكي از طغيانهاي قابل انتظار يك بيماري اندميك و يا با يك طغيان خودبخودي ناشي از يك عامل بيماريزاي نوپديد يا بازپديد، يا حادثه آزمايشگاهي و يـايك حمله عمدي با استفاده از يك عامل بيولوژيك، مواجه ايم كه در اين صورت، ابزارهاي همه گيري شناسي، شايد بتواند به افتراق اين حالات كمك نمايد.

 

            كشف علت بيماري يا حتي يك پديده غير معمول، بخصوص اگـر مـوارد اوليه ناشي از آن در حد پائيني قرار داشته باشد بسيار مشكل است. نظارت موردنياز در چنين مواقعي خيلي بيشتر از حالات معمول است زيـرا نه تنها مواردزيادي از بيماري بلكه بروز بيماري هاي غير معمول، بايستي بعنوان يك زنگ ـ  خطر، در نظر گرفته شونـد، مثلا بروز حتي يك مـورد سياه زخم تنفسي، بايستي منجربه واكنش سريعي بشود.

 

            اولين فردي كه بايد توجه داشته باشد ممكن است يكي ازپرسنل آزمايشگاهي باشد كه با يك سويه غير معمول ارگانيسم ها مواجه ميگردد و يا داروسازي كه بيش از حد معمول، با نسخه هائي كه جهت تجويز آنتي بيوتيك، نوشته شده اندمواجه ميشود و حتي متصديان امور كفن و دفني كه متوجه آمار بالاي مرگ ومير، ميگردند كه هر يك از اين ارگان ها يا ادارات ميتوانند منبع مناسبي براي جمع آوري اطلاعات همه گيري شناختي لازم، باشند (3 ).

 

            همانطور كه قبلا نيز اشاره شد با توجه بـه اينكه مواد شيميائي بايستي از طريق استنشاق يا جذب پوستي، اعمال اثر نمايند لذا جنگ هاي شيميائي، معمولا نوعي جنگ آشكار ميباشـد كه منجربه مداخله سريع پليس، مامورين آتش ـ  نشاني و نيروهاي پزشكي و بهداشت، ميگردد ولي حمله بوسيله عوامل بيولوژيك، باحتمال زياد، بصورت پنهاني و مخفيانه، صورت ميگيرد و لذا مبارزات متفاوت و فوريت ها و برنامه ريزي هاي مفصل تري را در شالوده بهداشت عمومي، طلب ميكند. اثرات حمله بيولوژيك، در جمعيت مورد حمله، سريعا آشكار نمي شـود وتاخير بين مواجهه و بروز علائم باليني، به دوره نهفتگي آن عامل، بستگي داردو لذا اوليـن موارد حاصله از يك حمله بيولوژيك پنهاني، احتمالا بوسيله پزشكان، و ساير دست اندركاران مراقبت هاي اوليه بهداشتي، كشف ميگـردد. مثلادر رابطه با حمله بيولوژيك به وسيله ويروس آبله، بيماران در اواخر هفته اول يا دوم به مطب ها و كلينيك هاي پزشكي مراجعه ميكنند در حاليكه علائم غيراختصاصي بسياري از بيماريهـاي ويروسي، نظير تب، دردكمر، سردرد، تهوع و000 در آنها جلب توجه ميكند و در روزهاي بعد، بـا پيشرفت بيماري، تظاهراتي نظير بثورات پاپولر كـه نشان دهنده مرحله اول آبله اسـت ولي بـه خاطر غيراختصاصي بودن، تداعي كننده تشخيص آبله نمي باشد، بروز مي نمايد و زماني بثورات، حالت تاولي به خود ميگيرند و مواردي از مرگ ناشي از بيماري، بروزمينمايد كه عاملين جنگ بيولوژيك، كاملا از منطقه دور شده اند و بيماري ازطريق تماس افراد سالم با مصدومين اوليه، انتشار گسترده اي پيدا كرده است ولذا فاصله كوتاهي بين بروز اولين موارد وبروز موارد ثانويه در جامعه موردحمله، وجود دارد كه براي دست اندركاران امور بهداشتي، بسيار بحراني وسرنوشت ساز است زيرا در همين فاصله كوتاه است كـه بايستي پس از مشكوك شدن به موارد اوليه و اثبات آزمايشگاهي آنها اقدامات همه جانبه اي مبني برجلوگيري از تماس افراد سالم و بيمار، واكسيناسيون و پيشگيري داروئي رااعمال نمايند. لازم به ذكر اسـت كـه اين روند و اقدامات كنترلي وابسته بـه آنرا به برخي ديگر از بيماريهاي منتقله از طريق تماس شخص به شخص نظيرطاعون و بعضي از تب هاي هموراژيك نيز ميتوان تعميم داد (7 ).

روياروئي همه گيري شناختي

            روياروئي همه گيري شناختي بنيادي بـه منظور ارزيابي يك حمله بيولوژيك بالقوه تفاوتي با بررسي هاي همه گيري شناختي استانده، ندارد و بنابراين اولين قدم، شامل توجه بـه يافته هاي باليني و آزمايشگاهي به منظور تاييدطغيان بيماري است. در اينگونه موارد، بايد به منظور تعيين تعداد مـوارد وميزان حمله بيماري، به " تعريف مورد"  (Case definition) پرداخته شود. استفاده از ضوابط  عيني در تعريف موارد بيماري، به منظور تعيين تعداد دقيق بيماران، از اهميت والائي برخوردار اسـت، چرا كـه در غير ايـن صورت، موارداضافي غير واقعي به علت هيستري، و يا حتي موارد كمتر از واقع، ممكن است گزارش گـردد. ميزان موارد تخميني بيماري، بايد با موارد ثبت شده سالهاي قبل مقايسه شود تا ميزان انحراف از حد منتظره، مشخص گردد.

 

            زمانيكه " تعريف مورد" و ميزان حمله بيماري، مشخص گرديد ميتوان طغيان را در قالب مفاهيم قرار دادي زمان، مكان و شخص، بررسي نمود، زيـرا ايـن مفروضات، اطلاعات ارزنده اي را در زمينه كشف منبع بالقوه طغيان، فراهم خواهدنمود.

منحني همه گيري

            با استفاده از اطلاعات جمع آوري شده بر حسب موارد در طول زمان، ميتوان منحني همه گيري را رسم نمود. الگوي بيماري يكي از عوامل مهم افتراق بين طغيان طبيعي و يك حمله عمدي، ميباشد. دراغلب طغيان هاي طبيعي تعداد مواردبيماري، به تدريج افزايش مي يابد و همانطور كه تعداد بيشتري از مردم، بـاعامل عفونت زا مواجهه ميشوند بر تعداد موارد بيماري نيز افزوده ميگـردد واز آنجا كـه پس از تماس اغلب افراد، مصونيتي حاصل ميگردد و موجب مقاومت آنها ميشود، تدريجا از تعداد بيماران و اوج منحني همه گيري، كاسته ميشـود، در حاليكه در يك حمله جنگ بيولوژيك، معمولا منبع ناگهاني نقطه اي، (point - source) همراه با مواجهه ناگهاني و همزمان تمامي افراد جامعه با عامل بيماريزا جلب توجه ميكند و منحني همه گيري در اينگونه مـوارد، حالت فشردگي دارد و در عرض چند روز و حتي چند ساعت ممكن است به اوج برسـد و ايـن حالت حتي در صورت وجود اختلافات فيزيولوژيك و تماسي، به قوت خود باقي ميباشد.درصورتيكه عامل بيولوژيك، داراي ماهيت مسري باشد ممكن است منحني ديگري بعدازحمله اوليه در اثر تماس افراد سالم بـا بيماران، ايجاد شود. شاخه نزولي منحني همه گيري ناشي از جنگ بيولوژيك، نظير سايـر " همه گيري هاي نقطه اي" ، ـ  مثلا طغيان مسموميت غذايي ـ  است و لذا ملاحظه مي گردد كه حتي وجود يك منحني فشرده، نميتواند صرفا شاخص طغيان ناشي از جنگ بيولوژيك، باشد.

 

            درصورتيكه گروه بخصوصي تماس يافته باشند ممكن است بتوان از طريق منحني همه گيري، زمان تماس با عامل عفونت زا را مشخص كرد چرا كه از طريق اين اطلاعات، ميتوان دوره نهفتگي احتمالي را محاسبه نمـوده بدينوسيله عامل بالقوه بيماري را مشخص كنيم و حتي يك حمله عمدي را نيز حدس بزنيم، چرا كه به علت بالا بودن تعداد عامل عفونت زا و يا تماس موثرتر، اين دوره ميتواندكوتاهتر از حالت معمولي باشد. محاسبه دوره كمون، همچنين ميتواند در كنترل موثر بيماريهائي كه از فردي به فرد ديگر منتقل ميشوند نيز كمك نمايد.

كليدهاي همه گيري شناختي

            از آنجا كه شاخه پائين رونده باشيب تند همه گيري را در ارتباط  باهمه گيري هاي با منبع مشترك، نيز ميتوان ديد لازم است بـه منظور افتراق بين همه گيري حمله بيولوژيك و طبيعي، از شاخص هاي ديگري استفاده نمود. لازم بـه ذكر است كه هيچ كدام از موارد زير، به تنهائي، حاكي از استفاده عمدي ازيك عامل بيولوژيك، نميباشد ولي وقتي مجموعه اي از آنها را در نظر بگيريم ممكن است كمك زيادي بنمايند.

 

1ـ وقوع يك همه گيري وسيع همـراه با موارد بيش از حد انتظار، بويژه دريك جمعيت غير مجتمع.

2ـ بيشتربودن شدت بيماري در مقايسه با حالات عادي آن بخصوص وقتي از راه هائي غير از راه معمول، منتقل شده است. مثلا شيوع بيماري استنشاقي نظير آنچه كه در شوروي سابق  (Sverdlovsk) رخ داده و پس از بروز حادثه اي كه منجربه آزاد شدن پرهاي آغشته به اسپور سياه زخم بوده است افرادي كـه در آن فضاتنفس نموده اند دچار سياه زخم تنفسي، گرديده وجان خود را ازدست داده اند.

3ـ مواجه شدن با نوعي بيماري كه براي يك منطقه بخصوص، غير معمول بـه حساب مي آيد و يا در فصلي غير از فصل رايج آن حادث گرديـده و يـا بدون وجودحامل  (vector) طبيعي خود، انتقال يافته است.

4ـ بروز چند همه گيري همزمان ناشي از چند بيماري عفوني مختلف.

5ـ همه گيري يك بيماري مشترك در بين حيوانات با موارد ابتلاء انساني.

6ـ بروز بيماري ناشي از سويه هاي غير معمول يك ميكروارگانيسم، يـا ناشي ازسويه هاي مقاوم بـه داروئي كه از اين لحاظ، با سويه هاي جاري، تفاوت دارند.

7ـ بالا بودن ميزان حمله در كسانيكه در مناطق خاصي نظيـر ساختمان هائي بوده انـد كـه افشانه هائي در فضاي محدود آنها رها شده و يا پائين بـودن ميزان موارد، در كسانيكه بـه هنگام آزاد شدن آئروسل، در داخل ساختمان ـ  هاي سر پوشيده اي حضور داشته اند.

8ـ كسب خبر در اين مورد كه دشمن توانسته است به عامل يـا عوامل عفونت زاي خاصي دست يابد.

9ـ اذعان دشمن، مبني بر اينكه از يك عامل بيولوژيك، استفاده كرده است.

10ـ مشاهده مستقيم مبني بـر آزاد شدن يك عامل بيولوژيك، از طريق تجهيزات، جنگ افزارها و يا به صورت پنهاني.

 

            حتي عليرغم وجود بيش از يك شاخص از معيارهاي فوق، بـه آساني نميتوان ثابت كرد كه طغيان يك بيماري، ناشي از انگيزه هاي خيانتكارانه بـوده و بـه اصطلاح، نوعي جنگ بيولوژيك است. مثلا چندين ماه طول كشيد تا مشخص شـد طغيان ناشي از سالمونلوز، در " اروگوئه" در اثر آلودگي عمدي سالاد، بوده اسـت. هم چنين طغيان هاي ديگري نظير طغيان هانتاويروس در چهار منطقه آمريكا فقط تصور ميشود ناشي از آلودگي عمدي، بوده است.

