|
|
|
|
مباني و اصول
اپيدميولوژي
Basic
& Principles of Epidemiology
دكتر حميد سوري
دانشكده بهداشت، دانشگاه
علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني شهيد بهشتي
پس از يادگيري اين مبحث، فراگيرنده قادر خواهد بود :Ø
نكات اساسي را در اپيدميولوژي نام برده و تعريف جامعي از
اپيدميولوژي بيان كند. Ø
انواع اپيدميولوژي را نام ببرد. Ø
اهداف و كاربردهاي اپيدميولوژي را بيان نمايد. Ø
نقش عوامل بيماريزا، ميزبان، و محيط را در اپيدميولوژي
بيماري ها تشخيص و توضيح دهد. Ø
اهميّت اندازه ها و چگونگي اندازه گيري شاخص هاي سلامت و
بيماري در اپيدميولوژي را شرح دهد. Ø
مهمترين منابع اطلاعاتي در اپيدميولوژي نام ببرد. Ø
اصول غربالگري بيماري ها را شرح دهد. Ø
اصول روش هاي مطالعه در اپيدميولوژي را توضيح دهد و عوامل
موثر در انتخاب روش مطالعات اپيدميولوژي را توضيح دهد. Ø
مهمترين انواع طبقه بندي بيماري ها را نام برده و توضيح
دهد. Ø
اصول اپيدميولوژي بيماري هاي واگير را شرح دهد. Ø
اصول اپيدميولوژي بيماري هاي غيرواگير را توضيح دهد. Ø
كاربردهاي
آمار در اپيدميولوژي را به اختصار بيان نمايد |
اصول اپيدميولوژي، اپيدميولوژي بيماري ها، مباني بيماريزايي
شما در كتاب هاي مختلف با تعاريف متعددي از اپيدميولوژي مواجه ميشويد كه شايد
با نگاهي دقيقتر به كلمات كليدي آنها بتوان تصويري جامع از اين علم را استنباط كرد. گرچه تمامي اين تعاريف
در اصول مشترك هستند اما با مراجعه به هركدام ميتوان از منظري متفاوت با اصول و
اهداف اين علم آشنا شد. آنچه مورد موافقت همگان است اين است كه اپيدميولوژي، پايه علم بهداشت عمومي است، و ريشه آن از كلمه يوناني اپي (Epi) به معناي بر يا روي، دموس (Demos) به معناي مردم و لوژي (Logy) يعني مطالعه، برگرفته شده است. با توجه به تاريخ ارائه تعاريف
مختلف اپيدميولوژي قادر خواهيم بود تا حدودي به سير تكوين و تكامل آنچه كه امروزه
به عنوان علم اپيدميولوژي در جهان مطرح است
نيز پي ببريم. ابتدا به برخي از اين تعاريف اشاره ميشود:
·
بقراط حدود 2400 سال قبل اوّلين بار واژه اپيدمي را
بكار برد و كاربرد اپيدميولوژي را
در مطالعه اپيدمي بيماري هاي واگير، مخاطرات محيطي و مسائل تغذيه اي نام برد.
·
اپيدميولوژي
رشته اي از علوم پزشكي است كه همه گيري ها را بررسي ميكند (پاركين
1873).
·
اپيدميولوژي علم بررسي توزيع وضعيت سلامت، بيماري، و ساير مسائل
مربوط به سلامتي انسان در ارتباط با سن، جنس، نژاد، وضعيت جغرافيايي، مذهب، آموزش،
شغل، رفتار، زمان،
مكان، شخص و غيره است (سوسر 1973).
·
اپيدميولوژي علم بررسي فراواني، الگوها، چگونگي علل،
انتشار و كنترل بيماري ها در گروه هاي مردم است كه شامل جمعآوري و تجزيه و تحليل
منظم داده هاي مربوط به بيماري هاست (هنيكنز و بورينگ1987).
·
اپيدميولوژي مطالعه سلامتي و بهداشت در جوامع انساني
است (تريس 1992).
