|
كتاب جامع بهداشت عمومي |
فصل
11 / گفتار 10 / دكتر فاطمه رمضان زاده، دكتر مامك شريعت
بهداشت باروري |
|
فهرست مطالب مراقبتهاي جسمي پزشكي
(Bio Medical ) بارداري ومراقبتهاي دوران بارداري عوامل اجتماعي موثر
بر انتقال بيماري هاي مقاربتي تاخير در درمان بيماري هاي منتقله از راه مقاربت مهمترين موانع علاقه مندي مردان به مشاركت دربرنامه
بهداشت باروري براساس تجربه هاي جهاني |
|
|
|
|
|
|
|
|
بهداشت باروري
(Reproductive health)
دكتر فاطمه رمضان زاده،
دكتر مامك شريعت
انتظار ميرود فراگيرنده، پس از گذراندن اين درس، بتواند :Ø
تعريف بهداشت
باروري واهميت آن را بداند و بيان
كند Ø
تغييرات ناشي
از بلوغ و بهداشت بلوغ را شناخته و آنها را بيان كند Ø
اهميت مشاوره
قبل از ازدواج و انجام معاينات وآزمايشات لازم را شناخته و به آنها عمل كند Ø
پيشگيري از
اهميت بيماريهاي مقاربتي وايدز را شناخته و بيان كند Ø
تغييرات ناشي از
بارداري، مشاوره قبل از آن و مراقبتهاي لازم در دوران زايمان و پس از آن را
شناخته و به كار بگيرد Ø
علل ناباروري و
تعريف آن را دانسته و آنها را بيان كند Ø
اهميت و چگونگي
مشاركت مردان در بهداشت باروري را ياد گرفته و به آن عمل كند Ø
چگونگي توانمند
سازي زنان را بداند و موانع آن را بشناسد. |
بهداشت باروري، بلوغ، بارداري، ناباروري، بيماريهاي مقاربتي، مشاركت مردان، توامند سازي زنان
گسترش
بهداشت باروري و پرداختن به ابعاد مختلف آن در سطح ملي و بين المللي يكي از گام
هاي اساسي در تامين سلامت جامعه و خانواده يا محوريت سلامت زنان ميباشد. بهداشت باروري از نظر تعريف، تمام
مقاطع حساس و كليدي را در
تامين سلامت اعضاء خانواده
بخصوص زنان و دختران از تولد تا مرگ
در بر ميگيرد.
به بيان ديگر اگر بپذيريم كه موارد قابل توجهي از بيماري هاي جسمي و روحي مثل سوء تغذيه و رشد ناكافي كه منجر به تهديد سلامت در دوران پس از
تولد ميشود از دوران جنيني شروع شده است، لذا دامنه بهداشت باروري به دوران قبل
از تولد نيز تسرّي مييابد.
كاهش آمار مرگ و مير مادران و كودكان، جلوگيري از بيماري هاي مهلك و
پرهزينه، افزايش كيفيت زندگي و طول عمر مفيد از نتايج مستقيم برنامه هاي بهداشت
باروري است. براساس برنامه عمل و سند كنفرانس بين المللي جمعيت و توسعه در سال
1994 در قاهره، بهداشت باروري چنين تعريف شده است : سلامت
كامل جسمي، رواني و رفاه اجتماعي، كه همه جوانب مربوط به سيستم توليد مثل، روند و
عملكرد آن را در بر ميگيرد.
بهداشت باروري به اين معناست كه مردم آزادانه و آگاهانه قابليت توليد مثل داشته و در مورد چگونگي، وقت و تناوب آن و زمان بچه دار شدن، خود تصميم بگيرند. بنابراين، آگاهي داشتن و دسترسي به روش
هاي مطمئن، مؤثر و كم هزينه و قابل قبول تنظيم خانواده كه مغايرتي با قانون نداشته
باشد و همچنين حق دسترسي به خدمات بهداشتي، درماني كه
زنان را قادر به گذراندن دوران بارداري و زايماني ايمن
نمايد و از بهداشت جنسي مناسب، بهره مند سازد و
برخورد منطقي در رابطه با سلامت زنان و خانواده در مردان ايجاد نموده و مشاركت بهينه آنان را فراهم كند، از حقوق زنان و مردان به حساب ميآيد.
باتوجه به اهميت مسائل فوق، همه كشورها موظف به تلاش براي ارائه همگاني
بهداشت باروري در سنين مناسب به همه افراد، از طريق نظام مراقبت هاي بهداشتي ـ
درماني در اسرع وقت و حداكثر تا سال 2015 ميلادي شده اند. اينگونه مراقبت ها به دو گروه اصلي تقسيم ميشوند:
1 ـ جسمي، پزشكي Bio – Medical
2 ـ رواني،
اجتماعي Psycho – Social
دوران باروري هر زني سال هاي بين بلوغ و يائسگي دوران زندگي او است. از
مشخصه هاي اين دوران كه محدوده
45-15 سالگي را شامل ميشود، تناوب و تغييرات دوره اي هورمون هاي
استروئيدي جنسي است. بلوغ جنسي (Puberty) با افزايش ناگهاني هورمون هاي جنسي (آندروژنها) همزمان با
افزايش سرعت رشد جسمي و بروز صفات ثانويه جنسي، صورت ميگيرد. سن شروع
بلوغ و شرايط تغذيه اي و محيطي متفاوت است. متوسط سن بلوغ، 5/12 سالگي است. بهداشت
باروري هر زني علاوه بر تغييرات هورموني از عوامل ديگري چون بهداشت عمومي،
فاكتورهاي محيطي و تغذيه نيز متأثر ميشود. از آنجاكه هر زني بطور
متوسط 9/35 سال از دوران حيات خود را در محدوده سنين باروري سپري ميكند و در همين
دوران بارداري، شيردهي و حتي مراقبت از كودكان نيز بر عهده او ميباشد. لذا توجه
به سلامت و بهداشت زنان در اين فاصله زماني اهميت به سزايي خواهد داشت. هرگونه
اقدام بهداشتي و درماني در اين دوران سلامت زن را در سراسر زندگي، تضمين ميكند و
بدين طريق ضامن سلامتي و در نهايت، سلامت جامعه خواهد بود. دوران هاي مختلف زندگي
يك زن در اين محدوده سني او بر روي نقش هاي مختلف او در زندگي اجتماعي مانند تحصيل
و اشتغال تأثير ميگذارد. تغييرات اجتماعي و پيشرفت هاي تكنولوژي و دانش و آگاهي
مردم در دهه هاي
اخير، موجب ارتقاء سطح سلامت باروري زنان در كشورهاي توسعه يافته شده است اما در
كشورهاي در حال توسعه همچنان مشكلات فراواني در زمينه بهداشت باروري در نتيجه عدم
آگاهي زنان ديده ميشود. ارتقاء كيفيت خدمات بهداشت باروري در تشخيص و درمان اختلالات باروري ميتواند بطور چشمگيري در سلامت جسم و روان زنان مؤثر باشد لذا شناخت و اولويت بندي چالش ها، در اين دوران، اهميت
به سزايي دارد. اين مشكلات عبارتند از :
·
بارداري در سنين نوجواني و جواني
·
اختلالات قاعدگي
·
سندرم پيش از قاعدگي
·
ناباروري
·
بارداري هاي ناخواسته
·
سقط
·
بيماري هاي مقاربتي
·
عوارض دوران بارداري و نفاس .
دست يابي به راه حل براي هركدام از مجموعه مشكلات فوق، نياز به مطالعات،
بررسي و پژوهش هاي عميقي دارد و اين يكي از وظايف متوليان امر بهداشت و درمان است.
دوران باروري زن با بلوغ و
تكامل محور هيپوتالاموس ـ هيپوفيز ـ گنادها ايجاد ميشود. از مشخصه
هاي اين مرحله افزايش هورمون هاي استروئيدي، بروز صفات ثانويه جنسي، و افزايش سرعت
رشد و تكامل ميباشد رشد فيزيكي دختران در اين دوران به گونه اي است كه قد آنها، اندازه اندام ها و حتي ارگان هاي داخلي افزايش مييابد. بر ميزان توده
عضلاني، استخواني و حجم بافت چربي بدن افزوده ميشود.
در نهايت يك دختر نوجوان شكل و ظاهري همانند زنان پيدا ميكند. در اين دوران
تمايلات جنسي و حتي امكان فعاليت جنسي و باروري براي دختران ايجاد شده است. حال
آنكه بلوغ و تكامل رواني دختران شايد همپاي بلوغ فيزيكي و جنسي پيش نرود. عدم تطابق بين
بلوغ جسمي و رواني در ميان نوجوانان باعث بروز تضادهاي دروني و بيروني آنها ميشود.
بلوغ عبارت از مجموعه تغييرات جسمي و رواني است كه به دنبال هم اتفاق ميافتد و نهايتاً در پايان اين دوره، نوجوان زمينه
و آگاهي كافي جسمي و رواني را براي زن شدن پيدا ميكند.
علامت هاي جسمي بلوغ به دنبال مجموعه تغييرات هورموني بدن كه ارتباط مستقيمي
با تخمدان دارد، ظاهر ميشود. سن
بروز تغييرات بدني در دوره بلوغ، بسيار متغير است. اكثر دختران در سنين 9 تا 13 نخستين
تحولات دوره بلوغ را از خود نشان ميدهند. 2-1 درصد جمعيت، شروع تغييرات بلوغ را
در خارج از اين محدوده سني تجربه ميكنند. اين افراد را از نظر بلوغ زودرس و يا ديررس ميبايست ارزيابي كرد.
·
رشد جسمي وقدي
·
جوانه زدن نوك پستان ها ورشد
آنها ( تلارك)
·
پيدايش موهاي ناحيه تناسلي و زير
بغل ( پوبارك )
·
قاعدگي ( منارك) .
طول مدت رشد در پسرها طولاني تر از دخترها است به طوري كه معمولاً مردها قد بلندتر از زنها ميشوند. جهش رشد معمولاً در دختران حداقل 2 سال زودتر از
پسران اتفاق ميافتد و بسيار چشمگير است. به طوري كه در مدت يك سال ميزان رشد 2
برابر ميشود جهش چشمگير رشد و حداكثر افزايش آن، معمولاً دو سال بعد از جوانه زدن
پستان ها و يك سال قبل از شروع عادت ماهانه اتفاق ميافتد.
