اپيدميولوژي باليني و كنترل بيماري هاي مرتبط با بيوتروريسم

كتاب دوّم / گفتار اوّل

بيماري آبله (Small Pox)

 

فهرست مطالب

 

بيماري آبله 393

طرز سرايت آبله 393

پاتوژنز و پاتولوژي ضايعات آبله 393

علائم باليني. 394

نمودار الگوي تب در بيماري آبله 394

دوره بثورات.. 394

خصوصيات بثورات آبله اي. 394

تغييرات آزمايشگاهي. 395

عوارض آبله 395

اشكال آبله. 396

تشخيص افتراقي آبله 397

1 ) در مرحله قبل از بثورات.. 397

2 ) تشخيص افتراقي در مرحله بثورات.. 397

درمان آبله 398

مسئله پروفيلاكسي آبله. 398

واكسيناسيون در بيماري آبله 398

راكسيون واكسن ها 399

روش تلقيح واكسن آبله 399

عوارض واكسيناسيون. 399

موارد منع واكسيناسيون آبله 400

بازگشت به فهرست مقالات كتاب انتهاي مقاله ابتداي فهرست مقاله

 

دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي (ملي سابق)  سال 1352

(هفت سال قبل از اعلام ريشه كني آبله در سطح جهان)

 

بيماري آبله (Small Pox)

درس استاد ساغري

بيماري آبله (Variola)

بيماري ويروسي حاد با قابليت سرايت فوق العاده شديد و خطرناكي است كه در اثر ويروسي از دسته ويروس هاي  Pox  ايجاد مي شود و شروع بيماري علائمي شبيه به آنفلوآنزا همـراه با بثورات ماكولوپاپولر و وزيكولو پوستولر، ادامه پيدا مي كند و اكثر اوقات محل بثورات به صورت اسكار يـا " داغ" باقي مي مانـد ـ  غالبا بثورات در يك مرحله پيشرفت بوده و بيماري پس از بهبودي، باعث مصونيت نسبي ميشود. اين بيماري در اعصار كهن در كشورهاي آسيايي مخصوصا هندوستان ـ  چين و در كشورهـاي آفريقايي وجـود داشتـه و در قرن ششم، اولين اپيدمي در عربستان سعودي گزارش شده كه بوسيله سربازان حبشه اي به اين منطقه وارد شده است.

 

ابوبكر محمد زكرياي رازي اولين پزشكي بود كه شرح كامل اين بيماري را در قرن دهم به رشته تحرير در آورده و لغت واريول  (Variol) در اپيدمي هاي فرانسه و ايتاليا اولين بار توسط  ماريوس اسم گذاري گرديـد (در سال 570 ميلادي) 0 اين بيماري در قرن شانزدهم به كشورهاي اروپايي رسيد و در قرن 18ـ17 تلفات شديدي در انگلستان ايجاد كرد. ژيلبرت اولين كسي بود كه اين بيماري را يـك بيماري عفوني نامگذاري كـرد. و سيدنهايم شرح كامل ويرولوژي و ساير مشخصات بيماري را ذكر كرده است.

 

در سال 1796 ،  Jener  واكسيناسيون آبله را كشف كرد. ويروس آبله ويروسي است از دسته  Pox  و آجري شكل اندازه اش بين 300ـ200 ميكرون است با ميكروسكوپ الكترونيك قابل رويت اسـت. اين ويروس در محيط  خارج، در حرارت معمولي اطاق و در پوسته هاي آبله تا مدت يك تا سه سال حيات خود را حفظ  مي كنـد و در محل گل  ين و در منهاي 70 درجه سانتيگراد سالها زنده مي ماند.

 

در حرارت بالاي 55 درجه بيشتر از نيم ساعـت مقاومت نمي كنـد. داروهاي ضد عفوني كننده اثري بر روي ويروس ندارند. اين ويروس خاصيت آنتي ژني دارد و قادر اسـت ايجاد نكروز نسجي بكنـد و تمايل ويروس بيشتر بـه پوست و مخاط است در قسمتهاي احشايي بدن و داخل سيتوپلاسم سلول هاي بدن ايجاد انكلوزيون هائي ميكند به اسم اجسام  GUARNIERIE  كه قطر آنها در حدود 10 ميكرون است و همينطور در داخل مايع وزيكول ها ايجاد المان هايي مي كند به اسم ELEMENT-   ARY.BADY'S  يا اجسام  PASCHEN  كه قطر آنها در حدود قطر خود ويروس است و در تجسسات آزمايشگاهي براي تشخيص آبله استفاده مي شود.

طرز سرايت آبله:

سرايت اين بيماري از طريق راههاي تنفسي فوقاني اسـت و در نتيجه تماس با فرد مبتلا صورت ميگيرد. فرد مبتلا از سه روز قبل از ظهور علائم تـا زماني كه پوسته هاي بثورات آبله بر روي بدن او باشد باعث سرايت بيماري مي شود.

 

بيماري ممكن است بوسيله افراد سالم و مصون به ديگران انتقال داده شود لوازم و اشياء فرد مبتلا، گرد و غبار بيمارستاني كه بيمار آبله در آن بستري مي باشد و همين طور مگس و حشرات بطور غيرمستقيم باعث انتقال ويروس عامل آبله مي شود.