·
اپيدميولوژي يكي از علوم پايه پزشكي است كه در مورد
توزيع و عوامل تعيين كننده فراواني بيماري ها در جوامع بشري بحث ميكند (گرينبرگ و
همكاران 1992).
·
اپيدميولوژي تلاش هايي عمومي، سازمان يافته و هدفمند
براي پيشگيري
از بيماري ها و ارتقاء سلامت
است و يا توصيف و تحليل وجود بيماري ها در جامعه و كنترل
عوامل مؤثر در وقوع بيماري ها است (بيگل هول و همكاران 1993).
·
اپيدميولوژي يك روش
تحقيقي براي جستجوي علّت يا منبع يك بيماري، ناتواني، سندرم و يا
وضعيت بد است (ليلين فلد و استولي 1994).
·
اپيدميولوژي مطالعه چگونگي توزيع و تعيينكننده هاي
توزيع حالات و وقايع مربوط به سلامت در جمعيتي مشخص، و بهره گيري از اين مطالعه براي حل مشكلات بهداشتي است (جان
لست 2000).
·
اپيدميولوژي اندازه گيري عوامل خطرزايي است كه در ايجاد، تأثير و توزيع
بيماري ها، ناتواني و مرگ مؤثرند (بركمن و كوواچي 2000).
·
اپيدميولوژي مطالعه توزيع،
و اندازه گيري فراواني
بيماري ها در جوامع انساني است (روتمن 2002).
·
اپيدميولوژي مطالعه چگونگي، علت، كنترل، و اندازه گيري فراواني و توزيع بيماري،
ناتواني و مرگ در جوامع انساني
است (بوپال
2002).
·
اپيدميولوژي مطالعه چگونگي توزيع بيماري ها در جمعيت و
بررسي عواملي است كه در اين توزيع تاثير ميگذارد (گورديس2004)
·
اپيدميولوژي رشته اي پژوهشي است كه با توزيع و تعيين
كننده هاي بيماري در جوامع سروكار دارد
يا اپيدميولوژي مطالعه رخداد
بيماري در جمعيت هاي انساني است (فلچر 2005).
·
اپيدميولوژي مطالعه وقايع مرتبط با سلامتي در جمعيت هاي
تعريف شده است كه شامل بررسي وضعيت هاي خاص و مواجهه ها و عوامل مربوط به ميزبان
است كه در رخداد بيماري ها سهيم
هستند (مندل و همكاران 2005).
Ø تأكيد
بر گروه دارد نه فرد.
Ø اپيدميولوژي
علم كميت هاست و با اندازه ها و اندازه گيري ها سروكار
دارد.
Ø علم
بررسي ارتباط ها،
اختلاف ها، و تغييرات روند و الگوي سلامت و
بيماري در جمعيت هاي انساني است.
Ø علم
بررسي تفاوت و مقايسه (Compare & Contrast) سلامتي و بيماري
است.
Ø فقط
به بيماري و ناتواني توجه ندارد و سلامتي و مرگ هم در دامنه فعاليت هايش قرار
دارد.
Ø به
جنبه هاي مختلف پيشگيري توجه دارد.
Ø هم
علم (Science) است
و هم عمل (Practice).
بنابراين عملكردهاي اپيدميولوژي
شامل موارد ذيل است:
1- بررسي عوامل بيماريزا، عوامل
فيزيكي و عوامل محيطي كه روي سلامتي اثر ميگذارند تا با شناخت آنها بتوان از
بيماري ها و مصدوميت ها پيشگيري كرد و سلامتي را ارتقاء بخشيد.
2- بررسي عوامل يا علل مهم مؤثر بر
رخداد بيماري ها، ناتواني و مرگ، تا بتوان اولويت ها را به درستي شناسايي كرد.
3- مشخص كردن قسمت هايي از جمعيت كه
بيشتر از سايرين در معرض خطر بيماري، ناتواني يا مرگ هستند.