سرعت رشد در دختران به ميزان هورمون رشد و هورمون جنسي (استروژن) مربوط ميشود
هورمون رشد باعث افزايش رشد بخصوص در استخوان ها و غضروف ميشود ولي هورمون جنسي
(استروژن) سبب بسته شدن مركز رشد استخواني و كاهش و كند شدن استخوان ميشود. به
همين دليل است كه بعد از شروع قاعدگي، سرعت رشد قد كندتر ميشود و معمولاً بيش از
6 سانتي متر افزايش نمييابد.
مرحله بعدي، رشد پستان هاست كه معمولاً در سنين بين 13-9 سال روي ميدهد به
طور متوسط در 5/9 سالگي پستان ها رشد ميكنند. جوانه زدن پستان ها از نوك پستان
شروع ميشود و به طور معمول دردناك،
حساس و در دو طرف همزمان است. در پايان دوره بلوغ، رشد پستان كامل ميشود و
به صورت پستان بالغ در ميآيد.
آخرين مرحله بلوغ، قاعدگي است كه در سنين 16-10سال و به طور متوسط در 13
سالگي اتفاق ميافتد. عامل وراثت، عوامل محيطي از قبيل محل جغرافيايي و تماس با
نور، وضعيت سلامت، وزن، تغذيه و شرايط رواني
در شروع سن بلوغ دخالت دارند. كودكاني كه در مناطق گرم و كم ارتفاع و يا نقاط شهري
زندگي ميكنند و يا چاق هستند، زودتر بالغ ميشوند.
هرچند كه بلوغ مراحل خاص خود را دارد كه به ترتيب طي ميشود اما سن تقويمي
شاخص هاي خوبي براي شروع بلوغ نيست بلكه شاخص هاي مهمتري نشانه بلوغ فيزيكي يك
دختر نوجوان است:
1- سن استخواني : اگر سن استخواني دختري همپاي سن تقويمي او و يا حتي با يكسال اختلاف باشد
نشانه بلوغ جسمي ميباشد.
2- بروز صفات
ثانويه جنسي از اولين علائم بلوغ است: ابتدا در 5 مرحله پستان ها بزرگ و آرئول پررنگ تر ميشود. رويش مو در ناحيه پوبيس و لب هاي بزرگ تناسلي خارجي زنانه (در 5 مرحله) نيز
از ديگر صفات ثانوي جنسي است. موازي با بزرگ شدن پستان ها رحم نيز از نظر طول و
قطر فوندوس و ضخامت رشد ميكند.
3- زماني كه اولين خونريزي قاعدگي آغاز ميشود( منارك) : هرچند كه از آخرين مراحل بلوغ است اما واضح
ترين و ملموس ترين علامت بلوغ ميباشد كه نشان دهنده امكان و ظرفيت فعاليت هاي
جنسي در يك نوجوان نيز ميباشد. زماني بلوغ در يك دختر نوجوان، كامل شده است كه
رشد استخواني، بروز صفات ثانويه جنسي و آغاز قاعدگي هر سه رخ دهد. هرچند كه همزمان
نباشند. ابتدا بزرگ شدن پستان ها حدود يكسال پس از
افزايش قد و يكسال بعد، قاعدگي آغاز ميشود.
1- نژاد: تمامي مراحل
بلوغ (تلارك ـ پوبارك ـ منارك) در سياه پوستان زودتر از سفيدپوستان ديده ميشود.
ضمنا دختران ژاپني زودتر از ساير دختران آسيايي به سن بلوغ ميرسند.
2- وضع تغذيه : سوء
تغذيه موجب كوتاهي قد و تأخير سن بلوغ ميشود در جوامع
اروپايي و آمريكايي تغير الگوي تغذيه اي و افزايش مصرف چربي ها و پروتئين ها موجب
كاهش متوسط سن بلوغ دختران شده است.
3- فعاليت فيزيكي : دختراني كه ورزشكارند و فعاليت هاي فيزيكي مرتب و مداوم دارند زودتر از دختران ديگر بالغ ميشوند.
4- عوامل فاميلي و ژنتيكي : متوسط سن منارك در دوقلوهاي مونوزيگوت (يك تخمكي) برخلاف ديزيگوت ها
(دوتخمكي) يكسان است، همچنين در مهاجران آسيايي به
اروپا عليرغم داشتن شرايط يكسان اجتماعي، تغذيه اي و
فعاليت هاي فيزيكي، متوسط سن منارك تغييري نكرده است.
سير تحولات دوران بلوغ تأثير مستقيمي بر بهداشت جسمي فرد ميگذارد. از سوي ديگر
اين دوران، زمان رشد سريع جسماني و فعاليت هاي بدني نوجوانان است،كه نيازهايي را با خود همراه خواهد داشت. ازجمله تغذيه، ورزش، استحمام و بهداشت پوست
را ميتوان نام برد.
تغذيه : به دليل رشد
سريع جسماني، سوخت و ساز بالاي بدن و فعاليت هاي بدني، نوجوانان به انرژي دريافتي
بيشتر از دوران هاي قبلي نياز دارند لذا تغذيه
مناسب اهميت بسزايي خواهد داشت در برنامه غذايي يك نوجوان در سنين بلوغ صبحانه از
مهمترين وعده هاي غذايي است. دريافت كافي پروتئين ها (از منابع حيواني و گياهي) كه
در گوشت، لبنيات، تخم مرغ و حبوبات نهفته است لازم ميباشد. ويتامين ها و املاحي
چون كلسيم، آهن و يُد حتماً بايد در رژيم غذايي نوجوان گنجانده شود. بهترين منبع
ويتامين ها، ميوه و سبزي ميباشد. يُد در غذاهاي دريايي، لبنيات و تخم مرغ وجود
دارد كلسيم نيز در شير و فرآورده هاي شيري وجود دارد. نوجوان ميتواند آهن مورد
نياز بدن خود را از غذاهايي چون گوشت، جگر، ماهي و زرده تخم مرغ تأمين كند.
ورزش : ورزش براي
تندرستي و شادابي جسمي و رواني يك نوجوان لازم است ورزش راه مناسب مبارزه با سستي، تنبلي و افزايش بيش از اندازه وزن است. از سوي ديگر پيشگيري كننده از بيماري
هاي ميانسالي چون دردهاي عضلاني و استخواني نيز ميباشد ورزش با عادات ماهانه يك
دختر منافاتي ندارد و حتي ورزش هاي سبك مداوم نيز توصيه ميشود.
بهداشت فردي :
افزايش هورمون هاي استروئيدي در دوران نوجواني عامل مؤثر در ايجاد آكنه (جوش ها)
بخصوص در صورت است. بهداشت پوست و نيز درمان هاي تجويزی پزشك در مواقع لازم بهترين
راه مبارزه با اين مشكل است. ترشحات بدن و عرق در دوران بلوغ نسبت به زمان هاي قبل
تغييراتي را خواهند داشت كه مهمترين آن افزايش ترشح ماده چربي است كه توليد كننده
بوي بد ميباشد از اينرو استحمام مرتب در يك نوجوان از اركان اصلي بهداشت فردي
است. لازم به ذكر است كه در دوران قاعدگي نه تنها استحمام مانعي ندارد بلكه مفيد
نيز ميباشد.
سلامتي و تندرستي از بهترين نعمت ها و از بهترين عوامل موفقيت در زندگي هر
انساني است زيرا از يك سو به او توانايي مقابله در برابر دشواري ها و محروميت ها
بخشيده و از طرف ديگر ظرفيت و توان بهره مند شدن از نعمت ها و مواهب الهي را در
زندگي به او ارزاني ميدارد اهميت ورزش در سلامت و بهداشت كاملاً آشكار است و به
عنوان جزء ثابتي از بهداشت تن و روان شناخته شده است. در دنياي
امروز مردم بيش از گذشته به ورزش ميپردازند دليل اين استقبال گسترده به ويژه در
بين دختران و زنان، افزايش آگاهي از فوايد ورزش و فعاليت بدني منظم و مداوم در حفظ
سلامت و ايجاد احساس رضايت و موفقيت در طول زندگي است.مزاياي ورزش و حركات منظم
بدني در حفظ سلامتي بر هيچكس پوشيده نيست اين مزاياي فيزيولوژيكي عبارتند از:
·
امكان كاهش وزن را در زماني كه
لازم باشد فراهم ميكند
·
كارايي بافت ماهيچه اي را براي توليد انرژي افزايش ميدهد
·
باعث تقويت قلب و ريه و سيستم گردش خون ميشود
·
مقدار چربي هاي خون را كاهش ميدهد
·
به كنترل اشتها كمك ميكند.
نتايج بسياري از تحقيقات، فوايد ورزش در سلامت قلب و عروق،كاهش و تثبيت وزن
بدن، ايجاد هماهنگي و نرمي اعضا و افزايش درك و احساس مغزي را ثابت كرده است. ورزش
در بين زنان، نه تنها آنان را براي انجام وظايف مقدس مادري و تربيت نسل سالم كمك و
ياري ميدهد، بلكه وسيله مهمي جهت نيل به تامين بهداشت و تندرستي جسمي و رواني زن در تمام دوران هاي مختلف زندگي است. نتايج تحقيقاتي كه در مورد
اثرات ورزش و فعاليت هاي بدني در دختران جوان انجام شده نشان داده است كه تمرينات
مناسب ورزشي تأثير منفي بر دوران قاعدگي آنان ندارد، بلكه در جلوگيري از ناراحتي و
بهبود قاعدگي همراه با درد، مفيد است. به طور كلّي ورزش كردن در دوران نوجواني و
جواني ميبايست مثل غذا خوردن به صورت يك عادت درآيد زيرا ورزش و فعاليت بدني منظم
نه تنها به سلامت جسمي و رواني نوجوان كمك ميكند، بلكه از بروز بسياري از بيماري
ها مثل چاقي و بيماري هاي قلبي، جلوگيري ميكند.
ورزش سبُك و فعاليت بدني در دوران بارداري بسيار مناسب و لذت بخش است.
