|
بهداشت عمومي |
فصل 9 / گفتار 15 / دكتر حسين حاتمي
دفاع
بيولوژيك و اهميت آن در بهداشت عمومي |
|
فهرست مطالب جدول
1 ـ عوامل سببي بيوتروريسم جدول
2 ـ برخي از عوامل سببي
بيوتروريسم، مخزن و راه انتقال آن ها جدول
3 ـ ميزان ناتواني و مرگ ناشي از انتشار عمدي يكهزار كيلوگرم از
عوامل عفونتزاي مختلف تشخيص افتراقي طغيان طبيعي و حمله بيولوژيك جدول
4 ـ الگوهاي مختلف همه گيري اصول پيشگيري از بيوتروريسم و مخصوصا جنگ هاي بيولوژيك
|
|
|
|
|
|
|
دفاع بيولوژيك
و اهميت آن در بهداشت عمومي
دكتر حسين حاتمي
دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
انتظار ميرود فراگيرنده، پس
از گذراندن اين درس، بتواند :
Ø
تاريخچه بيوتروريسم را بيان نموده لزوم آمادگي جهت دفاع
بيولوژيك، را متذكّر شود Ø
عوامل سببي بيوتروريسم را طبقه بندي كند Ø
عوامل سببي مهم بيوتروريسم را نام ببرد Ø
تشخيص افتراقي طغيان طبيعي و حمله بيوتروريستي را شرح دهد Ø
معيارهاي شك به بيوتروريسم را توضيح دهد Ø
اصول پيشگيري از بيوتروريسم را شرح دهد Ø
تفاوت بين مراقبت از علائم و نشانه ها (سندروميك) و مراقبت
از بيماري ها را توضيح دهد |
بيوتروريسم،
جنگ بيولوژيك، جنگ افزار بيولوژيك، دفاع بيولوژيك
"بيوتروريســـم"
عبارتست از ايجاد ترس و وحشت، با بهره گيري از عوامل زيست شناختي مختلف، جنگافزار بيولوژيك (Biological
weapon) عبارتست از وسيله اي كه به منظور انتشار عمدي ارگانيسم
هاي مولّد بيماري يا فراورده هاي آنها توسط غذا، آب، حشرات ناقل يا به صورت افشانه
(آئروسل)، بـه كار برده ميشـود (1) و جنگ
بيولوژيك Biological warfare)) عبارتست
از استفاده از عوامل بيولوژيك، اعم از باكتري ها، ويروس ها، گياهان، حيوانات ... و
فراورده هاي آنها به منظور اهداف خصمانه (2) ولي در عمل، واژه "بيوتروريسم" را هم
به معني ارعاب و هم به مفهوم جنگ بيولوژيك، به كار ميبرند.
هرچند
بيوتروريسم، يكي از معضلات نوپديد بهداشت عمومي و عامل تهديد كننده كنترل عفونت،
به حساب ميآيد (3) و طي دهه آخر قرن بيستم، واژه هاي مرتبط با آن نظير حمله بيولوژيك (B. attack)،
جنگافزار بيولوژيك، دفاع بيولوژيك B. defense) ) و آموزش دفاع بيولوژيك (education Biodefense) براي اوّلين بار به فرهنگ واژه
هاي پزشكي و بهداشت، افزوده شد ولي واقعيت اينست كه افكار و اعمال بيوتروريستي
همواره در اقوام مهاجم، افراد افزون طلب و رقباي سياسي ـ اقتصادي از يك طرف و
افكار مدافعه گرانه يا تلافي جويانه در افراد، ارتش ها و دولت ها و شخصيت هاي مورد
تهديد، از طرف ديگر، از هزاران سال قبل وجود داشته و گاهي ظاهر افسانه گونه و
باورناكردني به خود گرفته است. مثلا در كتاب
ذخيره
خوارزمشاهي كه اوّلين دائره المعارف پزشكي به زبان فارسي محسوب ميشود
و توسط دانشمند ايراني، سيد اسماعيل جرجاني
در قرن ششم هجري شمسي، تاليف گرديده است آمده است كه: "بعضي از ملوك، كنيزكان را به زهر، بپرورند
چنانكه خوردن آن ايشان را عادت شود و زيان ندارد. اين از بهر آن كنند تا آن كنيزك
را به تحفه (هديه) يا به حيله ديگر به خصمي كه ايشان را بًوَد برسانند تا به
مباشرت آن كنيزك، هلاك شوند 000 (4) و ابن سينا نيز در اوايل هزاره دوم
ميلادي در دائره المعارف "قانون
در طب" مطلب مشابهي را بيان نموده (5)، دكتر الگود
در كتاب تاريخ
پزشكي ايران و سرزمين هاي خلافت شرقي، سمّ
مزبور را "هِند
گياه اَلبِيش" ناميده كه نوعـي سمّ بيولوژيك به
حساب ميآيد (6). جرجاني در كتاب ذخيره خوارزمشاهي و خُفِ عَلائي، رهنمود هاي جالب توجهي را
در رابطه با پيشگيري از بيوتروريسم
گوارشي
كه در آن زمان رايجترين راه ارعاب و هلاكت مخفيانه شخصيت ها و
رقبا بوده است ارائه داده، متذكر ميشود " كساني را كه از اين كار، انديشه
باشد احتياط آنست كه طعامي كه طعم آن قوي باشد نخورند مثلا طعامي كه سخت ترش يا
سخت شيرين يا سخت شور يا سخت تيز (تند) باشد نخورند، از بهر آنكه كسانيكه خواهند
كسي را چيز هاي زيانكار دهند، به چنين طعام هايي مزه آن بپوشند و لذا آنجا كه تهمت
اينكار باشد هيچ نبايد خورد و اگر ضرورت افتاد چنان جاي گرسنه و تشنه حاضر نبايد
شد . . . (7). علاوه بر اينها به گواهي تاريخ، بسياري از رهبران و شخصيت هاي
مذهبي را با مواد بيولوژيك به شهادت رسانده اند و حتي در قرن چهاردهم ميلادي
نيروهاي مهاجم تاتار، با پرتاب اجساد قربانيان طاعون به
داخل شهر Kaffa باعث ابتلاء تعداد زيادي از آنها و قتل عده كثيري از آنان گرديده
(8)، ژاپن در جنگ جهاني دوم و شوروي سابق به هنگام محاصره شهر
استالينگراد بوسيله آلمان ها در سطح وسيعي از سلاح هاي بيولوژيك، استفاده كرده اند
(9) . به طوري كه طي سال هاي 1767-1754 در حمله فرانسوي ها به سرخپوستان بومي
آمريكا نيروهاي انگلستان با چهره
اي ظاهرا بشردوستانه به كمك سرخپوستان بومي برخاسته، با اهداي ملحفه، دستمال و
پارچه هاي آغشته به ويروس آبله به آنان عده كثيري را به كام بيماري و مرگ ميكشاند،
طي جنگ جهاني اوّل، ارتش آلمان به
آلوده كردن علوفه حيوانات و احشامي كه براي متفقين ارسال ميشده است پرداخته،
گوسفنداني كه از روماني به روسيه
ارسال ميشده اند را با باسيل آنتراكس و بورخولدريا مالئي، آلوده ميكند و دست به
آلوده كردن 4500 راس قاطر متعلق به سواره نظام فرانسه با بورخولدريا مالئي ميزند،
ژاپن در سال هاي 1945-1932 در شهر
مَنچوري چين، اهداف مرتبط با جنگ هاي بيولوژيك خود را در زندانيان اين شهر به
آزمون ميگذارد و زندانيان را پس از آلوده كردن به باسيل آنتراكس، مننگوكوك،
شيگلا، بورخولدريا مالئي، سالمونلا، ويبريو كلرا،
يرسينيا پستيس، ويروس آبله و ساير عوامل عفونتزا مورد مطالعه قرار داده تعدادي از
شهرهاي كشور چين را مورد حملات بيولوژيك، قرار ميدهد و منابع آب و غذاي آنان را با