پاتوژنز و پاتولوژى ضايعات آبله:

ويروس آبله در قسمت هاي مخاطي مجاري تنفسي فوقاني وارد جريان خون شده ، ايجاد يك باكتريمي گذرا و سريع مي كند و بعد به احشاء رسيده تكثير مي يابد و مجددا از اين قسمت ها به جريان خون وارد مي شود كـه ويرمي ثانويه گفته مي شود و بعد از اين ويرمي ثانوي ويروس به قسمت هاي پوست و مخاط  ها بيشتر حمله ميكند و باعث تورم سلول هاي اپيدرم ميشود. همينطور باعث از بين رفتن قسمت مالپيگي پوست مي شود و با ترشح لنف از بين رفتن اين قسمت مالپيگي باعث ظاهر شـدن وزيكول ها مي شـود. در قسمت پوست و مخاط  پر خوني، اتساع عروق و انفيلتراسيون منوسيتولوكوسيتر، ايجاد مي كند.

 

در قسمت هاي احشايي در كبد و طحال همينطور ايجاد انفيلتراسيون سلولار و دژنرسانس و نكروز مي كنـد و باعث بزرگي كبد و طحال مي شـود در عضله قلب ايجاد ميوكارديت و در كليه، نفريت انترسيسيل ايجاد مي كند و در سلول هـاي بيضه و مني ساز، ايجاد ضايعه مي كند. ويروس آبله قادر است در تمام قسمت هاي احشايي ـ  جلدي و مخاطي ايجاد خونريزي بنمايد. دوره كمون آبله 14ـ12 روز مي باشد.

علائم بالينى:

شروع بيماري به صورت حاد با تب و لرز شديد است، تب سريعا بالا مي رود بطوريكه در 24 ساعت اول به 41ـ40 درجه و گاهي بالاتر مي رود. نبض بـا تب تطابـق دارد ـ  درد شديد در ناحيه كمر بـه علـت نوريت راديكولونوريت ايجاد مي شود. ممكن است دردهايي در ساير قسمت هاي بدن وجود داشته باشد.

 

سردرد، از شروع بيماري وجود دارد ـ  پوست بدن كونژسيونه است چشم ها برافروخته و حالت اشك ريزش ممكن است وجود داشته باشد. گاهي دردهـاي شكمي، حال تهوع و يا استفراغ در مقدمه بيماري وجـود دارد و در نزد كودكان، حالت هاي تشنج و گاهي اغماء ممكن است ايجاد شود. در اين مرحله مقدماتي كه سه روز طول مي كشد و ممكـن است بثوراتي شبيه سرخك و مخملك در روي پوست بدن ظاهر شود كه گذرا هستند. علت بروز آنها را آلرژي پوست نسبت به ويروس آبله مي دانند.

 

 

نمودار الگوى تب در بيمارى آبله

دوره بثورات:

در حدود روز چهارم، ماكول هايي بر روي بدن ظاهر مي شـود كه به فاصله 24 ساعت تبديل به پاپول مي شوند و گاهي با خارش توام مي باشد.

 

پاپول ها بعد از سه روز تبديل به وزيكول مي شوند و در داخل وزيكول ها مايع شفاف و گاهي كدر جمع مي شود كه اين وزيكول ها از روز هشتم شروع به چركي شدن مي كنند و تبديل به پوستول مي شوند. چركي شدن مايع وزيكول ها بيشتر به علت نكروزيست كه ويروس آبله در پوست ايجاد مي كند و علاوه بر اين در اين مرحله اكثرا عفونتهاي ثانوي نيز اضافه مي شود.

 

در موقعي كه بثورات روي پوست ظاهر مي شود علائم عمومي تخفيف پيدا مـي كند تب پايين مي آيد دردها كاهش پيدا مي كنـد بيمار احساس راحتي مي كنـد و در روز هشتم كه پوستول ها تشكيل مي شود مجددا علائم عمومي مخصوصا تب افزايش پيدا مي كند.

خصوصيات بثورات آبله اى:

بثورات آبله اي اولا تماما از نظر زماني در يك مرحله هستند. گاهي ممكن است مختصر اختلافي از نظر مرحله بثورات در قسمت هاي فوقاني و تحتاني بدن داشته باشد، هرچند اين پديده، صددرصد نيست.

اندازه بثورات هميشه به يك اندازه نيست و خاصيت ديگر بثورات اين است كه گريز از مركز است (سانتريفوژ) در اندام ها بيشتـر و مخصوصا اولين دسته بثورات در روي صورت و ناحيه پيشاني ايجاد مي شود و بعدا مچ دست و مچ پا ها و قسمت هاي انتهايي اندامها بثوراتشان بيشتـر است و در اطراف مفاصل شدت بثورات باز هم بيشتر است بثورات در سطوح خارجي، بيشتر ايجاد مي شود در كف دست و پا دانه هاي آبله اي ديده مي شود. بـر خلاف آبله مرغان ـ  در زير بغل معمولا دانه هاي آبله اي ديده نمي شود دانه هاي آبله اي در لمس، فوق العاده سفت هستند و تشبيه به ساچمه مي شونـد سر وزيكول آبله حالت نافي پيدا مي كند(فرورفتگي) و اگر با سوزن اين دانه را بتركانيم كولاپس در آنها پيدا نميشود.

