مقاله 155 ـ اخلاق پزشكي

1. تعريف اخلاق

كلمه اخلاق جمع كلمه خُلق به معناي خويهاست. اين كلمه گاه به معناي عام به كار ميرود و منظور از آن همه ويژگيهاي دروني انسان اعم از خوب يا بد است؛ اما در اكثر موارد، واژه اخلاق به معناي خاص «رفتار و خصوصيات روحي و معنوي مثبت» استفاده ميشود. از اين رو، رفتار اخلاقي نيز رفتاري است كه مطابق با ارزشهاي والاي انساني باشد. در زبان لاتين نيز دو كلمه morality و ethics، با اندك تفاوتي، هر دو به مفهوم اخلاق‌اند.  moralبه معناي «خلق و خوي راسخ در نفس» به كار ميرود و واژه ethics در بحث از رفتار خوب و بد، درست و خطا و پاك و پليد انسان استفاده ميشود (لاريجاني، ج 1، ص 14).

2. جايگاه علم اخلاق در اسلام

علم اخلاق و فلسفه اخلاق از نظر اسلام يكي از مهمترين و شريفترين علوم است و اين حقيقت در آيات مختلف و احاديث گوناگون مشهود است. خداوند در آيه دوم سوره جمعه ميفرمايد: «اوست خدايي كه از ميان عرب امّي، پيغمبري بزرگوار برانگيخت تا بر آنان آيات وحي خدا را تلاوت كند و آنها را از (جهل و اخلاق زشت) پاك سازد». در آيات ديگر قرآن، پيامبر(ص) به سبب اخلاق نيكويش ستوده ميشود و خُلق حَسنه پيامبر محور اخلاق در تشكيل جامعه اسلامي معرفي ميشود. از طرف ديگر، اخلاق نيك موجب آمرزش گناهان دانسته شده و بهترين اعمال در قيامت حسن خلق معرفي شده است.

3. اخلاق پزشكي

تعاريف متعدد و متنوعي براي اخلاق پزشكي[1]  در منابع گوناگون بيان شده است كه در زير به چند مورد آن اشاره ميگردد:

É اخلاق پزشكي مقولهاي است كه موضوع آن بررسي مجموعه آداب و رفتار پسنديده يا ناپسندي است كه صاحبان مشاغل پزشكي بايد رعايت كنند (اخلاق پزشكي به انضمام ...، ص 37؛ اخلاق پزشكي در آئينه اسلام، ص 83).

É اخلاق پزشكي مجموعه آييننامه‌هاي آداب پسنديده و اعمال نكوهيدهاي است كه پزشكان بايد آنها را رعايت، يا از آنها پرهيز كنند؛ بنابراين، ماهيت پزشكي پرهيزكاري است و اخلاق پزشكي در حقيقت نوعي امر به معروف و نهي از منكر در علم پزشكي است يعني امر به داشتن رفتار و كردار پسنديده و نهي از اعمال ناصواب و ناپسند؛ امر به وقار، انصاف، پاكچشمي، پاكدامني، دلسوزي، مهرباني، صميميت، شكيبايي، همدردي با مردم و بيماران، رازداري، امانت و صداقت، مطالعه و نهي از بيمسئوليتي پزشك در قبال بيماران و جامعه، مصرف مواد مخدر و مشروبات الكلي، انتخاب دوستان نامناسب، طبابت ناصحيح و اعمال خطا، بازگويي اسرار بيماران، خشونت بيمورد با بيماران و... (ديبايي، ص 47).

É اخلاق پزشكي فعاليتي تحليلي است كه طي آن افكار، عقايد، تعهدات، رفتار، احساسات، استدلالها و بحثهاي متعدد در حيطه تصميمگيريهاي اخلاقي در حرفه پزشكي، دقيق و انتقادي بررسي ميشود و در موارد لزوم دستورالعمل‌هايي صادر ميگردد. تصميمات اخلاق پزشكي، در حوزه طبابت، مباحث بديهي و ارزشها و در مجموع بايدها و نبايدها است.

4. اهميت اخلاق پزشكي

در ميان همه شاخه‌هاي اخلاق حرفهاي، اخلاق پزشكي از اهميت خاصي برخوردار است و اين به سبب جايگاه خاص و متعالي حرفه پزشكي است. گفته‌اند شرف هر علمي به شرف موضوع آن است و در عالم هستي شريفترين موضوع انسان است. انسان موجودي است كه خداوند او را، به تعبيري، با دست خويش آفريده است: «قال يا ابليس ما منعك اَن تسجد لما خلقت بيدي». بنابراين، هر عملي كه به نحوي از انسان سخن ميگويد، شريفترين علم است و علم پزشكي مستقيمآ با بدن انسان سر و كار دارد. علم اخلاق نيز به خصايص بشري و رفتار پايدار انساني نظر دارد و در واقع، اخلاق به طبابت روح آدمي ميپردازد (لاريجاني، ص 14).

5. ابعاد اخلاق پزشكي

در جمعبندي مطالب عرضهشده ميتوان اخلاق پزشكي را موضوعي گسترده با دو جنبه نظري و عملي دانست كه در بُعد نظري به تبيين مباني و مفاهيم زيربنايي اين علم، توضيح و تشريح فرضيات اخلاقي موجود و ارتباط آن با فرهنگها، مذاهب و آداب و رسوم جوامع مختلف ميپردازد و در دو بُعد عملي، با تكيه بر مباني نظري درباره مسائل، مشكلات و مباحث اخلاقي در حيطه طب و مراقبتهاي بهداشتي بحث ميكند و چهارچوبي كاربردي براي تصميمگيري در مواقع بحراني عرضه ميكند. اخلاق پزشكي در اين تعبير ارتباط تنگاتنگي با فلسفه اخلاق، حقوق فردي و اجتماعي، قوانين الاهي و مقررات مدني

دارد (لاريجاني، ص 19).