عامل سياه زخم، شيگلا، سالمونلا، ويبريو كلرا و يرسينيا پستيس، ميآلايد و محيط
هاي كشت عوامل ميكروبي را به سوي خانه هاي مسكوني، پرتاب نموده و يا بوسيله
هواپيما هاي نظامي و به صورت افشانه به سوي آنها شليك مينمايد و حتي در حملات
هوايي خود هر بار حدود پانزده ميليون كك آلوده به باسيل طاعون را به سوي مردم آن
كشور، رها مينمايد و گاهي شراره هاي اين آتش افروزي، دامنگير خود او نيز ميشود
به طوري كه در سال 1942 در اردوگاه چكيانگ، حدود ده هزار نفر از افراد ارتش ژاپن
دچار وبا، اسهال خوني و طاعون شده حدود 1700 نفر آنان قرباني اين بيماري ها گرديده
و بعدا مشخص ميشود كه منبع اين همه گيري ها را جنگافزارهاي بيولوژيكي تشكيل ميدهد
كه به منظور اهداف بيوتروريستي به وسيله خود ژاپني ها تهيه شده بوده است و بار
ديگر ارتش آلمان در سال 1945 در
شمال غربي Bohemia منابع عظيم آب آشاميدني مردم را آلوده به فاضلاب مينمايد و
نيروهاي انگليس و آمريكا نيز
بارها به توليد و مصرف اين سلاح ها پرداخته با بهره گيري از تكنولوژي جديد به
مدرنيزه كردن اين سلاح ها پرداخته اند (10) و در مجموع، اغلب كشورهاي صنعتي جهان و
در راس آنها روسيه، آمريكا، انگلستان، فرانسه، ژاپن و كانادا انواع سلاح هاي
بيولوژيك را توليد و بعضا مورد استفاده نيز قرار داده اند به طوري كه از باسيل
آنتراكس، هر شش كشور، از كوكوباسيل بروسلا كشورهاي روسيه، آمريكا، فرانسه و
كانادا، از كلاميديا پسيتاسي، روسيه
از مايكوباكتريوم توبركولوزيس، فرانسه، آلمان، ژاپن، انگلستان و آمريكا از
بورخولدريا مالئي، فرانسه، ژاپن، انگلستان و روسيه از توكسين تتانوس، آلمان، ژاپن،
انگلستان و روسيه از ويبريو كلرا، آلمان، ژاپن، انگلستان و روسيه از يرسينيا
پستيس، فرانسه، انگلستان، آمريكا و روسيه از ويروس ابولا، ژاپن از ويروس عامل تب
خونريزي دهنده كره اي، همــة اين كشورها به جز آلمان از توكسين بوتولينوم، فرانسه،
ژاپن، انگلستان، آمريكا و روسيه از توكسين Ricin (سم
كرچك)، انگلستان از آنتروتوكسين B استافيلوكوك، ژاپن، از سم مار و توكسين ماهي (Tetrodotoxin)، آمريكا از قارچ كوكسيديوايدس ايميتيس، ژاپن از عامل مالاريا،
آلمان از علف هرزه و آمريكا و روسيه، از پاتوژن هاي گياهان (Phytopathogens) آمريكا و روسيه، استفاده نموده يا به توليد آن اقدام
كرده اند (11) و همه اين وقايع، حاكي از قدمت افكار و ندرتا اعمال بيوتروريستي است
ولي از آنجا كه طي چند سال اخير در نوشته هاي پزشكي و ايستگاه هاي مختلف Internet مقالات بي شماري در زمينه بيوتروريسم
نگاشته شده است و اخبار و اطلاعاتي مبني بر توليد جنگافزار هاي بيولوژيك و حتي
استفاده از آنها بوسيله برخي از كشور ها در دست ميباشد و بدينوسيله بهداشت عمومي،
تهديد شده است شكي باقي نميماند كه لازم است درس”
جنبه هـــاي پزشكي و بهداشتي دفاع بيولوژيك" در برنامه
آموزشي دانشگاه هاي علوم پزشكي
گنجانده شود و آمادگي هاي پزشكي و بهداشتي لازم، كسب گردد.
اين
عوامل را به صورت هاي مختلفي طبقه بندي نموده اند كه ذيلا به برخي از آنها اشاره
ميگردد:
1 ـ براساس پاتوژن هاي تكثيريابنده، توكسين ها يا تعديل كننده هاي
بيولوژيك(Biomodulator)
2 ـ براساس هدف مورد نظرشان كه ضد انساني، ضد حيواني و يا ضد گياهي
باشد.
3 ـ براساس دارا بودن يا فقدان قدرت انتقال ثانويه (12). در طبقه بندي
جدول 1 ـ به عوامل بيولوژيك با قدرت
تكثير يابنده و قابليت انتقال و انتشار و بيماريزايي مختلف، پرداخته شده است.
·
به آساني منتشر ميشوند و يا از فردي به فرد ديگر،
انتقال مييابند
·
موارد مرگ زيادي به بار ميآورند و اثرات مهمي بر
بهداشت عمومي، اعمال مينمايند
·
باعث ايجاد وحشت عمومي و از هم پاشيدگي جامعه، ميگردند
·
جهت جبران لطمات بهداشتي ناشي از آنها و سازماندهي
مجدد، نياز به عمليات ويژه اي ميباشد
·
واريولا ماژور (عامل آبله)
·
باسيلوس آنتراسيس ( عامل سياه زخم)
·
يرسينيا پستيس (عامل طاعون)
·
كلوستريديوم بوتولينوم (عامل بوتوليسم)
·
فرانسيسلا تولارنسيس (عامل تولارمي)
·
فيلوويروس ها.
ـ تب هموراژيك ابولا.
ـ تب هموراژيك ماربورگ.
·
آرنا ويروس ها.
ـ لاسا (تب لاسا)
ـ جونين (تب هموراژيك آرژانتيني)
·
با سهولت نسبي، انتشار مييابند.
·
بيماري با شدت متوسط و مرگ و مير پاييني به بار ميآورند.
·
نياز به اقدامات تشخيصي خاص و نظارت بعدي دارند.
·
كوكسيلا بورنتي (تب (Q
·
گونه هاي بروسلا (بروسلوز(
·
بورخولدريا مالئي (گلاندرز(
·
ويروس هاي آلفا.
ـ آنسفاليت ونزوئلايي.
ـ آنسفاليت اسبي شرقي و غربي.
·
كلوستريديوم پرفرنژنس
·
آنتروتوكسينB استافيلوكوك
·
گونه هاي سالمونلا
·
شيگلا ديسانتريه
·
اشريشيا كولي
O157:H7
·
ويبريو كلرا
·
كريپتوسپوريديوم پاروم
شامل
پاتوژن هاي نوپديدي كه با بهره گيري از مهندسي ژنتيك، قابليت تغيير به منظور توليد
و انتشار انبوه را دارا ميباشند، زيرا:
·
در دسترس هستند
·
به آساني قابل توليد و انتشار ميباشند
·
داراي قابليت ايجاد بيماري در سطح وسيع، كشندگي زياد و
اثرات تخريبي عظيم بر پيكره بهداشت عمومي، ميباشند
·
ويروس نيپا (Nipah)
·
ويروس هاي هانتا
·
ويروس هاي عامل تب هاي هموراژيك منتقله از طريق كنه
·
ويروس هاي مولّد آنسفاليت منتقله از طريق كنه
·
ويروس عامل تب زرد
·
مايكوباكتريوم توبركولوزيس مقاوم به چندين دارو (13).
جالب
توجه است كه براساس منطق نظامي ها يك جنگافزار
بيولوژيك مناسب بايد از قابليت اطمينان بالايي برخوردار بوده، قابل هدفگيري
دقيق به سمت دشمن باشد، با قيمت نازل، قابل تهيه باشد، از قابليت توليد افشانه
پايدار برخوردار بوده و ضمنا باعث ايجاد همه گيري در سطح محدودي بشود و لذا بر اين
اساس مناسبترين جنگافزارهاي موجود را شامل عوامل مولّد سياه زخم، طاعون،
تولارمي، بروسلوز، تب Q، آنسفاليت هاي اسبي، تب هاي خونريزي دهنده و آبله، ذكر كرده اند
(2).