 

پوستول هاي آبله بيـن روز 14ـ10 اگر عفونت ثانوي خيلي شديدي وجود نداشته باشد شروع بـه خشك شـدن مي كند و پوسته روي آنها كه زرد يا قهوه اي رنگ است كه اين پوسته ها در فاصله تا يك ماه از پوست جدا شده و مي افتند وبر حسب عمقي بودنشان به صورت سيكاتريس اثراتشان بر روي جلد باقي مي ماند.

 

در مرحله پوستولار بوي مخصوصي دارند پوستول ها كه در ساير دستجات ويروس هاي  Pox  مثل آبله مرغان، چنين بوئي  وجود ندارد. در كف دست و پا گاهي بعد از 30 روز اين دانه ها باقي مي ماند كه مجبوريم بـا حمام دادن بيمار و حتي با نوك سوزن اين دانه ها را جدا كنيم.

 

همچنين اين بثورات به همان صورتي كه در پوست ايجاد مي شود در مخاط هم ايجاد مي شوند. مخاط  ناحيه دهان،  حلق،  حنجره،  مري و حتـي گاهـي روده ها، دستگاه ژنيتال و مجاري ادراري ولي بثورات مخاطي در مرحله وزيكول تركيده و ايجاد اولسراسيون هاي مخاطي مي كند.

 

مرگ و مير آبله در فرم هاي متوسط  در حدود 10% الي 20% در فرم هـاي  Confluent  در حدود 60%ـ40% و در فرم هاي هموراژيك تقريبا 100% مي باشد. ضمنا اين ميزان در آبله ناشي از واريولا ماژور، به مراتب بيشتـر از واريولا مينور است.

تغييرات آزمايشگاهى:

ـ فرمول خوني ـ گلبول هاي قرمز آنمي نرموكروم ، نشان مي دهد. گلبول هاي سفيد در مرحله قبل از پوستول ها ـ  لكوپني مونوسيتوز بطوريكه گاهـي مونوسيت هاي خون به 40% مي رسد در مرحله پوستول كه ضايعات چركي ايجاد مي شود حالت پلي نوكلئوز ايجاد مي شود.

 

ـ  سديمانتاسيون بالاتر از طبيعي.

 

ـ  بـراي تشخيص آبله در مرحله مقدماتي از كشت ترشحات ناحيه گلو و بيني بـر روي تخم مرغ جنين دار كشت ويروس انجام مي شود. در مرحله بثورات، مي توان از ترشحات بثورات نمونه گيري كرد. كشت بر روي تخم مرغ جنين دار و از مايع وزيكول ها با رنگ آميزي اجسام  Paschen  قابل رويت است.

 

ـ  تجسس آنتي بادي كه بعد از هفته اول، قابل اجرا است.

 

ـ  تست فيكساسيون كمپلمان نيز قابل بررسي است.

 

ـ  از مايع وزيكول ها در قرنيه خرگوش تزريق كرده " تست  Paul " بعد از 48ـ24 ساعت وزيكول در قرنيه خرگوش ايجاد مي شود كه از مايع اين وزيكول بوسيله ميكروسكوپ و رنگ آميزي اجسام پاشن  (Paschen) قابل جستجو هستند.

عوارض آبلهComplication) )

1 ـ  باقيماندن اثر سيكاتريس ها برروي پوست كه به آن مُهر آبله گفته مي شود.

 

2 ـ  افزوده شدن عفونت هاي ثانوي كه بيشتر ناشي از استافيلوكوك و استرپتوكوك است و گاهي ممكن است تمام پوست، يكپارچه چركي شود و آبسه هايي تشكيل گردد ، ضايعات باد سرخي برروي جلد بوجود بيايد و گاهي سپتي سمي شديد و پنوموني چركي ممكن است ايجاد شود. چركي شدن كره چشم نيز گاهي اتفاق مي افتد.

 

3 ـ  ضايعات چشمي به صورت كراتيت، نوريت عصب بينائي و چركي شدن چشم.

 

4 ـ  آنسفاليت كه بين روز 14ـ7 حادث مي شود با علائم تب، تشنج، فلج هاي چشمي (استرابيسم و پتوز پلك) گاهي ممكن است مننگوآنسفاليت ايجاد شود.

 

5 ـ  ميلت كه بخصوص در پاها ممكن است باعث ايجاد فلج بشود.

6 ـ  عوارض قلبي، به صورت ميوكارديت.

 

7 ـ  عوارض كليوي به صورت نفريت، خونريزي در قسمت هاي مختلف بدن، دستگاه گوارش، دستگاه ادراري، در مغز و مخاط  ها از عوارض آبله است.

 

8 ـ  گاهي ويروس در قسمت هاي تنفسي ايجاد يك فارنژيت ويروسي مي كنـد. گاهي تورم گلوت و تورم حنجره ايجاد مي كند و گاهي باعث منهدم شدن غضروفهاي حنجره مي شود (كوندريت) 0

 

9 ـ  در اطفال گاهي اوتيت ايجاد مي كند.