توصيه هائي به منظور آماده باش

            ارتقاء آگاهي و آماده باش، در مقابـل حمله بيولوژيك احتمالي، شامل آموزش كليه پرسنل پزشكي و بويژه دست اندر كاران سطوح اوليه پزشكي و نيزپرسنل بخش اورژانس كه جزو اولين افرادي هستنـد كه با بيماران مورد حمله بيولوژيك، مواجه ميشونـد بايد با جديت، مورد توجه، قرار گيرد. محتواي آموزشي بايد شامل اصول همه گيري شناختي و اطلاعات باليني مبني بر تشخيص ودرمان بيماريهائي كه بيشترين احتمال بيولوژيك بودن آن ها وجود دارد، باشداين آموزش ها بايستي بصورت دوره اي، تجديد گـردد تـا همواره ايـن افراد ازمهارت و آمادگي لازم، برخوردار باشند.

 

            بهبود اقدامات نظارتي نيز بايستي حاصل شـود تا گردآوري اطلاعات بموقع و در زمان خود، امكانپذير، باشد. تمامي اشكال نظارتي بايد به كار گرفته شود و مثلا ويزيت اورژانس، اطلاعات آزمايشگاهي، داروهاي مصرفي، غائبين مدارس و هر گونه اطلاعات ديگري كه مرتبط  با افزايش بروز يك بيماري عفوني است جمع آوري، گردد. وجود سيستم هاي نظارتي توانمند به منظور كشف هر بيماري نوپديد يا بازپديد، از اهميت اساسي برخوردار است. بديهي است كه تشخيص سريع هرگونه تغييري در الگوي بيماري، باعث تسهيل شناسائي منبع عفونت و جلوگيري از تماس هاي بعدي با آن منبع، ميگردد. در سايه آموزش و مهارت اپيدميولوژيك كافي، توجه لازم به الگوي بيماري و عنايت كامل به احتمال وقوع جنگ يا تهديدبيولوژيك، معضلات بالقوه، به سرعت كشف ميگردد و فعاليت ها در جهت كاهش اثرگذاري بيماري بدون توجه به منشاء آن سوق داده ميشود (3 ).

تمركز فعاليت هاي مرتبط  با آماده باش ها:

            كشف زودرس اثرات حمله بيولوژيك، از اهميت بحراني برخوردار است، زيرابدون تامين تداركات خاص در سطوح محلي و استاني، با حملات وسيع ناشي ازويروس آبله، افشانه هاي حاوي اسپور سياه زخم و عوامل بيولوژيك منتقله ازطريق غذاها، شالوده بهداشت محلي و شايد هم ملي، ممكن است در هم شكسته شودو عده كثيري از بيماران مصدوم و هراساني كه نيازمند به خدمات و تجهيزات پزشكي، تست هاي تشخيصي و تخت هاي بيمارستاني هستندنتوانند ازاين امكانات، بهرمند شوند و علاوه بـر اينها نيروهاي واكنش سريع، پرسنل خدمات اوليه بهداشتي و مسئولين بهداشتي نيز در معرض خطرات ويژه اي قرار خواهند گرفـت وبطور روزافزوني بر ميزان اين خطرات، افزوده خواهد شد.

 

            يادآور ميشود كه جنگ افروزان، ممكن است آميخته اي از جنگ افزارهاي بيولوژيك مختلف را بطور همزمان در يك يـا چند منطقه، بـه كار گيرند، ازعوامل جديد و ناشناخته اي استفاده كنند و يا حتي از ارگانيسم هائي استفاده نمايند كـه در ليست بحراني، قرار نداشته باشند (نظير ارگانيسم هاي شايع ولي مقاوم به دارو يا عوامل بيماريزائي كه با مداخله مهندسي ژنتيك، تغييريافته اند( ولذا با تشخيص عوامل جديد، همواره بايد ليست جديدي تنظيم گردد.

 

            با توجه به اينكه عوامل شيميائي و بيولوژيك مورد استفاده در جنگ هاي شيميائي و بيولوژيك، بسيار متنوع ميباشند، شالوده بهداشتي كشور يـا منطقه بايد توانائي حل سريع بحران هاي محتمل را دارا باشد. كشف سريع اينگونه حملات، مستلزم ارتقاء آگاهي هاي كليه پرسنلي است كه در خط  مقدم بهداشت ودرمان قرار دارند زيرا اين افراد در بهترين مواضعي هستند كه ميتواننـد درسايه اينگونه آگاهي ها به كشف زودرس حوادث مورد بحث، نائل گردند.

نقاط  تمركز كليدي:

   آماده باش و پيشگيري.

   كشف و نظارت.

   تشخيص و تعيين ماهيت عوامل بيماريزا.

   پاسخ مناسب.

   ارتباط.

آماده باش و پيشگيري:

            كشف، تشخيص و مهار بيماري و آسيب ناشي از جنگ بيولوژيك يـا شيميائي، روند پيچيده اي است كه نيازمند فعاليت دسته جمعي ميباشد و آماده باش شهروندان كليه شهرها و استانها را نيز مي طلبد.

كشف و نظارت:

            كشف زودرس اينگونه حوادث به منظور ارائه پاسخ بموقع، از اهميت والائي برخورداراست و منجربه اقدامات مناسبي نظير پيشگيري داروئي و واكسيناسيون، مي گردد.

تشخيص و تعيين ماهيت عوامل بيماريزا:

            از طريق دائر كردن آزمايشگاههاي زنجيره اي و همكاري نزديك بخش هـاي باليني و آزمايشگاههاي از پيش تعيين شده، قابل اجرا است.

پاسخ مناسب:

            پاسخ فراگير بهداشت عمومي نسبت بـه وقوع جنگ بيولوژيك، نيازمند به تحقيقات اپيدميولوژيك، درمان طبي و پيشگيري داروئي، در افراد آلوده ومبتلاو شروع سايراقدامات پيشگيرنده و منجمله رفع آلودگي محيط  ميباشد كه بايستي از قبل، پيش بيني شده باشد.

سيستم هاي ارتباطي:

مستلزم همكاري ارگان هاي زير، ميباشد

   سازمانهاي مرتبط  با بهداشت عمومي.

   مراكز تحقيقات پزشكي.

   ارائه دهندگان خدمات بهداشتي و شبكه آنها.

   اصناف.

   حرف مرتبط  با معاينات پزشكي.

   سازندگان تجهيزات پزشكي و بهداشتي.

   سازمانهاي بين المللي (7 ).

 

 REFERENCES:

 

1) Peralta LA; Bioterrorism: an overview, Semin Perioper Nurs 2000 

Jan;9(1) :3-10

 

2) Franz DR; Zajtchuk R; Biological terrorism: understanding the  threat, preparation, and  medical response, Dis Mon 2000  Feb;46(2):125-90 

 

3) Bioterrorism: Emerging Infectious Diseases, volume 5 No.4 , July  - August 1999 

 

 4) Haines JD; Pitts K; Crutcher JM; Medical response to bioterrorism  are we prepared?, J Okla State Med Assoc 2000 May;93(5):187-96 

 

5) Pellerin C;  The next target of bioterrorism: your food, Environ  Health Perspect 2000 Mar;108(3):A126-9 

 

6) Osterholm MT; The medical impact of a bioterrorist attack. Is it  all media hype or  clearly a potential nightmare?  Postgrad Med  1999 Aug;106(2):121-4, 129-30 

 

7) Biological and Chemical Terrorism: Strategic Plan for Preparedness  and Response: Mortality and Morbidity Weekly Report, recommendations  and reports, april 21, 2000, Vol. 49, No. RR-4, PP. 1-14 

 

واژه هاي كليدي: بيوتروريسم، اپيدميولوژي


عنوان مقاله پانل بيوتروريسم (002 ) آبله به عنوان يكي از قوي ترين جنگ افزارهاي بيولوژيك بالقوه

نويسنده، نويسندگان: دكتر هوشنگ ساغري

آدرس: تهران ـ  مركز آموزشي درماني لقمان حكيم، بخش بيماريهاي عفوني

خلاصه:

            در سالهاي قبل از 1359 شمسي (1980 ميلادي) كـه هنـوز ريشه كني آبله ازطرف سازمان جهاني بهداشت، اعلام نشده بود، بـا موارد زيادي از بيماري درسراسر كشور ايران مواجه مي شديم، شاهد مواردي از مرگهاي خونبار و وحشتناك ناشي از آن بوديم و بسياري از صورتهاي زيبا را به ياد داريـم كه در اثرابتلاء به اين بيماري، به زشتي گرائيد و بسياري از چشمهايي را كه بعد ازبهبودي، بينايي خود را از دست داد. در آن زمان براي بسياري از جوانترهادربالين بيماران و در كلاسهاي درس دانشگاه ، به كرات گفتيم و امروز هم كه ويروس عامل آبله به عنوان يكي از جنگ افزارهاي بالقـوه بيولوژيك، مطـرح شده است خواسته اند بگوييم كـه: آبله يكي از بيماريهاي ويروسي مخصوص انسان است كه از طريق تماس شخص به شخص، منتقل ميشـود و زنجيره انتقال آن بوسيله استنشاق ذرات قطره اي يا افشانه هاي حاوي ويروس، برقرار ميگردد. اين بيماري از الگوي فصلي زمستانه، طبعيت ميكند ولي محدود بـه هيچيك از شرايط  اقليمي نبوده تحت شرايط  اقليمي مختلفي ميتواند انتشار يابد. تنها راه مبارزه بـاآن واكسيناسيون افراد سالم و جداسازي بيماران به منظور قطع زنجيره انتقال است و تجربيات قبل از دوران ريشه كني بيماري، حاكي از آنست كه واكسيناسيون قبل از تماس با بيماران و تا 3ـ2 روز پس از تماس با آنان، ايمني كاملي درمقابل آبله ايجاد ميكند و كساني كه به فاصله 5ـ4 روز پس از تماس، واكسينه شوند اقلا در مقابل مرگ ناشي از بيماري، تاحدود زيادي مقاوم ميگردند و اين واقعيت موفقيت آميز را با تاكيد زيادي مي گفتيم و اينك نيـز با ايمان واعتقاد راسخ تري تكرار مي كنيم كـه تشخيص هرچه سريعتر به منظور جداسازي بيماران و واكسيناسيون سريع تماس يافتگان در شرايط  بحراني نظير جنگ بيولوژيك، ازاهميت حياتي برخوردار است.

 

            آخرين مورد ابتلاء طبيعي انسان به آبله در جهان در اكتبر سال 1977 ميلادي رخ داده است و 2 سال بعد از آن ريشه كني جهاني بيماري بوسيله سازمان جهاني بهداشت اعلام و مجمع عمومي سازمان در ماه مه سال 1980 آنرا موردتاييد قرار داده است. در خلال 25 سال گذشته هيچ موردي از آبله انساني درهيچ كشوري بروز نكرده است و در كشور خودمان نيز بر طبق مدارك موجود، به جرات ميتوان ادعا كرد كه آبله تا اواخر سال 1340 كاملا كنترل شـده بود ومواردي كه تا سال 1350 با آن مواجه مي شديم عمدتا منشاء وارده داشتند واز كشورهاي همسايه شرقي ايران وارد اين مملكت مي شدند.

 

            در حال حاضر ويروسهاي شناخته شده واريولا (Variola virus) ، در مركزپيشگيري و كنترل بيماري ها در ايالات متحده، و مركز تحقيقات ويرولوژي وبيوتكنولوژي روسيه، بـه منظور اهداف پژوهشي، در شرايط  كاملا امني، نگهداري ميشوند.

