مقاله 085 ـ دانشنامة
مِيْسَري
دانشنامة
مِيْسَري. كتابي به
فارسي منظوم از
حكيم ميسري (سدة
4 ق). مؤلف اين اثر
را ميان سالهاي
367ـ370 ق در 4481 بيت در
بحرهزج محذوف
بر وزن «مفاعيلن
مفاعيلن فعولن»
سروده است. حكيم
ميسري در وقت تصنيف
و سرودن اين منظومه
46 سال داشته است. حكيم
ميسري در آغاز
كتاب، به صراحت
و به تفصيل دربارة
ناصرالدوله سپهسالار
ايران، كه قرعة
انتخاب به نام
او افتاده و كتاب
به او تقديم شده
سخن گفته است (ميسري،
ص هفده). متيني
از بلوشه نقل ميكند:
«وي امير كرد نژاد
حسنويه بن حسين
است كه در حدود
سال 350 هجري از طرف
عضدالدوله ديلمي
حكومت كردستان
و از خليفة عباسي
لقب ناصرالدوله
را يافته است و
در سال 370 هجري پسرش
ناصرالدين ابوالنجم
بدر بن حسنويه
جانشين او شد. نيز
بعيد نميداند
كه دانشنامه به
شخص اخير اهدا
شده باشد» (متيني،
ص 341). به نظر متيني
اين سخن بلوشه
نادرست است چه
در آن دوره، (در
سالهاي 367ـ370 ق) نشر
زبان فارسي دري
هنوز در مشرق ايران
شروع نشده بود
تا در مغرب ايران
گسترش يافته باشد،
بلكه حكيم ميسري
اين اثر را به نام
ابوالحسن محمد
بن ابراهيم بن
سيمجور نوشته
است. اين حاكم ميان
سالهاي 350 تا 371 ق سه
بار حاكم خراسان
بوده و پس از حكومت
نوح بن منصور به
ناصرالدوله ملقب
شده است، يعني
حكيم ميسري در
عصر سامانيان
و در دستگاه سيمجوريان
به سر ميبرده است
(متيني، ص 343). از طرفي
برات زنجاني (ميسري،
ص هجده) عقيده دارد
كه ابوالحسن سيمجور
به نوشتة مؤلف حبيبالسير
در سال
388 ق به ناصرالدوله
ملقب شده در حالي
كه دانشنامه در
367ـ370 ق سروده شده
است. «به احتمال
بسيار قوي ممدوح
ميسري بنيانگذار
سلسلة غزنوي يعني
امير سبكتگين
است كه لقب ناصرالدوله
داشته و از شعبان
366 ق جانشين البتكين
شده و قدرت را به
دست گرفته است»
(ميسري، به نقل
از مجملالتواريخ
و القص، ص هجده
ـ نوزده). پس از اين،
برات زنجاني با
توجه به صفاتي
كه در مآخذ تاريخي
براي سبكتگين
ذكر شده، نتيجه
گرفته است صفات
همان اوصافي است
كه حكيم ميسري
در دانشنامه با
آنها ممدوحش را
ستوده است (ميسري،
ص نوزده). به
گفتة متيني دانشنامة
ميسري 4505 بيت دارد اما
نسخة منقح چاپ
شدة برات زنجاني
داراي 4481 بيت است. اين
اثر در شش بخش است:
1. مقدمه
شامل نعت خداوند،
نفي مكان، جوهر،
جسم، نشان احداث
عالم، نعت پيامبر
و اصحاب و خاندانش
و فضيلت دانش؛ 2. مطالبي
در فضيلت دانش
با عبارت «در دانش
گويد» مشتمل بر
تركيب مردم، ذكر
اندامهاي مهم
بدن، خلطهاي چهارگانه،
قواي چهارگانه،
بحثي دربارة سال،
شب و روز، گيتي،
بادها، صفت مزاج
مردم، علت دردهاي
ناگهاني، علت
غلبة هر چهار طبع،
اسماء الادويه،
طبايعالادويه،
بابالضيحة؛ 3. دردها
و درمان امراض
«از موي سر تا ناخن
پاي»، كه از بخشهاي
اساسي كتاب است؛ 4. موضوعات
مختلفي نظير: تدبير
كردن حجامت، منفعت
و مضرت رگ گشادن،
تدبير قي كردن،
تدبير گرماوه،
نزار كردن فربه،
بوي نبيد بردن،
تدبير سفر كردن
و...؛ 5. علاج
زهرها، دانستن
تبها، علاج آبله،
نشان نيك و بد بر
دردمندان، دانستن
بحران و روزهاي
آن، دانستن براز،
طلب دانش كردن،
پرهيز كردن از
چيزهاي بد؛ 6. پند
و نصيحت ميسري
حكيم. دربارة
عنوانهاي فرعي
اين اثر بايد گفت: الف.