6. تاريخچه اخلاق پزشكي

الف. پزشكي قبل از اسلام

بقراط حكيم آورده است: «در جايي كه عشق به پزشكي باشد عشق به بشريت نيز هست».

1) اخلاق پزشكي درتمدن بين‌النهرين: در مجموعه قوانين حمورابي[2]، مقرراتي درباره پزشكي آمده 

است. اين مجموعه قوانين، حاوي بسياري از نظريات و افكار سومريهاي قديم است. گذشته از قوانين جزايي و مدني كه در آن ثبت شده است، نُه ماده درباره هزينه پزشكي دارد در آن، علاوه بر توضيحي كه درباره حقالمعالجه پزشكان و غرامت اشتباهات آنان آمده است، حقالمعالجه اشخاص ثروتمند و افراد فقير و بيچيز و بردگان هم تعيين شده است. تخطي از قوانين حمورابي، مجازاتهاي سنگيني در پي داشته است. برخي از اين قوانين عبارتاند از: 1. پزشك به طبقه نجباي كشور تعلق دارد، پس بايد در حفظ شئون شغلي خود بكوشد و علم پزشكي را خوب تحصيل كند، 2. علم تشريح را خوب بداند، .3 حافظه قوي داشته باشد، 4. با بيمار، مهربان و خوش زبان بوده، دوست و دوستدار او باشد، 5. براي پول كار نكند و از خدا بترسد (فيض، ص 18).

2) اخلاق پزشكي در مصر باستان: در مصر قديم هم قوانيني براي اطبا وجود داشته است و طبيباني كه از قوانين مذكور سرپيچي ميكردند به اعدام محكوم ميشدند.

3) اخلاق پزشكي در يونان باستان: در تمدن يونان موضوع اخلاق پزشكي از اهميت ويژهاي برخوردار بوده و سند مهم باقيمانده در اين باب سوگندنامه بقراط است. در دنياي پزشكي، بقراط سرشناسترين چهره و اولين كسي بود كه مباني اخلاقي را با طبابت درآميخت. قسمنامه او نوعي نيايش پزشكي و در واقع، به منزله تعهدنامه‌اي اخلاقي براي قبول و به كار بستن اصول اخلاقي حرفه پزشكي است و پزشكان را متعهد ميسازد كه خود را به زيور اخلاق بيارايند و از نادرستي و ناپاكي بپرهيزند. همه ساله هزاران پزشك نوآموخته با قبول توصيه‌هاي بقراطي و خواندن قسمنامه او در برابر استادان خود، تعهدات اخلاقي پزشكي را ميپذيرند و به جمع پزشكان جهان ملحق ميشوند (ديبايي، ص 54).

نكاتي كه در سوگندنامه بقراط جالب توجه است عبارتاند از: 1. توجه كامل به رعايت حقوق استادان و حقشناسي از آنان، 2.اجتناب از دادن داروهاي كشنده و داروهاي سقط جنين، 3. عمل در حد تخصص و مهارت حرفهاي نه فراتر از آن، 4.حفظ قداست حرفه پزشكي و رعايت امانت و درستكاري و اجتناب از ارتكاب اعمال خلاف اخلاق، 5. حفظ اسرار بيماران (اخلاق پزشكي به انضمام...، ص 271). متفكران يوناني علم اخلاق را در كنار علم پزشكي فرا ميگرفتند و آن را به منزله «هنر زيستن» و «مراقبت و مواظبت از نفس» توصيف ميكردند (لاريجاني، ج 1، ص 113).

4) اخلاق پزشكي در هند باستان: در كتاب ريگودا كه از قديميترين كتب ديني هنديان است، عبارات فراواني درباره آثار نيكِ سخاوت و تعاون موجودات و شرافت شغل طبابت به چشم ميخورد. در دوره براهمه بر اهميت اطبا افزوده گشت و مقامشان در جامعه بالاتر رفت. آنان تعليمات طبي اَتâرو ودا (بخشي از ريگودا) را مانند كتاب الاهي كلمه به كلمه از بر كرده و بر طبق آن رفتار ميكردند. به طور كلي، دستورهاي اخلاقي درباره پزشكان هند قديم بسيار عالي و مقررات مربوط به حرفه پزشكي، نمونه و سرمشق بوده است، ازجمله «پزشك بايد با تمام وجود، حتي اگر حياتش در معرض خطر باشد، به درمان بيمارش همت گمارد. او نبايد به همسر شخص ديگري، حتي در مخيلهاش، زياد نزديك شود. او نميتواند بيمار زن را درمان كند مگر آنكه همراهي در كنارش حضور داشته باشد. از حيث طرز لباس پوشيدن و حفظ ظاهر بايد ساده و نجيب بوده، از معاشرت با اشخاص ناصالح خودداري كند». پزشكان پس از خاتمه تحصيلات پزشكي، سوگندنامه‌اي را كه از جهات متعدد به سوگندنامه بقراط شباهت داشت، امضا ميكردند كه به موجب آن ملزم ميشدند در مواردي، به بيماران اطلاعات ندهند، مثلا" اگر مرگ بيمار حتمي بود، موضوع را با او درميان نگذارند. به علاوه، تا آخرين دقايق عمر بيمار براي نجات او تلاش كنند و بيشتر به رفاه بيمار بينديشند تا نفع خود.