بهترين ورزش در دوران بارداري، راه رفتن است. براي جلوگيري از لغزش و افتادن بهتر
است كه از كفش هاي پاشنه كوتاه استفاده شود، زيرا كفش هاي
پاشنه بلند علاوه بر لغزش موجب كمردرد نيز ميشود. در فصل تابستان از پياده روي در
هواي گرم و زير نور آفتاب بايد خودداري شود، زيرا تحمل زن باردار در
مقابل گرما بسياركم است. در راه رفتن بايد حوصله به خرج داد و از راه رفتن سريع در محل هاي شلوغ بايد پرهيز نمود. پياده روي و گردش بطور متوسط روزانه 2 الي 3 كيلومتر، كافي
است و طي كردن اين مسافت، بايد به فواصل كم و به دفعات متوالي صورت گيرد تا خستگي
به وجود نيايد. تمام انواع ورزش هاي سنگين در دوران بارداري ممنوع است. البته
كساني كه قبل از بارداري به اين نوع ورزش ها عادت دارند، ميتوانند در دوران
بارداري كم و بيش آن را ادامه دهند، ولي احتياط در سه ماهه آخر بارداري توصيه ميشود.
برخي ورزش هاي سخت عبارتند از: دوچرخه سواري. تنيس، اسكي روي يخ و اسب سواري. شنا
كردن براي زن باردار اِشكالي ندارد. بطور كلّي فعاليت بدني در زن باردار نبايد
موجب خستگي، افزايش واضح ضربان قلب و افزايش دماي بدن شود.
يكي از اركان مهم بهداشت باروري تنظيم خانواده است، اهميت انواع
و شرايط آن در بخش ديگري بطور جداگانه و به تفصيل بيان شده است.
زوجين از لحاظ جسمي، بايد بلوغ كامل و
از نظر رواني آمادگي پذيرش مسئوليت ازدواج را داشته باشند. در اين مورد رعايت سن
مناسب براي دختر و پسر، زمينه هاي لازم جهت يك ازدواج موفق را فراهم ميكند. به خاطر بسپاريد كه بيش از سن
تقويمي، سن عقلي ضامن بقاي زندگي مشترك خواهد بود. متخصصان سن
مناسب ازدواج را براي دختران 24-18 سال و براي پسران 28-24 سال توصيه ميكنند معمولاً اختلاف سن 6-2 سال بين دختر و پسر توصيه ميشود. يك زوج براي حفظ
سلامت، جلوگيري از پيري زودرس، پيشگيري از مشكلات اقتصادي و تربيت
فرزندان صالح و لايق بايد بدانند كه :
·
محدوده سني مناسب براي بارداري
35-18 سال و مناسب ترين زمان بين 30-20 سالگي است
·
حاملگي زير 18 سال و بالاي 35
سال مخاطره آميز است
·
فاصله كمتر از 3 سال بين دو
حاملگي خطرناك است
·
زايمان چهارم و بيشتر، داراي
عوارض زيادي براي مادر و نوزاد است بنابراين داشتن بيش از 2 يا 3 فرزند توصيه نميشود.
براي كسب اطمينان از سلامت زوجين انجام آزمايش هاي زير قبل از ازدواج ضروري
است :
·
تشخيص مبتلايان به سيفيليس
·
تشخيص مبتلايان به تالاسمي
·
تشخيص معتادين
بيماري هاي مقاربتي كه در زمان تماس جنسي از فردي به فرد ديگر منتقل ميشوند را ميتوان قبل
از ازدواج و يا قبل از بارداري به وسيله معاينات و آزمايش هاي اختصاصي
تشخيص داد. برخي از اين بيماري ها عبارتند از: سوزاك، سيفيليس، كلاميديا، ايدز و زگيل تناسلي. با تشخيص اين گونه بيماري ها ميتوان
از ابتلاء فرد ديگر (همسر) و نيز احتمالاً ابتلاء جنين در داخل رحم
پيشگيري كرد.
مصرف سيگار، الكل و مواد مخدر در زن
يا مرد ميتواند روي قدرت باروري مؤثر باشد و موجب ناباروري و يا كاهش ارتباط جنسي شود. در صورت حاملگي
نيز عوارض بارداري (افزايش خونريزي، زايمان
زودرس) و نيز عوارض نوزادي (ناهنجاري هاي مادرزادي، تاخير رشد
داخل رحمي جنين، تولد نوزاد با وزن كم، اختلالات رفتاري و عقب ماندگي ذهني نوزاد و بالاخره افزايش مرگ و
مير دوره نوزادي) افزايش مييابد. لذا توصيه ميشود معتادان به هريك از اين مواد، قبل از اقدام به ازدواج و يا قبل از
بارداري از مصرف سيگار، الكل و مواد مخدر،
خودداري كنند.
اگرچه سرخجه بيماري ويروسي ساده اي است ليكن ابتلاء به آن در دوران بارداري
براي جنين بسيار خطرناك است. لذا به خانم هايي كه تا كنون به
بيماري سرخجه مبتلا نشده و در
برنامه واكسيناسيون عمومي سرخك و سرخجه نيمه دوّم سال 1382 كشور، شركت ننموده اند توصيه ميشود كه واكسن سرخجه را دريافت نموده
و تا مدت 3 ماه بعد از واكسيناسيون، باردار نشوند.
در صورتي كه Rh
خون خانمي منفي باشد حتما ًبه Rhخون همسرش توجه شود تا در صورت مثبت بودن، در دوران بارداري اقدامات لازم صورت گيرد.
تزريق يك دوره كامل واكسن كزاز به صورت 5 نوبتي (به فواصل 1 ماهه، 6 ماهه، 1
ساله، 2 ساله، و بعد از هر10 سال يكبار به عنوان يادآور) توصيه ميشود بدين ترتيب
از ابتلاء به بيماري عفوني و بسيار خطرناك كزاز جلوگيري به عمل آمده، مصونيت حاصل ميشود و بدين ترتيب از ميزان بروز كزاز نوزادي نيز به شدت
كاسته ميگردد.
گلبول هاي قرمز خون انسان از طريق هموگلوبين وظيفه اكسيژن رساني به قسمت هاي
مختلف بدن را به عهده دارند. هموگلوبين داراي دو جزء است. قسمت اوّل از چهار زنجيره
(رشته) درست شده است و قسمت دوّم را آهن تشكيل ميدهد.
هرگاه به علل مختلف، مقدار آهن بدن كم شود، كم خوني فقر آهن ايجاد ميشود.
اشكال در زنجيره هاي هموگلوبين نيز موجب بروز انواع مختلف تالاسمي ميشود كه اين به نوبه خود در اكسيژن رساني اعضاي بدن اختلال ايجاد ميكند. تالاسمي مينور يك بيماري
تلقي نميشود بلكه در واقع يك مشخصه خوني است كه مانند رنگ پوست به ارث ميرسد.
زندگي فرد مبتلا به تالاسمي مينور كاملاً عادي است و ميتواند به
فعاليت هاي عادي روزمره بپردازد فقط از طريق انجام آزمايش خون ميتوان مشخص كرد كه ناقل بيماري تالاسمي است. تالاسمي ماژور نوعي اختلال در هموگلوبين است و فرد مبتلا دچار كم خوني شديد خواهد شد. اين بيماري در چند ماه اوّل زندگي نشانه
هاي واضحي ندارد. از حدود شش ماهگي نشانه هاي بيماري آشكار ميشوند كه عبارتند از: تغيير شكل صورت، پوكي استخوان
ها، اختلال رشد، تأخير در بلوغ جنسي، نارسايي
قلبي، اختلال عملكرد غدد داخلي مانند
لوزالمعده و بروز ديابت . . . و مشكلات
گوارشي. بنابراين اندازه قدّ اين افراد از معمول كوتاهتر است. اگر هم زن و مرد به صورت پنهان دچار اين عارضه باشند، در اين صورت
خطر جدي براي ابتلاء فرزندانشان وجود دارد. و اين
در حاليست كه با آزمايش ساده خون و با مطلع شدن از
اين مشكل، ميتوان تحت راهنمايي پزشكان از بروز آن براي فرزندان
جلوگيري كرد. اگر قبل از ازدواج (خصوصاً در ازدواج هاي فاميلي ويا در خانواده هايي
كه فرد مبتلا به تالاسمي در آنها وجود دارد) آزمايش
خوني از دختر و پسر انجام گيرد، در صورت مبتلا بودن آنها، ميتوان اين نقيصه را تشخيص داده و آنها را
راهنمايي كرد كه پس از ازدواج ممكن است كودكي مبتلا به تالاسمي داشته
باشند. لذا به همه داوطلبين ازدواج توصيه ميشود قبل از عقد،
حتماً آزمايش خون را جهت كشف تالاسمي انجام دهند و در صورت
مبتلا بودن هر دو زوج، از اين ازدواج حتيالامكان صرف نظر كنند.
يك فرآيند آموزشي كه به افراد مبتلا يا در معرض خطر كمك ميكند تا طبيعت اختلال ژنتيكي (بيماري وراثتي) و نحوه انتقال آن را بشناسند و موضوعات مرتبط با درمان اين بيماري ها و تنظيم خانواده را بهتر درك كنند. از اصلي ترين
اهداف مشاوره ژنتيك، مشخص كردن خطر وقوع يا تكرار يك
بيماري ارثي در هر حاملگي است. تمام افرادي كه هريك از موارد زير را در خود يا اجداد خود دارا هستند، قبل از تصميم به ازدواج يا قبل از بچه
دار شدن يا در حين حاملگي و يا بعد از زايمان بايد تحت مشاوره ژنتيك
قرار گيرند (كه البته بهتر است قبل از تصميم به ازدواج و يا قبل از بچه دار شدن
باشد):
·
ازدواج هاي فاميلي
·
حاملگي در سن 35 سال يا بالاتر
·
وجود نقايص
مادرزادي
·
عقب ماندگي ذهني يا تاخير در رشد
·
كوتاهي بيش از حد قد و ساير اختلالات رشدي
·
نازايي يا سقط هاي مكرر در زنان
و عقيمي در مردان
·
ناتواني هاي جسماني كه در هنگام
بلوغ شروع شده است
·
سرطان ها، برخي بيماري هاي قلبي، فشار خون بالا و بيماري هاي ديگري كه
ارث در آن دخيل است مانند ديابت . . .
·
اختلالات سوخت و ساز بدن
·
اختلالات رفتاري .