تعداد عنوانهاي
در مقايسه با تعداد
ابيات كتاب بسيار
است زيرا كل كتاب
به 376 عنوان تقسيم
شده است. ب. در
ثلث اول كتاب بسياري
از عنوانها به
عربي است مانند
«اسماء الادويه»،
«طبايعالادويه»،
«في داءالثعلب»،
«في حفظ الاسنان
المتحركه»، اما
بعضي از عنوانهاي
چند صفحة اول كتاب
و تقريباً تمام
عنوانهاي دو ثلث
آخر كتاب به فارسي
است نظير، «در نعت
گويد»، «در دانش
گويد»، «علاج درد
معده»، «صفت شاخة
شكم گشاي»، «دانستن
دوشيزه ز كالم
(= بيوه)» ج. برخي
از عناوين دانشنامه
با كلمة «في» شروع
ميشود ولي بقيه
همان عنوان به
زبان فارسي است
مانند «في علاج
زني كه كودكش برون
نيايد» و به ندرت
كلمه «في» مكرر نوشته
شده است. مثل «فيفيالغين
اذا قهرت من الثلج
و البرد» كه شايد
خطاي كاتب باشد. حكيم
ميسري با عنوان
«اسماءالادويه»
وعده داده است
نام پزشكان مختلف
را در ذيل هر دارو
ذكر كند. هر
آن دارو كه معروفست
بيشك همه
بنگارمش پيش تو
يك يك بدان
نام طبيبانش بخوانم
نگردانمش و جز
كوته ندانم برخلاف
شيوة معمول كتاب
طب، در اين اثر
به ندرت نام طبيبان
و آراي ايشان ذكر
شده است. فقط در
آخرين باب كتاب
با عنوان «پند و
نصيحت حكيم ميسري»،
از بقراط، جالينوس،
زكرياي رازي و...
نام برده است (متيني،
ص 343ـ364). دانشنامه
ميسري كهنترين مجموعة
پزشكي منظوم به
فارسي است و در
سرودن اين اثر
از آثار پزشكان
معروفي چون بقراط،
ارسطو، جالينوس
و رازي بهره برده
شده است. بلوشه
اين اثر را دانشنامه
يا كتاب منصوري
نام نهاده
است. يادداشتهاي
حاشية صفحه اول
تنها نسخة خطي دانشنامه
ميسري، و ناميدن
آن به كتاب منصوري،
در صفحة آخر اين
حدس را به ذهن ميآورد
كه چه بسا اين اثر
ترجمة منظومي
از كتاب
المنصوري رازي باشد.
مؤيد اين احتمال
آن است كه حكيم
ميسري در آخر اين
اثر، پس از درخواست
دعا براي خود،
براي نويسنده
اصل اثر هم از خواننده
تمناي دعاي خير
ميكند: و نيز
آن را كه اين نامه
بخواند دعايي
زي نويسنده رساند به
طب اندر، از اين
بِهْ مَن نديدم
ازيرا گفتن اين
برگزيدم (يوسفي،
ج 2، ص 636ـ637). ويژگيهاي
زباني دانشنامة
ميسري:
1. زبان دانشنامة
ميسري از آغاز تا انجام
يكنواخت و به اصطلاح،
يك دست نيست، به
اقتضاي نوع مضمون،
زبان شاعر نيز
دگرگون ميشود.
به عبارت ديگر
زبان شعر در بخشهايي
كه در آنها مباحث
پزشكي مطرح شده
است، يعني مقدمه
و بخش «پند و نصيحت
ميسري حكيم»، با
ديگر بخشهاي كتاب،كه
در آنها مباحث
پزشكي مطرح شده
است، تفاوتي فاحش
و آشكار دارد. 2. زبان دانشنامه
ميسري با
اشعار رودكي، گشتاسبنامة
دقيقي
و آخرين نامة ابوشكور
بلخي و شاهنامه
فردوسي به حكم
اختلاف موضوع،
بسيار متفاوت
و به زبان هدايةالمتعلمين نزديك است.