 

            شايان ذكر اسـت كـه پاكس ويروس هـا درشت ترين ويروسها هستنـد و باميكروسكوپ نوري نيز قابل رويت، مي باشند و جزو اولين ويروسهائي به حساب مي آيند كه در آزمايشگاه، مورد مطالعه، قرار گرفته اند و اين ويروسها را دررابطه با آبله انساني، گاوي، شتري، گوسفندي و پرندگان يافته اند و حتي براي كنترل بيولوژيك خرگوشهاي وحشي، در استراليا از ويروس ميگزوما (Myxoma) استفاده نموده و استفاده بالقوه اين ويروسها در ساخت واكسن ها و چشم اندازنگران كننده استفاده احتمالي از ويروس آبله بعنوان جنگ افزار بيولوژيك، نيز مطرح ميباشد.

 

            بـه هر حال در آن زمان كـه اين بيماري ريشه كن نشده بـود حدود 24ـ12 روز پس از ورود ويروس به بدن، علائم بيماري با بروز تب، درد و احساس ضعف وناتواني و درماندگي شديد، بروز ميكرد و 3ـ2 روز بعد، بثورات پاپول مانندي در صورت بيماران ظاهر شده به طرف اندامها منتشر مي شد و سريعا بـه وزيكول و سرانجام به پوستول، تبديل ميگرديد. يادآور ميشود كه درتمام طول بيماري، تب بيماران ادامه مي يافت و بثورات پوستولي، شديدا دردناك بـود و سرانجام دلمه بسته از پوست جداميشد و اسكارهاي گود افتاده اي از خود به جا ميگذاشت.

در آن روزها براين واقعيت باليني، تاكيد ميكرديم كه بثورات آبله بر خلاف آبله مرغان در تمام نقاط  بدن در يك مرحله واحد هستنـد و در ناحيه صورت ازتراكم بيشتري برخوردار ميباشند. اين بيماري در 10ـ5 درصد موارد، سير سريع و وخيمي را طي ميكند و در عرض 7ـ5 روز منجر به مرگ بيماران ميشود.

 

            هر چند آرزوي قلبيمان اينست كه ديگر هيچگاه آن صحنه هاي خوفناك ومرگ زا را نبينيم ولي واقعيت اينست كه ممكن اسـت كابوس " بيوتروريسم" تحقق پيدا كند و چنين ايجاب كند كه ما پزشكان باليني، هر از چند گاهي سري به مبحث آبله و ساير بيماريهائي كـه در مقوله بيوتروريسم، مطرح شده اند نيز بزنيـم و محققين گرامي كشورمان در انستيتو رازي و انستيتو پاستور و سايـرموسسات تحقيقاتي، به فكر تامين واكسن مورد نياز احتمالي باشنـد و مسئولين محترم بهداشت و درمان نيز به اين واقعيت هاي تلخ، توجه نمايند تـا ناگهان غافلگير، نشويم.

 

واژه هاي كليدي: بيوتروريسم، اتيولوژي، آبله


   عنوان مقاله پانل بيوتروريسم (003 ) ارزيابي اهميت ويروس هاي گروه آبله پس از ريشه كني جهاني آبله

نويسنده، نويسندگان: دكتر مرتضي شمشيري

آدرس: تهران ـ  خيابان شريعتي، خيابان شهيد شهيم، پلاك 21 تلفن: 2272183 021

 

خلاصه:

            در خانواده پاكس ويريده، زير خانواده كورد و پاكس ويريده (ويروس هاي آبله مهره داران) ، جنس اورتوپاكس ويروس و گونه واريولا ويروس وجود دارد كـه در انسان ايجاد بيماري آبله مي نمايد. وجود بيماري آبله هر چند مربوط  بـه دوران زندگي جمعي انسانها و استقرار كشاورزي در 10 هزار سال قبـل از ميلادمسيح مي باشد، ليكن اولين گزارش مستند از بيماري آبله مربوط  بـه بيش از 3 هزار سال قبل از ميلاد در رامسس پنجم فرعون مصر مي باشد. آخرين مورد طبيعي آبله نيـز در دنيا در اكتبر 1977 در بندر كوچك مركا در جنوب سومالي گزارش گرديده است.

 

            سازمان جهاني بهداشت طي يك تلاش همه جانبه ازسال 1967 برنامه ريشه كني جهاني آبله را با استراتژي مايه كوبي عمومي و بيماريابي شروع و درسال 1979 ريشه كني جهاني آبله را اعلام نمود. در شروع برنامه، بيماري آبله در بيش از30 كشور بومي بود و منجر به 10 تا 15 ميليون مورد ابتلاء همراه با 2 ميليون مرگ و مير و ميليونها بهبود يافته با عوارض كوري و زشتي منظر مي گرديد. در 8 مي 1980 در سي و سومين اجلاس جهاني سازمان بهداشت، ريشه كني آبله مورد تاييد و جهان عاري از آبله اعلام گرديد.

 

            از آن پس تلاش سازمان جهاني بهداشت بـر امحاء ويروس هاي آبله نگهداري شده توسط  آبله كوبان و يـا نگهداري خواسته يـا ناخواسته ويروس هاي آبله درفريزرهـاي آزمايشگاه و  بررسـي شايعات بروز آبله بـود. در عيـن حال قطع واكسيناسيون عمومي آبله توصيه مي گرديد.

 

            آنچه كه در برنامه ريشه كني آبله و پس از آن گذشت نياز به هزاران برگ نوشتار دارد. ليكـن بـا قطع واكسيناسيون عمومي و گذشت حدود 20 سال، جمعيت جهاني تقريبا عاري از ايمني عليه آبله است. بنابراين علي رغم اينكه انتشارو گردش يكي از ويروسهاي گروه آبله در بين انسانها به صفر رسيده است. ليكن بالاتريـن حد حساسيت عليه ايـن ويروس و ديگـر ويروس هاي گروه آبله در بيـن انسانها وجود دارد. متاسفانه در جهان پرآشوب فعلي، وجود جنگ هاي بيولوژيك منتفي نيسـت و متاسفانه ويروس آبله به عنوان يك سلاح بيولوژيك هنوز در صدرعوامل مخاطره آميز قرار دارد. شناخت راه كارها و عوامل مخاطره آميز بالقوه وبالفعل از مواردي است كـه در ايـن كنفرانس مـورد توجـه قرار خواهد گرفت وراههاي شناخت و مقابله و پيشگيري از آنها مورد بحث واقع ميشود.

 

واژه هاي كليدي: بيوتروريسم، آبله، ويروس آبله


   عنوان مقاله پانل بيوتروريسم (004 ) اسپور سياه زخم، به عنوان يك جنگ افزاربيولوژيك قوي

نويسنده، نويسندگان: دكتر داود يادگاري، دكتر حسين حاتمي

آدرس: تهران، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، مركز مطالعات و توسعه آموزش

خلاصه:

 

            سياه زخم، اساسا بيماري حيوانات علفخوار است ولي انسان و حيوانـات گوشتخوار نيزبطور اتفاقي مبتلا ميشوند. اين بيماري طي تماس با نسوج آلوده حيواناتي كه در اثر ابتلاء به سياه زخم، تلف شده اند، استنشاق اسپورها درصنايع دباغي و پشم ريسي، خوردن گوشت و بعضي از مواد آلوده ديگر، احتمالااز طريق گزش بعضي از حشرات، مصرف آب آلوده، وامروزه كه نغمه هاي خوفناك جنگ بيولوژيك، از گوشه و كنار محافل علمي، آشكارا طنين افكن شده است ازطريق استنشاق اسپورهاي منتشرشده توسط  دشمن تروريست، ميتواند منتقل گردد.

 

            بيماري در حالت طبيعي درانسان به اشكال مختلف پوستي، استنشاقي، گوارشي و ندرتا دهاني ـ  حلقي و گرفتاري مننژ، عارض ميگردد ولي در صورتيكه بعنوان يك جنگ افزار بيولوژيك مورد استفاده قرار گيرد و مثلا از طريق اشياء سبكي نظير پر ، در هوا پراكنده شود و وارد دستگاه تنفس، گـردد معمولا در عرض مدت كمي باعث ايجاد مدياستينيت كشنده، ميشود. همچنين در صورتيكه تروريست ها موفق به آلوده كردن مواد غذائي به اسپور يا احتمالا اشكال رويشي  (Vegetative) باسيل آنتراكس گردند باسيل هاي بلع شده، وارد روده شده بـه جدار آن نفوذ كرده، پس از تكثير، باعث توليد توكسين در نسوج زير مخاطـي، ميگردندو نظير گرفتاري پوستي در جدار روده، باعث ايجاد ضايعات اولسراتيوخونريزي دهنده اي ميشوند و ضمنا از طريق جدار روده ممكن است به عقده هاي لنفاوي ناحيه اي نيز دست اندازي نمايند و اين در حاليست كه دوره كمـون سياه زخم گوارشي نيز نظير نوع ريوي، كوتاه و در حدود 5ـ2 روز است و هردوشكل بيماري در اغلب موارد، حتي با درمان به موقع، ميتواند كشنده واقع شود.

 

            علائم اوليه سياه زخم استنشاقي، خفيف و غيراختصاصي است و شبيه عفونت هاي شايع دستگاه تنفس فوقاني ميباشد ولي در مرحله بعد، علائم حاد ديسترس تنفسي، عريض شدن مدياستن در كليشه راديوگرافي، تب وشوك، درعرض 5ـ3 روز، رخ ميدهد و مرگ، اندكي پس از آن حادث ميگردد و اين در حاليست كـه بيمـار، معمولا تا آخرين لحظه حيات خود، هوشيار بوده نظير مبتلايان به كزاز و كلـراشاهد مرگ خود ميباشد.

 

            نگاهي به حادثه دلخراش همه گيري خودساخته آنتراكس تنفسي در سال 1979 در روسيه كه طي آن 66 نفر، جان خود را از دست دادند هم نشان دهنـده قدرت تخريبي اسپور سياه زخم، به عنوان يك سلاح بيولوژيك است و هم دليل واضحي براين مدعا كه سلاح هاي بيولوژيك را از سال ها قبل ساخته وبه مقادير فراواني انبار كرده اند. اين همه گيري، در حالي رخ داد كه در يك موسسه كه ظاهرابه اسم موسسه تحقيقات بيولوژيك، دائر بوده است طوفان سهمگيني باعث شكستـه شدن شيشه تعدادي از پنجره ها و پراكنده شدن مقادير زيادي پر مرغ يا ساير پرندگان در فضا و به دنبال آن در عرض حدود 4ـ3 روز بروز يك بيماري تنفسي شبيه به عفونت هاي تنفسي ويروسي در كسانيكه در معرض وزش باد در محدوده مكاني مزبور، بوده اند ميشود و هرچند همگي ظاهرا در عرض چند روز، بهبودمي يابندولي به فاصله كوتاهي مجددا همان علائم با شدت هرچه تمامتر، بروز نموده عده زيادي از آنان را در تابلو مدياستينيت هموراژيك، به هلاكت ميرساند وسرانجام مشخص ميگردد كه پرها را جهت مقاصد نظامي، آغشته به اسپور سياه زخم كرده بوده اند و تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل، و چشم انسان روشنفكراواخر هزاره دوم و اوائل هزاره سوم، روشن با اين سلاح ارزان قيمت دردسترس ضد آب ضد آتش ديرپاي كه بي سرو صدا ميتواند عده كثيري از انسان ها را بـه هلاكت برساند.

 

            به هر حال اميدواريم هرگز حتي به عنوان پرسنل پزشكي و بهداشت با اين صحنه ها مواجه نشويم ولي حقيقت امر، اينست كه تفاوت بينش پزشكي و مذهبـي، در اينست كه در بينش عقيدتي توحيديمان دستور داريم همه را سالم فرض كنيـم مگر اينكه خلاف آن ثابت شود ولي در بينش پزشكي اگر فرض را بر سلامت همگان بگذاريم بسياري از بيماران، جان خود را از دست خواهند داد و لذا مجبوريـم فرض را بر " سقم" بگذاريم تا " صحت" به اثبات برسد و در مورد شايعه شـوم بيوتروريسم نيز بايد با ظن قوي، احتمال وقوع اينگونه جنگ هاي وحشيانـه راكاملا مردود ندانسته در حال آماده باش، به سر ببريم و به خصوص در بعضـي ازمراكز حساس، مقاديري واكسن آنتراكس و آنتي ميكروبيال هائي نظيـر سيپروفلوكساسين و داكسي سيكلين در اختيار داشته باشيم تادر موارد اضطراري بتوانيم از  Ciprofloxacin  به مقدار 500 ميلي گرم 2 بار در روز يـا از Doxycycline  به مقدار 100 ميلي گرم 2 بار در روز و به مدت 6 هفته استفاده نمائيم.