بنابراين مشاوره ژنتيك به خانواده ها و افراد كمك ميكند تا :
نقش توارث را در بيماري ها بشناسند و خطر تكرار بيماري را در خويشاوندان بدانند
حقايق پزشكي
در باره بيماري هاي ارثي را درك كنند (نحوه تشخيص، عاقبت بيماري
وراثتي)
راه هاي در
دسترس براي برخورد با خطر موجود را بشناسند
بهترين راه
چاره را كه با اهداف، ارزش ها و اعتقادات خانواده
منطبق باشد بيابند.
ازدواج
فاميلي ازدواجي است كه در آن زوجين با يكديگر خويشاوند هستند و بنابراين ژن هاي مشابه دارند. در حال حاضر هزاران
نوع بيماري ارثي مختلف شناخته شده اند كه ممكن است از طريق به ارث رسيدن ژن هاي
مشترك در پدر و مادر، فرزندان را مبتلا سازند اين خطر در ازدواج هاي
فاميلي به علت وجود ژن هاي مشترك بيشتر خواهد بود، اين بدان معنا نيست كه در ازدواج هاي غيرفاميلي هيچگونه خطري وجود ندارد،
بلكه احتمال خطر پايين خواهد بود بنابراين ازدواج فاميلي از نظر ژنتيك منطقي نيست.
نقايص ژني : در
اين بيماري ها، اختلالات ژنتيكي از طريق به ارث رسيدن يك ژن معيوب از پدر، مادر و يا هر دو به وقوع ميپيوندد، مانند كم خوني داسي شكل، هموفيلي، كوررنگي.
اختلالات كروموزومي: اين بيماري هاي ژنتيكي به علت اختلال در ساختمان و يا تعداد كروموزوم ايجاد ميشوند. شايعترين اختلال كروموزومي سندرم
داون يا منگوليسم است. با افزايش سن مادر، احتمال اين اختلال بيشتر ميشود به طوري
كه در يك خانم 20 ساله احتمال به دنيا آوردن فرزند مبتلا به منگوليسم حدود يك در
2000 و در خانم 40 ساله يك در 100 است.
بارداري پديده اي كاملاً طبيعي است. يكي از
شيرين ترين مراحل زندگي هر زني، دوران بارداري، زمان انتظار
و آماده شدن او براي پذيرش مسئوليت بزرگ مادر شدن است.
·
هدف اصلي از انجام مراقبت هاي
اين دوران، تولد نوزادي سالم، بدون
به خطر انداختن سلامت مادر است
·
مدت زمان طبيعي دوره بارداري،
بعد از اوّلين روز آخرين قاعدگي، حدود 40 هفتگي يا 280 روز است. بارداري را به 3 دوره سه ماهه تقسيم ميكنند:
سه ماهه اول: از
ابتداي بارداري تاپايان هفته چهاردهم
سه ماهه دوم: از
انتهاي هفته چهاردهم تا پايان هفته بيست و هشتم
سه ماهه سوم: از
انتهاي هفته بيست و هشتم تا پايان هفته چهلم
بايد توجه
داشت، هزينه اي كه صرف نگهداري از مادر يا نوزاد غيرطبيعي ميشود به مراتب بيش از
هزينه انجام مراقبت هاي دوران بارداري است. به همين دليل خانم ها بايد به محض
اطلاع از بارداري، جهت دريافت مراقبت هاي اين دوران به مراكز بهداشتي مراجعه كنند و تحت نظر پزشك يا ماما باشند. براي بسياري از زنان، بارداري وتغييرات ناشي از آن
ناشناخته و همراه با ترس و اضطراب است اگرچه بايد به مادران تاكيد كرد كه بارداري يك پديده طبيعي است و بسياري از تغييرات اين دوران به منظور
سازگاري مادر با شرايط جديد، رخ ميدهند، ولي براي جلوگيري از بروز مشكلات،
بايد مادران با اين دوره و تغييرات آن آشنا شوند.
با شروع بارداري، مراقبت هاي اين دوران آغاز ميشود. در اولين مراجعه به مركز بهداشتي درماني يا پزشك يا ماما، اطلاعات لازم را در مورد بارداري و اهميت آن به دست ميآورد و مطمئن ميشود كه با
مراجعه مرتب سلامت او و فرزندش تأمين خواهد شد.
·
مشخصات خانوادگي، وضعيت بارداري
فعلي و قبلي، تعداد زايمان هاي قبلي و نتيجه آنها
·
سابقه بيماري هاي فعلي و قبلي،
سابقه بيماري هاي ارثي و فاميلي، روش هاي پيشگيري از بارداري به كار رفته، داروهايي
كه مصرف كرده يا ميكند و طول مدت مصرف آنها
·
خانم هاي بارداري كه مشكل دارند،
جهت دريافت مراقبت هاي ويژه به متخصص معرفي ميشوند، آزمايش هاي لازم صورت ميگيرد،
معاينات عمومي انجام ميشود و فشار خون، وزن وقد اندازه گيري ميشوند و تاريخ
مراجعه بعدي معين ميشود.
·
مادر باردار بايد تا ماه هفتم
بارداري ماهي يكبار، طي ماه هفتم و هشتم هر 2 هفته يكبار و طي ماه نهم بارداري
هفته اي يكبار، به مركز بهداشتي درماني يا پزشك يا ماما مراجعه كند. اگر مادري در معرض خطر باشد بايد در فواصل كوتاهتري به مركز مراجعه كند همچنين اگر
مادري در طي بارداري متوجه هرگونه تغيير غيرعادي يا مشكل خاصي شد، بدون آنكه منتظر
تاريخ ملاقات تعيين شده بعدي بماند، بايد مراجعه كند
·
تغذيه مناسب
·
استراحت كافي
·
داشتن آرامش روحي
·
انجام ورزش هاي مناسب
·
انجام مراقبت هاي دوران بارداري
·
عدم مصرف خودسرانه دارو
·
تعيين قبلي محل انجام زايمان
·
رعايت بهداشت فردي
·
شناخت علائم خطر در بارداري .
تغييرات
وزن در دوران بارداري متغير است. نژاد، سن، وزن قبلي، قد و
عوامل ديگر در آن دخالت مستقيم دارند به
طور طبيعي، در سه ماهه
اوّل بارداري، 2-1 كيلوگرم وزن اضافه ميشود در شش ماهه بعد، هفته اي 400 گرم يا ماهي 5/1 كيلوگرم به وزن
زن باردار افزوده ميگردد. بنابراين افزايش وزن در دوران حاملگي به ميزان 12-10
كيلوگرم طبيعي است.
اغلب زنان باردار حداقل به 8 ساعت خواب
شبانه و همچنين به استراحت بعد از ظهر احتياج دارند فعاليت در دوران حاملگي زيان آور نيست، اما بايد از
انجام كارهاي سنگين و جابه جا كردن وسايل سنگين خودداري كرد. وضعيت روحي و رواني
مادر در دوران بارداري به طور مستقيم بر روي سلامت جنين تأثير ميگذارد، ورزش هاي
سبك در دوران بارداري براي مادر و جنين مفيد است.
به طور كلّي لازم نيست زن حامله تمرينات
ورزشي خود را محدود كند به شرطي كه خود را خسته نكند. بنابراين بايد از انجام ورزش هاي سنگين كه خطر افتادن، زمين
خوردن و ضربه ديدن دارد پرهيز شود.
دوش
گرفتن در طول حاملگي مشكلي ايجاد نميكند البته بهتر است از حمام داغ پرهيز كنند. معمولاً خانم هاي
حامله بيشتر عرق ميكنند و ترشحات مهبلي بيشتري دارند بنابراين
حمام روزانه نه تنها آرام بخش است بلكه از
عفونت هاي مختلف نيز جلوگيري ميكند ولي بايد توجه داشت كه از حمام كردن در وان يا حمام هاي لغزنده و پوشيدن دمپايي هاي ابري در حمام خودداري
شود زيرا احتمال بهم خوردن تعادل و لغزيدن زياد است.
لباس
دوره بارداري بايد آزاد وراحت باشد، از
پوشيدن جوراب هاي تنگ،كشدار و استفاده از كمربند و سينه بند تنگ خود داري كرد بهتر
است در اين دوران خانم باردار از كفش هاي پاشنه كوتاه استفاده كند و روزانه لباس
هاي زير خود را عوض كند.
بايد از خوردن شيريني، آب نبات هاي سفت و نوشابه هاي رنگي خودداري كرد. همچنين در ضمن بايد بعد از خوردن هر ماده غذايي، دهان خود را شست و دندان ها را مسواك زد و در صورت لزوم به دانپزشك
مراجعه كرد.
معمولاً در دوران بارداري مسافرت هاي طولاني توصيه نميشود قبل از سفر بايد با پزشك مشورت كرد. خانم هايي كه سابقه سقط يا زايمان زودرس
دارند، بايد از مسافرت در ماه هاي اوّل و آخر بارداري
خودداري كنند. معمولاً در دوران بارداري به علّت تغييرات دستگاه گوارش، يبوست ايجاد ميشود براي بهبود اين حالت خانم باردار بايد از
مايعات، سبزي ها و ميوه ها استفاده كند. حركت و فعاليت نيز در بهبود وضع اجابت
مزاج مؤثر است. در دوران بارداري نبايد داروي مسهل
مصرف شود. يك خانم باردار سالم ميتواند روابط
جنسي خود را ادامه دهد فقط در مواردي كه خطر سقط، زايمان زودرس و پارگي كيسه آب وجود دارد از مقاربت بايد اجتناب كند. البته به طور كلي توصيه ميشود در ماه آخر حاملگي روابط زناشويي محدود شود.
تزريق هر نوع واكسن در دوران بارداري حتماً بايد با نظر پزشك باشد. تنها واكسني كه معمولاً در دوران بارداري تزريق ميشود واكسن كزاز است. مادراني
كه در طول بارداري سيگار ميكشند در مقايسه با غيرسيگاري ها، نوزادان كوچكتري به دنيا ميآورند.
مصرف سيگار و مواد مخدر براي جنين مضر است و خانم هاي باردار بايد به طور
كامل از كشيدن سيگار پرهيز كنند. مصرف الكل توسط خانم باردار در جنين ايجاد ناهنجاري ميكند. زايمان زودرس در خانم هايي كه الكل مصرف ميكنند بيشتر مشاهده ميشود. خانم
هاي باردار بايد قبل از مصرف هر نوع دارو با پزشك مشورت كنند زيرا برخي از
داروها بر روي سير طبيعي حاملگي و رشد جنين تأثير
ميگذارند.