5) اخلاق پزشكي در ايران باستان: در پيشرفت پزشكي ايران قبل از اسلام علاوه بر استعداد ايرانيان در زمينه‌هاي علمي به خصوص پزشكي، دستيابي آنان به ترقيات پزشكي آشوريان، بابليان و يونانيان هم نقش عمدهاي داشته است (ديبايي، ص 56). از قديميترين روزگاران، امر طبابت در ايران با ديانت توأم بوده است. طب باستان ايراني با آيين زردشت و تعليمات اوستا پيوند جداييناپذيري داشت. به طور كلي، پزشكان از طبقه روحانيان انتخاب ميشدند كه عاليترين طبقه از طبقات چهارگانه (روحانيان، سربازان، كشاورزان و صنعتگران) بودند. اين طبقه رشته الاهيات و طب را همزمان تحصيل ميكردند و بعد از گذراندن مقدمات آن، يكي از دو رشته را انتخاب ميكردند و آن را ادامه ميدادند. موبدان زردشتي بر حُسن رعايت اخلاق پزشكي، كه بخشي از امور ديني محسوب ميشد، نظارت ميكردند و رئيس پزشكان نيز فن طبابت را زير نظر و نظارت داشت و كمك به بينوايان را توصيه ميكرد. زردشتيان در برابر اعمال خلاف اخلاقي چون سقط جنين، بارداري نامشروع و خطاهاي پزشكي تعصب و حساسيت خاصي داشتند. در باب نخست كليله و دمنه، كه در زمان ساسانيان به دست برزويه طبيب به فارسي ميانه (پهلوي) ترجمه شده، در مورد طبيب خوب آمده است: «فاضلتر اطبا آن است كه به معالجت از جهت ذخيره آخرت مواظبت نمايد» (لاريجاني، ص 117).

ب. پزشكي در دوران اسلامي

در تمدن اسلامي، اخلاق پزشكي از اهميت و جايگاه والاتري برخوردار گرديد. در قرآن كريم به اهميت احياي نفس اشاره شده است: «و من احياها فكانما احيا الناس جميعا» (مائده، آيه 31)، كسي كه در نجات جان يك نفر بكوشد مثل آن است كه در نجات جان همه انسانها كوشيده است. وظيفه پزشك خدمت به انساني است كه اشرف مخلوقات است و خداوند درباره وي فرمود: «فتباركالله احسن الخالقين». همان گونه كه وظيفه سرباز پاسداري از مرزهاي كشور است وظيفه پزشك نيز حفظ و حراست جان انسانهاست.

پيامبر اكرم (ص) دانش پزشكي را معادل و همطراز دانش ديني قرار داده است و در اين مورد ميفرمايد: «العلم علمان، علم الاديان و علم الابدان». همچنين امام صادق (ع) حرفه پزشكي را يكي از سه نياز اساسي جوامع بشري به حساب آورده، ميفرمايد: «اهل هيچ سرزميني از وجود سه طايفه، كه در كار دنيا و آخرت به آنان پناه برده ميشود، بينياز نيستند و اگر آنها را نداشته باشند بيبهره و سرگردان ميشوند: فقيه و دانشمند پرهيزگار، زمامدار نيكوكار و پزشك ماهر معتمد». بنابراين، طبيعي است كه دين اسلام در امر مقررات پزشكي و روابط پزشك با بيمار نيز رهنمودهاي سازندهاي داشته باشد. بر همين اساس بوده است كه اغلب كتابهايي كه در زمينه تاريخ يا علوم پزشكي به دست پزشكان و دانشمندان اسلامي تأليف شده حاوي اندرزها و توصيه‌هاي اخلاقي براي پزشكان و دانشجويان پزشكي است. به سبب اهميت اين مسئله است كه ميبينيم برخي از پزشكان نامي اسلام به موازات كتابهايي كه در رشته‌هاي علوم پزشكي نوشته‌اند، كتابهايي مستقل هم درباره اخلاق عمومي و اخلاق پزشكي تأليف كرده‌اند (اخلاق پزشكي به انضمام...، ص 41).

8. انديشمندان اخلاق پزشكي در اسلام

با پيروزي اعراب و گسترش اسلام در سراسر جهان، دوره شكوفايي همه علوم، بهخصوص دانش پزشكي آغاز شد. بزرگمرداني در امر طبابت و تدريس آن، اخلاق پزشكي، نحوه آزمون و پذيرش دانشجو و بالاخره تحقيق و پژوهش در پزشكي گام نهادند كه تعاليم آنان تا قرنها در بزرگترين دانشگاه‌هاي جهان معتبر و محل مراجعه بود. برخي از اين انديشمندان عبارتاند از :

علي بن ربن طبري (164-247 ق). او از اطباي نامدار اسلامي و استاد رازي بود. كتاب او، فردوس الحكمه، در هفت جلد تدوين شده كه جلد اول آن به طرح برخي افكار فلسفي و مقولات اخلاقي در طب اختصاص داده شده است (قفطي، ص 373).

ابوبكر محمد بن زكرياي رازي (251-313 ق). يكي از بزرگترين و مبتكرترين پزشكان دنياي اسلام به شمار ميآيد. اين طبيب، كيمياگر و فيلسوف نام‌آور شرق به «جالينوس عرب» ملقب شده است. وي قديميترين پزشك ايراني است كه به مباني اخلاق پزشكي بسيار پايبند بود و از طبيبنماهايي كه طب را وسيله سوداگري قرار داده بودند، گريزان و سخت در رنج بود. وي عقيده داشت كه طبيب بايد فيلسوف باشد؛ فيلسوفي خوش رفتار با تفكري عميق و رها از شهوت و ماديات و خودخواهي. از رازي جزواتي در زمينه مراعات اصول اخلاق پزشكي به جاي مانده است؛ مانند كتاب طب روحاني. برخي محققان رسالهاي را به رازي نسبت ميدهند كه آن را براي يكي از شاگردان خود، كه به سِمَت طبيب مخصوص يكي از امرا معيّن شده بود، نوشته و او را به رعايت اصول اخلاق پزشكي توصيه كرده است.