گاهي
يك عامل بيولوژيك، بعنوان يك ارگانيسم تغيير يافته بوسيله مهندسي ژنتيك كه مقاوم
به تمام واكسن ها و داروهـا با قابليت سرايت زياد و توانايي آسيب رساني به هزاران
نفر است در نظر گرفته ميشود و لذا
|
راه انتقــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــال |
مخــــــــــــــــزن |
بيمــــــــــــــــــــاري |
عامل سبـــــبي |
|
تماس
مستقيم، اشياء آلوده ، افشانه |
انسان |
آبله
|
واريولا ماژور |
|
تماس
مستقيم با زخم و ترشحات آلوده ، پشم، پوست و استخوان |
حيوانات
علفخوار |
سياه
زخم |
باسيلوس آنتراسيس |
|
كك،
گربه ، افشانه هاي ناشي از
پنوموني طاعوني |
جوندگان
وحشي |
طاعون |
يرسينيا پستيس |
|
غذاهاي
كنسرو شده حرارت نديده ، آلودگي
زخم به خاك آلوده |
گوارش،
حيوانات |
بوتوليسم |
كلوستريديوم بوتولينوم |
|
كنه
، پشه ، خون و نسوج حيوانات، آب و غبار آلوده ، گزش |
حيوانات
وحشي |
تولارمي |
فرانسيسلا تولارنسيس |
|
تماس
مستقيم با خون و ترشحات بدن، مني، انتقال بيمارستاني |
نامشخص |
تب
خونريزي دهنده |
ابولا و ماربورگ |
|
هوا،
فضولات موش، تماس مستقيم بابيماران و ترشحات آنان، مني |
جوندگان
وحشي |
تب
لاسا |
لاسا |
|
افشانه آلوده به مدفوع، بزاق و لاشه
متلاشي شده حيوانات،
پوست |
جوندگان
وحشي؟ |
تب
خونريزي دهنده |
جونين |
|
هوا،
تماس مستقيم، حيوانات مبتلا و پشم و پوست آلوده ، انتقال خون و پيوند
استخوان |
احشام،
سگ، گربه ، وحوش، پرندگان |
تب
Q |
كوكسيلا بورنتي |
|
تماس
مواد آلوده با پوست آسيب ديده و
مخاط سالم، خوردن مواد آلوده ، افشانه ، ندرتا تماس جنسي |
گاو،
خوك، گوسفند، سگ |
بروسلوز |
بروسلاها |
|
تماس
با حيوانات آلوده و نسوج آنها،
تماس شغلي در آزمايشگاه |
اسب،
قاطر، الاغ |
مشمشه )گلاندرز( |
بورخولدريا مالئي |
|
نيش
پشه ، آئروسل در آزمايشگاه |
پشه
، اسب، جوندگان |
آنسفاليت |
ويروس آنسفاليت ونزوئلايي و اسبي شرقي و
غربي |
|
غذاهاي
گوشتي آلوده |
انسان
و حيوانات |
مسموميت
غذايي |
كلوستريديوم پرفرنژنس |
|
شيريني،
سالاد، سوس، ساندويج، فراورده هاي گوشتي و پنير |
انسان |
مسموميت
غذايي |
استافيلوكوك)آنتروتوكسين B) |
|
آب
و غذاي آلوده |
حيوانات
انسان |
گاستروآنتريت
حاد |
سالمونلاها |
|
تماس
با بيماران يا ناقلين،
از طريق شير و آب آلوده و مگس |
انسان |
اسهال
خوني شديد |
شيگلاديسانتريه |
|
غذاي
آلوده )گوشت، شير، ميوه ها، سبزيها(، انتقال شخص به شخص و از طريق آب آلوده |
گاو،
آهو، انسان |
كوليت
خونريزي دهنده بدون تب |
اشريشياكوليO157:H7 |
|
آب
و غذاي آلوده ، تماس مستقيم |
انسان |
وبا |
ويبريو كلرا |
|
انتقال
مدفوعي ـ دهاني انسان به انسان،
حيوان به انسان، از طريق آب و
غذاي آلوده و خودآلايي |
انسان،
گاو و ساير حيوانات |
كريپتوسپوريديوز |
كريپتوسپوريديوم پاروم |
|
تماس
مستقيم با خوك هاي آلوده |
خوك |
آنسفاليت |
ويروس نيپا |
|
افشانه ناشي از فضولات جوندگان |
جوندگان |
تب
هموراژيك |
ويروس هانتا |
|
كنه
،تماس با خون
و ترشحات
بيماران تماس با نسوج حيوانات مبتلا |
كنه
|
تب
هموراژيك |
ويروس تب خونريزي دهنده كنه اي(CCHF) |
|
نيش
پشه هايي كه بوسيله پستاندا ران كوچك يا خوك، آلوده شده اند |
پشه
، پرندگان، جوندگان |
آنسفاليت |
ويروسآنسفاليت كنه اي |
|
نيش
پشه آيدس و ساير پشه ها |
پشه
آيدس، انسان |
گرفتاري
كبد |
ويروس تب زرد |
|
تماس
مستقيم با افشانه هاي آلوده |
انسان |
سل |
سل مقاوم به چنددارو |
ميزان سوء
ظن و سعي و كوشش ما در ارتباط با يك حمله بيولوژيك بايد در حد بالايي باشد! چرا كه
چنين حملاتي داراي الگوي قابل پيش بيني نميباشند. علاوه براين يك طغيان كوچك
بيماري ممكن است بــه منزله اوّلين زنگ خطر بروز حمله بسيار عظيمي باشد و لذا
تشخيص زودرس و بر قراري اقدامات پيشگيرنده اي نظير مصرف واكسن يا آنتيبيوتيك هاي
موثر، ميتواند منجر به نجات جان هزاران نفر انسان شود.
|
موارد ناتواني |
موارد مرگ |
رهاسازي در مسير باد بر حسب كيلومتر |
عامل / بيماري |
|
35000 35000 85000 100000 125000 125000 125000 |
400 9500 19000 500 150 30000 95000 |
1 1 5 10 +20 +20 ++20 |
تب دره ريفت آنسفاليت كنه اي تيفوس بروسلوز تب Q تولارمي آنتراكس |
|
|
نمودار 1 ـ مقايسه
ميزان ناتواني و مرگ ناشي از انتشار عمدي يكهزار كيلوگرم از عوامل عفونتزاي مختلف
همانطور كه
قبلا نيز اشاره شد عوامل بيولوژيك را بر حسب ميزان كشندگي و ناتواني حاصل از آنها
نيز
طبقه بندي ميكنند و لذا همانگونه كه در جدول 3 و نمودار 1 نيز ملاحظه ميگردد
خاصيت كشندگي باسيل سياه زخم، خيلي بيشتر از عامل تولارمي و اين خاصيت بروسلا و
عامل تب Q از بسياري از بيماري هاي ديگر كمتر است.
سازمان
جهاني بهداشت تخمين زده است كه رهاسازي 50 كيلوگرم اسپور
آنتراكس در طول يك خط 2 كيلو متري در يك جمعيت 500000 نفري
باعث 125000 مورد عفونت و 9500 مورد مرگ ميشود كه در مقايسه با ساير جنگافزارها
رقم عظيمي را تشكيل ميدهد (12). سازمان مزبور، تخمين زده است كه در تعقيب آزادسازي
100 كيلوگرم افشانه حاوي اسپور آنتراكس بر فراز شهر واشنگتن، حدود 130 هزار تا 3
ميليون نفر به هلاكت خواهند رسيد كه قابل مقايسه با قدرت تخريبي يك بمب
هيدروژني ميباشد (15)0 نگاهي به حادثه دلخراش همه گيري
سياه زخم تنفسي در سال 1979 در روسيه كه طي آن 66 نفر، جان خود را از دست دادند هم
نشان دهنده
قدرت تخريبي اسپور سياه زخم، به عنوان يك سلاح بيولوژيك است و هم دليل واضحي بر
اين مدعا كه سلاح هاي بيولوژيك را از سال ها قبل ساخته وبه مقادير
فراواني انبار كرده اند. اين همه
گيري در حالي رخ داد كه در يك موسسه كه ظاهرا به نام موسسه تحقيقات بيولوژيك، دائر
بوده است طوفان سهمگيني باعث شكسته شدن شيشه تعدادي از پنجره ها و پراكنده شدن
مقادير زيادي پر مرغ يا ساير پرندگان در فضا و به دنبال آن در عرض 4ـ3 روز بروز يك
بيماري تنفسي شبيه به عفونت هاي تنفسي ويروسي در كسانيكه در معرض وزش باد در
محدوده مكاني مزبور بوده اند ميشود و هرچند همگي ظاهرا در عرض چند روز بهبود مييابند
ولي به فاصله كوتاهي مجددا همان علايم با شدت هرچه تمامتر بروز نموده عده زيادي
از آنان را در تابلو مدياستينيت خونريزي دهنده، به هلاكت ميرساند و سرانجام مشخص
ميگردد كه پرها را جهت مقاصد نظامي، آغشته به اسپور سياه زخم كرده بوده اند (16).