دريافت هر نوع اشعه (مثل عكسبرداري با اشعه ايكس) در حاملگي ممنوع است زيرا احتمال ايجاد
ناهنجاري در جنين را افزايش ميدهد. تماس با حيوانات و عوامل بيماريزا برخي از حيوانات اهلي مانند گربه منتقل
كننده بيماري هايي هستند كه بر روي بارداري و جنين اثر بدي ميگذارند.
انتقال عفونت از گــربه به خانــم باردار (توكسوپلاسموز) معمولاً منجر به سقط جنين
ميشود. در صورت باقي ماندن جنين نيز، ناهنجاري هايي از قبيل اشكالات مغزي، عقب
ماندگي ذهني و غيره ايجاد خواهد شد. بنابراين خانم باردار جداً بايد از
تماس با حيوانات خودداري كند.
خانم باردار بايد از تماس با افراد مبتلا به
بيماري هاي عفوني، رفت و آمد در اماكن عمومي، شلوغ، سربسته و مكان هايي كه احتمال آلودگي وجود دارد، استفاده و از مواد غذايي تهيه شده در خارج از منزل، خودداري كند.
خانم باردار بايد به محض مشاهده هريك از علائم زير به مراكز
بهداشتي درماني يا پزشك يا ماما مراجعه كند.
·
خونريزي از دستگاه تناسلي
·
افزايش ناگهاني وزن بدن
·
اختلالات بينايي و تاري ديد
·
تهوع و استفراغ مداوم و شديد
·
مشكل ادراري
·
درد زير دل
·
لاغري و چاقي بيش از حد
·
ورم به خصوص در دست ها و صورت
·
سردردهاي شديد
·
درد سر دل
·
تب و لرز
·
تنگي نفس و طپش قلب
·
سرفه مداوم و شديد
·
دردهاي منظم شكم
·
آبريزش و هر نوع ترشح بدبو و
چركي از ناحيه تناسلي .
ويار : عبارت است
از حساس شدن خانم باردار نسبت به برخي بوها و يا تمايل به خوردن بعضي از مواد غذايي. علت آن در بارداري كاملاً مشخص نيست.
ويار در زناني كه رژيم غذايي مناسبي دارند و از نظر وضع
روحي در شرايط خوبي هستند،كمتر ديده ميشود. تهوع و
استفراغ ناشي از ويار در نيمه اوّل حاملگي شايع است و سپس به تدريج با پيشرفت بارداري از شدت آن كاسته شده و بهبود مييابد. اين حالت صبح ها شديدتر است ولي ممكن است در طول روز ادامه داشته
باشد. براي پيشگيري و بهبود، بهتر است خانم باردار نيم ساعت قبل از بلند شدن از
رختخواب، يك تكه نان برشته مصرف كند و به آهستگي
فعاليت خود را آغاز نمايد. غذاهاي روزانه را در وعده هاي
بيشتر و با حجم كمتر
بخورد. از خوردن غذاهاي چرب سرخ كرده و پرادويه پرهيز كند. نوشيدن مايعات خنك بين
وعده هاي غذا (و نه همراه غذا ) توصيه ميشود.
سوزش سر دل : اغلب به علت فشار رحم بزرگ شده بر روي معده و برگشت محتويات معده ايجاد ميشود. مصرف غذاي كم حجم، در وعده هاي بيشتر
موجب بهبود اين حالت ميشود. بهتر است خانم باردار در موقع خواب چند بالش زير سر
بگذارند تا سر و سينه بالاتر از معده قرار گيرد.
ضعف و سرگيجه: غالباً به دليل افت فشار خون اتفاق ميافتد، در مواردي كه
خانم باردار به طور ناگهاني از حالت خوابيده به پشت، به حالت
نشسته و يا از حالت نشسته به حالت ايستاده تغيير وضعيت ميدهد، اين عارضه بيشتر مشاهده ميشود. در صورت شديد بودن بايد به پزشك مراجعه شود.
سردرد : در اوايل
بارداري شايع است و اكثرا ًعلت مشخصي ندارد. اين حالت معمولاً در اواسط بارداري از بين ميرود. چون سردرد ميتواند در بسياري از بيماري هاي جدي و خطرناك (مثل مسموميت
بارداري) بروز كند، بنابراين در صورت وجود سردرد شديد و مداوم، بايد به پزشك مراجعه كرد.
تنگي نفس: در اوايل
بارداري به علت بزرگي شكم تشديد ميشود. تنگي نفس با فعاليت و بالا رفتن
از پله ها شديدتر ميشود. اگر تنگي نفس همراه با طپش قلب و درد ناحيه سينه و
گردن باشد و يا در حالت استراحت نيز ادامه داشته باشد، حتماً بايد به پزشك مراجعه كرد.
تغيرات پوست نيز از شكايات شايع بارداري است. طي بارداري خطوط صورتي
رنگي بر روي شكم، رانها و پستان ها ظاهر ميشود و علت آن كشيدگي بافت هاي زير پوست
است. اين امر طبيعي است و قابل پيشگيري نيست. اين خطوط معمولاً بعد از زايمان به رنگ نقره اي در ميآيند و به درمان خاصي نياز ندارند.
ورم : در بارداري
بيشتر در ناحيه پاها (به خصوص قوزك پا) ايجاد ميشود. اما ورم كل
بدن به خصوص دست ها و صورت و پاها ميتواند علامت
مسموميت بارداري باشد. پس خانم باردار در صورت مشاهده چنين علائمي بايد فوراً به پزشك مراجعه كند.
گرفتگي پاها : اين
حالت بيشتر درماه هاي آخر حاملگي شايع است و معمولاً ناشي از فشار رحم بزرگ شده بر
روي رگ ها و اعصاب لگني است. گرفتگي پاها معمولاً هنگام دراز كشيدن اتفاق ميافتد.
گرم كردن و ماساژ دادن به بهبود اين عارضه كمك ميكند.
كمر درد : در بعضي از
خانم هاي باردار رخ ميدهد علت آن خستگي، خم شدن زياد، بلند كردن اشياء يا قدم زدن
است. معمولاً در ماه هاي آخر حاملگي به دليل بزرگي شكم، گودي كمر بيشتر ميشود و
شانه ها و پشت به سمت عقب متمايل ميشوند. در اين موارد
استفاده از كيسه آب گرم، انجام برخي از حركات ورزشي، استفاده از كفش هاي پاشنه
كوتاه، ماساژ ملايم، استفاده از تشك محكم و بدون فنر و جلوگيري از افزايش بيش از
حد وزن توصيه ميشود. خوابيدن به پشت مناسب نيست، زيرا رحم بزرگ شده بر روي رگ
هايي كه به جفت و رحم خون ميرسانند فشار ميآورد لذا توصيه ميشود كه خانم باردار
به پهلوها بخوابد. در دوران حاملگي رحم بزرگ ميشود و روي تاندون هاي نگهدارنده
رحم فشارمي آورد. در نتيجه خانم باردار در دو طرف شكم احساس درد ميكند در اين
حالت خانم باردار بايد وضع نشستن و يا خوابيدن خود را تغيير بدهد. يكي ديگر از علل اين دردها، شل شدن مفاصل لگن در اثر هورمون هاي بارداري
است.
تكرّر ادرار: يكي
از علائم اوليه بارداري است. اين ناراحتي پس از سه ماه بارداري كاهش
مييابد. ولي در ماه آخر حاملگي به علت بزرگي رحم و فشار آن بر روي مثانه مجدداً
بروز ميكند. خانم باردار، هرگز نبايد ادرار خود را نگه دارد چون اين
عمل باعث افزايش احتمال عفونت ادراري ميشود. اگر تكرر ادرار همراه با درد، سوزش و
يا وجود خون در ادرار باشد بايد حتما ًبه پزشك مراجعه شود.
يبوست: به دليل
تغييرات هورموني و كاهش حركات معده و روده ايجاد ميشود. در
اواخر حاملگي ميتواند ناشي از فشار رحمِ بزرگ شده روي روده ها باشد. پياده روي،
استفاده از غذاهاي گياهي، ميوه ها، سبزي ها، نان سبوس دار، نوشيدن 8-6 ليوان مايعات در روز مخصوصاً يك
ليوان آب سرد قبل از صبحانه، در بهبود آن مؤثر است. ملين هاي دارويي و
روغني نبايد در بارداري مصرف شوند.
بواسير: پرخوني رگ
هاي اطراف مقعد را بواسير ميگويند يبوست ميتواند در ايجاد بواسير مؤثر باشد. در اين حالت اجابت مزاج، دردناك است و با سوزش و خارش همراه ميباشد. اين مشكل را ميتوان با مصرف غذاهاي مليّن (نه دارو) و اصلاح رژيم غذايي برطرف ساخت. براي كم
كردن درد بواسير ميتوان از كمپرس آب سرد استفاده كرد. استراحت كافي
در پايان روز، باعث ميشود فشار رحم به قسمت پايين روده كاهش بيابد و در نتيجه،
بهبود سريعتر اتفاق بيفتد.
براي كاهش ترشحات، استفاده از لباس هاي زير نخي، خشك نگه داشتن ناحيه تناسلي
پس از هر بار شستشو و عوض كردن مرتب لباس زير توصيه ميشود. اگر ترشحات، به مقدار
زياد، بدبو، رنگي (سبز يا زرد) و همراه علامت هايي چون سوزش و خارش
باشد خانم باردار بايد به مركز
بهداشتي درماني يا پزشك يا ماما مراجعه كند.
واريس: خانم هاي
باردار معمولاً از واريس شاكي هستند كه در بسياري
از موارد علت مرضي ندارد. علت واريس
در بارداري، تغييرات هورموني و در ضمن فشار رحم بزرگ شده بر روي منشأ رگ هاي خوني
پاها است. در اغلب موارد، واريس چند هفته بعد از زايمان به تدريج از
بين مي رود معمولاً پيشگيري از واريس آسانتر و مؤثرتر از درمان آن است. به خانم هاي باردار توصيه ميشود از پوشيدن جوراب هاي كش دار، سفت و لباس
هاي تنگ پرهيز كنند. در ضمن ايستادن براي مدت طولاني در يك محل براي خانم هاي
باردار مناسب نيست. بهتر است در هر ساعت براي چند دقيقه قدم
بزنند تا خون در پاهايشان به گردش درآيد و در صورت امكان براي چند دقيقه بنشينند، يا دراز بكشند و پاهاي خود را بالاتر از سطح بدن قرار دهند در صورت ايجاد واريس،پوشيدن جوراب هاي واريس مفيد است.