4- طراحي و ارزيابي تأثير برنامه ها
و خدمات بهداشتي بر گسترش سلامتي در جمعيت.
- بقراط حكيم در 400 سال قبل از ميلاد مسيح (ع)
در كتاب در باره
هواها، آب ها، و مكان ها (On Airs,
Waters, and Places) كه شامل 24 قسمت بود به نقش
عوامل مرتبط با شيوه زندگي و عوامل محيط خارجي در ايجاد بيماري در انسان، اشاره
كرد. وي را پدر علم بهداشت عمومي نيز ميشناسند.
- ابداع قرنطينه (quarantine) در قرن چهاردهم توسط ونيزي ها كه
براي محافظت مردم از اپيدمي هاي طاعون انجام شد از تلاش هاي بسيار مهم بشر در عرصه
اپيدميولوژي بود. در آن زمان براي اطمينان
از عدم انتقال بيماري طاعون به ونيز ـ ايتاليا به كشتي هايي كه به آن جا ميآمدند
تا 40 روز اجازه ورود نميدادند. ريشه قرنطينه از كلمات ايتاليايي quaranta giorni به معناي 40 روز گرفته شده است.
- در اوايل قرن
هفدهم ميلادي فرانسيس بيكن (F. Bacon,1561-1626) دانشمند انگليسي و همكاران او اصول
تفكر، و نگرش منطقي و فلسفي اپيدميولوژي را بنيان
نهادند.
- جان گرانت (1620-1674 J Graunt,) آمارهاي مربوط به تولّد و مرگ در لندن
را تحليل كرد و اندازه هاي بيماري
را محاسبه نمود.
- جيمز ليند (J. Lind,1716 – 1794) جراح نيروي دريايي اسكاتلند،
اوّلين كارآزمايي باليني تجربي را در سال
1747 براي درمان اسكوربوت (كمبود ويتامين C) انجام داد. او با افزودن ميوه
تازه و مواد غذايي حاوي ويتامين C به رژيم غذايي دريانوردان انگليسي، اين بيماري را تحت كنترل
درآورد.
- در سال
1839 ميلادي ويليام فار
(W. Farr,
1807-1883) كه در آن زمان رئيس اداره ثبت احوال انگلستان بود، سيستميبراي
جمعآوري و خلاصه كردن داده هاي مربوط به علل مرگها در
لندن بنا نهاد. گرچه فار، اوّلين كسي نبود كه از علم آمار
براي مشخص كردن علّت مرگ ها استفاده كرد (اوّلين فرد ويليام هبردن W. Heberden در
سال 1734 ميلادي بود)، لكن او را به
نام پدر علم آمار حياتي ميشناسند.
- جان اسنو (J Snow, 1813-1858 ) ازجمله برجسته ترين دانشمنداني
است كه در تاريخ اپيدميولوژي وجود دارند. بنابراين وي را به عنوان پدر اپيدميولوژي مدرن ميشناسند.
او در سال 1849 تا 1854 اوّلين مطالعه تحليلي اپيدميولوژي را در لندن با آزمودن
فرضيه اي در خصوص بيماري وبا انجام داد و ازجمله اوّلين كساني بود كه فهميد ابتلاء
به بيماري وبا در ارتباط با مصرف آب آلوده است و به اهميّت و نقش بهداشت محيط در
كنترل و پيشگيري از بيماري ها و كنترل اپيدمي ها پرداخت.
- در
سال1920 گلدبرگر (J Goldberger, 1874-1929) دانشمند اتريشي ـ مجارستاني در
زماني كه بحران بيماري پلاگر جنوب امريكا را فرا گرفته بود، اوّلين مطالعه توصيفي در عرصه (Descriptive
field study) را براي
نشان دادن تاثير عوامل تغذيه اي بر رخداد اين بيماري در داوطلبين زنداني در مي سي
سي پي، انجام داد.