طاعون،
يكي از بيماري هاي باكتريال ناشي از يرسينيا
پستيس است كه در طول تاريخ، تاثير عميقي بر زندگي انسان
اعمال نموده است، به طوري كه در سال 541 ميلادي اوّلين جهانگيري عظيم آن از مصر
شروع شده در عرض چهار سال به ساير نقاط جهان منتشر گرديده و حدود 60ـ50 درصد مردم
جهان را به هلاكت رسانده است. ضمنا دومين جهانگيري آن در سال 1346 ميلادي حادث
گرديده 13 ميليون نفر را در چين به هلاكت رسانده و يك سوم جمعيت اروپا را به كام
مرگ، فرو برده است و هرچند اينك كه هزاره سوم ميلادي را آغاز كرده ايم با بهبود
شرايط زندگي، ارتقاء سطح بهداشت عمومي و در دسترس بودن آنتيبيوتيك هاي مناسب،
احتمال وقوع جهانگيري هاي بزرگ و طبيعي اين بيماري تقريبا غيرممكن به نظر ميرسد
ولي بهره گيري از عامل طاعون بعنوان جنگافزار بيولوژيك، بهداشت عمومي را شديدا به
مخاطره انداخته است0 همچنين به گواهي تاريخ، اين بيماري جزو معدود بيماري هايي است
كه حتي اگر موارد معدودي از آن در يكي از مناطق جهان رخ دهد ميتواند به سرعت
منتشر شده منجر به بروز جهانگيري گردد. بر اساس تخمين سازمان جهاني بهداشت در
صورتي كه حدود 50 كيلوگرم يرسينيا پستيس را بصورت افشانه بر فراز شهري با جمعيت 5
ميليون نفر رها كنند باعث بروز 150 هزار مورد پنوموني طاعوني ميشود. بطوريكه حدود
يكصد هزار نفر آنان نياز به بستري شدن در بيمارستان خواهند داشت و 36000 نفر آنان
جان خود را بر سر اين بيماري خواهند گذاشت (17).
عوامل
سببي بروسلوز را بعنوان عوامل ناتوان كننده، طبقه بندي ميكنند0 به
طوري كه عفونت ناشي از استنشاق افشانه هاي حاوي بروسلا باعث ايجاد عوارض متعددي ميشود
ولي با مرگ و مير پاييني همراه است.
فرانسيسلا
تولارنسيس نيز بعنوان يكي از عوامل كشنده در جنگ هاي بيولوژيك
مدنظر ميباشد زيرا رهاسازي افشانه هاي حاوي اين باكتري ميتواند باعث ايجاد
موارد زيادي از پنوموني شود.
عامل سببي تب
Q يك كوكوباسيل
گرم منفي مقاوم به حرارت و خشك شدن است كه به آساني در مقادير انبوه در جنين جوجه،
رشد ميكند و انتشار آن از طريق افشانه، با عفونتزايي بالايي همراه است.
هرچند
آبله
از سال 1977 ريشه كن شده است ولي ويروس عامل آن در مركز كنترل بيماري ها، روسيه و
سازمان جهاني بهداشت، نگهداري ميشود و خوف آن ميرود كه جنگ افروزان و بيوتروريست
ها در خارج از اين سازمان ها به آن دسترسي پيدا كرده بعنوان جنگافزار بيولوژيك،
مورد استفاده قرار دهند (12)0 اين بيماري يكي از بيماري هاي ويروسي شديدا مسري است
كه با ميزان مرگ و مير بالايي همراه بوده در 30% موارد، منجر به مرگ بيماران ميشود.
ضمنا محدود به شرايط اقليمي خاصي نبوده در هر فصلي از فصول سال ممكن است حادث گردد
و زماني بعنوان مخرب ترين بيماري عفوني، مطرح بوده است و هرچند ريشه كني آن توسط WHO اعلام گرديده
است ولي طبق اسناد موجود، روسيه داراي تجهيزات و وسايلي است كه قادر به توليد
هزاران كيلوگرم ويروس آبله در طول سال ميباشد و اين در حاليست كه افشانه هاي حاوي
ويروس آبله به آساني قابل انتشار بوده حتي مقادير كمي از آن قابليت عفونتزايي
داشته سريعا از افراد آلوده به افراد سالم، انتقال مييابد و از طريق تماس با لباس
بيماران نيز قابل سرايت است (18).
ويروس نيپا
(Nipah)، نوعي DNA ويروس نوپديد
از خانواده پاراميگزوويريده است كه در سال 1999 در كشور مالزي باعث ايجاد بيماري
تبداري همراه با خواب آلودگي و اغتشاش فكري
(Confusion) و بعضا آنسفاليت شد و سرانجام منجر به مرگ قريب نيمي از 229
بيمار گرديد و سپس مشخص شد كه اين بيماران عمدتا در تماس با خوك بوده اند (2).
بنظر ميرسد مخزن اصلي آن خفاش ميوه باشد (14).
هر
طغيان كوچك يا بزرگ يك بيماري بايد بعنوان يك حمله بالقوه بيولوژيك، تلقي گردد.
نگاهي به وقايع حول طغيان بيماري و بررسي هر پديده غيرعادي يا مرتبط با طغيان
بيماري، كارساز واقع ميشود. از آنجا كه ممكن است طغيان يك بيماري، حاصل آلودگي
عمدي باشد لذا بايد اين واقعيت را همواره در تشخيص افتراقي، مدّ نظر داشته باشيم.
در چنين مواردي يك احتمال، اينست كه با يكي از طغيان هاي قابل انتظار يك بيماري
آندميك، و يا با يك طغيان غيرعمدي ناشي از يك عامل بيماريزاي نوپديد يا بازپديد،
يا حادثه آزمايشگاهي و يا يك حمله عمدي با استفاده از يك عامل بيولوژيك، مواجهيم
كه در اين صورت، شايد ابزارهاي همه گيري شناختي، بتواند به افتراق اين حالات، كمك نمايد.
كشف
علّت بيماري يا حتي يك پديده غيرمعمول، بخصوص اگر موارد اوّليه ناشي از آن در حدّ
پاييني قرار داشته باشد بسيار مشكل است. نياز به نظارت، در چنين مواقعي خيلي بيشتر
از حالات معمول است زيرا نه تنها بالا بودن موارد بيماري
بلكه بروز بيماري هاي غيرمعمول، بايستي بعنوان يك زنگ خطر، در نظر گرفته شود،
مثلا بروز حتي يك مورد سياه زخم تنفسي، بايستي منجر به واكنش سريعي بشود و شكي
نيست كه لازمه اين آگاهي ها تنظيم و اجراي برنامه هاي نظارتي دقيق ميباشد.
گاهي
اوّلين افرادي كه بايد به بيوتروريسم، مشكوك شوند كاركنان آزمايشگاه هايي هستند كه
با سويه هاي غيرمعمول ارگانيسم ها
مواجه ميگردند و يا داروسازاني كه بيش از حد معمول، بانسخه هايي كه جهت تجويز
آنتي بيوتيك، نوشته شده است مواجه ميشوند و حتي متصديان امور كفن و دفن و حمل
اجسادي كه متوجه آمار بالاي مرگ و مير، ميگردند كه هريك از اين ارگان ها، ادارات
و اشخاص حقيقي يا حقوقي، ميتوانند منبع مناسبي براي جمع آوري اطلاعات همه گيري
شناختي لازم، باشند (19) و لذا ملاحظه ميگردد كه آموزش دفاع بيولوژيك نه تنها
در درس بهداشت عمومي دانشجويان و دستياران پزشكي و بهداشت و رشته هاي وابسته بلكه
براي صاحبان بسياري از حرفه هاي ديگر نيز الزامي بنظر ميرسد. چرا كه در سايه
اينگونه آموزش ها و ارتقاء آگاهي هاي عمومي، نوعي سيستم مراقبت عمومي يا مراقبت
ملّي با هوشياري و آمادگي نسبي، به وجود ميآيد.