 

10  -  در نزد خانم هاي حامله ممكن است سقط  جنين ايجاد كند بخصوص اكثرا در ماه هاي اول حاملگي و در ماههاي آخر حاملگي باعث ايجاد جنين مرده مي شود.

اشكال آبله:

1 ـ  آبله كبير يا Variola Major  اكثرا جاي بثورات به صورت سكل باقي مي ماند.

 

2 ـ  آبله صغير يا Variola Minor  يا  Alastrim mans  كه از نظر ويروسي با ويروس آبله تفاوت هايي دارد و از نظر باليني شبيه يك آبله خفيف است و علائم عمومي در اين نوع از بيماري خفيف به صورت سطحي است و معمولا اثري بر روي پوست بدن باقي نمي گذارد.

 

3 ـ آبله وخيم يا Variola Confluent  در ايـن شكل باليني آبله بثورات مخصوصا در ناحيه وزيكول و پوستول به هم پيوستگي پيدا مي كنند بطوريكه بدن به صورت يك سفره چركي در مي آيد چشم هاي بيمار در اين فرم بسته است و به مجرد ريختن موها و گاهي تمام پوست بدن كنده مي شود. اين بيماران به دو علت توكسمي شديد و در اثر سپتي سمي شديد اكثرا تلف مي شوند.

 

4 ـ  فرم  Abortive  يـا فرم سپتيك  =  اين فرم به دو صورت معمولا ديده مي شود:

الف ) در كساني كه به تازگي واكسينه شده باشند بيماري در مرحله قبل از وزيكول خاتمه پيدا مي كنـد و حتـي گاهـي دانه در روي بدن ايجاد نمي شود.

ب ) در نزد بعضي از افراد كه مقاومت بيشتري دارند حتي بثوراتي هم ظاهر نمي شود. وقتي كه وزيكول ايجاد مي شود ولي وزيكول ها در همـان در همان 2ـ1 روز اول خشكيده مي شوند و به آن آبله خوش خيم گفته مي شود.

 

5 ـ  نوع خونريزي دهنده يا Variola Hemorrhagic  در اين نوع دو فرم باليني ديده مي شود:

الف) پورپورا واريولوزا كـه آبله سياه هم به آن گفته مي شود در اين نوع از بيماري بثورات از شروع به صورت پورپورا ظاهر مي شوند بطوري كه با پورپوراي عفوني بعضي از سپتي سمي ها مثل مخملك هموراژيك. در مرحله اوليه تيفوس ممكن است اشتباه شود و در فاصله 24ـ8 ساعت بعد از ظاهرشدن دانه هاي پورپورايي خونريزي از ساير قسمت هاي بدن نيز ايجاد مي شود مخصوصا در چشم ملتحمه، جهاز ادراري، گوارشي و گاهي خونريزي هاي ملتحمه اين فرم ها تقريبا تماما منجر به مرگ بيمار مي شوند.

ب) گاهي در مرحله بين وزيكول و پوستول هموراژي ايجاد مي شـود و در داخل وزيكول ها ايـن فرم نسبتا خوش خيم تر است و به آن واريولا پوستولوزا هموراژيكا گفته مي شود.

 

6 ـ  شكل واريولوئيد Varioloid كه شبيه راكسيون عمومي واكسيناسيون است. يعني دانه هايي كه روي بدن ايجاد مي شود نسبتـا درشت شبيه بـه دانه اوليه كه در واكسيناسيون ايجاد مي شود و بعد از 6ـ4 روز دانه ها خشك شده و نوع خوشخيم آبله است.

 

7 ـ  شكل آبله مرغاني يا Varicelloid  در ايـن شكل بثورات آبله در يـك مرحله نيستند در مراحل مختلف مي باشنـد. شبيه آبله مرغان به اين شكل باليني در مواقع اپيدمي بايستي توجه شـود و مخصوصا كشت از نظر تشخيص افتراقي با آبله مرغان حتما بايد انجام گيرد.

 

8 ـ  شكل مادرزادي ،آبله به اشكالي گفته مي شود كه نوزاد در داخل رحم مراحل آبله را گذرانده و آبله رو متولد مي شود.

 

9 ـ  شكل نوزادي  موقعيتي كه مادر در ماه آخر حاملگي و يا در روزهاي نزديك به زايمان گرفتار آبله شده و نوزاد چند روزي بعد از تولد دچار آبله مي شود.

تشخيص افتراقى آبله:

1 ) در مرحله قبل از بثورات:

در اين مرحله تشخيص آبله با بيماري گريپ، آنفلوآنزا، با شروع مننژيت مننگوكوكسيك، با مرحله مقدماتي تب هاي راجعه و مرحلـه قبـل از بثورات بيماريهاي سرخك، سرخجه و مخملك تشخيص مطرح مي شود همين طـور بـا بيماري هاي اوريون و پوليوميليت ، تشخيص افتراقي دارد كـه سير اين بيماريها تشخيص قطعي را روشن مي كنند.