- در سال
1949 مطالعه فرامينگهام بعنوان اوّلين مطالعه
همگروهي توسط موسسه ملّي قلب امريكا بر روي 5209 مرد وزن 30 تا 62 ساله ساكن شهر
فرامينگهام، ايالت ماساچوست امريكا آغاز شد تا بتواند مهمترين عوامل خطرزا را در
ارتباط با بيماري هاي عروق تاجي قلب شناسايي كند.
- ريچار دال(Richard Doll,
1912-2005) و
همكارانش در سال 1950 اوّلين مطالعه مورد ـ شاهدي
را بر روي تاثير مصرف سيگار بر سرطان ريه انجام دادند. آنها دريافتند كه در رخداد
بيماري ها عواملي وجود دارند كه الزاماً باعث بيماري نميشوند بلكه شانس و احتمال
بيماري را در گروهي كه با آن عوامل مواجهه دارند افزايش ميدهند كه ميتوان به
آنها عوامل خطرزا (Risk factor) گفت. تلاش هاي دال و همكارانش طي
حدود 6 دهه باعث ايجاد و توسعه اپيدميولوژي سرطان در جهان شد.
- در سال
1954 بزرگترين كارآزمايي در عرصه
(Field
trial) بر روي حدود
يك ميليون كودك، كه كارآيي واكسن فلج اطفال نوع تزريقي (Salk) را ميآزمود انجام شد. حجم داده هاي حاصل از مطالعه تا زمان
انجام اين مطالعه بيسابقه بود.
- مانتل و هنزل
در سال 1959 روش آماري موسوم به همين نام (Mantel-Haenszel Test) را براي
تجزيه و تحليل آماري داده هاي طبقه بندي شده مربوط به مطالعات مورد ـ شاهدي را
ارائه دادند.
- مك ماهون (Brian MacMahon) متولد 1923
در انگلستان، اوّلين كتاب مرجع (Text) اپيدميولوژي تحت عنوان روش
هاي اپيدميولوژيك
(Epidemiologic Methods) را در سال 1960 منتشر كرد. او در
اين كتاب به صورت سيستماتيك بر روي طراحي مطالعه، كار كرد. اين كتاب بعد ها با
عنوان اپيدميولوژي : مباني و روش ها (Epidemiology: Principles and Methods) ناميده شد.
- در سال
1964 كميته مشورتي دخانيات و سلامتي جراحان عمومي امريكا (The US Surgeon
General’s Advisory Committee on Smoking and Health )، معيار هاي ارزشيابي علّيّت را منتشر كرد.
- مطالعات
سه جامعه در استانفورد و پروژه كاروليناي شمالي طي سال هاي 1971-72 ميلادي بعنوان
اوّلين مطالعه مبتني بر جامعه (Community-based) با هدف برنامه هاي پيشگيري از
بيماري هاي قلبي ـ عروقي آغاز شد.
ـ در اوايل
دهه 1970 ميلادي روش هاي جديد آماري مانند آناليزLog-Linear و Logistic ارائه شد.
ـ از دهه
1990 به بعد نيز در زمينه توسعه و به كارگيري روش هاي نوين بيولوژي مولكولي در
اپيدميولوژي تلاش هاي زيادي انجام شده است.
اپيدميولوژي
را ميتوان از منظرهاي مختلف، طبقه بندي كرد. برخي آن را براساس رويكرد مطالعاتي
اپيدميولوژي به موضوعات مختلف مانند: اپيدميولوژي
تغذيه (Nutritional
E.)، اپيدميولوژي اجتماعي (Social E.)، اپيدميولوژي
محيط (Environmental
E.)، اپيدميولوژي شغلي يا حرفه اي
(Occupational E.)، اپيدميولوژي مولكولي (Molecular E.)، اپيدميولوژي
باليني
(Clinical E.) دسته بندي ميكنند. برخي ديگر آن را به دو دسته كلّي اپيدميولوژي
بيماري هاي واگير و اپيدميولوژي بيماري هاي
غيرواگير طبقه بندي مينمايند و گروهي ديگر آن را از زاويه
رويكرد خاص اين علم به بيماري هاي مختلف (مانند اپيدميولوژي سرطان، اپيدميولوژي
ديابت، اپيدميولوژي حوادث، اپيدميولوژي بلايا و مانند اينها) ميبينند. گاهي نيز
اين علم را به اپيدميولوژي روش شناختي
(Methodologic E.). اپيدميولوژي تحقيق (Research E.)، اپيدميولوژي
آمار زيستي (Biostatistics
E.)، اپيدميولوژي اقتصادي
(Economic E.)، اپيدميولوژي
عملي يا كاربردي (Applied/Practical E.)، طبقه بندي ميكنند.