براي قضاوت ارزش
شعري اين دانشنامه
بهتر است با اشعار
طبي يوسفي هروي
مقايسه شود (متيني،
ص 346ـ348). 3. اشعار
اين اثر را از نظر
سبك شعر، بايد
با اشعار فارسي
سدة 3 و 4 ق مقايسه
كرد و با بسياري
از حذفها و اضافات،
تشديد مخفف و تخفيف
مشدد و سكون متحرك
و امثال آن، كه
از صفات بارز شعر
فارسي در آن سده
هاست و شمسقيس
در المعجم في معايير
الاشعار العجم به آنها
اعتراض كرده است،
مقايسه كرد. وجود
برخي ابيات سست
در اين اثر ممكن
است مربوط به اين
موضوع باشد. 4. حكيم
ميسري به ناچار
الفاظ سنگين و
نامأنوس طبي و
داروشناسي، نظير
اسطوخودوس، ضيقالنفس،
حَب قاقايا، قلقطار،
را در شعر خود گنجانده
است. 5. در
تمام دانشنامه
يك بيت ملمع وجود
دارد: «فسبحانه
اله الخالق الفرد
چنان خواست، تقديرش
چنان كرد.» 6. قراين
بسياري از لحاظ
مختصات دستوري
مثل استعمال «ابا»،
«ابي»، «ازيرا»، «كجا»
به معني «كه»، «ياي»
شرط در آخر فعل،
شروع كردن مصراعها
با واو عطف آوردن
«او» و «وي» براي بيجان،
حاكي از كهنگي
شعر و متن منظوم
است. 7. در
برخي قافيه ها
الف اطلاق آمده
است: وگريابي
ز ترياك چهارا
بخور گو تاش بهتر
شود كارا [ ؟ ] 8. آوردن
«يكي» به جاي «يا»ي
وحدت: يكي
خايه بزن در روغن
ورد برونه زود
تا بنشاندش درد 9. استعمال
«غمان» به جاي «غمها»
و «اندوهان» به جاي
«اندوه ها». مساعد
باشد او مر مردمان
را ندارد بيهده
رنج و غمان را 10. استعمال
«گر» و«ار» به معني
«يا» و «ارنه» به معناي
«يا نه»: گر
از خون بود رگ بگشاي
ز اول ز دستش با
سليق ار نيز اكحل وگر
ضيق نفس باشد كسي
را ز بلغم گر ز خون
و گر ز صفرا 11. استعمال
كلمه «هيچ» به جاي
«يا»ي نكره: نشايستي
كه هرگز يك زمان
نيز بچشم هيچكس
بودي نهان نيز 12. استعمال
كلمة پاك در معني
«تماماً»: بگرماوه
درش بايد نشستن
همه تن پاك اندودن
به روغن 13. جمع
بستن كلمات جمع
عربي با «ها» مانند
آلاتها، مفاصلها،
كتبها. تو
اين آلات را كيسة
ساز همه
آلاتها در كيسه
پرداز 14. استعمال
فعل ماضي به جاي
مضارع و مستقبل،
مانند «گشت» به جاي
«خواهد گشت» در: بنفشه
بايد و از مغز لكور
بدين مطبوخ حالش
گشت بهتر 15. استعمال
فعل «آراستن» در
معني اندودن،
آماده كردن: نخستين
چيز قي فرماي او
را پس آنگه داروي
آراي او را 16. به
كار بردن «اندام
دادن» به معني تأليف
و تصنيف كردن: من
اين گفتار را اندام
دادم و دانشنامه
اول نام دادم 17. آوردن
«ب» زينت به اول صيغههاي
نهي: هميشه
زو به دردش گو بر
انداي مشويش هيچ
و دارو بمزداي 18. آوردن
«مي» به اول فعل مركب: و گر
كسي را بنوبت ميتب
آيد و تب گاهي به
روز و گه شب آيد 19. به
كار بردن مصدرهايي
نظير: آغاردن،
آهنجيدن، انبويانيدن،
بر پوشيدن، فروافتيدن،
آويختن، چكانيدن،
خواب ديدن، راه
دادن، راندن 20. به
كار بردن لغات
و صفاتي نظير: جگرگون
جاپوك، بحيله،
خوارمايه، خوار،
خوابديده، خسته،
درنگي، سوزيده،
كشفته، برزش،
لخت، غند، خيوه،
آماه. قصد
حكيم ميسري از
سرودن اين منظومة
پزشكي پاداش وصله
نبوده است. سنت
رايج آن عصر چنان
بوده كه كتاب را
بهترين يادگار
ميدانستند و براي
زنده ماندن نام
و خدمت به مردم
و به رحمت ياد شدنِ
مؤلف پس از مرگ،
چنين ميكردهاند.