 

            لازم به تاكيد است كه خطر بالقوه جنگ بيولوژيك، دليل محكمي است برلزوم مطالعات بيشتر در زمينه سياه زخم و نوآموزي و باز آموزي آن.

 

واژه هاي كليدي: بيوتروريسم، آنتراكس، سياه زخم، تنفسي، گوارشي


   عنوان مقاله پانل بيوتروريسم (005 ) آيا آنتراكس خطرناك ترين سلاح بيولوژيكي است ؟

نويسنده، نويسندگان: دكتر اكبر ولي نژاد

آدرس: مشهد ـ  خيابان احمدآباد ـ  موسسه واكسن و سرم سازي رازي مشهدتلفن: 831780     فاكس: 820430

خلاصه:

            آنتراكس يـك بيماري حاد عفوني مشترك بيـن انسان  و تعـداد زيـادي ازحيوانات است كه توسط  باكتري باسيلوس آنتراسيس ايجاد ميشـود. معمـولا عامـل بيماري از راه گوارشي، تنفسي و يا خراشهاي پوست وارد بدن ميشـود. انسانهامعمولا بوسيله تماس يا خوردن و يا تنفس كردن اسپورهاي باسيلوس آنتراسيس ازحيوانات آلوده و يا محصولات آنها (مانند موي بز) آلوده ميشوند. اغلب اين بيماري در انسان بصورت جراحات پوستي موضعي بروز ميكند ولي اشكال سپتي سمي و كشنده آن نيز ديده ميشـود. در مـورد انتقال انسان بـه انسان هنوز مدركي وجود ندارد.           در سال 1999 بيش از 4/2 ميليون نفر از پرسنل ارتش آمريكا توسط  واكسن آنتراكس واكسينه شدند. اين بخاطـر قابليت بالاي اسپور آنتراكس بـراي تبديل به يك سلاح بيولوژيك  (Biological Weapon) مي باشـد. بـا اينكـه بسيـاري ازعوامل ميكروبي و سمي به عنوان سلاحهاي بيولوژيك در مقادير بسيار زياد و دربسياري از كشورها درحال توليداست، مانند عوامل باكتريايي مانندكلستريديوم بوتولينوم، بروسلا ملي تنسيس، يرسينيا پستيس، كلستريديوم پرفرنژنس، باسيلوس سرئوس، فرانسيسلا تولارنسيس، كوكسيلا بارنتي و عوامل ويروسي ماننـد ابولا، تب وست نيل ، ماربورگ ، آبله و توكسين ها ماننـد ريسين ، آفلاتوكسين ، توكسين كلستريديوم بوتولينوم آنتروتوكسين استافيلوكوكي و همچنين عوامل ريكتزيايي و مايكوپلاسماها و قارچها، اما باكتري باسيلوس آنتراسيس يكي از بزرگترين ومهمترين سلاحهاي بيولوژيكي است، به اين دليل كه به آسانترين شكل ممكن توليدو انبار شده و به راحتي انتشار مي يابـد. بـراي اينكـه يـك سلاح بيولوژيكي موثر و كارآمد باشد ميكروارگانيسم بايستي شديدا عفوني زا، داراي بيماري زايي شديد ومقاوم درهوا و محيط  براي مدت زيادي بوده و سريعا انتشاريابدو تعداد بسياري از انسانها را مبتلا كند. باكتري اسپورداري ماننـد باسيلوس آنتراسيس بـراي چنين هدفي ايده آل اسـت. اسپور باكتري باسيلوس آنتراسيس ازنظـر متابوليكي نسبتا غير فعال و حساس بـه نور خورشيد، گرما، خشكي و موادشيميايي است. امـا شكل  سلاحي اسپور  شاربن  (Weaponized  Version) شديدابيماريزا بوده و نسبت بـه سويه هاي ديگـر باسيلوس آنتراسيس مقاوم تر اسـت.

            تخمين زده ميشود كه حدود 50000 عدد از اسپورهاي شاربن از اين سويه بتوانديك انسان را بعد از استنشاق از بين ببرد. اساسا سه روش براي مقابله باسلاح بيولوژيكي آنتراكس  وجـود دارد. ايمن سـازي فعال ، ايمن سـازي غير فعال وپيشگيري و درمان با آنتي بيوتيك ها. آنتي بيوتيك ها بايستي در مدت كوتاهي قبل و يا بعد از تماس تجويز شوند در غير اين صورت نمي تواننـد موثر واقـع شوند. ايمن سازي غيرفعال احتياج به مقادير زياد سرم ايمن و يـا آنتي بادي مونوكلنال دارد كه براحتي در دسترس نيسـت ولـي ايمني فعال توسـط  واكسن هامي باشد كه ميتواند سالها قبل از تماس تجويز شود وايمني طولاني ايجاد كند.

            به هر حال تهديدات اسلحه بيولوژيكي آنتراكس با گذشت زمان بيشترميشودفقط  از 30 اكتبر تا 23 دسامبر 1998 در مـدت فقـط  دو ماه سه مـورد تهديدات بيوتروريستي آنتراكس در آمريكا رخ داده است. در مشروح مقاله در مورد سويه  BW  آنتراكس و واكسنهاي تهيه شده و خصوصيات آنها وهمچنين در مورد تهديداتي كه آنتراكس در سالهاي اخير بخصوص در جنگ خليج فارس براي بشريت داشته است، توضيحات كامل ارائه خواهد شد.

واژه هاي كليدي: بيوتروريسم، آنتراكس، سياه زخم، جنگ افزار بيولوژيك


   عنوان مقاله پانل بيوتروريسم (006 ) نسل جديد عوامل سلاحهاي ميكروبي وتوكسيني

نويسنده، نويسندگان: دكتر محمدحسن شاه حسيني

آدرس: تهران ـ  دانشگاه امام حسين (ع) ـ  دانشكده علوم پايه ـ  گروه ميكروب شناسي ـ   تلفن: 7308672 ـ  71033134    فاكس: 7308631

خلاصه:

            پتانسيل توليد نسل جديد سلاحهاي بيولوژيك  (BW) از كنوانسيون جنگ هـاي بيولوژيك سال 1972 به اين طرف افزايش فوق العاده اي پيدا كرده اسـت. يكي ازنكات قابل توجه تغيير عوامل اين نوع سلاح ها از عوامل باكتريايي بـه عوامل ويروسي مي باشد. دليل آن همانا، تشخيص مشكل و نبود درمان (حتي گاهي اوقات واكسن) براي بسياري از بيماريهاي ويروسي مي باشـد. در عين حال روز به روزبر اهميت توكسين هاي بيولوژيك و كاربرد آنها بـه عنـوان يـك سلاح تروريستي افزوده شده است. پيشرفتهاي اخير در علم استراتژيك بيوتكنولوژي و همينطـورميكروبيولوژي مولكولي و كاربـرد آنهـا در اصلاح و تغييـر عوامـل بيولوژيك، موجب جنگي تر شدن آنها گرديده است. تكنيك هايي همچون موتاژنزيس هدايت شده (SDM) ، امكان ايجاد جهش و انتخاب سريع تر ژنها را به نوع بشر داده است كه ميتوان از اين طريق بسيار سريـع در ژنهاي مـورد نظر عوامـل ميكروبي ايجادموتاسيون كرد. بنابراين كاربرد تكنيكهاي مهندسي ژنتيك در يكي دو دهه اخيرباعـث تشديد پتانسيل عوامـل  BW  بـراي استفـاده از آنهـا در جنگ  و عمليات بيوتروريستي گرديـده اسـت. بـا استفـاده از ايـن علوم و تكنيك ها مي توان تغييرات يا اصلاحات زير را درعوامل بيولوژيك ايجاد نمود.

 

1 ـ  افزايش بيماريزايي

2 ـ  تغيير درساختمان آنتي ژنيك عوامل بيولوژيك.

3 ـ  تغيير ماركرهايي از عوامل بيولوژيك كه عمدتا در تشخيص بكار مي روند .

4 ـ  ايجاد حفاظت يا مصونيت در نيروهاي مهاجم .

5 ـ  افزايش مقاومت آنتي بيوتيكي .

6 ـ  آسان ساختن توليد و يا انبار عوامل بيولوژيك .

7 ـ  ايجاد مقاومت در برابر اشعه ماوراءبنفش و خشكي .

8 ـ  امكان بر قراري سيستم هاي ميزبان ـ  ناقل موثرتر .

 

            سعي بر اين است كه در ايـن مختصر انواع تقسيم بنـدي عوامـل بيولوژيك جنگي، معيارهاي يك عامل بيولوژيك جنگي، روند توسعه وانتخاب عوامل ميكروبي و توكسيني بـه عنوان يك سلاح جنگي در چهار دهه اخير و روشهاي بهينه نمـودن (جنگي تر كردن) عوامـل و توكسين ها (بـا توجه بـه پيشرفت علوم و فنون) راتوضيح دهيم.

 

واژه هاي كليدي: بيوتروريسم، نسل جديد، اتيولوژي


   عنوان مقاله پانل بيوتروريسم (007 ) نقش تب هاي هموراژيك ويروسي دربيوتروريسم

نويسنده، نويسندگان: دكتر مسعود مرداني

آدرس: شهركرد ـ  دانشيار دانشگاه علوم پزشكي شهركرد

خلاصه:

            هرگاه از عوامل ميكروبي به منظور مقاصد خصمانـه، استفاده شود، اصطلاح  Biological warfar  به آنها اطلاق ميگردد. سموم بيولوژيك مورد استفاده دراين موارد را بايد بتوان بر عليه هر دشمني مورد استفاده قرارداد و ضمنا توليدآن مقرون به صرفه باشد و از عمر مفيد طولاني و قابليت تبديل به فرم آئروسل برخوردار باشد. از عوامل مهم مورد استفاده در پيكارهاي بيولوژيك ميتوان از عوامل سياه زخم، طاعون، تولارمي، بروسلوز، تب كيو، آبله، ويروس هاي آلفاو تب هاي خونريزي دهنده ويروسي نام برد.

 

            تب هاي هموراژيك معمولا بـا سندرم كلينيكي تب، ميالژي، ضعف، بي حالي، هموراژي و در بعضي موارد با افت فشارخون، شوك و مرگ مشخص ميشونـد. تب هاي هموراژيك به چهار دسته ويروس با ژنوم حاوي ريبونوكلئيك اسيد منحصر ميشوند.

 

            انتقال تب هاي هموراژيك بسته به عامل ويروسي متفاوت است ولي ذكر اين نكته ضروري است كه تمامي تب هاي خونريزي دهنده بـه استثناي ويروس دانگ قابليت انتشار توسط  آئروسل را دارند كه ميتواند نقش احتمالي استفاده ازاين عوامل در مقاصد نظامي را براي ما روشن نمايد.

 

            ويروس هـاي عامل تب هموراژيك معمولا توسط  ناقلين بند پا يا تماس باحيوانات مخزن آلوده، به انسان منتقل ميشود  Hantaviruses  و Arenaviruses  با استنشاق فضولات جوندگان كه بصورت آئروسل در آمده اسـت به انسان منتقل ميشود در صورتيكه  Rift Valley Fever  و  CCHF  كه همان تب هموراژيك كريمه ـ  كنگو است ميتواند بدنبال تماس بـا دامهاي آلوده و كشتار آنها و استنشاق مواد آئروسل آنها ايجاد شود. تاكنون ميزبان ذخيره  Filoviruses  مشخص  نشده است و انتقال انسان به انسان ممكن است در نتيجه تماس مستقيم با بيماران يا خون و مايعات بدن آنها ايجاد شود.