بارداري ناخواسته: يكي از مشكلات و معضلات اين دوران، وقوع بارداري هاي ناخواسته است كه در
كنار ضربه و صدمات روحي براي خانواده سلامت جسمي و باروري مادر را نيز به خطر مياندازد.
بسياري از اين بارداري ها در زماني صورت ميگيرد كه مادر آمادگي جسمي كافي را
ندارد مانند مادران نوجوان يا مادراني كه با فاصله هاي كم باردار ميشوند. اتخاذ تدابيري در آموزش و آگاه ساختن مادران قبل از بارداري و آشنايي كامل با روش
هاي پيشگيري از بارداري ميتواند از اين معضل جلوگيري كند.
ناباروري به معناي عدم توانايي زن يا مرد در بچه دار شدن است. اين شرايط
فيزيكي، عوارض اجتماعي مهمي در جامعه ايجاد خواهد كرد. علل ناباروري عبارتند از :
علل مردانه:
اشكال در كميت و كيفيت اسپرم .
علل زنانه: عدم تخمك گذاري، انسداد لوله هاي
رحمي، سابقه عفونت هاي دستگاه تناسلي، اشكال آناتوميك در دستگاه تناسلي.
علل غيرقابل توجيه Unexplained : زماني كه بطور واضح نتوان علت زنانه يا مردانه را براي آن تعريف كرد.
اين علل با
انجام آزمايشات ساده قابل تشخيص هستند، امروزه با تكنيك هاي پيشرفته و جديد
راه هاي درماني بسياري براي درمان ناباروري وجود دارد.
در حالي كه
كشورهاي پيشرفته جهان در طي چند دهه اخير مشكل بيماري هاي واگيردار را تا حد زيادي
حل كرده و تماميتوان و امكانات خود را براي مبارزه با بيماري هاي غيرواگير و
ازجمله بيماري هاي قلبي ـ عروقي و سرطان ها متمركز كرده بودند، ناگهان در سال1981
ميلادي (1360 شمسي) نوعي بيماري عفوني در دنيا پيدا شد كه به سرعت در همه نقاط جهان گسترش پيدا كرد و اميد به ريشه كني بيماري هاي واگير دار را حتي در
كشورهاي پيشرفته تبديل به يأس نمود. اين بيماري كه بصورت يك مشكل عمده بهداشتي خود را نشان داد ايدز نام دارد. در اين بيماري دستگاه دفاعي بدن شديداً دچار
اختلال ميشود. بيماري ايدز نوعي بيماري كشنده است كه در همه كشورهاي جهان، در گروه
هاي سني متفاوت، نژادهاي مختلف و نه فقط در هموسكسوئل بلكه در هتروسكسوئل ها نيز مشاهده شده است و در واقع ايدز يك مشكل جهاني است و به كشور و يا گروه خاصي
اختصاص ندارد. عامل بيماري نوعي ويروس است كه مبداء اوّليه آن كاملاً مشخص نيست.
·
تماس هاي جنسي با افراد آلوده
·
تزريق خون و فرآورده هاي آلوده
آن، استفاده از سرنگ هاي مشترك، بخصوص در بين معتادان تزريقي و بكار بردن ابزار و
وسايل آلوده
·
انتقال از مادر به جنين
نظر به
اينكه در ساير فصول كتاب حاضر به اين معضل پرداخته شده است و لذا در اين گفتار از
تكرار آن خودداري ميشود.
بيماري هاي مقاربتي از بيماري هاي بسيار شايع جهان هستند. اين بيماري ها بطور عمده در نتيجه تماس جنسي با فرد آلوده و
يا از طريق مادر آلوده به كودك منتقل ميشوند، ولي ممكن است
استفاده از سرنگ و سوزن مشترك در معتادان تزريقي نيز سبب ابتلاء به اين بيماري ها
گردد. براساس برآورد سازمان جهاني بهداشت، بيشتر از 330 ميليون مورد جديد بيماري
هاي مقاربتي قابل درمان ازجمله سوزاك و سيفيليس سالانه در دنيا بروز مينمايد و در
واقع روزانه شاهد بروز حدود يك ميليون مورد جديد از بيماري هاي مقاربتي در دنيا
هستيم. طبق گزارش منابع معتبر جهاني، بيماري هاي آميزشي در دنيا رو به افزايش است
و نظر به مسري بودن اين بيماري ها و عوارض ناشي از عدم درمان و پيشگيري آن، كنترل بيماري هاي آميزشي
ضروري ميباشد. چون بيماري هاي منتقله از راه تماس جنسي موضوع حساسي است و صحبت
كردن آشكار در مورد آنها، در كشورهاي مختلف ازجمله ايران آسان نيست و سبب بدنامي
ميشود، بيماران يا بموقع براي درمان مراجعه نميكنند و يا براي درمان به
درمانگران سنتي مراجعه ميكنند. لذا بخوبي معالجه نميشوند و سبب انتقال و گسترش بيماري ميشوند. در صورت بي توجهي و عدم درمان بموقع
اين بيماري ها، ممكن است عوارض جدي مانند نازايي،
حاملگي خارج از رحم، سرطان گردن رحم، خونريزي شديد و پارگي لوله هاي رحمي پيش
آيد كه منجر به مرگ هم ميشود. در دوسوم يا بيشتر زنان باردار مبتلا به سيفيليس اوّليه عفونت از طريق جفت به
جنين سرايت ميكند. عواقب بيماري
هاي آميزشي فقط به خود بيماران محدود نميشود بلكه
ممكن است پي آمدهايي نظير سقط خود به خودي، تولد زودرس، مرده زايي، مرگ
داخل رحم، تولد با وزن پايين و عفونت چشم و ريه در جنين
و نوزاد ايجاد شود. ابتلا به بيماري هاي آميزشي، خطر آلودگي به ويروس ايدز را
افزايش ميدهد و موجب بروز بيماري ايدز و مرگ بيماران ميشود. بيماري هاي
مقاربتي قابل پيشگيري و درمان هستند. بيماري هاي مقاربتي از انواع بيماري هاي
واگيردار هستند كه بطور عمده از طريق آميزش جنسي با فرد آلوده انتقال مييابند.
انتقال از مادر آلوده به نوزاد و از راه خون هم امكان دارد. اين بيماري ها توسط
تعدادي از عوامل بيماريزا ايجاد ميشوند كه باعث بروز
علائمي مانند ترشحات مجراي ادرار در مردان، ترشح مهبل در زنان، زخم در ناحيه
تناسلي، درد در قسمت تحتاني شكم در زنان، تورم و قرمزي بيضه و تورّم غدد لنفاوي در
كشاله ران ميگردد. در بعضي ها، بخصوص در زنان ممكن است عفونت، علامتي ايجاد نكند.
·
دامنه و گسترش اين بيماري ها
·
ايجاد عوارض جدي
·
ارتباط بين بيماري هاي منتقله از
راه مقاربت و آلودگي به ويروس ايدز
دو نوع از بيماري هاي مهم مقاربتي سوزاك و سيفيليس هستند. بيماري ايدز هم در
اين طبقه بندي جاي دارد. هرچند كه ايدز از طريق غيرآميزشي هم منتقل ميشود. بيش از
20 موجود زنده ميكروسكوپي مختلف ازجمله باكتري، قارچ، انگل، ويروس و . . . سبب بيماري هاي مقاربتي ميشوند، ولي معمولاً علائم و نشانه هاي يكساني ايجاد ميكنند مثلاً ترشح از مجراي ادرار آلت مردان، ترشح مهبل در زنان و زخم آلت تناسلي
از علائم شايع بيماري هاي مقاربتي است. چنانچه از نام بيماري ها پيداست راه اصلي
انتقال بيماري هاي مقاربتي، نزديكي جنسي طبيعي يا انحرافي با فرد آلوده است و ساير
راه هاي انتقال عبارتند از : مادر آلوده به نوزاد در حين حاملگي، در زمان زايمان و
يا بعد از تولد، خون و فرآورده هاي خوني آلوده و اشتراك در سرنگ و سوزن تزريقي
آلوده . مهم است بدانيم كه شريك جنسي آلوده ممكن است داراي علامت نباشد و نداند كه
بيمار است و سبب انتقال و گسترش بيماري گردد. شايان ذكر است كه؛ بيماري هاي
مقاربتي، خطر آلودگي به ويروس ايدز را افزايش ميدهند.
·
داشتن بيش از يك شريك جنسي
·
داشتن شريك جنسي كه داراي شركاي
جنسي متعدد است
·
داشتن انحراف جنسي و نزديكي با افراد فاسد و بدكاره
·
عدم استفاده از كاندوم در هر يك
از شرايط ذكر شده
راه هاي ورود عوامل بيماريزا
معمولاً از طريق اندام هاي تناسلي، مجاري ادراري، مخاط دهان و مقعد، پوست خراش
يافته و خون است. در زنان و نيز در مردان،
بيماري هاي قابل انتقال از راه مقاربت در گروه سني 15-30 سال در بالاترين حد است و
در سنين بعدي كاهش پيداميكند.
1ـ زنان مبتلا
اغلب علامت ندارند، حدود 80 درصد زنان آلوده به سوزاك ممكن است بدون علامت باشند.
ترس از بدنامي ممكن است مردم را به سرپوش نهادن وادارد و اين خود سبب افزايش و گسترش آلودگي ميشود. ممكن است امكانات
بهداشتي ـ درماني در
دسترس نباشد و يا بيماران استطاعت پرداخت هزينه خدمات را
نداشته باشند. ممكن است مردم ترجيح دهند براي اجتناب از بي آبرويي، به درمانگران
سنتي مراجعه كنند. بالاخره ممكن است داروهاي لازم را بطور كامل مصرف نكنند درمان
مؤثر وقتي امكان پذير است كه بيماران دوره درمان را كامل كنند.