همچنين در كتاب بسيار معتبر الحاوي في الطب و نيز رساله‌هاي سرّالطب، محنهالطيب و خواصالتلاميذ به اخلاق پزشكي و احترام به آيين و سنت پزشكي اشاره شده است. از سخنان رازي است كه: «طبيب بايد بيمارش را به بهبود و سلامت اميدوار گرداند ولو اينكه خود اميدي به بهبود بيمار نداشته باشد».

رازي بنا به تأييد كساني چون ابن نديم، جرجي زيدان و گوستاو لوبون، با همكاران خود بسيار مهربان بوده است. به بيماران خود به ويژه فقرا تفقد ميكرده، از حالشان جويا ميشده و به عيادتشان ميرفته و مقرريهايي براي آنها در نظر ميگرفته است.

علي بن عباس مجوسي اهوازي. پزشك نامور اسلامي، متولد نيمه اول قرن چهارم هجري قمري است. نام مجوسي دلالت بر زردشتي بودن نياكان وي دارد. زادگاه او احتمالا" اهواز يا بهبهان و استاد وي در طب، ابوماهر موسي بن سيار بوده است. اثر معروف او كتاب الملكي يا كامل الصناعه الطبيه است كه به عضدالدوله ديلمي هديه كرده است. اهوازي بابي را در كتاب الملكي به اخلاق پزشكي اختصاص داده و اعتقادات خود و توصيه‌هاي ساير استادان را به مثابه آيين پزشكي در پندنامه اهوازي گردآوري كرده است. اين پندنامه از سوگندنامه بقراط جامعتر است و به نظر ميرسد كه اهوازي با توجه به تعاليم اسلامي، اصولي را به آن افزوده است. اين افزوده ها دربرگيرنده مطالب زير است :

1. اندرزهاي اخلاقي، مبسوطتر و مشروحتر از سوگندنامه بقراط بيان گرديده است.

2. در اين پندنامه اصول عقيدتي و اخلاقي و حتي احكام عملي و فرعي دين مبين اسلام مورد توجه قرار گرفته و از خداي يكتا بهجاي خدايان و الاهه ها سخن رفته است؛ نيز بر امر رسيدگي به بيماران فقير و مستمند و اجتناب از خوش گذراني و لهو و لعب و نوشيدن شراب و دوري از پولپرستي تأكيد شده است.

3. بر اهميت و لزوم خدمت بيمارستاني و آموزش باليني و كارآموزي در حضور استادان مجرب تأكيد شده است.

4. مطالعه مداوم كتابهاي پزشكي و حفظ مطالب آنها، شرط موفقيت در حرفه پزشكي و پيشرفت دانش پزشكي به حساب آمده است.

ابو علي الحسين بن عبدالله بن سينا (370 ـ 428 ق). ملقب به ابن سينا، چهره سرشناس طب در ايران و جهان كه آثار منسوب به او بيش از صد عنوان را شامل ميشود. از اين ميان شانزده كتاب او درباره علم طب است و در برخي از آنها رهنمودهاي ارزندهاي درباره راه و رسم معلمي، طبابت و طلبگي علوم آورده شده است.

ابوبكر ربيع بن محمد احمد الاخويني. طبيب متولد قرن چهارم و ظاهرا" پزشك باليني بوده است. وي از تربيتيافتگان مكتب رازي بود و اولين كتاب درسي پزشكي را به زبان فارسي دري نوشت. كتاب معروف وي هدايه يا هدايه المتعلمين فيالطب است كه در باب مشاهدات باليني و گياهي و داروها تدوين شده است.

ابوالفرج علي بن حسين بن هندو، مشهور به ابن هندو (قرن 4 و 5). كتاب او، مفتاح الطب و منهاج الطلاب، در موضوع اخلاق پزشكي مطالبي دارد.

سيد اسماعيل جرجاني (434-531 ق). او از پزشكان نامدار تاريخ پزشكي ايران محسوب ميشود و نخستين طبيب مسلمان بود كه تمام آثار علمي خويش را به زبان فارسي نوشت. جرجاني پنج كتاب تأليف كرد كه مهمترين آنها ذخيره خوارزمشاهي است. او در كتب خود با نثري زيبا به نكته ها و قصه‌هاي آموزنده اخلاق پزشكي اشاره كرده است.

نظامي عروضي سمرقندي. نويسنده و شاعر قرن ششم هجري كه خود پزشك بود. مقاله چهارم از كتاب چهار مقاله او به علم طب و هدايت طبيب اختصاص دارد. نظامي در آن چنين بيان ميكند: «پس طبيب بايد كه نيكو اعتقاد بود و امر و نهي شرع را معظم دارد... بايد كه رقيق الخلق، حكيم النفس و جيد الحدس باشد...».

خواجه نصير الدين طوسي (597 ـ 672 ق). از نوابغ تاريخ علوم دوران اسلامي و ازجمله پزشكان عالمي بوده كه با تأليف كتاب اخلاق ناصري و توجه به علم الاجتماع و سياست، پيشواي علماي اخلاق در تمدن اسلامي شناخته شد.

اسحاق بن علي الرهاوي (نيمه دوم قرن 3). كتاب الادبالطبيب رهاوي شامل 20 فصل و درباره اخلاق پزشكي است كه انجمن فلسفه امريكا در سال 1967 آن را به انگليسي ترجمه كرد.