همانطور
كه قبلا نيز اشاره شد با توجه به اينكه مواد شيميايي بايستي از طريق استنشاق يا
جذب پوستي، اعمال اثر نمايند لذا جنگ هاي شيميايي، معمولا
نوعي جنگ آشكار ميباشد كه منجر به مداخله سريع پليس، مامورين آتشنشاني و نيروهاي
پزشكي و بهداشت، ميگردد ولي حمله بوسيله عوامل بيولوژيك، به احتمال زياد بصورت
پنهاني و مخفيانه صورت ميگيرد و لذا مبارزات متفاوت و
فوريت ها و برنامه ريزي هاي مفصّل
تري را در شالوده بهداشت عمومي، طلب ميكند0
اثرات حمله
بيولوژيك، در جمعيت مورد حمله، سريعا آشكار نميشود و تاخير بين مواجهه و بروز
علايم باليني، به دوره نهفتگي آن عامل، بستگي دارد و لذا اوّلين موارد حاصله از يك
حمله بيولوژيك پنهاني، احتمالا بوسيله پزشكان، و ساير دست اندركاران مراقبت هاي
اوّليه بهداشتي، كشف ميگردد. مثلا در رابطه با حمله بيولوژيك به وسيله ويروس آبله،
بيماران در اواخر هفته اوّل يا دوم به مطب ها و كلينيك هاي پزشكي مراجعه ميكنند در
حاليكه علايم غيراختصاصي بسياري از بيماري هاي ويروسي، نظير تب، درد كمر، سردرد،
تهوع و 000 در آنها جلب توجه ميكند و در روز هاي بعد، با پيشرفت بيماري، تظاهراتي
نظير بثورات پاپولر كه نشان دهنده مرحله اوّل آبله است ولي به خاطر غيراختصاصي
بودن، تداعي كننده تشخيص آبله نميباشد، بروز مينمايد و زماني بثورات، حالت تاولي
به خود ميگيرند و مواردي از مرگ ناشي از بيماري، بروز مينمايد كه عاملين جنگ
بيولوژيك، كاملا از منطقه دور شده اند و بيماري از طريق تماس افراد سالم با
مصدومين اوّليه، انتشار گسترده اي پيدا كرده است و لذا فاصله كوتاهي بين بروز
اوّلين موارد و بروز موارد ثانويه
در جامعه مورد حمله، وجود دارد كه براي دست اندر كاران امور بهداشتي، بسيار بحراني
و سرنوشت ساز است زيرا در همين فاصله كوتاه است كه بايستي پس از مشكوك شدن به موارد
اوّليه و اثبات آزمايشگاهي آنها اقدامات همه جانبه اي مبني بر جلوگيري از تماس
افراد سالم و بيمار، واكسيناسيون و پيشگيري دارويي را اعمال نمايند (13). به همين
دلايل به نظر نميرسد در چنين مواردي سيستم هاي مراقبت سنّتي كه شامل مراقبت از
بيماري ها است بتواند پاسخگو باشد و لذا توصيه شده است از شيوه ديگري تحت عنوان
مراقبت از علائم و نشانه ها يا مراقبت سندروميك، استفاده شود (جدول 4).
بنابراين
از آنجا كه طي طغيان ها و همه گيري هاي مرتبط با بيوتروريسم، معمولا فرصت كافي
براي اثبات عوامل سببي و تشخيص قطعي (Confirmed) وجود ندارد، لذا با بهره گيري از مراقبت (Surveillance) و رويارويي (Approach) با نشانگان باليني (Syndromes) و استفاده از اقدامات آزمايشگاهي
با پاسخ دهي سريع نظير انواع رنگآميزي، آزمون هاي سرميِ آنتيژني، PCR . . . و
تصوير برداري هاي مختلف، به تشخيص هاي محتمل(Probable) ميپردازيم و بر آن اساس، اقدامات درماني و اپيدميولوژيك لازم را
آغاز ميكنيم0 به عبارت
|
|
ديگر در سيستم مراقبت سنّتي، معمولا به پيگيري بيماري ها پرداخته ميشود در حاليكه در سيستم مراقبت سندروميك، اطلاعات مربوط به علائم و نشانه هاي موجود در بيماران، جمعآوري و پس از قرار دادن مجموعه اي از آن ها در قالب هاي تعريف شده قبلي (نشانگان = سندروم) به تشخيص هاي محتمل و زودرس، دست مييابيم كه شرح مفصّل آن را در كتاب اپيدميولوژي باليني و كنترل بيماري هاي مرتبط با بيوتروريسم، آورده ايم (20 ، 27).
رويارويي
همه گيري شناختي بنيادي به منظور ارزيابي يك حمله بيولوژيك بالقوه تفاوتي با بررسي
هاي همه گيري شناختي استانده، ندارد و
بنابراين اوّلين قدم، شامل توجه به يافته هاي باليني و آزمايشگاهي به منظور تاييد
طغيان بيماري است. در اينگونه موارد، بايد به منظـور تعييـن تعـداد
موارد و ميزان حمله بيماري، به "تعريف مورد" (Case
definition) پرداخته
شود. استفاده از ضوابط عيني در تعريف موارد بيماري، به منظور تعيين تعداد دقيق
بيماران، از اهميت والايي برخوردار است، چرا كه در غير اين صورت، موارد اضافي
غيرواقعي به علت حالت هيستري
و يا حتي موارد كمتر از واقع، ممكن است گزارش گردد. ميزان موارد تخميني بيماري،
بايد با موارد ثبت شده سال هاي قبل مقايسه شود تا ميزان انحراف از حد قابل انتظار،
مشخص گردد.
زمانيكه
"تعريف مورد" و ميزان حمله بيماري، مشخص گرديد ميتوان طغيان را در قالب
مفاهيم قراردادي اپيدمي توصيفي يعني زمان، مكان و شخص،
بررسي نمود، زيرا اين مفروضات، اطلاعات ارزنده اي را در زمينه كشف منبع بالقوه
طغيان، فراهم خواهد نمود.
با
استفاده از اطلاعات جمع آوري شده برحسب موارد در طول زمان، ميتوان منحني همه گيري را رسم نمود. الگوي
بيماري يكي از عوامل مهم افتراق بين طغيان طبيعي و يك حمله عمدي، ميباشد. در اغلب طغيان هاي
طبيعي تعداد موارد بيماري، به تدريج افزايش مييابد و همانطور كه تعداد بيشتري از
مردم، با عامل عفونتزا مواجه ميشوند بر تعداد موارد بيماري نيز افزوده ميگردد و از
آنجا كه پس از تماس اغلب افراد، مصونيتي حاصل ميگردد و موجب مقاومت آنها ميشود،
تدريجا از تعداد بيماران و اوج منحني همه گيري، كاسته ميشود، در حاليكه در يك
حمله جنگ بيولوژيك، معمولا منبع ناگهاني نقطه اي، (point source) همراه با مواجهه ناگهاني
و همزمان تمام افراد جامعه مورد حمله، با عامل بيماريزا جلب توجه ميكند و منحني
همه گيري در اينگونه موارد، حالت فشردگي دارد و در عرض چند روز و حتي چند ساعت
ممكن است به اوج برسد و اين حالت حتي در صورت وجود اختلافات فيزيولوژيك و تماسي،
به قوت خود باقي ميماند. در صورتي كه عامل بيولوژيك، داراي
ماهيت مُسري باشد ممكن است انحناي ديگري بعد از حمله اوّليه در اثر تماس افراد
سالم با بيماران، در منحني همه گيري ايجاد شود. شاخه نزولي منحني همه گيري ناشي از
جنگ بيولوژيك، نظير ساير "همه گيري
هاي نقطه اي"، ـ مثلا طغيان مسموميت غذايي ـ است و لذا ملاحظه ميگردد
كه حتي وجود يك منحني فشرده، نميتواند صرفا شاخص طغيان ناشي از جنگ بيولوژيك،
باشد. (جدول 5 و نمودار 2 (.
|
A- همه
گيري نقطه اي ناشي از عفونت كامپيلوباكتر ، با منشاء آلودگي شير در يك مدرسه
شبانه روزي B-
همه گيري نقطه اي ادامه دار ناشي از عفونت كامپيلوباكتر، با منشاء شير آلوده در
يك مدرسه شبانه روزي . C- همه
گيري نقطه اي و انتقال شخص به شخص عفونت سالمونلايي در يك شبانه روزي. D-
همه گيري سرخك در يك جامعه محدود با انتقال شخص به شخص. E-
سير طبيعي يك همه گيري پيشرونده. |
1 ـ همه گيري هاي ناشي از يك تماس واحد "تماس لحظه اي"،
2 ـ همه گيري هاي ناشي از تماس مداوم يا چند بار تماس.
1 ـ انتقال شخص به شخص،
2 ـ انتقال به وسيله ناقلين بندپا،
3 ـ انتقال به وسيله مخازن حيواني.
در
صورتي كه گروه بخصوصي تماس يافته باشند ممكن است بتوان از طريق منحني همه گيري،
زمان تماس با عامل عفونتزا را مشخص كرد چرا كه از طريق اين اطلاعات، ميتوان دوره
نهفتگي احتمالي را محاسبه نموده بدينوسيله عامل بالقوه بيماري را مشخص كنيم و حتي
يك حمله عمدي را نيز حدس بزنيم، زيرا به علت بالا بودن تعداد عامل عفونتزا و يا
تماس موثرتر، اين دوره ميتواند كوتاهتر از حالت معمولي باشد. محاسبه دوره كمون، همچنين ميتواند در
كنترل موثر بيماري هايي كه از فردي به فرد ديگر منتقل ميشوند نيز كمك نمايد.
از
آنجا كه شاخه پايين رونده با شيب تند همه گيري را در ارتباط با همه گيري هاي با
منبع مشترك، نيز ميتوان ديد لازم است به منظور افتراق بين همه گيري حمله بيولوژيك
و طبيعي، از شاخص هاي ديگري كه ذيلا به آنها اشاره ميشود نيز استفاده نمود. بديهي است كه هيچ كدام از
موارد زير به تنهايي، حاكي از استفاده عمدي از يك عامل بيولوژيك، نميباشد ولي
وقتي مجموعه اي از آنها را در نظر بگيريم ممكن است سودمند باشد :
1 ـ وقوع يك همه گيري وسيع همراه با
موارد بيش از حد انتظار، بويژه در يك جمعيت غيرمجتمع
2 ـ بيشتر بودن شدت بيماري در
مقايسه با حالات عادي آن بخصوص وقتي از راه هايي غير از راه معمول، منتقل شده است.