2 ) تشخيص افتراقى در مرحله بثورات:

الف ـ آبله مرغان  = Varicel  دوره كمون آن طولاني تر اسـت علائم عمومي عفوني نسبت به آبله خفيف تر هستند بثوراتي كه ظاهر مي شود بيشتر خاصيت سانتري پد يعني تنه بيشتر گرفتار مي شود. بثورات از نظر سني در مراحل مختلف هستند. بثورات نسبتا سطحي هستند و اگر عفونت ثانوي ايجاد نشود اثري روي بدن باقي نمي گذارند. درزمان اپيدمي حتما بايد امكانات آزمايشگاهي براي تشخيص بيماري به كار گرفته شود.

 

ب ـ بيماري واكسيني =  در بين روز نهم تـا چهاردهم بعد از واكسيناسيون ايجاد مي شود دانه هاي آبله خيلي زياد نيست حالت عمومي بيمار خوب است اين دانه ها بعد از 6ـ5 روز خود به خود خشك شده و از بين مي روند.

 

ج ـ بيماري الاستريم  =  شبيه به حالت خفيف آبله است معمولا حالت عمومي مريض بهتر از آبله است بثورات سطحي است مايع داخل وزيكول ها كرمي رنگ است بوي مخصوص آبله را در مرحله پوستول ندارد واكثرا اثري روي پوست نمي گذارد در مواقع اپيدمي بايد از آزمايشگاه حتما كمك گرفته شود.

 

د ـ بيماري آبله گاوي  = Cow Pox  بيماري شغلي است در نزد شيردوش هـا و دامداران ديده مي شود در اثر تماس با پستان گاو دانه هايي در روي دست ها و صورت ظاهر مي شود تعداد آنها كم است توام با تب خفيف لنفانژيت و آدنوپاتي موضعي است.

هـ ـ بيماري زونا  =  ويروس آن با ويروس آبله مرغان يكـي اسـت و تظاهر بيماري ويروسي در بچگي به صورت آبله مرغان و در بزرگسالان به صورت زونا در يك قسمت از بدن و يك طرفه است يك راديكولونوريت توام بـا درد شديد و سوزش در ناحيه بثورات همراه ظاهر شدن وزيكول در مسير رشته هاي عصبي كـه دانه هاي شبيه به آبله مرغان است.

 

و ـ مرحله بثورات سرخك  =  با مرحله ماكولار آبله تشخيص آن مطرح مي شود در سرخك حالت كاتار وجود دارد تاش هاي كوپليك و سير بيماري كـه تبديل بـه وزيكول نمي شود تشخيص قطعي را روشن مي كند.

 

ز ـ  سرخجه  =  در بيماري سرخجه پسران وجـود آدنوپاتي هاي پشت سر و گاهي زير فك كمك مي كنـد از نظر تشخيص با مرحله بثورات مخملك كه در مخملك وجود آنژين چركي ـ  اريتم يك پارچه بدن و ظاهر نشدن وزيكول.

 

ح ـ روزئول انفانتيل  =  بيماري مخصوص شيرخواران ويروسي است با تب شديدو ساير علائم مشترك بيماريهاي عفوني است و بعد از 5ـ3 روز تب بيمار قطع مي شود و بثورات قرمز رنگي روي بدن ظاهر مي شود كه سير بيماري تشخيص را روشن مي كند.

 

ط ـ بثورات دارويي  =  علت آلرژيك دارد بخصوص خوردن سولفاميد ها كه توام با خارش است و نداشتن علائم عمومي آبله و سير آن تشخيص را روشن مي كند.

 

ي ـ اريتم مولتي فورم  =  مخصوصا يك فرم آن بنام استونس جانسون سندرم موسوم است كه بثوراتي به اشكال مختلف روي بدن ايجاد مي شود روي پوست و مخاط ها كه اكثر آنها به صورت وزيكول يـا طاول در مي آيند و از اين جهت با آبله اشتباه مي شود علائم عمومي عفوني مثل آبله شديد است ولي وجود اريتم هايي به شكل كوكارد بر روي بدن تشخيص را تا اندازه اي روشن مي كند.

تشخيص افتراقى آبله هموراژيك:

آبله سياه بـا سپتي سمي هائي كه ايجاد پورپورا مي كنند و به ويژه سپتي سمي مننگوكوكي، تشخيص افتراقي دارد. در سپتي سمي مننگوكوكي وجود آرترالژي، تورم مفاصل، وجود سندرم مننژه و سير بيماري و تغييرات مايع نخاع و كشت خون و فرمول شمارش خوني تشخيص را روشن مي كند. در سپتي سمي هاي استافيلوكوكي و استرپتوكوكي ممكن است پورپورا عارض شود. آبله هموراژيك بـا مخملك هموراژيك ، ممكن است اشتباه شود كه در مخملك ، وجود فارنژيت چركي كمك تشخيصي بزرگي به حساب مي آيد.

 

ـ  افتراق ديگر بـا تيفوس است، در تيفوس بين روز 5ـ3 بيماري اگزانتم مرئي به صورت پورپورا ظاهر مي شود كه بـا آزمايشات خوني و آزمايشات سرمي تشخيص تيفوس را روشن مي كند.