 

            چهار نوع تب هموراژيك كه استعداد انتقال بعنوان عفونت بيمارستاني رادارند و جزو بيماريهائي قلمداد ميشوند كه مي بايست بصورت قرنطينه در آيندعبارتند از: تب لاسا، تب هموراژيك كنگو ـ  كريمه، تب ابولا و ماربورگ.

 

            مطالعات اپيدميولوژيك نشان داده است كه انتقال تنفسي تب هاي هموراژيك، بين انسانها اتفاق نمي افتد ولي اين انتقال در بين پريماتهاي غيرانساني صورت ميگيرد. بعلاوه عفونتهاي انساني تحت باليني بعلت فيلوويروس مهاجم در ميمون بدنبال برخورد با حيوانات آلوده از راه تنفسي به انسان گزارش شده است.

 

            نقش احتمالي انتقال ويروس هاي حيواني بدنبال گزارشي از آرژانتين كـه انتقال ثانويه بيماري هانتاويروس همراه با سندرم ريوي را كـه با ابتلاي 15 مورد و مرگ 8 نفر آنها گرديد، مورد توجه قرارگرفت بعلاوه آئروسل هاي عفونت ممكن است در اثناي گذاشتن لوله تراشه ويا ساكشن ترشحات بيماران آلوده نيزايجاد شود. اگرچه انتقال بيمارستاني تب هاي هموراژيك در بررسي هـاي انجام شده در آفريقاي جنوبي با بكار بردن احتياطات همه جانبه در برخورد بـا اين بيماران بدون ملاحظات تنفسي كاملا قطع شده است ولي مركز كنترل بيماريها بـاعنايت به نداشتن مطالعات عديده در زمينه انتقال تنفسي اين بيماريها توصيه به رعايت ملاحظات تنفسي همراه با احتياطات كامل نموده است.ممانعت از ابتلاي به اين عفونتها معمولا با جلوگيري از تماس با عوامل انتقال و مخزن هاي ذخيره، ايزولاسيون بيماران، ضدعفوني كردن و گزارش موارد بيماري بـه مقامات بهداشتي عملي ميشود.

 

علائم كلينيكي

            تب هاي هموراژيك معمولا بصورت يك بيماري تب دار حاد كه همراه بـا ضعف و ميالژي و بي حالي است شروع ميشود علائم اوليه شامل برافروختگي، التهاب ملتحمه، ادم دور چشم، پتشي، افت فشارخون و تست تورنيكه مثبت ميباشد. درمراحل اوليه، علائم بيماري غير اختصاصي است بطوريكه ميتوانـد با هر بيماري ويروسي ديگر و بيماريهاي تب دار شايع در مناطق اندميك اشتباه شـود و علاوه بر آن گاهي اين بيماري با بيماريهاي غير عفوني مثل واسكوليت، TTP  ، HUS  و گرمازدگي نيز اشتباه ميشود. در مراحل استقرار بيماري درد شكم، تندرنس ناحيه فوقاني و راست (RUQ) ، شوك و خونريزي مخاطي جنراليزه تظاهر مينمايد.

ابتلاي نورولوژيك، هماتوپويتيك يا ريوي، اغلب اتفاق مي افتد. خونريزي منتشراز ارگانهاي مختلف در نتيجه آسيب هاي عروقي، نقص عملكرد كبد و  DIC  رخ ميدهد.

 

            بعضي از خصوصيات كلينيكي ميتواند موجب افتراق انواع تب هاي هموراژيك شود. اگزانتم معمولا در عفونتهاي فيلوويروسي شايع است ولي گاهي در تب دانگ وتب هاي هموراژيك با سندرم كليوي ديده ميشود ولي ايـن يافته در  CCHF  معمولاديده نميشود. سندرم نشت مويرگي در تب لاسا شايعتر است اگرچه در اين بيماري هموراژي و يافته هاي نورولوژيك غير شايع است. تب دره  Rift  بـه ندرت موجب خونريزي ميشود در صورتيكه در  CCHF  خونريزي هاي شديد و  DIC  به ميزان فراوان ديده ميشود ولي ادم مشهود نيست.

 

            عوارض تبهاي هموراژيك شامل: ريزش مو، كري (لاسا، ابولا) ، رتينيت (KFD  ،  RVF)  يوونيت (Marburg RVF) ، انسفاليت  (OHF,KFD,RVF,BHF,AHF) ، پريكارديت (لاسا) نارسائي كليه  (HFRS) ميباشد. درمان تب هاي هموراژيك محافظتي بـا توجه خاص به تعادل آب و الكتروليت ها، درمان شوك، خونريزي، نارسائي كليه، تشنج واغماء ميباشد. دربعضي موارد ممكن است اقدامات مراقبت ويژه نظير انتوباسيون و تنفس مصنوعي، دياليز و تجويز داروهاي خاص مورد نياز باشد.

 

             Ribavirin  در درمان  Lassa fever  و  HFRS  در مطالعات كنترل شده موثربوده است و بررسي هاي انجام شده در آزمايشگاه و حيوانات تاثير اين دارورا درمان  CCHF  و  RVF  محرز نموده است. تجارب كلينيكي تاثير مثبت ايـن دارورا در  CCHF  مشخص نموده ولي هنوز مطالعات كنترل شده اي در انسان در اين زمينه انجام نشده است ايمونوتراپي بـا پلاسماي دوره نقاهت در درمان تب هاي هموراژيك آرژانتيني و بوليوي موثر بوده ولي در تب لاسا و  CCHF  موثر نبـوده است. تنها واكسن زنده ضعيف شده ويروسي تائيد شده در آمريكا براي تب هاي هموراژيك، واكسن تب زرد است.

 

نقش ويروس هاي تب هموراژيك در بيوتروريسم:

            ويروس هاي ايجاد كننده تب هـاي هموراژيك موجب موربيديته (morbidity) بالا و در بعضي افراد مرگ و مير ميشود. بعضي از ايـن ويروس ها مشابه ويروس آنفلوآنزا مي باشد كه ميتواند در كشت سلولي به ميزان بالائي تكثير يافته ولذا ميتوان از آنها بصورت تسليحات بيولوژيك استفاده نمود.

 

             Filoviruse  ها بخاطر قدرت آلوده كنندگي بالا همراه با مرگ و ميرفراوان و قدرت تهيه آن به صورت آئروسل نقش اساسي در تهيه سموم بيولوژيك دارند.روسها روي فيلوويروسها بعنوان عوامل بيولوژيك كه ميتواند در جنگهاي ميكروبي مورد استفاده واقع شود آزمايشاتي انجام داده اند ولي ظاهرا ازاواسط  سالهاي 1990 بعلت بارمالي فراوان، تهيه آن را مسكوت گذاشته اند آنهاآئروسل تهيه شده از اين ويروس را بطور موفقيت آميز ارزيابي كرده اند.

 

            ويروس ماربورك را ميتوان در گليسرين 10% تثبيت نمود و اين ميزان غيرفعال شدن ويروس را مشابه ويروس آنفلوآنزا مي نمايد كه ميتواند از راه آئروسل به ديگران انتقال يابد.

 

            فيلوويروس ها خطرناك ترين ويروس هائي هستند كـه در جنگ هاي بيولوژيك ميتوان از آنها استفاده نمود زيرا نداشتن واكسن محافظت كننده و درمان مناسب ميتواند منجربه مرگ ومير بالا شود.

 

            محققين روسي استفاده از  CCHF  را بعنوان يك سلاح بيولوژيك مورد ارزيابي قرار داده اند ولي آنرا هنوز بصورت عملي مورد استفاده قرار نداده اند. اصولاحساسيت گروه ويروس هاي  Bunya  به حرارت، خشكي و اشعه ماوراء بنفش، آنها راكانديدي ارجح براي تهيه سموم بيولوژيك قرار نميدهد.

 

            هانتاويروس ها بـه علت عدم تكثير سريع در كشت سلولي تهديدي جهت تهيه سلاح ميكروبي نميباشنـد.  Flaviviridae  ها به ندرت بعنوان سموم بيولوژيك درنظر گرفته ميشوند ويروس دانگ تنها ويروسي است كه انتقال آن توسط  آئروسل صورت نميگيرد و نظاميان اغلب بر عليه تب زرد بصورت روتين واكسينه ميشوند.

 

واژه هاي كليدي: بيوتروريسم، تب هاي هموراژيك


   عنوان مقاله پانل بيوتروريسم (008 ) طبقه بندي باكتريهاي بومي در ايران، اولين قدم در پيشگيري و شناسايي جنگ بيولوژيك

نويسنده، نويسندگان: دكتر محمدرضا پورشفيع

آدرس: تهران ـ  انستيتو پاستور ايران ـ  بخش ميكروب شناسي تلفن 6469871 021

فاكس: 6465132 021

خلاصه:

            جنگ بيولوژيك ( Bioterrorism ) در چند سال اخير ابعاد تازه اي بخود گرفته است و سرمايه گذاري كلان در بررسي باكتريهايي كه در اين امر دخيل هستنـد درحال انجام مي باشد. يكي از ابعاد اين بررسي شناسايي ژنتيكي به موقع و دقيق باكتريها و پيدا كردن منشاءآن مي باشد. دراين رابطه باكتريهاي كلستريديوم بوتولينوم جدا شده در ايران به روش(ARDRA) Amplified ribosomal DNA restriction-   analysis  مورد بررسي قـرار گرفتـه اسـت. ايـن روش تنوع ژنتيكي درريبوزومال  DNA 16s , 23s  سويه هاي كلستريديوم بوتولينوم بومي ايران را بـه سه گروه بـا الگوي متفاوت ژنتيكي تقسيم كـرده اسـت. روش فوق از دقت خاص وسرعت قابل توجهي بـراي شناسايي ايـن باكتري برخـوردار اسـت. همچنين نتايج آزمايشگاهي در مورد تنوع ژنتيكي وبا و ديگر مسموميت هاي غذايي از سويه هاي جدا شده در ايران بـا انجام روشهايـي ماننـد  PFGE  ،  Ribotyping  بـه منظورطبقه بندي ژنتيكي باكتريهاي بومي ايران ارائه خواهد شد.

 

واژه هاي كليدي: بيوتروريسم، اتيولوژي، بوتوليسم


   عنوان مقاله پانل بيوتروريسم (009 ) توكسين بوتوليسم يكي از قويترين جنگ افزارهاي بيولوژيكي

نويسنده، نويسندگان: دكتر پرويز وحداني

آدرس: تهران ـ  بيمارستان لقمان حكيم، بخش بيماريهاي عفوني

خلاصه:

            بوتوليسم عبارت است از مسموميت غذايي حاد كـه بـه دنبال خـوردن موادغذايي حاوي توكسين، باسيل كلوستريديوم بوتولينوم ايجاد ميشود، سم فوق يكي از قويترين سمومي است كه تاكنون بشر شناخته است.

 

            مقداري كمتر از حدود 100 ميكرو گرم، قادر خواهد بود در صورتي كـه به طريق لگاريتمي در آب دريا حل شود، باعث نابودي جمعيت كره زمين گردد. بنابراين شناخت اين توكسين چه از نظر مسموميت غذايي و چه از نظر ساير جنبه هابخصوص مسئله جنگ هاي بيولوژيكي ميتواند بسيار مفيد باشد و بكاربردن روشهاي صحيح از صدمات و خسارت جاني فراوان جلوگيري نمايد.

 

            اين توكسين ماده پروتئيني با وزن مولكولي 150 هزار واحد دالتون مي باشد و قدرت تخمير و ايجاد گاز نمي تواند در بعضي از موارد داشته باشدو در بعضـي مـوارد بدون تخمير مـواد غذايي با ايجاد توكسين سبب مسموميت مي گردد، بعضي مواد مانند: كلسيم و منيزيم و آميلاز معده قدرت توكسين راافزايش ميدهد. خوشبختانه اين ميكروب با اين قدرت وحشتناك بسيار حساس نسبت به درجه حرارت بوده و با 10 دقيقه جوشاندن براحتي تحت كنترل در مي آيد كه اين مسئله در مورد درمان و پيشگيري بسيار حائز اهميت مي باشـد، بنابراين، به عنوان پيشگيري جوشاندن فراورده هاي مشكوك به مدت 10 دقيقه ميتواند كاملابي خطر گردد و از عوارض حاصله از آن جلوگيري ميشود.