مثلا شيوع بيماري استنشاقي نظير آنچه كه در شوروي سابق (Sverdlovsk) رخ داده و پس از بروز حادثه اي كه منجر به آزاد شدن پَرهاي آغشته
به اسپور سياه زخم بوده است افرادي كه در آن فضا تنفس نموده اند دچار سياه زخم
تنفسي، گرديده و عدّه كثيري از آنان جان خود را از دست داده اند
3 ـ مواجه شدن با نوعي بيماري كه
براي يك منطقه بخصوص، غيرمعمول به حساب ميآيد و يا در فصلي غير از فصل رايج آن
حادث گرديده و يا بدون وجود حامل (vector) طبيعي خود، انتقال يافته است
4 ـ بروز چند همه گيري همزمان ناشي
از چند بيماري عفوني مختلف
5 ـ همه گيري يك بيماري مشترك در
بين حيوانات با موارد ابتلاء انساني
6 ـ بروز بيماري ناشي از سويه هاي
غيرمعمول يك ميكروارگانيسم، يا ناشي از سويه هاي مقاوم به دارويي كه از اين لحاظ،
با سويه هاي جاري، تفاوت دارند
7 ـ بالا بودن ميزان حمله در
كسانيكه در مناطق خاصي نظير ساختمان هايي بوده اند كه افشانه هايي در فضاي محدود
محل استقرار آنها رها شده و پايين بودن ميزان موارد، در كسانيكه به هنگام آزاد شدن
افشانه، در داخل ساختمان هاي سرپوشيده اي حضور داشته اند
8 ـ كسب خبر در اين خصوص كه دشمن
توانسته است به عامل يا عوامل عفونتزاي خاصي دست يابد
9 ـ ادعاي دشمن، مبني بر اينكه از
يك عامل بيولوژيك، استفاده كرده است
10 ـ مشاهده آزاد شدن يك عامل
بيولوژيك، از طريق تجهيزات، جنگافزار ها و يا به صورت پنهاني.
حتي
عليرغم وجود بيش از يك شاخص از معيار هاي فوق، به آساني نميتوان ثابت كرد كه
طغيان يك بيماري، ناشي از انگيزه هاي خيانتكارانه بوده و به اصطلاح، نوعي جنگ
بيولوژيك است. مثلا چندين ماه طول كشيد تــا مشخص شد طغيان ناشي از سالمونلوز، در "اروگوئه"
در اثر آلودگي عمدي سالاد، بوده است. از طــرفي طغيان هاي ديگري نظير طغيان
هانتاويروس در چهار منطقه آمريكا
فقط تصور ميشود ناشي از آلودگي عمدي، بوده و هرگز به اثبات نرسيده است (19).
طي
دوران جنگ عراق و ايران با چند همه گيري غيرمنتظره بيماري
هاي عفوني نظير ليشمانيوز پوستي (سالك( در
خوزستان و هپاتيت E و تيفوئيد در كرمانشــــاه مواجه شديم كه هرچند در ابتدا شك
بيوتروريسم را برميانگيخت ولي سرانجام رفع شبهه شد و مداركي مبني بر اهداف بيوتروريستي،
بدست نيامد. مثلا در مورد همه گيري سالك در سال
هاي 67ـ1361 در جبهه خوزستان مشخص شد كه آن منطقه يكي از
مناطق آندميك سالك بوده به علت تغذيه جوندگان مخزن بيماري از پس مانده غذاهاي
رزمندگان و افزايش جمعيت آنها و نيز مواجهه رزمندگان در بيابان ها و مناطق با
تراكم بالاي پشه ناقل (فلبوتوموس(، منجر
به بروز همه گيري مزبور كه نوعي باز
پديدي به حساب ميآمد گرديده بود (23) و همه گيري هپاتيت E
كرمانشاه در سال 70ـ1369 كه اوّلين همه گيري و در واقع، نوپديدي
اين بيماري در ايران ميباشد نيز هرچند در اثر آلودگي “رودخانه قره سو” حادث گرديده موجب ابتلاء عده كثيري
از سكنه شهر كرمانشاه و مرگ عده اي از زنان بار دار گرديده ولي از آنجا كه نظير ساير همه گيري هاي اين بيماري در ديگر نقاط جهان، در فصل
زمستان و به دنبال بارندگي هاي فراوان و افزايش دِبي و طغيان آب رودخانه مزبور
ايجاد شده همراه با همه گيري ناشي از ساير عوامل منتقله از طريق آب آلوده نبود يك
همه گيري طبيعي به حساب آمد نه يك اقدام بيوتروريستي
(24). ضمنا در اوايل بهار سال 1370 به دنبال تهاجم ارتش عراق به شمال آن كشور و
پناهنده شدن عده كثيري از آوارگان عراقي به استان كرمانشاه با يك همه گيري نقطه اي ناشي از تيفوئيد،
در بين آنان مواجه شديم كه هرچند بر خلاف الگوي فصلي اين بيماري كه نوعي بيماري
تابستانه و پاييزه است در نيمه اوّل بهار آن سال رخ داده بود ولي با توجه به اينكه
پيش آگهي و درمان پذيري آن اختلاف معني داري با بيماران ايراني نداشت و از اين ها
مهمتر مشخص گرديد كه پناهندگان در بين راه عراق به ايران از آب هاي تجمع يافته در
مانداب ها استفاده كرده بودند شك به بيوتروريسم، منتفي گرديد (25).
ارتقاء
آگاهي و آماده باش، در مقابل حمله بيولوژيك احتمالي، شامل آموزش كليه كاركنان بهداشتي و بويژه دست اندر كاران سطوح اوّليه و
نيز كاركنان بخش اورژانس كه جزو اوّلين افرادي هستند كه با بيماران مورد حمله
بيولوژيك، مواجه ميشوند بايد با جديت، مورد توجه، قرار گيرد . محتواي آموزشي بايد
شامل اصول همه گيري شناختي و اطلاعات باليني مبني بر تشخيص و درمان بيماري هايي كه
بيشترين احتمال بيولوژيك بودن آن ها وجود دارد، باشد. اين آموزش ها بايستي بصورت
دوره اي، تجديد گردد تا همواره اين افراد از مهارت و آمادگي لا زم، برخوردار
باشند.
بهبود
اقدامات نظارتي نيز بايستي حاصل
شود تا گردآوري اطلاعات به موقع و در زمان خود، امكانپذير باشد. همة اَشكال
مراقبت، بايد به كار گرفته شود و مثلا ويزيت اورژانس، اطلاعات آزمايشگاهي، داروهاي
مصرفي، غايبين مدارس و هر گونه اطلاعات ديگري كه مرتبط با افزايش بروز يك بيماري
عفوني است جمع آوري، گردد. وجود
سيستم هاي نظارتي توانمند به منظور كشف هر بيماري نوپديد يا بازپديد، از اهميت
اساسي برخوردار است. بديهي است كه تشخيص سريع هرگونه
تغييري در الگوي بيماري، باعث تسهيل شناسايي منبع عفونت و جلوگيري از تماس هاي
بعدي با آن منبع، ميگردد. در سايه آموزش و مهارت اپيدميولوژيك كافي، توجه لازم به
الگوي بيماري و عنايت كامل به احتمال وقوع جنگ يا تهديد بيولوژيك، معضلات بالقوه،
به سرعت كشف ميگردد و فعاليت ها در جهت كاهش اثر گذاري بيماري بدون توجه به منشاء
آن سوق داده ميشود (19).
كشف
زودرس اثرات حمله بيولوژيك، از اهميت بحراني برخوردار است، زيرا بدون تامين
تداركات خاص در سطوح محلي و استاني، با حملات وسيع ناشي از ويروس آبله، افشانه هاي
حاوي اسپور سياه زخم و عوامل بيولوژيك منتقله از طريق غذاها، شالوده بهداشت محلي و
شايد هم ملّي، ممكن است درهم شكسته شود و عده كثيري از بيماران مصدوم و هراساني كه
نيازمند به خدمات و تجهيزات پزشكي، آزمون هاي تشخيصي و تخت هاي بيمارستاني هستند
نتوانند از اين امكانات، بهرمند شوند و علاوه بر اين ها نيروهاي واكنش سريع،
كاركنان خدمات اوّليه بهداشتي و مسئولين بهداشتي نيز در معرض خطرات ويژه اي قرار
خواهند گرفت و بطور روزافزوني بر ميزان اين خطرات، افزوده خواهد شد.