حكيم ميسري نيز
براي زنده ماندن
نامش به اين كار
دست زده است: مگر
اين نامة من دير
ماند پس از من تا
كسي اين را بخواند مرا
يادآورد ز ايزد
بخواهد ز درد و
محنت و رنجم بكاهد الاهي
رحم تو بيش از گناهش
من او را آمدم پيشش
بخواهش (ميسري،
ص شانزده ـ هفده). تنها
نسخة خطي اين اثر
به شماره 310ـ1199 R- در كتابخانه
ملي پاريس موجود
است. اين نسخه داراي
164 ورق به ابعاد
13*18 سانتيمتر و داراي
4481 بيت (به نظر برات
زنجاني) است. اين
نسخه به خط نستعليق
محمود تبريزي
شاهنامهخوان
در تاريخ چهارشنبه
سوم ماه ربيعالاخر
سال 852 كتابت شده
است. محمود تبريزي
در پايان، نام
آن را كتاب منصوري
ناميده
است و شايد همين
امر سبب شده است
كه بعدها كسي ديگر
در بالاي صفحة
اول كتاب آن را كتاب
المنصوري بالطب
للرازي بخواند. بخش
عمدة نسخه خواناست
و پارهاي از آن،
كه كسي ديگر نوشته
است، پر غلط است.
اصل كتاب داراي
افتادگي است و
بين اوراق 121 و 122 يك
يا چند برگ افتاده
است و برخي اوراق
بجا صحافي شده
است. ميكروفيلم
اين نسخه به شمارة
ف 744 در كتابخانه
مركزي دانشگاه
تهران موجود است.
برات زنجاني از
روي همين ميكروفيلم
دست به تصحيح قياسي
اين اثر زد و در
1366 ش مؤسسه مطالعات
اسلامي دانشگاه
مكگيل، شعبة تهران،
آن را چاپ كرد (ميسري،
ص بيست؛ دانش پژوه،
ج 1 ص 51). گزيدة اين
اثر نيز به خط سيريليك
در دوشنبه چاپ
شده است (1999). نخستين
بار بلوشه در فهرست
نسخههاي خطي
فارسي كتابخانه
ملي پاريس اين اثر
را دانشنامه يا كتاب
منصوري
ناميد و آنجا
بحثي مبسوط دربارة
اين كتاب كرد. پس
از او ژيلبرلازار
در اين باره مقالهاي
در يادنامة رودكي
(1958 م) نوشت و همچنين
در 1964 م در كتاب اشعار
پراكنده قديميترين
شعراي فارسي زبان از دانشنامه
و مؤلف آن سخن گفت
و پارهاي از ابيات
آن را چاپ كرد. علامه
حسين يوسفي در
مجلة راهنماي
كتاب (سال
7، 1343 ش، ص 283ـ288) از اين
كتاب سخن گفته
است كه عيناً در
برگهايي
در آغوش باد (مشهد،
2536) چاپ شد. يوسفي
در اين مقاله بيشتر
به دانشنامه و
اختصاصات سبكي و زباني
آن پرداخته است.
جلال متيني نيز
در سومين كنگره
تحقيقات ايراني
مقالهاي با عنوان
«دربارة
دانشنامة
ميسري » ارائه
داد كه بسيار خواندني
و علمي است. متيني
در اين مقاله به
ايرادات ديگران
پاسخ گفته است
و از زندگي حكيم
ميسري و دانشنامه
به صورت مبسوط
بحث كرده است. نمونه اي
از شعر دانشنامة
ميسري :
تدبير كردن
حجامت حجامت
از ميان گوشت و
پوست برون آرد
همه خوني كه در
اوست حجامت
امتلا از تن كند
كم بيارد از تنِ
مردم همه غم بنقره
بر، حجامت درد
سر را نكو باشد
وَ هَم درد جگر
را برون
آرد ز سر دردِ نهاني
سبك گرداند از
سر، او گراني چو
بر گردن كند مردم
حجامت ز درد چشم
و سر يابد سلامت و وردي
گر بود بر اصل دندان
بدان كان درد هم
بهتر شود زان چو
بر ميان و كتف بر
كار كردي دل از
جستن تو بيآزار
كردي بيارد
از دل و معده همه
خون و آرد امتلا
از سر به بيرون به
ساق پاي بر كردن
حجامت ز رحم و كلك
او يابد سلامت مثانه
نيز صافي دارد
از خون و حيض بسته
را آرد به بيرون و تن
را پاك دارد از
بناور مگر زان
زود گردد مر لاغر منابع
1. دانشپژوه،
محمدتقي، فهرست
ميكرو فيلمهاي
كتابخانه مركزي
دانشگاه تهران، تهران،
1348 ش. 2. متيني،
جليل، سومين كنگرة
تحقيقات ايراني،
سيوچهار خطابه،
ج 1، به كوشش
محمد روشن، تهران،
1352 ش. 3. منزوي،
احمد، فهرست نسخههاي
خطي فارسي، تهران،
1348 ش. 4. ميسري،
حكيم، دانشنامه
در علم پزشكي،
به اهتمام
برات زنجاني،
تهران، 1366 ش. 5. يوسفي،
غلامحسين، برگهايي
در آغوش باد، 2 ج، مشهد،
2536. |