 

واژه هاي كليدي: بيوتروريسم، بوتوليسم، توكسيون


   عنوان مقاله پانل بيوتروريسم (010 ) تروريسم زيستي  (Bioterrorism) وآمادگي در برابر آن

نويسنده، نويسندگان: دكتر محمدمهدي گويا، دكتر كامران حكيم زاده

آدرس: تهران ـ  اداره كل مبارزه با بيماريها

خلاصه:

            با اينكه سلاح هاي زيست شناختي تا به حال مورد استفاده قرارنگرفته اندولي استفاده از عوامل بيماريزا بـه منظور شايع كردن بيماري در ميان افراديك جمعيت سابقه اي طولاني دارد. كارشناسان اذعان دارنـد كـه شكل تروريسم دردنيا تغيير كرده است. پيش از اين تروريست ها بيشتر تلاش مي كردنـد كه ازخشونت به منظور دستيابي به موجوديت سياسي استفاده كنند و تاكنون بيشتر ازبمب و اسلحه استفاده مي كردند ولي در حال حاضر برخي گروهها مي گويند كه هدف اصلي آنها كشتار دسته جمعي است. فاجعه تونل قطار زير زميني ژاپن درسال 1995 ميلادي مويد اين مطلب است. با وجود اين كه تا به حال كسي موفق به ساخت سلاح زيست شناختي نشده است و ساختن بمب آسانتر و مطمئن تر است ولي وحشتي كه پخش بيماري در جامعه ايجاد مي كند، به مراتب بيشتراست. اين گونه تروريسم مي تواند با مرگ و مير و عوارض فراوان همراه باشد، بيماري در بين جوامع ديگر گستره شود، صدمات طولاني مدت وارد كند، ساختار زيست محيطي را(در مورد آفت هاي نباتي) بر هم زند و بالاخره با زيان هاي اقتصادي جبران ناپذير همراه باشد. ناباوري سياستمداران و عموم مردم ازامكان چنين تهديدي و مختص داشتن آن به ميدان جنگ و سربازان، فقدان آگاهي جامعه پزشكي ازسيماي اين بيماري ها، نبود نظام مراقبت مستمر براي گزارش دهي، نبـود ياكمبود ابزارهاي تشخيصي كه بـه سرعت بتواند وجود عوامل بيماريزا و انواع آنها را مشخص كند و بالاخره فقدان امكانات درماني، پيشگيري و كنترل بيماري و سازمان دهي موثر آنها موجب مي شـود كه در برابر چنين شيوه تروريسم كم دفاع باشيم. دو عامل وجود دارد كه تهديد ناشي از تروريسم زيستي را بيش ازپيش افزايش مي دهد:

 

1ـ تابويي كه پيش از اين در مورد استفاده از سلاح هاي زيست شناختي ياشيميايي وجود داشت و مانع از استفاده آنها مي شد، شكسته شده است.

 

2ـ دانش حاصل از پژوهش هـاي پايه اي زيست شناختي و فن آوري زيستي كه زماني انحصاري بود، هم اكنون در ميان دهها هزار نفر در سراسر دنياگسترانيده شده است، به طوري كـه هم اكنون ساخت سلاح هاي زيست شناختي چندان مشكل نيست. با وجود اين كـه 140 كشور جهان معاهده سال 1972 ميلادي را كه خواستار منع استفـاده از سلاح هاي سمي و زيست شناختي  (BTWC) و بهره نگرفتن از ارگانيسم ها يا سموم آنها در مقاصد نظامي اسـت را پذيرفته اند، بيشتردولت ها توافق دارند كه اين معاهده كارايي نـدارد. هم اكنون 17 كشور جهان براي توليد سلاح هاي زيست شناختي برنامه دارنـد كه شامل كشور عراق نيزمي شود. اين تعداد شامل گروههاي تروريستي كه براي توليد ايـن گونه سلاح هاتلاش مي كنند، نمي شود.

 

            در گروه عوامل زيست شناختي كه بيشترين واهمه در مورد آنها وجود داردمي تـوان از ويروس آبله انساني، باسيل سياه زخم و عوامل طاعون، تولارمي، سم بوتوليسم و همچنين ويروسهاي تب هاي خونريزي دهنده نام برد. از آنجا كه بيشتر اين عوامل از راه هوا قابل انتقالند، جمعيت هاي انساني به آنهامستعد مي باشند، با مرگ و مير و عوارض فراوان همراهنـد، از طريق تماس فردبه فرد نيز قابل انتقال هستنـد (آبله، طاعون، تب خونريزي دهنده) ، و تشخيص و درمان آنها مشكل است، بيشترين خطر در مورد آنها وجود دارد. سوش هاي مقاوم به آنتي بيوتيك برخي از اين عوامل (باسيل سياه زخم) ساخته شده اسـت.

 

            همچنين واكسن به منظور پيشگيري از عفونت با اين عوامل بيماريزا وجودندارديا واكسيناسيون وجود داشته و اكنون متوقف شـده اسـت (آبله) يا واكسن درافراد خاصي همچون نيروهاي نظامي و آنهم در برخي كشورها مورد استفاده قرارمي گيرد (سياه زخم) يا بيماري در حال ريشه كني اسـت و به زودي واكسيناسيون متوقف خواهد شد (پوليو) و بالاخره ممكن است واكسن توانايي محافظت در برابربيماري را به دليل دستكاريهاي زيست شناختي عامل بيماري زا (انتقال ژن هاي باسيل سرئوس به باسيل سياه زخم) نداشته باشـد. تاكنون تمام راهبردهاي دفاع زيست شناختي به محافظت از سربازان در ميدان جنگ اختصاص داشته است در حالي كه فن آوري هاي نوين براي دفاع از عموم مردم در يك منطقه يا شهر نيز موردنياز است. اولين نشانه يك جمله زيست شناختي ممكن است تنها تعداد زيادافراد بيمار مراجعه كننده باشد. بنابراين، برخورداري از نظام مراقبتي فعال كـه تمام موارد مشكوك يا تائيد شده بيماري ناشي از اين عوامل رابي درنگ گزارش كند، مي تواند در رويارويي بـا فوريت هاي زيست شناختي موثرباشد. اطلاع از پيش زمينه همه گيرشناختي بيماري بـه منظور اطمينان از طبيعي يا ساختگي بودن آن و همچنين برخورداري از آزمايشگاههاي تشخيص طبي باكيفيت مناسب و امكانات همه گيرشناسي مولكولي يا كمك گرفتن از چنين آزمايشگاههايي در هنگام فوريتها مي توانـد در تشخيص عامل و تحليل همه گيرشناختي بيماري وحتي در شناخت سر منشاء عامل بيماريزا كمك كننده باشد. برخورداري از افرادورزيده به منظور بررسي و طرح ريزي بـراي پاسخ دهي مناسب به طغيان مواردبيماري، بسيج بـه موقع امكانات (نيروي انساني يا ديگر امكانات پيشگيري، درماني، يا كنترل) وآگاهي رساني به كارمندان بهداشت و عموم مردم درمقابله با بيماري كمك كننده است.

 

واژه هاي كليدي: بيوتروريسم، آمادگي


   عنوان مقاله پانل بيوتروريسم (011 ) تروريسم بيولوژيكي، عوامل و راهكارهاي مقابله با آن

نويسنده، نويسندگان: دكتر محمد رهبر

آدرس: اروميه ـ  پرديس نازلو ـ  دانشكده علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني آذربايجان غربي ـ  كدپستي: 57168    ـ  تلفن:    780800 0441

 

خلاصه:

            از اوايل قرن بيستم اهداف توليد كنندگان سلاح هاي بيولوژيكي انتخاب عواملي بوده كه توليد و حمل آنها به عنوان سلاحهاي بيولوژيكي راحت تر باشدبطوريكه هيچگونه آسيبي را به نيروهاي خودي نرسانند. اولين واحتمالا كاربردوسيع عوامل بيولوژيكي بر عليه انسانها توسط  ژاپني ها برعليه چيني ها و درجنگ دوم جهاني بوده است. احتمالا اتحاد جماهير شوروي سابق نيزازسلاح تولارمي بـر عليه آلماني ها در جريان محاصره شهر استالينگراد استفاده نموده اسـت.

 

            آمريكا، شوروي سابق، كانادا و انگلستان و بسيار ديگري از كشورها مبادرت بـه توليد سلاح هاي بيولوژيكي بعـد از جنگ جهاني دوم نمودنـد. در سال 1969 اتحاد جماهيرشوروي پيشنهادي را جهت انعقاد پيماني براي ممنوع كردن سلاحهاي بيولوژيكي پيشنهاد نمود بعد از چندين سال تلاش كنوانسيون در سال 1972 توسط آمريكا و بيـش از 100 كشور ديگر امضاء و در سـال 1975 بـه تصويب رسيـد.

 

            علي رغم منع توليد سلاحهاي بيولوژيكي شواهدي دال بر توليد و انبار اينگونه سلاحها توسط  بعضي از كشورها از جمله شوروي و عراق وجـود دارد. در سال 1990 احتمـالا مراكز متعـددي در شوروي جهـت توليد عامل طاعون (Yersinia Pestis) وجود داشته است و حداقل دو عامل بيولوژيكي شامـل يرسينيا پستيس و واريولاي ماژور (عامل آبله) بـه اندازه كافي توليد و در موشك هاي بالستيك قاره پيماپر شده بودند عراق توليد سلاحهاي بيولوژيكي را حداقل ازسال 1972 شروع كرده بود طبق گزارش  UNSCOM  تا سال 1991 ميلادي عراق سلاحهاي بيولوژيكي متعددي ازقبيل توكسين بوتوليسم، اسپورباسيلوس آنتراسيس، اسپوركلستريديوم پرفرينژنس و آفلاتوكسين توليد و آماده استفاده كرده است.

 

            عوامل بيولوژيكي متعددي جهت استفاده در سلاحهاي بيولوژيكي وجـود داردو تا بحال حدود 40 عامل بيولوژيك شامـل باكتري ها، ويروس ها، ريكتزياها وتوكسين ها شناسايي شده است.

 

            باكتريهايي از قبيل باسيلوس آنتراسيس، بروسلا سوئيس ، كوكسيلا بورنتي، فرانسيسلا تولارنسيس، يرسينيا پستيس واز ويروسها عواملي چون آبله، آنسفاليت ويروسي و تب هموراژيك ويروسي شناخته شده ترين آنهاست.

 

            از بين صدها توكسين شناسايي شده فقط  تعداد معدودي از آنها را ميتوان در سلاحهاي بيولوژيكي استفاده كرد ولي متداولترين آنهاشامل توكسين بوتوليسم و آنتروتوكسين  B  استافيلوكوكوس آرئوس ميباشد. توكسين ديگر، جهت استفاده درسلاح هاي بيولوژيكي ريسين  Ricin  ميباشد كه از دانه هاي كوچك استخراج ميگرددتوكسين هاي بالقوه ديگـر شامل T-2 mycotoxin  ، آفلاتوكسين و ساكسي توكسين  Saxitoxin  مي باشند.

 

            ساختن سلاحهاي بيولوژيكي مطمئن احتياج به هنر، علم و تكنولوژي داردبيش از 1500 مركز نگهداري سويه هاي ميكروبي و انستيتوهاي تحقيقاتي در دنياوجود دارد. محيط  هاي كشت و فرمانتورها جهت تكثير ارگانيسم ها قابل دستـرس مي باشند. امكانات توليد سلاحهاي بيولوژيكي ممكن است ساده وارزان قيمت وغير محسوس باشنـد و بر خلاف سلاح هاي هسته اي، سلاح هاي بيولوژيكي احتياج بـه عناصري ندارد كه نياز به كنترل نظامي باشند.

 

            دامنه كشندگي سلاح هاي بيولوژيكي مي تواند متغير باشد به عنـوان مثال از سالمونلا ميتوان جهت ناتوان و بيمار ساختن انسانها بطور موقت استفاده كرد در حاليكه كاربرد طاعون براي كشتار دسته جمعي است.