ـ  افتراق ديگر با بيماري هنوخ  است0 در اين بيماري سه دسته علامت جلب توجه مي كند: 1 ) پورپورا بـر روي جلد ،  2 ) ملنا ، 3 ) دردهاي شكمي ،  سير بيماري را فقط بايد منتظر بود تا 6 روز اگر بيمار تلف نشد هنوخ است اگر تلف شد آبله هموراژيك است.

 

ـ  تشخيص افتراقي ديگر با پورپورا هاي عفوني.

درمان آبله:

درمان خاصي ندارد. در مرحله قبل از پوستول نگهداري بيمار يعني رساندن كالري به بيمار وتنظيم آب و الكتروليت و درمان سمپتوماتيك كـه بوسيلـه مسكن، براي تسكين دردهاي بيمار، تجويز آنتي هيستامين براي خارش هاي بيمار، مراقبت از چشم هاي بيمار بوسيله چكانـدن اسيد اوريك اشباع شده و سرم فيزيولوژيك و يـابي كربنات 2% و مواظبت از قسمت هاي برجسته بيمار.

 

بعد از مرحله پوستول چون اكثر اوقات، عفونت هاي ثانوي اضافه مي شوند بايستي از درمان با آنتي بيوتيك ها استفاده شـود. در فرم هاي وخيم آبله و اشكال هموراژيك، از گاماگلوبولين استفاده ميشود وبه تزريق هيپرايميون انساني اقدام ميگردد.

مسئله پروفيلاكسى آبله:

1 ـ  ايزوله كردن بيمار آبله اي تا وقتي كـه پوسته هاي روي بدنش به كلي ريخته شود هيچوقت قبل از 40 روز بيمار آبله اي را نبايد از بيمارستان مرخص كرد.

 

2 ـ  مراقبت هاي بهداشتي نزد اطرافيان، ملاقات به كلي ممنوع، كساني كه با بيمار آبله اي سر و كار دارند و پزشكان و پرستاران بايد از ماسك، گان ، دستكش و چكمه استفاده نمايند، كليه البسه و لوازم بيمار آبله اي بايستي سوزانده و يا با بخار آب شديد اتوكلاو، استريل شود.

 

3 ـ  واكسيناسيون كساني كه با بيمار آبله اي سر و كار دارنـد، در كساني كه بيش از سه روز از تماس آنها با بيمار گذشته باشــد واكسيناسيون بايـد توام باشد با تزريق گاماگلوبولين هيپرايميون كه در نزد بالغين بايـــد 10 سي سي  از ايـن گاماگلوبولين و در نــزد اطفال 5  سي سي  تزريق شـــود و اگـــر داروي شيميايي متي زازون (Methizazon)  قرص  در دسترس باشد بهتر اسـت توام با واكسيناسيون و گاماگلوبولين از تجويز اين دارو هم استفاده شود.

 

واكسيناسيون در بيمارى آبله:

مايع آبله عبارتست از ويروس آزمايشگاهي آبله گاوي. اين فراورده در حرارت كمتر از5 درجه سانتي گراد بايد نگهداري شود تا سه ماه ارزش پروفيلاكتيك دارد براي آنكه آن را بيشتر نگهداري كنند آن را ليوفيليزه كرده اند به صورت خشك تا 6 مدت ها نگهداري مي شود.

 

سن واكسيناسيون  :  در اطفال در سن 3ـ2 ماهگي و در زمان اپيدمي بلافاصله بعد از تولد بايد واكسينه نمود.

 

ارزش پروفيلاكسيك واكسن آبله از 5 تا 7 سال است و لذا در مناطق اندميك بايد هر سال يك مرتبه واكسيناسيون تكرار شود در زمان اپيدميك هر سال يك مرتبه بايد واكسيناسيون را تكرار نمود.  پزشكان و پرستاران و كساني كه با بيمار آبله اي سر و كار دارند هر شش ماه بايد واكسينه شوند . در نزد زن هاي حامله در دو ماه اول و ماه آخر بارداري بايد از تلقيح واكسن آبله خودداري كرد.

 

محل واكسيناسيون: بهترين قسمت عضله دلتوئيد است و در نزد دخترها در قسمت فوقاني ران.

 

طرز واكسيناسيون :  محل واكسيناسيون بايد بوسيله اتر تميز شود ـ  به سه روش مي توان واكسينه نمود:

1 ـ  با فشار متعدد بهترين روش است در ايـن روش سوزن را بـا زاويه 45 درجه با جلد تماس داده و در اولين تلقيح تعداد 10 خراش ايجـاد مي نماييم. درجه را با جلد تماس داده و در اولين تلقيح تعداد 15 خراش ايجـاد مي نماييم.

 

2 ـ  روش برش يك برش به اندازه يك هشتم اينچ در روي جلد ايجاد كرده بطوريكه خون نيايد.

 

3 ـ  روش مته اي ، از سوزنهاي دو شاخه استفاده مي شود و سوزن را عمودي در ناحيه واكسيناسيون مي گذارند.