2ـ عدم معرفي
شركاي جنسي براي درمان
3ـ كوتاهي در
استفاده از كاندوم براي فعاليت جنسي ايمن
علاوه بر عوامل اجتماعي و رفتاري يادشده در بالا، عوامل زير هم در انتقال
بيماري هاي مقاربتي مؤثرند:
سن: ماهيت مخاط
مهبل و دهانه رحم در زنان جوان، آنها را براي آلوده شدن بسيار مستعد ميسازد، زنان جوان وقتي بسيار زود ازدواج ميكنند و يا از نظر جنسي فعال ميشوند، در معرض خطر بيشتري قرار دارند.
جنس : بيماري هاي
مقاربتي ابتدا از طريق تماس جنسي درون مهبلي به زنان منتقل ميشود. زنان راحت تر و
سريع تر از مردان به بيماري هاي مقاربتي مبتلا ميشوند.
ختنه: مردان ختنه
شده كمتر از مردان ختنه نشده به بيماري هاي مقاربتي مبتلا ميشوند.
در اكثر جوامع افراد معيني ممكن است وجود داشته باشند كه اختصاصاً در مقابل
بيماري هاي آميزشي آسيب پذير باشند كه عبارتند از :
·
دختران نوجواني كه از نظر جنسي
فعال هستند
·
زناني كه داراي چند شريك جنسي
هستند
·
زنان بدكاره و فاسد و مشتريان
آنها
·
مردان و زناني كه شغل آنها ايجاب
ميكند كه از خانواده خود دور باشند و شركاي جنسي
دائمي در درازمدت ندارند.
بهداشت باروري با ابعاد بس وسيعتر از تنظيم خانواده، تمامي موضوعات مربوط به
دستگاه توليد مثل و حيات جنسي مردان و زنان را در مراحل مختلف زندگي در بر ميگيرد. شايد بتوان در شكل خلاصه، بهداشت باروري را شامل اجزاي زير دانست:
·
مشاوره، اطلاع رساني، آموزش و
برقراري ارتباط در باره تنظيم خانواده
·
ارائه خدمات تنظيم خانواده
·
آموزش و فراهم ساختن مراقبت هاي
دوران بارداري، زايمان ايمن و مواظبت هاي بعد از زايمان، بويژه آموزش
و ترويج تغذيه با شير مادر و مراقبت از مادر و نوزاد
·
پيشگيري از نازايي و درمان مناسب
ناباروري ها
·
پيشگيري از آنچه سبب سقط جنين ميشود
و درمان به موقع و مناسب عوارض ناشي از آن
·
درمان عفونت هاي دستگاه توليد
مثل
·
برخورد درست با بيماري هاي
منتقله از راه تماس جنسي و درمان مناسب آنها
·
اطلاع رساني، آموزش و مشاوره در
باره روابط جنسي و مسئوليت پذيري هر دو جنس، با رعايت شرايط فرهنگي جامعه .
اين مجموعه را حقوق باروري، چه در باره زنان و چه براي مردان، و ازجمله حق
زنان به برخورداري از مرتبه درخور اجتماعي كامل ميكند.
بخشي از آنچه زنان در حيات جنسي خود تحمل ميكنند، اگرچه ناشي از زن بودن و
حاصل شرايط زيستي (بيولوژيك) آنان است ولي در صورتيكه با توجه و مشاركت مردان توام
شود با دشواري كمتري رو به رو خواهد بود.
به عنوان
مثال حاملگي و زايمان عوارضي دارد كه زن ناگريز از تحمل آن است. به همين
دليل، براي مادران چنين خطراتي در طول حيات و به نسبت تعداد حاملگي ها تجمع مييابد
در آفريقا از هر 21 زن و در شمال اروپا از هر9850 زني كه ميميرد، يكي به علت
حاملگي و زايمان است. در مطالعه ديگري اين رقم براي كشورهاي افريقايي و ايالات متحده امريكا
بترتيب 1 به 28 و 1 به 6645 اعلام شده است. ميزان هاي
500 تا800 مرگ مادر در مقابل هر صدهزار تولد براي بسياري از كشورهاي در حال توسعه،
امري عادي تلقي ميشود حال آنكه در برخي كشورهاي توسعه يافته اين نسبت كمتر از 10
است (در غرب استراليا فقط 4 درصد هزار اعلام ميشود)سقط جنين به تنهايي مسئول يك
پنجم از مرگ هاي مادران در كشورهاي جهان سوم است. زنان بنا به شرايط طبيعي، گاه
سال ها با عوارض يائسگي و بيماري هايي كه در اين زمان ظاهر ميشوند دست به
گريبانند. عفونت هاي دستگاه توليد مثل در زنان نشانه هاي سبكتري دارد و در موارد
بسيار، ناشناخته ميماند ولي عوارض و يادگارهاي سخت، همچون ناباروري، برجاي ميگذارد.
در همه اين موارد، توجه و همكاري مردان ممكن است به كاهش ميزان بروز كسالت ها و
عوارض يادشده يا مقابله در برابر آنها منجر شود.
بخش ديگر از آنچه بر زنان ميگذرد حاصل شرايط اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي
است. وقتي زنان را در انتخاب تعداد فرزندان اختياري نباشد ناچار حاملگي هاي متعدد،
با فاصله اندك، زودهنگام (كمتراز20 سال) و ديرهنگام (بالاتر از 35 سالگي) براي
آنان تحميل ميشود در همه عالم، زناني كه در مناسبات خانوادگي فاقد قدرت و اختيار
تصميم گيرياند و وضعيت اقتصادي مناسبي ندارند، بيشتر از ديگران در معرض عفونت هاي
منتقله از راه تماس جنسي و از آن جمله ايدز قرارميگيرند، خشونت ميبينند، به
خدمات مورد نياز و سلامت خود دست نمييابند و زودتر از
ديگران ناتوان ميشوند.
هرچند بيماري هاي وابسته به دستگاه توليد مثل در زنان بسيار بيشتر از مردان
است ولي معدودي از اين گونه ناراحتي ها ابتدا مردان را دچار ميكند و سپس بر زنان اثر ميكند. عفونت هاي دستگاه توليد مثل از آن جمله است كه گاه با عوارض ناگوار و شديد مثل نازايي
توام ميشود. واژه كوتاه شده
«مشاركت مردان» همه آنچه را كه در بهداشت باروري به مردان مربوط ميشود و از آن
جمله حقوق باروري و رفتارهاي جنسي را شامل ميشود. مشاركت مردان در بهداشت باروري دو جلوه عمده دارد:
·
آنچه نشان دهد كه مرد نيازها، عقايد و حقوق همسر خويش را در زمينه بهداشت باروري
پذيرفته است و به آن عمل ميكند
·
آنچه به بهداشت جنسي خود و رفتار
سالم او در اين زمينه مربوط ميشود.
در واقع منظور از مشاركت مردان، مسئوليت پذيري آنان در زمينه بهداشت باروري
و حمايت همسر براي مقابله با دشواري هاي حيات جنسي و توفيق در اين راه است. اين مسئوليت پذيري از روابط سالم جنسي تا فرزندآوري، از تغذيه كودك تا
تربيت فرزندان و از بكارگيري روش هاي جلوگيري از حاملگي زن تا حمايت هاي ديگر از
او را شامل است.
مردان حتي در كشورهاي توسعه يافته بسيار بيش از زنان در مواضع سياستگذاري،
تهيه و اجراي برنامه در راديو و تلويزيون، نشر مطبوعات، رهبري مذهبي و مديريت
برنامه هاي اجتماعي قرار دارند و در خانه نيز معمولاً سرپرستي خانواده با آنها است. بنابراين گرايش آنان به مسئوليت پذيري در برنامه هاي
بهداشت باروري بالقوه بر عملكرد آنان در خانواده، در محل هاي كار، در آموزش و
تربيت فرزندان، در توانمندسازي زنان، در كارهاي خانه و در پيش گرفتن رفتاري
منصفانه و عدالت آميز، اثر ميگذارد. از نتايج چنين رفتاري، قائل شدن
حق درخور براي زن از نظر تصميم گيري در زمينه هاي گوناگون از آن جمله تنظيم
خانواده و تعداد فرزندان است. كنفرانس جهاني جمعيت وتوسعه ( قاهره 1994) تاكيد
كرده است:
تغيير در آگاهي، نگرش و رفتار مرد و زن ـ هر دو ـ از
پيش نيازهاي ضروري در دست يافتن به شراكت متعادل و هماهنگ ميان زن و شوهر است. نقش
مرد در برقراري عدالت در ميان دو جنس، اساسي و مهم است زيرا در همه جوامع و
تقريباً در همه مراحل زندگي قدرت غالب در دست مردان است از اين رو بهبود ارتباط
ميان زن و شوهر در باره موضوعات مربوط به رفتارهاي جنسي و بهداشت باروري و شناخت
مسئوليت هاي مشترك آنان اهميت دارد تا اين دو در حيات مشترك يا فردي خويش همواره
ياور و شريك يكديگر باشند.
نقش مردان در بهداشت باروري، به حكم مرد بودن آنان متنوع است: شريك جنسي
براي زن، همسر، پدر، سرپرست خانواده، رهبري در جامعه و عموماً در دست داشتن سر
رشته اقتصاد، اطلاعات، سياست ها و برنامه ها.
توفيق برنامه هاي بهداشت باروري، مستقيماً در گرو نگرش و عمل مردان است. يكي
از ضرورت هاي اساسي مشاركت مردان، رعايت كردن منزلت انساني و حقوق باروري زن و
شوهر است. مردان دست كم به اندازه ارضاي تمنيات دروني و لذات نفساني خويش بايد
پاسدار سلامت و حقوق زنان باشند و تا آنجا كه ممكن و معقول است از آنچه باري بر
دوش زنان و سلامت آنان ميگذارد. بپرهيزند. بهداشت باروري، با مفاهيم گسترده خود،
بر سهم نسبي مردان در تربيت و نگهداري فرزندان تاكيد دارد مشاركت مردان
در جنبه هاي مختلف بهداشت باروري، همانگونه كه در تعاليم عاليه اسلام نيز آمده است
به تقويت روابط درون خانواده و احساس مسئوليت بيشتر مردان در قبال آموزش، تربيت و
سلامت فرزندان منجر ميشود.