9. خصوصيات و ويژگيهاي لازم براي حرفه پزشكي

حرفه پزشكي حرفه بسيار مقدسي است و در مذاهب مختلف نيز براي پزشكان اوصاف و ويژگيهاي خاصي برشمرده‌اند. بقراط حكيم آورده است: «پزشك بايد متواضع، معتقد، باايمان، پاكدامن و با حوصله باشد و وظايف خود را با خوشحالي و دلگرمي انجام دهد. خرافي و موهوم پرست نبوده، در ساير كارها و زندگي خصوصي نيز پاكيزه باشد و از صفات زشتي كه موجب بيآبرويي صنفي ميشود، اجتناب كند».

برخي صفات مهم كه براي پزشكان برشمرده‌اند چنين است :

É استقامت و پايداري: استقامت و پايداري، رمز موفقيت مردان بزرگ است پزشك بايد دلهره و اضطراب را از خود دور ساخته با قاطعيت وظيفه خود را انجام دهد.

É توكل بر خداوند: صاحب حرفه پزشكي بايد در تمام مراحل طبابت پيوسته خداوند را شفادهنده بيماران بداند و خود را صرفآ وسيله الاهي بشمارد و فقط از او استمداد و ياري جويد. در سوره طلاق، آيه 3 آمده است: «هر كه در هر امري بر خدا توكل نمايد، خدا او را كفايت خواهد كرد».

É تقوا و پرهيزگاري: تقوا دوري از اجتماع نيست، بلكه پرورش حالت معنوي خاصي در انسان است تا فرد در وضعيت نامناسب از جادّه حق منحرف نشود. طبيب حاذق بايد حالت و نيرويي در خود پديد آورد كه به او مصونيت اخلاقي و رواني بدهد تا اگر در محيط آلودهاي قرار گرفت، از خطا و گناه مصون بماند.

É رازداري و امانتداري: از زمان بقراط و حتي قبل از آن، رازداري و امانتداري يكي از اركان مهم رابطه پزشك و بيمار بوده است. پزشك بايد توجه كند كه دانش و تخصص پزشكي نزد او امانتي الاهي است كه بايد از آن به نحو شايسته و خداپسندانه استفاده كرد.

É حذاقت و مهارت: حذاقت و دانايي شرط اول و ركن اصلي طبابت است و تصدي شغل پزشكي اگر علم و آگاهي لازم و كافي را نداشته باشد و موجب مرگ يا ايجاد ضايعه در اعضاي بدن بيمار شود، پزشك موظف به پرداخت ديه خواهد بود.

É اعتدال و ميانهروي: در قرآن كريم در آيات متعددي به اعتدال اشاره شده است. طبيب نيز بايد معتدل باشد و در گرفتاري و فراز و نشيبهاي زندگي خود را نبازد و هميشه بر اعصاب خود مسلط باشد و در برابر اهانت و پرخاش بيماران صبر و گذشت داشته باشد.

É دانستن مسائل ديني: طبيب مسلمان بايد به مسائل ديني آگاه باشد، زيرا بيماران مقدساتي دارند كه بايد به ديده احترام به آنها نگريست و بياعتنايي به اعتقادات مذهبي موجب اهانت به بيماران ميشود و اين امر در روابط پزشك و بيمار اختلال ايجاد ميكند.

10. اوج و افول اخلاق پزشكي در تاريخ اسلام

در قرن دوم هجري، پس از نهضت ترجمه، پزشكاني با بهرهگيري از كتب ترجمه شده به عربي، توانستند خود نيز آثاري مستقل در طب پديد آورند. اين دوره، درخشانترين دوره در تاريخ اسلام است. ايرانيان در اين دوران در پيشرفت علم پزشكي سهم چشمگيري داشتند. بزرگاني كه در اين دوره آثار طبي مهمي به وجود آوردند عبارتاند از: علي بن ربن طبري، محمد زكرياي رازي، علي بن عباس مجوسي اهوازي، ابن سينا، گرگاني و خواجه نصير طوسي. متأسفانه از حمله مغول به بعد در ايران و سرزمينهاي اسلامي، فروغ علم رو به خاموشي گذاشت و در علم طب، با همه نيازي كه اطبا به اين علم و پيشرفتهاي آن داشتند، چهره سرشناسي ظهور نكرد. انديشمندان و پزشكان مسلمان و ايراني حتي در اوج شكوفايي دانش پزشكي از اخلاقيات غافل نبودند. معتبرترين كتب اخلاقي در امر طبابت در زماني نوشته شده است كه مسلمانان بزرگترين دانشگاه ها و مراكز علمي و غنيترين كتابخانه ها را در اختيار داشتند. در چند قرن اخير درخشش انديشمندان مسلمان در توسعه و بهرهگيري از علوم پزشكي به علل متعددي رو به افول گذاشته، اما به نظر ميرسد با گسترش جامعه مسلمانان در سراسر جهان و توجه ويژه به طب اسلامي در ساليان اخير، بتوان پويايي و تلاش افزونتري را در حيطه طب جهان اسلام انتظار داشت. در حال حاضر بسياري از مراكز پزشكي، اخلاق پزشكي را به شيوهاي نو مورد توجه قرار داده و مباحث جديد مطرح شده را براي پاسخگويي به جامعه اسلامي، با قوانين و فقه اسلامي تطبيق داده و راهكارهايي عرضه كرده‌اند.