راكسيون واكسن ها:

در واكسيناسيون اوليه بين روز سوم تا پنجم ماكولي ظاهر مي شود كه در حدود روز هفتم تبديل به وزيكول مي شـود اگر واكسيناسيون صحيح باشد قطر آن از يك دوم اينچ بزرگتر نبايد باشد و بعد از سه هفته خشك شده و مي افتد.

 

در كساني كه واكسيناسيون متعـدد در نزد آنها انجام شده در روز بين اول تا سوم يك ماكول خارش داري ظاهر شده كـه ممكـن است يك وزيكول در آنجا ظاهر شود و اين نشانه اين است كه شخص مقاومت داشته است.

روش تلقيح واكسن آبله

واكنش سريع  =  واكنشي كه در افرادي كه مصونيت نسبي دارند ديده مي شود0 راكسيون واريولوئيد  Variolloid  كـه دانه هايي روي بدنشان ظاهـر مي شود.

عوارض واكسيناسيون:

1 ـ  چركي شدن محل واكسيناسيون كه بايد شكافته شده و پانسمان گردد.

 

2 ـ  واكسينا گانگرنوزا يا واكسينا نوروزا ـ  در كساني كـه ضايعات جلدي داشته باشند و در نزد كسانـي كه آگاماگلوبولينمي دارند ايجاد مي شود محل واكسيناسيون گانگرنه شده به علت يك ويرمي گذران ممكـن است اين گانگرن ها در نقاط  مختلف بدن هم ايجاد شود مرگ و مير آن در حدود 70% است.

 

3 ـ  اگزما واكسيناتوم  =  كه در نزد كساني كه اختلالات آلرژيك پوستي دارند در محل اگزماها گاهي تاول هاي آبله اي ايجاد مي شود و مرگ و مير آنها 30% است.

 

4 ـ  اريتم هايي شبيه مولتي فورم.

 

5 ـ  راكسيون واريولوئيد يا واكسينوئيد 14ـ9 دانه هاي آبله اي روي تن ظاهر مي شود.

6 ـ  آنسفاليت  Post Vaccinal  كه با تب تشنج، حالت خواب آلودگـي و سندروم مننژه، حادث ميشود.

7 ـ  كزاز

8 ـ  استئوميليت

9 ـ  سقط

موارد منع واكسيناسيون آبله:

1 ) در نزد نوزادان نارس

2 ) كساني كه آلرژي يا درماتيت پوستي دارند

3 ) در كساني كه ديس گاماگلوبولينمي دارند

4 ) در كساني كه بيماريهاي حاد عفوني دارند

5 ) در بيماريهاي عصبي

6 ) در بيماريهاي كليوي

7 ) در كساني كه كورتيكوتراپي شده اند

8 ) در كساني كه اشعه يونيزه استفاده كرده اند

9 ) در كساني كه لوسمي يا بيماريهاي خوني حاد مبتلا هستند

10 ) در زماني كه واكسن هاي زنده به فاصله يك ماه انجام شده باشد متعاقب آن نبايد واكسيناسيون كرد.

دانشگاه علوم پزشكي كرمانشاه ، سال 1379

(بيست سال بعد از ريشه كني آبله در سطح جهان)

 

 

دانشگاه علوم پزشكي كرمانشاه سال 1379

بيست سال بعد از اعلام ريشه كني آبله در سطح جهان

سخنراني استاد ساغري در پانل بيوتروريسم

(اولين كنگره ملي بهداشت عمومي و طب پيشگيري)

 

عنوان مقاله (002 ): آبله به عنوان يكي از قوي ترين جنگ افزارهاي بيولوژيك بالقوه

 

نويسنده: دكتر هوشنگ ساغري

آدرس: تهران ـ  مركز آموزشي درماني لقمان حكيم، بخش بيماريهاي عفوني

 

خلاصه:

در سالهاي قبل از 1359 شمسي (1980 ميلادي) كـه هنـوز ريشه كني آبله از طرف سازمان جهاني بهداشت، اعلام نشده بود، بـا موارد زيادي از بيماري در سراسر كشور ايران مواجه مي شديم، شاهد مواردي از مرگهاي خونبار و وحشتناك ناشي از آن بوديم و بسياري از صورتهاي زيبا را به ياد داريـم كه در اثر ابتلاء به اين بيماري، به زشتي گرائيد و بسياري از چشمهايي را كه بعد از بهبودي، بينايي خود را از دست داد. در آن زمان براي بسياري از جوانترها در بالين بيماران و در كلاسهاي درس دانشگاه ، به كرات گفتيم و امروز هم كه ويروس عامل آبله به عنوان يكي از جنگ افزارهاي بالقـوه بيولوژيك، مطـرح شده است خواسته اند بگوييم كـه: آبله يكي از بيماريهاي ويروسي مخصوص انسان است كه از طريق تماس شخص به شخص، منتقل ميشـود و زنجيره انتقال آن بوسيله استنشاق ذرات قطره اي يا افشانه هاي حاوي ويروس، برقرار ميگردد. اين بيماري از الگوي فصلي زمستانه، طبعيت ميكند ولي محدود بـه هيچيك از شرايط  اقليمي نبوده تحت شرايط  اقليمي مختلفي ميتواند انتشار يابد. تنها راه مبارزه بـا آن واكسيناسيون افراد سالم و جداسازي بيماران به منظور قطع زنجيره انتقال است و تجربيات قبل از دوران ريشه كني بيماري، حاكي از آنست كه واكسيناسيون قبل از تماس با بيماران و تا 3ـ2 روز پس از تماس با آنان، ايمني كاملي در مقابل آبله ايجاد ميكند و كساني كه به فاصله 5ـ4 روز پس از تماس، واكسينه شوند اقلا در مقابل مرگ ناشي از بيماري، تا حدود زيادي مقاوم ميگردند و اين واقعيت موفقيت آميز را با تاكيد زيادي مي گفتيم و اينك نيـز با ايمان واعتقاد راسخ تري تكرار مي كنيم كـه تشخيص هرچه سريعتر به منظور جداسازي بيماران و واكسيناسيون سريع تماس يافتگان در شرايط  بحراني نظير جنگ بيولوژيك، از اهميت حياتي برخوردار است.