 

            فاكتور ديگري كـه موجب توجه مجدد به تروريسم بيولوژيكي شده اسـت پيشرفت هاي به عمل آمده در بيوتكنولوژي است روشهاي بيوتيك را توليد كـرده بود و با انتقال ژن توليد كننده سروليزين  AB  از باسيلوس سرئوس به باسيلوس آنتراسيس سويه هاي جديدي از اين باكتري را ايجاد كرده بود.

 

            در بين سلاحهاي كشتار دسته جمعي، سلاحهاي بيولوژيكي در مقايسه باسلاحهاي شيميايي از قبيل گاز اعصاب مخرب ترند. در بعضي از شرايط  سلاحهاي بيولوژيكي ميتواند به اندازه بمب هاي هسته اي ويرانگر باشند چنـد كيلوگرم از باسيل شاربن مي توانـد به اندازه بمب هاي هسته اي مورد استفاده در هيروشيما موجب مرگ مردم گردد.

 

            با توجه بـه مراتب بالا هر كشوري بايد آمادگي هاي لازم را جهت دفاع درمقابل تروريسم بيولوژيكي را داشته باشـد ولي حفاظت مردم در مقابل تروريسم بيولوژيكي مشكل تر از نيروهاي نظامي مي باشد براي حفاظت نيروهاي نظامي درمقابل سلاح هاي بيولوژيكي ما ميتوانيم اقدامات زير را انجام دهيم:

 

1 ـ  واكسيناسيون فعال بر عليه بعضي از عوامل.

2 ـ  ايمن سازي غير فعال و شيميو پروفيلاكسي.

3 ـ  سيستم هاي تعيين رزمگاهي.

4 ـ  حفاظت فيزيكي (ماسك) 0

5 ـ  روشهاي آلودگي زدائي و شيمي درماني.

 

            در حاليكه براي مردم عادي اقدامات انجام شده ميتواند محدود به تعيين و تشخيص، شيمي درماني و احتمالا آلودگي زدايي باشد. بطور كلي دربيوتروريسم مراكز بهداشتي و درماني آمادگي هاي زير را بايد داشته باشند:

 

1 ـ  تعيين ونظارت: اگر يـك حمله بيولوژيكي سريعـا تشخيص داده شـودقربانيان احتمالي را ميتوان با درمان هاي پروفيلاكسي و تجويز واكسن محافظت كرد وموارد جديد را با داروهاي مناسب درمان نمود.

 

2 ـ  تعيين سريع آزمايشگاهي: تعيين سريع بيوتروريسم خيلي حياتي ميباشدو بواسطه آن ميتوان درمانهاي مناسب را هر چه سريع تر اعمال كرد ولـي اكثرآزمايشگاههاي مراكز بهداشتي امكانات لازم را جهت شناسايي پاتوژن هـاي مورداستفاده در تروريسم بيولوژيكي را ندارند. در مراكز استانها و شهرهاي بزرگ بايد امكانات لازم را جهـت شناسايي پاتوژن ها و عوامـل شيميايي فراهم كـردبطوريكـه در عرض 24 ساعـت عامل پاتوژن شناسايي شـده و از سـوي ديگـر ايـن آزمايشگاهها بايستي بطور شبكه اي به هم مرتبط  باشند.

 

3 ـ  بررسيها وتحقيقات اپيدميولوژيكي: اپيدميولوژيست ها شيوع و منبـع احتمالي بيماريها را مـورد بررسي قرار مي دهند. اپيدميولوژيست ها بايـدآموزش هاي لازم را جهـت گزارش موارد شيوع بيماريها را طـي نمايند، اپيدميولوژيست ها بايد اطلاعات لازم جهت پاسخ گويي به نحوه انتقال بيماري توسط  عوامل بيوتروريست، توصيه هاي درماني و نحوه پيشگيري را كسب نمايند.

 

4 ـ  ارتباط: در هر اورژانس بهداشت عمومي ارتباطات سريع و مطمئن جهـت ايجاد هماهنگي مهم مي باشد. پخش سريع اطلاعات از منابع محيطي جهـت پيشگيري از بيماري  و وحشت و اضطراب مردم اساسـي اسـت. آموزش و سازماندهي نيـز درتروريسم بيولوژيكي اهميت ويژه اي دارد.

 

5 ـ  آمادگي و ارزيابي آن: آمادگي وسيع دپارتمان هـاي بهداشتي محلي وايالتي در پاسخ به فجايع بيوتروريستي مهـم است. استخدام پرسنل، آموزش وايجاد هماهنگي و ارتباط  از اهميت ويژه اي برخوردار است.

 

واژه هاي كليدي: بيوتروريسم، پيشگيري، مقابله


   عنوان مقاله پانل بيوتروريسم (012 ) نقش كنوانسيون خلع سلاح ميكروبي درجلوگيري از توليد و توسعه سلاحهاي ميكروبي

نويسنده، نويسندگان: دكتر علي اكبر محمدي

آدرس: موسسه تحقيقات واكسن و سرم سازي رازي كرج ـ  حصارك ـ  صندوق پستي 148/31975    كدپستي 31987 ـ  تلفن 9ـ452005 دورنويس 454658 و 452194

خلاصه:

            كاربرد سلاحهاي بيولوژيك به بيش از سيصد سال قبل از ميلاد مسيح برميگرددكه رومي ها چاههاي اطراف شهر را توسط  لاشه هاي حيوانات مرده آلوده مي كردندتا سربازان دشمن از آنها نوشيده بيمار و يا تلف شوند.

 

            همچنين در سال 1344 ميلادي در اثر پرتاب جسد افراد تلف شـده از طاعون بداخل قلعه تاتارها تعداد زيادي از آنها قبل از هرگونه جنگي در اثر ابتلاءبه طاعون از بين رفتند. لذا در طول تاريخ موارد زيادي از كاربرد سلاحهاي ميكروبي چـه به صورت سنتي و يا به صورت مدرن توسط  كشورها و گروههاي متخاصم مشاهده شده اما هيچ گونه معاهده اي و يا قرارداد صلح مبني بر عدم استفاده آنها گزارش نشده است.

 

            تا اينكه در معاهده ژنو كه در 17 ژوئن 1925 به امضاء كشورهاي عضو رسيد مصرف هر نوع گازهاي كشنده و عوامل ميكروبي بعنوان سلاح بيولوژيك، منع گرديد ولي برغم اين معاهده باز هم مكررا در درگيري هـاي بين كشورها مخصوصا در جنگ جهاني دوم از سلاحهاي ميكروبي بر عليه انسان، حيوانات و محصولات كشاورزي استفاده گرديد. در 10 آوريل 1972 متن پيشنهادي كنوانسيون خلع سلاح ميكروبي توسط  كشورهاي آمريكا، انگليس و روسيه جهت امضاء به كشورهاي عضو سازمان ملل متحد ارائه و در 26 مارس 1975 به مرحله اجرا درآمد.

 

            بر طبق اين كنوانسيون هـر نوع توسعه توليد، دستيابي و نگهداري عوامل بيولوژيك بعنوان سلاحهاي كشتار جمعي ممنوع گرديده است.

 

            بـر حسب ماده 12 كنوانسيون هر 5 سال يكبـار كنفرانس بازنگري توسـط كشورهاي عضو، بـه منظـور نظارت بر حسن اجراي كنوانسيون تشكيل ميشود. دركنفرانس بازنگري سوم كه در 1991 تشكيل شد فقدان يك سيستم اجرائي جهت شناخت سلاحهاي ميكروبي و روشهاي جلوگيري ازاستفاده آنها مشخص شد و پيشنهاد تشكيل نشست هاي كارشناسي از كليه كشورهاي عضو به منظور تدوين يك معاهده حقوقي واجرائي، ارائه شد.

 

            در اين مقاله در مورد جزئيات كنوانسيون ميكروبي و پروتكل الحاقي بـه آن و نقش آن در جلوگيري از كاربرد سلاحهاي بيولوژيك بحث خواهد شد.

 

واژه هاي كليدي: بيوتروريسم، سلاح ميكربي، كنوانسيون، انستيتو رازي حصارك


   عنوان پوستر (036 ) بيوتروريسم و روشهاي پيشگيري و مقابله با آن

نويسنده، نويسندگان: دكتر علي كرمي

آدرس: تهران ـ  صندوق پستي 471 ـ  19615

خلاصه:

            بيوتروريسم عبارت از استفاده عمدي از عوامل عفوني و يا سموم ميكروبي بر عليه جمعيت غير نظامي است كه سبب توجـه جدي مسئولان بهداشتي بسيـاري ازكشورها جهت برنامه ريزي پيشگيري و مقابله با آن شده است. دلايل متعددي براي توجه جدي و روزافزون به تهديدات و خطرات استفاده از عوامـل ميكروبي وجـوددارد از آن جمله انـد: كشف برنامه هـاي گستـرده در تحقيق  و توليد عوامـل وسلاح هاي بيولوژيك عراق كه نشان داد اين كشور مقادير عظيمي عوامل بيولوژيك توليد و آماده بكارگيري نموده است. عامل دوم عمليات تروريستي فرقه افراطي ژاپني موسوم به آئوم شينريكوي اسـت كـه در سال 1995 بـا پخش عامل شيميايي جنگي سارين  Sarin  در راهروهـاي پر جمعيت قطار زيرزميني  توكيو سبب مرگ 11 نفر و مصدوم شدن 5000 نفر گرديد. اين گروه مقادير بسياري سم بوتولينوم كه خطرناكترين سموم زيستي شناخته شده جهان است را جهـت اهداف تروريستي توليدنمـوده بـود و در هنـگام شيوع عفونت ويروسي كشنده ابولا در كنيا بـا اعزام افرادي به منطقه بعنوان كمك به بيماران قصد دستيابي بـه ايـن ويروس كشنده كه از هر 10 نفر مبتلا 9 نفر را ميكشد داشته است.

 

            از عوامل ديگر سهولت دستيابي و تهيه عوامل عفوني در مقايسه باسلاحهاي هسته اي و شيميايي است كـه گروههاي تروريستي از آن استفاده مي نماينـد. دردهه گذشته شواهد متعددي از استفـاده از عوامـل عفوني و سموم ميكروبي جهـت مقاصد سياسي و ترور منتشر شده است. مانندآلوده نمودن سالادهاي چندين رستوران در شهر دالاس ايالت اورگون آمريكا در سال 1984 كـه در عرض دو هفته 750 نفررا مبتلا نمـود. شيوع يـك نوع ويروس ابولاي كشنده در قرنطينه مخصوص نگهداري ميمون هايي كـه جهـت امور تحقيقاتي حفظ  مي شدنـد در محدوده پايتخت آمريكانوشته شده است بنحوي كه سبب دخالت ارتش آمريكا و نابود سازي تمام حيوانات گرديد.

 

            در سال 1998 سياستمداران آمريكا تروريسم بيولوژيك را تهديداصلي امنيت ملي اعلام نمودند كه اين آغاز تلاشهاي گسترده در تدوين برنامه هاي مقابله باآن بود بنحوي كه بودجه اي بالغ بر 158 ميليون دلار جهت مبارزه با اين تهديددر اختيار وزارت بهداشت و دفاع اختصاص داد كه در سال جاري نيـز 72 ميليون دلار اختصاص خواهد يافت. مركز كنترل بيماريهاي آمريكا   CDC)  )  51 ميليون دلارجهت ذخيره آنتي بيوتيك ها وتوليد واكسنهاي جديد دريافت كرده است. مسئوليت برنامه ريزي و هماهنگي بهداشتي و پزشكي به اداره آماده سازي اورژانس Office    of Emergency Preparedness  وزارت بهداشت واگذار شـده اسـت تـا بـا آموزش نيروها و تامين مواد لازم آمادگي لازم را ايجاد نمايند. با توجه به اينكه كشف عمدي يا غيرعمدي بودن علل شيوع همه گيريهادشواراست تنها با برنامه ريزي و ايجاد شبكه اطلاع رساني سريع و دقيـق گزارش شيوع بيماريهاي عفوني، ميتوان اقدام به بررسي دقيق علل اين موارد نمود. امروزه روشهاي بسيار دقيق و سريع مهندسي ژنتيك امكان تشخيص سريع عوامـل بيولوژيك را فراهم ساخته است. در اين مقاله ضمن بررسي تهديدات تروريسم بيولوژيك و ارائه بررسيهـاي انجام شده دراين موضوع پيشنهادات لازم در زمينه برنامه ريزي و مديريت كنترل و پيشگيري آن مطرح خواهد شد.