11. سوگندنامه‌هاي پزشكي

اهميت حرفه پزشكي و ارتباط مستقيم آن با مال و جان و ناموس مردم، از يك طرف، و در معرض خطا و لغزش بودن پزشك از طرف ديگر، از ديرباز متفكران اهل فن را بر آن داشت كه به منظور پيشگيري از خطا و لغزش در انجام اين وظيفه خطير چارهانديشي كنند. بر همين اساس، دستورهاي اخلاقي و اندرزهاي پزشكي در قالبهاي متعددي از قبيل سوگندنامه، پندنامه، و ادعيه پزشكي به دست پزشكان نامي تدوين شده در طي قرون و اعصار مورد توجه و سرمشق عملي پزشكان بوده است. جالب آنكه، نكات برجسته اخلاق و آداب پزشكي در اين سوگندنامه ها و ادعيه پزشكي چنان مفصّل است كه، بنا به گفته برخي از محققان، اگر دروس اخلاق و آداب پزشكي منحصر به اين ادعيه و سوگندنامه ها باشد، حق مطلب ادا ميشود.

متن سوگندنامه بقراط

«من به آپولون پزشك آسكلپيوس هيثريا و پاناكيا سوگند ياد ميكنم، و تمام خدايان و الاهه ها را گواه ميگيرم، كه در حدود قدرت و برحسب قضاوت خود مفاد اين سوگندنامه و تعهد كتبي را اجرا نمايم.

من سوگند ياد ميكنم كه شخصي را كه به من حرفه پزشكي خواهد آموخت مانند والدين خود فرض كنم، و در صورتي كه محتاج باشد درآمد خود را با وي تقسيم كنم و احتياجات وي را مرتفع سازم. پسرانش را مانند برادران خود بدانم و در صورتي كه بخواهند به تحصيل پزشكي بپردازند بدون مرز يا قراردادي حرفه پزشكي را به آنها بياموزم .

اصول دستورهاي كلي، دروس شفاهي، و تمام معلومات پزشكي را جز به پسران خود، پسران استادم، و شاگرداني كه بر طبق قانون پزشكي پذيرفته شده و سوگند ياد كرده‌اند، به ديگري نياموزم.

پرهيز غذايي را بر حسب توانايي و قضاوت خود به نفع بيماران تجويز خواهم كرد نه براي ضرر و زيان آنها. به خواهش اشخاص، به هيچكس داروي كشنده نخواهم داد و مبتكر تلقين چنين فكري نخواهم بود. همچنين وسيله سقط جنين در اختيار هيچيك از زنان نخواهم گذاشت.

با پرهيزكاري و تقدّس زندگي و حرفه خود را نجات خواهم داد. بيماران سنگدار را عمل نخواهم كرد، و اين عمل را به اهل فن واگذار خواهم كرد. در هر خانهاي كه بايد داخل شوم براي مفيد بودن به حال بيماران وارد خواهم شد و از هر كار زشتِ ارادي و آلودهكننده، به خصوص اعمال ناهنجار با زنان و مردان، خواه آزاد و خواه برده، اجتناب خواهم كرد. آنچه در حين انجام دادن حرفه خود، و حتي خارج از آن، درباره زندگي مردم خواهم شنيد، كه نبايد فاش شود، به هيچ كس نخواهم گفت زيرا اين قبيل مطالب را بايد به گنجينه اسرار سپرد. اگر تمام اين سوگندنامه را اجرا كنم و به آن افتخار كنم، از ثمرات زندگي و حرفه خود برخوردار شوم و هميشه بين مردان مفتخر و سربلند باشم؛ ولي اگر آن را نقض كنم و به سوگند عمل نكنم، از ثمرات زندگي و حرفه خود بهره نبرم و هميشه بين مردان سرافكنده و شرمسار باشم».

متن سوگندنامه عساف[3]

«هيچگاه مرتكب قتل هيچكس به وسيله دارو (شيره ريشه ها) نشويد، و به زني كه از راه نامشروع آبستن شده است شربت سقط ندهيد. نگذاريد كه زيبايي زنان موجب انحراف شما گردد، و با زن عمل نامشروع انجام ندهيد.

هيچيك از اسراري را كه به شما سپرده‌اند فاش نخواهيد كرد، و به هيچ قيمتي حاضر نخواهيد شد كه موجب آزار يا تخريب شويد.

نسبت به فقرا و محرومان از صميم قلب رحم و شفقت داشته باشيد و در درمان آنان بكوشيد و هيچوقت خوب را بد و بد را خوب نگوييد.

شما نبايد در راه حيلهگران قدم گذاريد و از آنهايي كه با زبان چرب و بيان ساحر خود موجب جدايي شوهر از همسرش ميشوند يا مسبب جدايي زن از همسري كه در جواني انتخاب كرده است ميگردند، پيروي كنيد.

شما نخواهيد گذاشت كه ثروت و مكنت سرشار موجب انحراف شما گردد و در اثر تطميع، عمل ناشايست انجام نخواهيد داد.

براي درمان بيماران هيچگاه به رمالان و دعانويسان مراجعه نكنيد و به روشهاي درماني آنان اعتماد ننماييد. همواره قوت نفس داشته باشيد و دلسرد نشويد، زيرا كوششهاي شما پاداش خواهد داشت (مساعي شما مأجور خواهد بود).

اگر شما با خدا باشيد و به خدا توكل كنيد و مؤمن به خدا باشيد، خدا با شما خواهد بود و شما در نظر مردم مقدس خواهيد بود. حرص به دست آوردن پول نبايد شما را وادار كند كه به شخصي كه ميخواهد روح معصومي را آلوده سازد كمك نماييد.

هيچگاه براي مرد يا زني كه ميخواهد همنوع خود را مسموم كند، زهر تهيه نخواهيد كرد.