يكي از متداولترين
طبقه بندي ها براساس روش مطالعه و بررسي سلامت و بيماري است كه البته
هيچ كدام از آنها الزاماً منحصر به فرد نيستند. بر اين اساس اپيدميولوژي را به اپيدميولوژي توصيفي (Descriptive)، تحليلي (Analytical)، گذشته نگر
(Retrospective) آينده نگر (Prospective)، تجربي
(Experimental)، و سرولوژي(Serological) طبقه بندي ميكنند.
در اپيدميولوژي توصيفي، ويژگي
هاي عامل بيماريزا، گروهها و جمعيت هاي درگير، و عوامل مرتبط محيطي توصيف ميشوند
و توزيع بيماري در ارتباط با زمان و مكان مشخص ميشود. اپيدميولوژي تحليلي به علّت
رخدادها، علّيّت و سبب شناسي، و تاثير عوامل خطرزا مي پردازد. اپيدميولوژي گذشته نگر يا مورد
- شاهدي با استناد به مستندات (يا مصاحبه با افراد بازمانده از
بيماري) وجود يا عدم وجود (يا نسبت فراواني) عوامل سببساز يا خطرزاي بيماري را در
افراد واجد بيماري با افراد فاقد بيماري مقايسه نمايد. در اپيدميولوژي آينده نگر ويژگي ها
و اندازه هاي بيماري در جمعيت در طول زمان، پيگيري و بررسي ميشوند. اپيدميولوژي تجربي با
استفاده از مدل هاي انساني، يا حيواني، مداخلات مختلف را ميآزمايد، جمعيت براي انجام
يك كارآزمايي (Trial) برنامه
ريزي شده بررسي ميشود و اثرات روش تحت مطالعه با مقايسه پيامدهاي آن (Outcomes) در گروه تحت تجربه (Treatment) با پيامدهاي
روشهاي ديگر در گروه شاهد (Control) تعيين ميشود. اپيدميولوژي سرولوژي
كه شكل خاصي از اپيدميولوژي مشاهده اي است از نمونه هاي خون (سرم خون) يك جمعيت
تعريف شده در مطالعه استفاده ميشود.
به طور کلّي پنج هدف به شرح زير براي
اپيدميولوژي تدوين شده است:
1- مشخص
کردن عوامل سببساز و علل بيماري ها و عوامل خطرزايي که ميتوانند خطر افزايش
بيماري را در يک فرد يا يک جمعيت، افزايش دهند. در صورتي که ما بتوانيم اين علل و
عوامل را به درستي شناسايي کنيم قادر خواهيم بود مواجهه با آنها را کاهش يا قطع
کنيم و در نتيجه براي پيشگيري مؤثر
از بيماري ها برنامه ريزي کنيم.
2- مشخص کردن وضعيت و اندازه بيماري ها در
جامعه، و بار بيماري ها تا بتوان تسهيلات و نيازهاي لازم براي کنترل و پيشگيري از
آنها را تامين کرد.
3- مطالعه
تاريخچه طبيعي و عوامل پيش آگهي بيماري ها. از آنجا که برخي بيماري ها بيش از
سايرين وخيمتر، يا کشنده تر هستند
با تامين اين هدف قادر خواهيم بود روش هاي مداخله اي موثرتر و واقعيتري
براي کنترل يا پيشگيري از آنها اتخاذ کنيم.