واژه هاي كليدي: بيوتروريسم، پيشگيري


   عنوان پوستر (112 ) تروريسم بيولوژيك  اتفاقي غير قابل اجتناب

نويسنده، نويسندگان: دكتر محمد حسن شاه حسيني

آدرس: تهران ـ  دانشگاه امام حسين (ع) ـ  دانشكده علوم پايه ـ   گروه ميكروب شناسي   تلفن: 7308672 ـ  71033134     فاكس: 7339631

خلاصه:

            ترور به معناي ترس زياد و وحشت است و تروريست كسي است كه ميخواهد ازطريق ارعاب، تهديد و ايجاد ترس و وحشت در مردم بر آنها حكومت نمايد. تنهادر دهه 80 ميلادي نزديـك به 6000 رويداد تروريستي در سرتاسر دنيا اتفـاق افتـاده اسـت كـه در نتيجه آن 4000 انسان كشته و بيـش از 11000 نفـر زخمي گرديده اند. بيوتروريسم و پتانسيل مرگ دسته جمعي آن يكي از مفاهيـم جديد ومهمي است كه اين روزها بطور روزافزوني در محافل علمي مطرح مـي باشـد. بـاتوجـه بـه خطرات بالقوه جنگ و عمليات خرابكارانه بيولوژيك ، برنامه ريـزي اصولي براي مقابله با اين پديده در ابعاد شهري، محلي و كشوري بسيـار واجداهميت ميباشد. امروزه علي رغم پيشرفت علوم و فنون، دانش بشري از پيش بيني زمان و مكان وقوع اين نوع عمليات بطور نسبي ناتوان است از اينرو ميبايستي در قبال وقوع غيرقابل اجتناب آن مهيا و آماده بـود. بـه همين خاطر بررسـي سناريوهـاي بكارگيـري عوامـل ميكروبي در عمليات بيوتروريستي و پيامدهاي خصوصـا بهداشتي ـ  درماني آن مـي تواند موجب فهم ما از كميت و كيفيت لطمات حاصـل گـرديـده و منافـع مداخـلات سيستماتيك و داشتن برنامه هاي درماني پيشگيرانه را روشن نمايد. اجراي برنامه هاي پيشگيرانه سريع و بدون تاخيـر، بعد از يك حمله، امري حياتي و مهم مي باشد. هر چه اين برنامه ها سريع تر ونزديك به زمان حمله باشـد منافع آن بيشتر مي گـردد، بـه عبارت ديگر صدمات ناشي از يك حمله بيوتروريستي بستگي دارد به: 1 ـ  نوع عامل يا توكسين بكاررفته، 2 ـ  كارايي روش پخش عامل، 3 ـ  جمعيت در معرض عامل، 4 ـ  ميزان ايمني در جمعيت مورد هدف، 5 ـ  دسترسي به امكانات درماني و پيشگيري مناسب بعد ازحمله، 6 ـ  پتانسيل انتقالات ثانويه عامل (ميزان واگيري) و 7 ـ  تشخيص زودرس زمان و مكان بكارگيري عامل.

 

            در سناريوهاي فرضي ماپيامدهاي ناشي از بكارگيري چندين عامـل ميكروبي (باسيلوس آنتراسيس ـ  فرانسيسلا تولارنسيس و بروسلا ملي تنسيس) در عمليات بيوتروريستي وقتي كه بصورت آئروسل در حومه يك شهر بزرگ پخش شوند، با استفاده از اطلاعات و سوابق محدودي كه از اپيدمي هاي طبيعي ايـن عوامـل وجـود داردمـورد بررسـي و تحقيق واقع شـده است. در ايـن مقايسه، بـه بررسـي منافع مداخله هاي سيستماتيك از لحاظ  مختلف در اينگونه عمليات پرداخته ميشود.

 

            توسعه تروريسم بواسطـه دولت هاي كمك كننده بـه ايـن نوع فعاليت هـاي تروريستي در ساليان اخير بسط  فراواني پيدا كرده اسـت. خصـوصا فعاليت هـاي كشورهاي پشتيباني كننده به تروريسم در تحقيقات و توسعه، در علومي همچون ميكروبيولوژي، بيوتكنولوژي و شيمي باعـث ايجاد انواع جديدي از فعاليت هاي تروريستي همچون بيوتروريسم و شيميو تروريسم گرديده اسـت. درك و فهم ضربات و آثار و عوارض شديد حمله هاي بيوتروريستي، براي جلوگيري ازآسيبها و صدمات ناشي از اين گونه عمليات خرابكارانه، امري بسيار ضروري و اجتناب ناپذيرمي باشد. كسب آگاهي و فهم كميت و كيفيت لطمات، و صدمات درماني ، بهداشتي، اقتصادي، اجتماعي و رواني ناشي از حملات بيوتروريستي بـه ما كمك مي كند تابتوانيم پاسخ موثر و مناسبي را به اينگونه عمليات بدهيم لذا براي داشتن جواب مناسب و موثر، ضروري است تا صدمات فرضي ناشي از اين عمليات را بررسي و سپس بر اساس اين پيامدها تصميم گيريهاي مناسب را انجام دهيم. با توجه به خطرات بالقوه جنگ و عمليات خرابكارانه بيولوژيك، برنامه ريزي اصولي براي مقابله با اين پديده درابعاد شهري، محلي و كشوري بسيار واجداهميت ميباشد.

پيشنهاد ميشود تـا بـراي شهرهاي كشورمان بـر اساس اصول مدون در قالب يك ساختار تشكيلاتي منسجم، برنامه ريزي مقابله وكاهش اثرات نامطلوب مدنظر قرارگيرد تا نسبت به كاهش اثرات اين پديده اجتناب ناپذير عمل گردد. دراين مقاله بـا توجه بـه اينكه عمليات خرابكارانه بيولوژيك، در چهار برهه زماني يعني قبل از بحران، شروع بحران، حين بحران و بعد از بحران يك شهر (و حتي كشور) را در بر ميگيرد. نياز به برنامه ريزي دقيق در خصوص هر يك از برهه ها ضروري اسـت. برهه قبل از بحران بـراي كاهش ضايعات و تلفات ناشـي از ايـن عمليات شامل سياستگزاري مقابله بـا بحران عمليات بيوتروريستي ، تخمين و بـر آوردپتانسيل عوامـل كاربـردي، تخمين و برآورد خطر، برنامه ريزي پيشگيري، تعيين آسيب پذيري و كاهش اثرات، ايجاد برنامه هاي آمادگي، ايجاد سيستم هاي اخطاررساني و هشـدار و بالاخـره پژوهش در امر آسيب پذيـري مردم و شهر و همچنيـن آموزش شهروندان و نيروهاي درگير براي رويارويي با اين پديده است.

 

            در شروع بحران، ايجاد سيستم اطلاع رساني و هشدار، ارزيابي دقيق ابعادو عواقب به كمك سيستم هاي پيشرفته اطلاعاتي، بسيج امكانات و منابع، فعال سازي برنامه جستجوي بيماران و افراد در معرض، فعال كـردن برنامه هاي امدادرساني و توجـه بـه تخصيص منابع و تفويض وظايف سازمان هاي درگير از مـواردمورد نظر جهت برنامه ريزي پيشگيري و مديريت كاهش پيامدهاي رواني ـ  اجتماعي اقتصادي، درماني ـ  بهداشتي حاصله از عمليات خرابكارانه بيولوژيك است.

 

            فعال سازي برنامه هاي مقابله، فعال كردن تيمهاي درگيردرجستجو وامداد، فراهـم كردن تسهيلات  تمهيدات پزشكي و مراقبت هـا، ايجاد مراكـز بهداشتي قرنطينه، واكسيناسيون دستـه جمعي ، استقرار نظم در جامعه و اطلاع رساني ازمـوارد حين بحران بيولوژيك، براي كاهش تلفات و خسارات است. اما كارهاي پس از بحران بيولوژيك ، كشف و درمان موارد ثانويه، ايجاد بهداشت منطقه اي، استقرار وضعيت عادي و000 است.

 

            انسانها با كمال تاسف در طول تاريخ از تكنولوژيهاي در دسترسشان براي كشتار، نابودي و مقاصد منفعت طلبانه بارها و بارها استفاده كرده انـد. هدف از تاريخچه جنگهاي بيولوژيك، گفتن داستاني مهيج از سلاحهايي كه بسيار مخوف و وحشتناكند نيست به عبارت ديگر هدف اين است كه با تكيه بر شواهـد تاريخي بيان كنيم كه موضوع امري حساس وقابل پيگيري توسط  دانشمندان خصوصا متخصصين پزشكي ، بهداشت ، علوم پايه پزشكي و علوم زيستي مي باشـد. در ايـن مختصـرنميتوان در مورد جنبه هاي مختلف تاريخچه جنگهاي بيولوژيك از گذشته تـا حال صحبت كرد لذا سعي شـده اسـت درباره مهمتريـن وقايعي كـه از ديد تاريخي درپيشرفت و كاربرد اين نوع سلاحها تاثير داشته اند بحث گـردد. هدف ايـن بررسي ايجاد انگيزه براي خواننده در مورد دوره هاي تاريخي كاربرد و پيشرفت عوامل بيولوژيك در جنگ مي باشد.

 

            كاربردهاي اخير دستكاريهاي ژنتيكي زنگ خطري در تهديد بيولوژيك ميباشدامـا لازم به ذكر است كه هنوز هم مهمترين خطر از ناحيه كاربرد عوامل كلاسيك بيولوژيك و دستكاري نشده مي باشد چرا كه پخش و توانايي ابقاء ايـن عوامـل در طبيعت ساده تر و كاراتر مي باشـد در صورتي كـه عوامـل بيولوژيك دستكاري شده توانايي ابقاء چنداني در طبيعت ندارند.

 

از نكات برجسته اين تاريخچه ميتوان موارد زير را متذكر شد:

1 ـ  كاربرد عوامل بيولوژيك حداقل به 300 سال قبل از ميلاد مسيح برمي گردد.

 

2 ـ  براساس اسناد و شواهد، كاربرد گسترده عوامـل بيولوژيك (عوامـل زنده وسموم) در مخاصمات مهم بين المللي ديده نشده است.

 

3 ـ  برنامه هاي بيولوژيك، شامل تحقيق ، توسعه سيستم هـاي رها سازي و ذخيره عوامـل، از برنامه هـاي ملي و عمومي در اكثـر كشورهـاي صنعتي و حتي دركشورهاي در حال توسعه، بعد از جنگ جهاني دوم مي باشد.

 

4 ـ  پروتكل 1925 ژنو و كنوانسيون 1972 نقـش مهمـي در ممانعـت از كاربردعوامل بيولوژيك در جنگها و سياست هاي ملي كشورها دارد.

 

5 ـ  امضاء معاهدات بين المللي جنگهاي بيولوژيك، ضرورتا از كاربرد يا تهديدبه كاربرد عوامل در مخاصمات جلوگيري نمي نمايد.

 

6 ـ  كاربرد عوامل ميكروبي در جنگ يا عمليات خرابكاري بيولوژيك، پا به پاي پيشرفت در پزشكي و بيوتكنولوژي پزشكي توسعه يافته است.

 

7 ـ  احتمال استفاده از عوامل ميكروبي چـه در زمان جنگ و چـه در زمان صلح، توسط  كشورها، گروهها و حتي افراد، روز به روز قوت بيشتري مي گيرد.

 

واژه هاي كليدي: بيوتروريسم، تاريخچه، بهداشت، پيامد