نسخه سموم را فاش نخواهيد ساخت و به هيچكس زهر نخواهيد داد و در اين باب به هيچوجه سخن نخواهيد گفت. در انجام دادن حرفه پزشكي مرتكب جنايت نخواهيد شد و دست خود را به خون آلوده نخواهيد كرد. از روي عمد هيچ فردي را مبتلا به بيماري نخواهيد كرد و موجب نقص عضو افراد بشر نخواهيد شد. در انجام عمل جراحي عجله نكنيد. در اين باره قبل از مطالعه كافي تصميم نگيريد. نگذاريد كبر و نخوت بر شما غلبه كند و به جاي اينكه اسير غرور و خودپسندي شويد، عواطف قلبي خود را بالا ببريد.

نسبت به بيماران كينه و حس انتقامجويي نداشته باشيد و با آنان بد حرفي نكنيد و مطالبي كه موجب نفرت پروردگار خواهد شد بر زبان نرانيد. دستورها و اوامر الاهي را اجرا كنيد و در طريق حق قدم برداريد تا مشمول رحمت خداوند شويد و پاك و با خلوص نيت و عادل باشيد».

متن پندنامه اهوازي

«هر كه بخواهد پزشك دانشمندي گردد، بايد از پندهاي بقراط حكيم كه در زمان خود براي پزشكان گفته پيروي نمايد.

نخستين موعظت آن است كه ستايش پروردگار و فرمانبرداري خداوند عز و جل را به جاي آرند و

پس از آن استادان خود را بزرگ دارند و در خدمت و سپاسگزاري و گرامي داشتن آنان همت گمارند.

همچنان كه در حق پدر و مادر خود احترام و نيكي ميكنيد و آنان را در دارايي خود شريك ميدانيد، بايد در حق استادان نيز چنين كنيد. فرزندان استادان را نسبت به خود برادر بدانيد، و هر كه بخواهد طب بياموزد و استحقاق آن را داشته باشد بدون اجر و مزد و شرط و اميد تلافي به آنها ياد دهيد، و آنان را به منزله فرزندان خود و معلمانتان بشماريد، و مردمان پست و سِفâله را مانع شويد كه اين علم شريف را فرا گيرند.

پزشك بايد در درمان بيماران و حسن تدبير و معالجه آنان، چه با غذا و چه با دارو، بكوشد و منظورش از درمان استفاده و پولپرستي نباشد و بيشتر اجر و ثواب را مدّ نظر دارد. هيچگاه داروي خطرناك به بيمار ندهد و وصف آن را نيز به بيمار ننمايد و مريض را به چنين داروها نه دلالت كند و نه از آن سخني راند. از تجويز داروهاي سقطكننده جنين پرهيز نمايد و آنها را به احدي معرفي نكند.

پزشك بايد پاك و با كيش و خداپرست و خوشزبان و نيكوروش باشد و از هر ناپاكي و پليدي و گناه دوري جويد. نسبت به زنان، چه بانو و چه كنيز، نبايد از نظر بد نگاه كند و به منزل آنان جز براي درمان و معالجه وارد نشود. طبيب بايد راز بيماران را محفوظ دارد، از افشاي سرّ آنها به خودي و بيگانه و نزديكان دوري جويد، چرا كه بسياري بيماري خود را از پدر و مادر و كسان خود مستور و مكتوم ميدارند ولي آن را به طبيب ميگويند (مانند دردهاي رحمي و بواسير و امثال آنها). پس طبيب بايد از خود بيمار در كتمان بيماري بيشتر دقت نمايد. بر پزشك است كه در جميع احوال بر طبق آنچه بقراط حكيم فرموده، رفتار نمايد و رحيم و پاكچشم و مهربان و خيررسان و خوشزبان باشد و در درمان بيماران، بهخصوص مسكينان و فقرا، به جد بكوشد و در فكر سود و اجر از اين دسته نباشد بلكه اگر ممكن شود دارو را از كيسه خود بدانها بدهد و اگر اين كار ممكن نگردد به درمان آنها پرداخته، شب و روز به بالينشان حاضر شود، مخصوصآ اگر بيماري آنها حاد و تند باشد، چرا كه بيماريهاي حاد، زود تغيير و دگرگوني پيدا ميكنند. براي پزشك شايسته نيست به خوشگذراني و تنعم و لهو و لعب مشغول گردد. بايد از نوشيدن شراب بپرهيزد، زيرا كه به دماغ ضرر رساند و ذهن را فاسد كند. بايد پيوسته به مطالعه كتب؛ يعني كتب طبي و خواندن آنها، مشغول باشد و ملول نگردد بلكه خود را مجبور نمايد كه هر چه ميخواند ياد گيرد، و حتي مطالب را در آمد و رفت متذكر شود و آنچه را كه محتاج اليه است، چه علمآ و چه عملا"، در ذهن خود فراگيرد تا هميشه محتاج به مراجعه كتاب نباشد، به علت آنكه گاهي اتفاق افتد كه كتب را آفت رسد، در اين صورت به آنچه محفوظ دارد، رجوع نمايد. بايد مطالب را در جواني آموخت به دليل آنكه نگاهداري و حفظ آنها در اين موقع، از پيري، كه مادر فراموشي است، آسانتر ميباشد.

طالب علم طب بايد پيوسته در بيمارستانها و محل بيماران در خدمت استادان دانشمند و پزشكان حاذق به كارهاي بيماران و احوال آنان بپردازد تا در مصاحبت و خدمت اين استادان و پزشكان زبردست از عوارض و احوال بيماران آنچه را خوانده است ياد گرفته، از نيكي و بدي فرجام بيماريها آگاه شود. اگر چنين كند، در اين صناعت به مقام بلند ميرسد. بنابراين، اگر كسي بخواهد طبيبي حاذق و فاضل باشد بايد بدين دستورها رفتار كند و اين پندها را در گوش داشته به صفات و اخلاقي كه ذكر شد خوي گيرد و در عمل كردن بدانها سستي نورزد و كوچك نشمارد. اگر بدين رويه رفتار نمود درمانش در بيماران مؤثر خواهد گشت و مردم بدو اعتماد نموده بدو خواهند گرويد، و او نيز به دوستي و ذكر خير آنان نايل شده از قِبَل مردم منتفع خواهد شد؛ خداوند متعال از همه داناتر است».