4-
ارزشيابي روش هاي حاضر و جديد درماني و شيوه هاي مختلف خدمات و مراقبت هاي
بهداشتي.
5- پايه
گذاري و ايجاد روش ها، سياستگذاري ها و تصميمگيري هاي مناسب براي کنترل مخاطرات و
عوامل خطرزا در محيط کار، و زندگي.
نياز به
اپيدميولوژي در رشته هاي مختلف علوم پزشكي، روز به روز در حال گسترش است و به اين
سبب كاربرد هاي اين رشته در آزمايشگاه ها، بيمارستان ها، مراكز بهداشتي ـ درماني،
همينطور در حوزه هاي تحقيق، مديريت و برنامه ريزي هاي بهداشتي، سياستگذاري، تصميمگيري
و ارزيابي رو به افزايش است.
ü فهميدن
اين كه علل و عواملي كه در ثبات بيماري در جمعيت ها چه هستند،
ü پيشگيري
و كنترل بيماري در جمعيت ها،
ü هدايت
و راهنمايي برنامه ريزي ها و سياستگذاري هاي خدمات و مراقبت هاي بهداشتي
ü كمك
به مديريت و مراقبت سلامت و بيماري افراد جامعه
اپيدميولوژي را ميتوان به عنوان يك علم (Science)، عمل (Practice)، و يا يك هنر و مهارت (Craft) مورد بررسي قرار داد. مطالعات اپيدميولوژي نيز با
رويكرد هاي متنوع تلاش ميكند كه در سه عرصه فوق قدم بردارد.
·
آزمون تكنيك ها
(Testing the techniques) مانند درستي اندازه گيري ها،
توافق و چگونگي انجام سنجش ها، ابزارهاي اندازه گيري، مشاهدات.
·
اندازه گيري بيماري ها
(Counting disease) مانند تعيين فراواني، و ميزان هاي
شيوع و بروز تولد، بيماري و مرگ و برآورد ساير نسبت هاي مربوط به رخداد هاي سلامتي
و بيماري.
·
انجام مطالعات مربوط به تعيين
اطلاعات، نگرش و رفتار جمعيت ها و گروه هاي جمعيتي در
ارتباط با مسائل مربوط به سلامت و بيماري (KAP studies)
·
تعيين روابط علّيّتي
شامل سبب شناسي، مشخص كردن عوامل خطرزا، و ارزيابيخطر
·
انجام و ارزيابي مداخلات و تجارب
جديد در زمينه روش هاي درماني، كنترل و پيشگيري،
سياستگذاري، اثربخشي هزينه، و مانند اينها.
·
بررسي مواجهه يافتگي با عوامل
بيماريزا يا خطرزا (شامل تاثيرات مواجهه يافتگي، دوز،
طول مدت، چگونگي، پيامد ها)
·
توصيف حقايق
(مانند مطالعات مروري و مرور موارد)
·
مطالعه و بررسي بيماري هاي جديد،
همه گيري ها
·
ارزيابي و ارزشيابي خدمات
بهداشتي ـ درماني
·
غربالگري
·
مراقبت و پايش
براساس تعاريف و مفاهيم اپيدميولوژي
كاربرد هاي زير را ميتوان براي اين علم خلاصه كرد:
Ø مطالعه
و تحقيق براساس اصول روش شناسي پژوهش و آمار
Ø توصيف
اندازه هاي سلامتي و بيماري در جمعيت ها و گروه هاي انساني و توزيع وقايع مربوط به
سلامت در ارتباط با زمان، مكان و شخص
Ø تعيين
اين كه بيماري ها چرا؟ چگونه؟ چه زماني؟ در چه مكان هايي؟ و در بيشتر چه گروههايي
از جمعيت؟ رخ ميدهند.