يادآور
ميشود كه جنگ افروزان، ممكن است آميخته اي از
جنگافزار هاي بيولوژيك مختلف را بطور همزمان در يك يا چند منطقه، به كار گيرند،
از عوامل جديد و ناشناخته اي استفاده كنند و يا حتي از ارگانيسم هايي استفاده
نمايند كه در ليست بحراني، قرار نداشته باشند (نظير ارگانيسم هاي شايع ولي مقاوم
به دارو يا عوامل بيماريزايي كه با مداخله مهندسي ژنتيك، تغيير يافته اند( و لذا با تشخيص عوامل جديد، همواره بايد
ليست جديدي از آنها تنظيم و منتشر گردد.
با
توجه به اينكه عوامل شيميايي و بيولوژيك مورد استفاده در جنگ هاي شيميايي و
بيولوژيك، بسيار متنوع ميباشند، شالوده بهداشتي كشور يا منطقه بايد توانايي حل
سريع بحران هاي محتمل را دارا باشد. كشف سريع اينگونه حملات، مستلزم ارتقاء آگاهي هاي
كلّيه كاركناني است كه در خط مقدّم بهداشت و درمان قرار دارند زيرا اين افراد در
بهترين مواضعي هستند كه ميتوانند در سايه اينگونه آگاهي ها و بهره گيري از سيستم مراقبت و
رويارويي با نشانگان باليني به كشف زودرس حوادث مورد بحث، نائل
گرديده واكنش به موقع و متناسبي نشان دهند.
·
آماده باش و پيشگيري
·
كشف و نظارت
·
تشخيص و تعيين ماهيت عوامل بيماريزا
·
پاسخ مناسب
·
ارتباط .
كشف،
تشخيص و مهار بيماري و آسيب ناشي از جنگ بيولوژيك يا شيميايي، روند پيچيده اي است
كه نيازمند فعاليت گروهي بوده و آماده باش شهروندان كليه شهرها و استان ها را نيز
ميطلبد.
كشف
زودرس اينگونه حوادث به منظور ارائه پاسخ به موقع، از اهميت والايي برخوردار است و
منجر به اقدامات مناسبي نظير پيشگيري دارويي و واكسيناسيون، ميگردد.
از
طريق دائر كردن آزمايشگاه هاي زنجيره اي و همكاري نزديك بخش هاي باليني و
آزمايشگاه هاي از پيش تعيين شده، قابل اجرا است.
پاسخ
فراگير بهداشت عمومي نسبت به و قوع جنگ بيولوژيك، نيازمند به تحقيقات
اپيدميولوژيك، درمان طبي و پيشگيري دارويي، در افراد آلوده و مبتلا و شروع ساير
اقدامات پيشگيرنده و ازجمله رفع آلودگي محيط ميباشد كه بايستي از قبل، پيش بيني شده باشد.
مستلزم
همكاري ارگان هاي زير، ميباشد
·
سازمان هاي مرتبط با بهداشت
عمومي
·
مراكز تحقيقات پزشكي
·
ارائه دهندگان خدمات بهداشتي و شبكه آنها
·
اصناف
·
سازندگان تجهيزات پزشكي و بهداشتي
·
سازمان هاي بين المللي (13).
1 ـ آموزش
و ارتقاء آگاهي هاي افراد در معرض خطر
2 ـ واكسيناسيون
جمعيت هاي در معرض خطر با واكسن هاي موجود
3 ـ پيشگيري دارويي
(كموپروفيلاكسي) پس از تماس، در صورت امكان
4 ـ جمع شدن كشورها حول محورهاي
مشترك و عامالمنفعه و خودداري از دامن زدن به اختلافات ارضي، سياسي، نژادي، مذهبي
و امثال آن
5 ـ قطع زنجيره انتقال بيماري هاي مسري
ناشي از بيوتروريسم
6 ـ منع تهيه و استفاده از سلاح هاي
بيولوژيك
7 ـ به كار گيري تدابير لازم به
منظور جلوگيري از انتقال بيماري هاي مشترك (زئونوز(
8 ـ استفاده از تجهيزات و لباس هاي
محافظتي توسط كاركنان پزشكي و بهداشت به هنگام تماس با بيماري هاي مسري ناشي از
بيوتروريسم
9 ـ آرام نگهداشتن توده مردم به
منظور جلوگيري از بروز همه گيري رعب و وحشت.
واكسن هاي مجاز طاعون،
سياه زخم و آبله، وجود دارد. همچنين فراورده هايي براي كاركنان آزمايشگاهي كه در
معرض خطر هستند بر عليه تولارمي، تب Q، آنسفاليت اسبي ونزوئلايي، بوتوليسم، آنسفاليت اسبي غربي و شرقي،
تب دره ريفت و بعضي از بيماري هاي ديگر وجود دارد. ضمنا واكسن هاي خاصي نظير آبله
و سياه زخم را ممكن است بتوان بعنوان پيشگيري بعد از تماس
نيز مورد استفاده قرار داد (12)، ولي هنوز واكسن يا داروي موثري براي پيشگيري و
درمان بسياري از عوامل سببي بيوتروريسم، ساخته نشده است. هرچند محققين در نقاط
مختلف جهان مشغول پژوهش بوده در آخرين نشست كميته مشورتي تحقيقات ويروس آبله كه در
اواخر بهمن ماه سال 1379 شمسي در محل WHO به منظور
بررسي پيشرفت هاي پژوهشي مربوطه تشكيل گرديده صراحتا از تاثير Cidofovir بر 35
ويروس مختلف آبله، اظهار رضايت گرديده است (26)، طي سال هاي اخير، تاثير ريباويرين
بر ويروس عامل تب كنه اي كنگو ـ كريمه (CCHF) و تاثير
نسبي داكسي سيكلين و سيپروفلوكساسين
بر پيشگيري از سياه زخم تنفسي پس از استنشاق افشانه هاي آلوده، به اثبات رسيده است
(2) ولي هنوز راه درازي در پيش روي محققين وجود دارد.
1 ـ تشخيص و درمان به موقع مصدومين ناشي از حمله در صورت درمانپذير
بودن بيماري
2 ـ كنترل رعب و وحشت حاصله با بهره گيري از تدابير روانشناختي و
خودداري از پنهان كاري و جلوگيري از بروز تضاد هاي احتمالي در اظهار نظر هاي
مسئولين ذيربط
1 ـ توانبخشي بهبوديافتگاني كه دچار عوارض پايداري شده اند با بهره
گيري از اعمال جراحي و وسايل فيزيكي.
1 ـ پيش بيني عوامل سببي تهديد، نحوه انتشار و تاثير آنها بر
بهداشت عمومي
2 ـ كمك به مسئولين مربوطه در برنامه ريزي نحوه مقابله با حمله
بيولوژيك
3 ـ مشاركت در برنامه هاي بهداشتي در خصوص بررسي اپيدميولوژيك و
تشخيص قطعي همه گيري هاي احتمالي
4 ـ شركت فعال در رويارويي باليني و بهداشتي لازم به منظور درمان و
كنترل طغيان و پيامدهاي بعدي يك حمله بيولوژيك
5 ـ همكاري با ساير ارگان ها به منظور اطمينان بخشيدن به مردم،
ايجاد آرامش در آنها و كنترل همه گيري رعب و وحشت و هرج و مرج حاصله
6 ـ همكاري در محدودسازي انتشار عوامل مسري و رفع آلودگي از
تسهيلات مورد حمله
7 ـ جلب مشاركت جمعي به منظور محكوم
سازي استفاده از جنگافزار بيولوژيك و برنامه ريزي هاي مربوطه (2).