متن مناجات ابن ميمون[4]

«پروردگارا مرا از عشق به حرفه خود و محبت تمام مخلوقات آكنده ساز. قبول مكن كه حرص و طمع و كسب مال و جاه و مقام مرا در انجام دادن حرفه پزشكي تحت تأثير قرار دهد، زيرا دشمنان حقيقت و بشر دوستي ممكن است به سهولت مرا اغفال كنند و مرا از وظيفه شريف نيكي كردن به بندگان دور سازند.

قوت قلب مرا عطا فرما تا هميشه آماده خدمت به مردمان فقير، غني، دوست و دشمن، خوب و بد باشم و به تمام اشخاص كه در نتيجه بيماري رنج ميبرند، به يك نظر بنگرم.

در كنار بستر بيماران و هنگام معاينه آنان فكر من روشن باشد و افكار خارج در آن راه نيابد تا آنچه را كه به تجربه و علم آموختهام در نظر داشته باشم، زيرا براي حفظ تندرستي و حفظ جان تمام مخلوقات، تحقيقات و كاوشهاي علمي عالي و عظيمي كرده‌اند. كاري كن كه بيماران به من و هنر من اعتماد داشته باشند تا نصايح و دستورهاي مرا اجرا نمايند. حقهبازان و شيادان لشكر اقوام و بستگان را، كه هزاران اندرز ميدهند، و مراقبان بيمار را كه به عقيده خودشان همه چيز ميدانند، از بستر بيماران دور كن زيرا مصلحتانديشي و دخالتهاي بيمورد اين اشخاص در اغلب موارد باعث عدم موفقيت پزشك و سبب مرگ بيمار ميگردد. اگر نادانان مرا شماتت و مسخره كنند كاري كن كه عشق هنر پزشكي مرا مانند زرهي حفظ كند تا بتوانم بدون اعتنا به مقام و شهرت، و سن دشمنانم در حقيقت پايداري كنم. در مقابلِ بيماران لجوج و خشن به من صبر و ارفاق عطا فرما و كاري كن كه در تمام امور ميانهرو باشم ولي از عشق به علم هيچگاه سيراب نشوم.

اين فكر را كه از عهده هر كاري بر ميآيم از من دور كن. به من اراده، فرصت، و نيرويي عطا فرما كه همواره بر معلومات خود بيفزايم. من امروز ميتوانم در معلومات خود مطالبي را كه تا ديروز بر من مجهول بودند كشف نمايم، زيرا هنر پزشكي دامنه وسيعي دارد و فكر بشر هم همواره جلوتر ميرود».

منابع

1.                            اخلاق پزشكي به انضمام مختصري از تاريخ پزشكي، معاونت امور فرهنگي و وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي، 1370 ش.

2.                            اخلاق پزشكي در آئينه اسلام، انتشارات مركز مطالعات و تحقيقات اخلاق پزشكي، 1373 ش.

3.                            اي. پنس، گرگوري، موارد كلاسيك در اخلاق پزشكي، ترجمه پژمان حبيبي، تهران، وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكي، 1372 ش.

4.                            جان، ويسبك، رضايت خاموش يا مواردي در زمينه اخلاق پزشكي مدرن، ترجمه ناصر بليغ، تهران، انتشارات وزارت درمان و آموزش پزشكي.

5.                            ديبايي، امير، چكيده اخلاق و قوانين پزشكي، تهران، دفتر نشر معارف، 1381 ش.

6.                            «سوگندنامه‌هاي پزشكي»، مجموعه مقالات اخلاق پزشكي، تهران، سروش، ج 3، 1383 ش.

7.                            فيض، ابوالحسن، آيين پزشكان مسلمان يا اخلاق پزشكي در اسلام، مشهد، آستان قدس رضوي، 1374 ش.

8.                            قفطي، تاريخ الحكماء، به كوشش بهين دارايي، انتشارات دانشگاه تهران، 1347 ش.

9.                            «كليات اخلاق پزشكي»، مجموعه مقالات اخلاق پزشكي، تهران، سروش، ج 1، 1383 ش.

10.                       لاريجاني، باقر، پزشك و ملاحظات اخلاقي، تهران، نشر براي فردا، 1383 ش.

11.                       مانس، رونالد، مداخله و تأمل در اخلاق پزشكي، ترجمه فرامرز چمني و اصغر ابوترابي، تهران، مركز مطالعات و تحقيقات اخلاق پزشكي، 1374 ش.

12.                       محقق، مهدي (تأليف و ترجمه)، تاريخ و اخلاق پزشكي در اسلام و ايران، تهران، سروش، 1384 ش.

13.                      محمدزاده، محمد، اثر اخلاق در حرفه، تهران، آرين، 1362 ش.

 



[1] . medical ethics

[2]. اين قوانين بر استوانه‌اي سنگي به خط ميخي نگاشته شده كه حاوي 285 ماده است در 1920 ميلادي در شوشكشف شد. اين استوانه اكنون در موزه لوور پاريس نگه‌داري مي‌شود.

[3]. پزشك يهودي قرن اول هجري.

[4]. ابو عمران موسي بن ميمون، پزشك و فيلسوف قرن ششم هجري.