 

آخرين مورد ابتلاء طبيعي انسان به آبله در جهان در اكتبر سال 1977 ميلادي رخ داده است و 2 سال بعد از آن ريشه كني جهاني بيماري بوسيله سازمان جهاني بهداشت اعلام و مجمع عمومي سازمان در ماه مه سال 1980 آنرا مورد تاييد قرار داده است. در خلال 25 سال گذشته هيچ موردي از آبله انساني در هيچ كشوري بروز نكرده است و در كشور خودمان نيز بر طبق مدارك موجود، به جرات ميتوان ادعا كرد كه آبله تا اواخر سال 1340 كاملا كنترل شـده بود ومواردي كه تا سال 1350 با آن مواجه مي شديم عمدتا منشاء وارده داشتند واز كشورهاي همسايه شرقي ايران وارد اين مملكت مي شدند.

 

در حال حاضر ويروسهاي شناخته شده واريولا (Variola virus) ، در مركز پيشگيري و كنترل بيماري ها در ايالات متحده، و مركز تحقيقات ويرولوژي و بيوتكنولوژي روسيه، بـه منظور اهداف پژوهشي، در شرايط  كاملا امني، نگهداري ميشوند.

 

شايان ذكر اسـت كـه پاكس ويروس هـا درشت ترين ويروسها هستنـد و با ميكروسكوپ نوري نيز قابل رويت، مي باشند و جزو اولين ويروسهائي به حساب مي آيند كه در آزمايشگاه، مورد مطالعه، قرار گرفته اند و اين ويروسها را در رابطه با آبله انساني، گاوي، شتري، گوسفندي و پرندگان يافته اند و حتي براي كنترل بيولوژيك خرگوشهاي وحشي، در استراليا از ويروس ميگزوما (Myxoma) استفاده نموده و استفاده بالقوه اين ويروسها در ساخت واكسن ها و چشم انداز نگران كننده استفاده احتمالي از ويروس آبله بعنوان جنگ افزار بيولوژيك، نيز مطرح ميباشد.

 

بـه هر حال در آن زمان كـه اين بيماري ريشه كن نشده بـود حدود 24ـ12 روز پس از ورود ويروس به بدن، علائم بيماري با بروز تب، درد و احساس ضعف و ناتواني و درماندگي شديد، بروز ميكرد و 3ـ2 روز بعد، بثورات پاپول مانندي در صورت بيماران ظاهر شده به طرف اندامها منتشر مي شد و سريعا بـه وزيكول و سرانجام به پوستول، تبديل ميگرديد. يادآور ميشود كه در تمام طول بيماري، تب بيماران ادامه مي يافت و بثورات پوستولي، شديدا دردناك بـود و سرانجام دلمه بسته از پوست جداميشد و اسكارهاي گود افتاده اي از خود به جا ميگذاشت.

در آن روزها براين واقعيت باليني، تاكيد ميكرديم كه بثورات آبله بر خلاف آبله مرغان در تمام نقاط  بدن در يك مرحله واحد هستنـد و در ناحيه صورت از تراكم بيشتري برخوردار ميباشند. اين بيماري در 10ـ5 درصد موارد، سير سريع و وخيمي را طي ميكند و در عرض 7ـ5 روز منجر به مرگ بيماران ميشود.

 

هر چند آرزوي قلبيمان اينست كه ديگر هيچگاه آن صحنه هاي خوفناك و مرگزا را نبينيم ولي واقعيت اينست كه ممكن اسـت كابوس " بيوتروريسم" تحقق پيدا كند و چنين ايجاب كند كه ما پزشكان باليني، هر از چند گاهي سري به مبحث آبله و ساير بيماري هائي كـه در مقوله بيوتروريسم، مطرح شده اند نيز بزنيـم و محققين گرامي كشورمان در انستيتو رازي و انستيتو پاستور و سايـر موسسات تحقيقاتي، به فكر تامين واكسن مورد نياز احتمالي باشنـد و مسئولين محترم بهداشت و درمان نيز به اين واقعيت هاي تلخ، توجه نمايند تـا ناگهان غافلگير، نشويم.

واژه هاي كليدي: بيوتروريسم، اتيولوژي، آبله

بازگشت به فهرست مقالات كتاب ابتداي فهرست مقاله