بيوتروريسم،
عبارتست از سوء
استفاده از عوامل ميكروبي يا فراورده هاي آنها يا به
عبارت جامع تر، استفاده از عوامل بيولوژيك، به منظور ارعاب يا هلاكت انسان ها و نابودي دام ها يا گياهان و
هرچند افكار و بعضا اعمال بيوتروريستي، در سطح
محدودي از ديرباز سابقه داشته است ولي اخيرا در سطح وسيعي در محافل پزشكي و
بهداشت، مطرح گرديده، بيش از بيست جنگافزار بيولوژيك را شناسايي و براساس ميزان
كارايي آن ها، طبقه بندي نموده اند و جديت موضوع در حديست كه برخي از كشورها به
توليد اين سلاح ها پرداخته و بعضي ديگر، كاركنان ارتش خود را عليه برخي از عوامل
ميكروبي بيوتروريسم، واكسينه كرده جهت ارتقاء آگاهي هاي عمومي و مخصوصا افراد در
معرض خطر، قدم هاي موثري برداشته اند و علاوه بر اينها در نيمه دوم سال 2001
ميلادي در ايالات متحده آمريكا از جنگافزار آنتراكس، استفاده شده است0 ضمنا هرچند
منحني همه گيري ناشي از بيوتروريسم، ممكن است كاملا شبيه منحني همه گيري هاي طبيعي
باشد ولي از آنجا كه ممكن است گاهي تفاوت هايي با يكديگر داشته باشند لذا توصيه
شده است جهت تشخيص زودرس حملات بيوتروريستي، به وضعيت طبيعي، روند هميشگي و ساير
كليدهاي همه گيري شناختي بيماري ها و بويژه بيماري هاي بومي هر منطقه توجه و
مراقبت كامل داشته باشيم و آموزش جنبه هاي پزشكي و بهداشتي
دفاعبيولوژيك، تهيه واكسن و ساير فراورده هاي پيشگيرنده و درماني كه يك وظيفه
پزشكي و بهداشتي و نه يك اقدام نظامي است را نيز مدّ نظر قرار دهيم و در عين حال با منع توليد و استفاده از
جنگافزارهاي بيولوژيك، محورهاي صلح آميز بين كشورها را تقويت و از طرح مسايل تنشزا
و جنگ افروز، كه سرانجام ممكن است به جنگ بيولوژيك، بيانجامد اكيداً خودداري
كنيم.
|
1) Thomas V. Inglesby, Tara O'Toole, and Donald A.
Henderson : Preventing the Use of
Biological Weapons, Clinical Infectious Diseases, volume 30, number 6, June
2000, pp. 908-914 2) Joshua Lederberg, Biological
Warfare and Bioterrorism in: Mandell
, Douglas and Bennett's Principles and Practice of Infectious
Diseases, fifth ed. Churchill Livingstone, Philadelphia, 2000, pp . 3235-3238 3) Brinsfield KH. et al : Using
Volume-based Surveillance for an
Outbreak Early Warning System, Acad Emerg 2001 May;8(5):492. 4
ـ جرجاني، سيد اسماعيل:
اندر احتياط كردن اندر زهرها و ياد كردن انواع زهرها، ذخيره خوارزمشاهي (به كوشش
سعيدي سيرجاني(،
كتاب نهم، انتشارات بنياد فرهنگ ايران، 1345، صفحات 631ـ627 0 5 ـ ابن
سينا، حسين: در باره زهر ها، كتاب چهارم قانون در طب، بانك اطلاعاتي رايانه اي
قانون، معاونت تحقيقات و فناوري وزارت بهداشت، ويرايش دوم، سال 1377، صفحه 6921
0 http://www.elib.hbi.ir/persian/library.htm 6
ـ الگود، سريل: تاريخ پزشكي ايران
و سرزمين هاي خلافت شرقي، ترجمه دكترباقر فرقاني، موسسه چاپ و انتشارات
اميركبير، سال 1371 صفحات 30 - 1
0 7 ـ جرجاني،
سيداسماعيل: اندر علاج زهرها، خُفي عَلائي (به كوشش دكتر علي اكبر ولايتي و
دكتر حسين نجم آبادي، مقاله هفتم، انتشارات اطلاعات، چاپ دوم، سال 1377، صفحات
256ـ253 0 8 ـ محمدي،
علي اكبر: نقش كنوانسيون خلع سلاح ميكروبي در جلوگيري از توليد وتوسعه سلاح هاي
ميكروبي، كتاب اوّلين كنگره ملي بهداشت عمومي و طب پيشگيري، گروه آموزشي بيماري
هاي عفوني و گرمسيري علوم پزشكي كرمانشاه، سال 1379 صفحه 261 و بانك اطلاعات
رايانه اي كنگره ها، ويرايش پنجم، صفحه 47ـ5245 http://www.elib.hbi.ir/persian/library.htm 9
ـ رهبر، محمد: تروريسم بيولوژيك،
عوامل و راهكارهاي مقابله با آن، كتاب اوّلين كنگره ملي بهداشت عمومي و طب
پيشگيري، گروه آموزشي بيماري هاي عفوني و گرمسيري علوم پزشكي كرمانشاه، سال
1379، صفحات 260ـ258 و بانك اطلاعات رايانه اي كنگره ها، ويرايش پنجم، صفحات
45ـ5239 10) Robert J. Hawley and Edward M. Eitzen Jr., Biological
Weapons, A Primer for Microbiologists, Annu.
Rev. Microbiol. 2001, 55:235-53. 11) Anthony H. Cordesman,
Arleigh A. Burke: Asymmetric and Terrorist Attacks with Biological wepons,
Center for strategic and international studies, Washington, DC, 20006, 2001, pp.
1-85 12) Theodore J. Cieslak, George W.
Christopher, Mark G. Kortepeter et al
: Immunization against Potential Biological Warfare Agents ,
Clinica l Infectious Diseases,
volume 30, number 6, June 2000, pp. 843-850 . 13) Biological and Chemical
Terrorism: Strategic Plan for Preparedness and Response: Mortality and Morbidity Weekly Report,
recommendations and reports,
April 21, 2000, Vol. 49, No. RR-4, PP. 1-14 14) David L. Heymann : Control of
Communicable Diseases Manual, American
Public Health Association, Washington, DC 20001-3710, 18th edition. 2004. pp 1-624.
15) Facts about Anthrax and Its
Potential as a Bioweapon : Biodefense
Quarterly, Volume 1, Number 2
September 1999 16
ـ يادگاري، داود ; حاتمي، حسين: اسپور سياه زخم بعنوان يك
جنگافزار بيولوژيك قوي، كتاب اوّلين كنگره ملي بهداشت عمومي و طب پيشگيري، گروه
آموزشي بيماري هاي عفوني و گرمسيري علوم پزشكي كرمانشاه، سال 1379، صفحات
248ـ247، و بانك اطلاعات رايانه اي كنگره ها، ويرايش پنجم، صفحــات 19ـ5216 17) Rita Grossman : Biodefense Bill Introduced to Senate , Biodefense Quarterly, Volume 2,
Number 1 June 2000. 18) Christina L. Catlett, M.D. The Role of Emergency Medicine , in Responding to a Bioterrorist
Attack, Biodefense Quarterly ,
Volume 1, Number 1 , June 1999.
19) Bioterrorism: Emerging
Infectious Diseases, volume 5 No.4 , July - August 1999.
20
ـ حاتمي، حسين : پايش و رويارويي با بيوتروريسم بر اساس نشانگان باليني، در كتاب
: اپيدميولوژي باليني و كنترل بيماري هاي مرتبط با بيوتروريسم، معاونت سلامت
وزارت بهداشت، چاپ دوم، اسفند ماه 1382، صفحات 73-523. http://www.elib.hbi.ir/persian/library.htm 21) Park. K. Preventive and Social Medicine,
Park's Textbook of Social
Medicine, 18th ed., 2005. 22) Galbraith N. S. The Application
of Epidemiological Methods in
:the Investigation and Control of an acute Episode of Infection in Oxford Textbook of Public Health,
Volume 4, 1986, pp. 3-21 23
ـ كثيري، حميد : بررسي علل شيوع
بيماري سالك در ايام جنگ تحميلي دراستان خوزستان، چهارمين
كنگره بيماري هاي عفوني و گرمسيري ايران، تهران، سال 1373، بانك
اطلاعاتي رايانه اي كنگره ها، معاونت تحقيقات و فناوري وزارت بهداشت، ويرايش
پنجم، سال 1379، صفحات 65ـ461 0 24 ـ حاتمي،
حسين: گزارش اپيدمي هپاتيت E در كرمانشاه (اوّلين همه گيري در ايران(، ماهنامه علمي نبض، شماره 9، خرداد ماه 1371، صفحات 31ـ23 0 25 ـ حاتمي، حسين;
ظاهري، شهداد: مطالعه اپيدميولوژيك و باليني تب روده در پناهندگان
عراقي بستري در بيمارستان سيناي كرمانشاه، مجله علمي ـ پژوهشي حكيم، دوره 2، شماره 4، زمستان
1378، صفحات 238ـ231 0 26) Smallpox
eradication: temporary retention of variola virus stocks : Weekly epidemiological record, WHO,
No. 19, 11 May 2001, pp. 141-48.
27)
James W. Buehler, Ruth L. Berkelman, David M. Hartley, and Clarence J.
Peters, Syndromic Surveillance and Bioterrorism-related Epidemics, Journal of
Emerging Infectious Diseases, Vol. 9, No. 10, October 2003, pp. 1197-204. |