Ø تمركز
بر چرايي رخداد هاي مربوط به سلامتي و بيماري با توجه به نه تنها عوامل و علل
زيستي، بلكه بررسي عوامل محيطي، رفتاري، و مانند اينها.
|
مدل مثلث اپيدميولوژي
|
شكل 1 ـ مدل مثلث اپيدميولوژي |
مدل مثلث
اپيدميولوژي يك مدل اكولوژيك است كه سالهاست مورد استفاده قرار ميگرفته و هنوز هم
به آن توجه ميشود. اين مدل نشان دهنده تعامل متقابل سه عامل ميزبان، عامل بيماريزا
و محيط در تعيين علّيّت بيماري ها است. در گذشته كه مطالعات اپيدميولوژي منحصر به
بيماري هاي واگير بود عوامل بيماريزا جزئي مجزا و علتي لازم براي رخداد بيماري
محسوب ميشد، در صورتي كه در مورد بيماري هاي غير واگير، مانند مصدوميت هاي ناشي
از حوادث يا بيماري هاي قلبي ـ عروقي نميتوان عامل بيماريزاي بخصوصي را مورد
توجه قرار داد. از اين رو عامل بيماريزا را جزئي از عوامل مرتبط با محيط يا
ميزبان دانسته و يا از مدل هاي ديگر استفاده ميكنند.
اين مدل بر
هماهنگي و تعامل ژن ها، و ميزبان با محيط تاكيد دارد. داراي يك هسته مركزي است كه حاوي ساختار ژنتيكي ميزبان
كه در بروز بيماري نقش دارد، ميباشد. در اطراف آن عوامل
مربوط به ميزبان و حول آن عوامل
محيط اجتماعي، عوامل شيميايي و فيزيكي و عوامل
بيولوژيك محيط قرار دارند. اندازه نسبي اجزاي چرخ با توجه به نقش هر عامل در رخداد بيماري
هاي مختلف فرق ميكند. براي مثال در مورد بيماري هاي اسهالي هسته چرخ بسيار كوچك
ولي در مورد بيماري هموفيلي يا تالاسمي كه عامل ژنتيك نقش مهمي در رخداد بيماري
دارد هسته مركزي به نسبت بسيار بزرگ خواهد بود. روي هم افتادن منطقه مربوط به
اجزاي محيط تاكيد بر رجحان مطلق آنها دارد. اين مدل نيز براي تفسير ساده تر علّيّت، كاربرد دارد و ابتدا براي
بررسي علّيّت بيماري فنيل كتونوريا كه يك بيماري اتوزومال (غير وابسته به جنسيت)
است از آن استفاده شد.
|
|
مدل اعتقاد
به سلامتي سالها است
كه اساس پيشگيري از بيماري ها، آموزش و ارتقاء بهداشت است. اعتقاد بر اين كه سلامتي
يك ارزش است و براي حفظ و ارتقاي آن بايد تلاش كرد، ديدگاهي است كه بايد منجر به
تغيير رفتار شود. اين اعتقاد نه تنها در توده مردم و استفاده كنندگان از خدمات
بهداشتي ـ درماني، بلكه در محققين علوم بهداشتي، و شاغلين حرف نيز بسيار موثر است.
عمده ترين علل وقوع بيماري هاي مزمن بخصوص غير واگير يا پيشگيري و كنترل آنها به
رفتار، مربوط است. اين بيماري ها عمدتاً در نتيجه باور فرد، اعتقاد و شيوه زندگي
او مربوط ميشود. براي مثال عادات غذايي فرد، ورزش كردن يا بيتحرّكي وي، و يا
چگونگي گذران اوقات فراغتش ميتواند در وقوع اين گونه بيماري ها موثر باشد.
·
شخص يا جامعه بايد به اين امر معتقد باشد كه سلامتي او در معرض خطر ميباشد.
·
شخص يا جامعه بايد احساسي منطقي در باره مسايلي كه در زندگيش باعث بيماري يا ناتواني
او ميشود داشته باشد.
· شخص يا جامعه بايد اعتقاد داشته باشد كه در مقابل بيماري ها آسيب پذير است و براي حفظ و ارتقاء سلامتي خود سرمايه گذاري نمايد، و متقا