مردان شريك باروري همسران خويشند. اگر در تمامي مراحل پيش از بارداري،
بارداري، زايمان و پس از آن، دوران شيردهي، بهنگام ابتلاء زن به بيماري ها و عوارض
ناراحت كننده و در زماني كه حاملگي، خواسته يا ناخواسته به
سقط منجر ميشود، در كنار همسر و ياور او باشند تحمل سختي ها
براي زن آسانتر ميشود. طي قرنها، راه جلوگيري از تولد فرزند ناخواسته به دست
مردان بود (نزديكي منقطع يا پرهيز از نزديكي).كاندوم نيز كه از حدود 400 سال قبل
متداول شده است، نقش منحصر به فرد مردان در اين عرصه را تقويت ميكرد. دست يافتن به روش هاي جديدتر مثل قرص هاي خوراكي جلوگيري از
حاملگي و ابزار داخل رحمي (آي.يو.دي) كه از حدود 40 سال قبل ميسر گرديد، از نظر
كمك به تعادل قدرت، تحولي عمده بود. زيرا به زنان
امكان ميداد كه در راه جلوگيري از فرزند ناخواسته تصميم بگيرند و آن را به اجرا
گذارند. در عمل چنين نشد تصميم زنان هنوز در گرو قدرت وعزم مردان
است و اگر نگرش مردان براي استفاده از اين وسايل مثبت نباشد بكار گرفته نميشوند. بنابه گزارش صندوق جمعيت سازمان ملل متحد، فقط نزديك به يك سوم از مردان مورد مطالعه كشورهاي جهان سوم تنظيم خانواده
را مسئوليت مشترك زن ومرد ميشمارند و دوسوم بقيه
آن را از اختيارات مرد ميدانند. در سودان كم توجهي به نقش مردان، از عوامل عمده
شكست برنامه هاي تنظيم خانواده اين كشور اعلام شده است.
مردان بر آگاهي از نقش و اثر خود در قلمرو بهداشت باروري، نيازمند اطلاع رساني و فراهم شدن خدماتند. دانش بسياري از مردان در زمينه روابط جنسي، دستگاه توليد مثل در مرد و زن و كاركرد آنها، جلوگيري از حاملگي، مراقبت هاي مورد نياز زنان قبل از بارداري، در طول حاملگي
و بعد از آن، شير دادن و تغذيه كودك و عفونت هاي دستگاه توليد مثل اندك است. براي
افزايش آگاهي مردان در اين زمينه ها و راهنمايي آن در باره تكاليف و حقوقي كه
دارند برقراري خدمات ويژه ضرورت دارد.
در حدود يك سوم از زن و شوهرهاي جهان از روش هاي مردانه براي جلوگيري از
حاملگي استفاده ميكنند (كاندوم، وازكتومي، نزديكي منقطع، پرهيز دوره اي از نزديكي
كردن) با وجود اين، اعتبارات مالي اندك صرف آموزش مردان در اين زمينه ميشود. برنامه
هاي تنظيم خانواده بخش عمده توجه خود را به زنان معطوف ميدارند. اين رفتار بخصوص
در جوامعي كه غلبه تصميم گيري با مردان است بر ميزان استفاده از وسايل جلوگيري از
حاملگي تاثير مستقيم دارد. مشاركت دادن مردان در اين زمينه
از چند راه سبب افزايش كاربرد وسايل و روش
ها ميشود:
·
معرفي روش هاي نوبه زن و
شوهرهايي كه از روش پيشين مورد استفاده خود راضي نيستند
·
افزودن به ميزان استفاده روش هاي
مردان ايجاد زمينه گفت و گوهاي بيشتر در باره روابط جنسي و تنظيم خانواده در ميان زن و
شوهرها
·
ايجاد نگرش صحيح در مردان نسبت به
موضوع پيشگيري از حاملگي
بدون ترديد آنچه به شيوع بيماري هاي منتقله از راه تماس جنسي دامن مي زند،
بي بندوباري در روابط جنسي و رعايت نكردن حريم پرتقدس خانواده است در سال هاي اخير
اشاعه دامنه بيماري ايدز به اين گونه بيماري ها ابعاد و اهميت بيشتر بخشيده است
همگان پذيرفته اند كه براي مصون ماندن از آسيب اين بيماري ها دو راه عمده وجود
دارد : اول، در چهارچوب خانواده، محدود بودن روابط جنسي به مناسبات سالم ميان زن و
شوهر و دوّم، استفاده از كاندوم در هر دو حال آموزش مردان ضرورت قطعي دارد.
خشونت مردان نسبت به زنان تقريباً در همه جا ديده ميشود و شرايط نامطلوب
اقتصادي اجتماعي مانند فقر، بيكاري و اعتياد، زمينه هاي مناسبتري براي اين پديده
را فراهم ميسازد جلوه هاي ناپيداي خشونت به صورت آنچه در محيط خانه از نظر رواني
و عاطفي بر زنان تحميل ميشود بسيار بيش از جنبه هاي شديد جسمي رواج دارد. حوادثي چون جنگ و خانه بدوشي زمينه هاي مساعدتري براي خشونت نسبت به زنان و
كودكان فراهم ميسازد. در بسياري از كشورهاي در حال توسعه اطلاع در زمينه خشونت،
اندك است به گزارش صندوق جمعيت سازمان ملل متحد، برخي از كشورها مانند اكوادور و پرو
برنامه هاي خاصي را براي اطلاع رساني، آموزش مردم، مشاوره وكمك رساني در موارد
لازم به اجرا گذارده اند كه نتيجه آن ها در كاهش ميزان خشونت آشكار بوده است.
در بررسي هاي مختلف، مردان دلايل گوناگون را براي مخالفت خويش با تنظيم
خانواده و بي اعتنايي به بهداشت باروري اعلام داشته اند: ترس از كم شدن اقتدار و
اختيار، نگراني از خيانت همسر، واهمه دست زدن به اقدامي خلاف شرع، ترس از عوارض
وسايل جلوگيري از حاملگي نگراني از دست دادن قدرت باروري برخي باورهاي غلط مردان،
استفاده از روش هاي نوين جلوگيري از حاملگي را موجب رواج زناكاري، فساد و بي بندوباري ميدانند مردان نيجريه، فرزند را عطيه خداوند و جلوگيري از حاملگي را ايستادن در برابر خدا تلقي ميكنند
و 65 درصد مردان ناحيه اي در غنا معتقدند كه استفاده از روش هاي جلوگيري از
حاملگي، زنان را به فساد ميكشاند. به گزارش صندوق جمعيت سازمان ملل متحد يكي از
پژوهش هاي انجام شده در موزامبيك نشان داد كه وقتي
مردان باسواد در باره حاملگي هاي مكرر و اثرات زيانبار آن بر سلامت زنان
و نيز فوايد برنامه هاي بهداشت باروري آموزش داده ميشوند به دليل اعتقادات و نگرش هاي خاص خود بدرستي پيام
ها را دريافت نميكنند. آگاهي يافتن
از نگرش و رفتار مردان كشورمان در تمامي اين زمينه ها محتاج تحقيق و گردآوري
اطلاعات درست است، تا بتوان برپايه آنها برنامه هاي مناسبي
طراحي كرد و به اجرا گذارد. سهم به نسبت كمتر مردان در برنامه هاي
بهداشت باروري ريشه در سنت ها و عادت هاي مرسوم دارد با وجود اين براي افزودن به مشاركت مردان، تحقيق در زمينه موانع و علت هاي عمده
گريز مردان از اين گونه همكاري ها ضرورت دارد.
ملاحظات
اجتماعي ـ فرهنگي ازجمله مواردي است كه به شدّت نيازمند تحقيق در نقاط مختلف جهان
است در نوشته هاي جهاني به طور عمده به اين موارد اشاره ميشود. هنجارهاي اجتماعي،
داشتن خانواده پراولاد را ارزش به حساب ميآورد در شرايط نامطلوب اقتصادي، فرزند
پسر، عصاي پيري پدر تلقي ميشود، مردان جوامع مردسالار هراس از آن دارند كه با
برنامه هاي تنظيم خانواده ممكن است آزادي مهار نشدني زن را سبب شود. و از اين
قبيل. شناخت موانع فرهنگي در مورد مردان ايراني جاي تحقيق دارد در مطالعه اي انجام
يافته توسط دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني شهركرد يكي از موانع
استفاده از روش ها و وسايل پيشگيري از حاملگي را علاقه مندي خانواده ها به جوركردن
جنس فرزندان دانسته اند. در مطالعه اي براي اطلاع از خصوصيات و ميزان رضايت مردان
از عمل جراحي بستن لوله ها در مرد (وازكتومي) 2041 مورد بررسي شده است در ميان اين
عده فقط 1 نفر (5/0 درصد) فرزند پسر نداشتند، حال آنكه اين نسبت براي
آنان كه هيچ فرزند دختر نداشته اند 4/4 درصد بوده است ناگفته پيداست كه تمايل
عمومي جامعه به جوركردن جنس فرزندان و بويژه داشتن تعداد بيشتر پسر
است. لاجرم بر تعداد فرزندان، سلامت و بهداشت مادران و كودكان
و نيز پذيرش آنان در برابر برنامه هاي بهداشت باروري و تن دادن به داشتن فرزندان
ناخواسته اثر دارد در همين مطالعه، 9/54 درصد از مردان به اين پرسش كه آيا همه
فرزندان شما اختياري بوده اند؟ پاسخ منفي داده اند. اين بدان معناست كه هنوز هم
دست كم نتايج بيان ميكند 55% خانواده ها يك يا چند فرزند ناخواسته دارند. سبب تن
دادن به حاملگي ناخواسته هرچه باشد (ناآگاهي از روش ها و وسايل، الگوي ويژه
فرهنگي، تمايل به جوركردن جنس فرزندان و يا…) جاي
مطالعه و اقدام دارد. نكته دلگرم كننده اين است كه در مطالعه دانشگاه علوم پزشكي
وخدمات بهداشتي درماني شهركرد 35% از مردان، مجموعه اي از تنگناهاي اقتصادي و
دشواري تربيت فرزندان را سبب تن دادن خود به عمل جراحي بستن لوله ها اعلام داشته
اند. مواردي كه اين گروه فقط به علّت مشكلات اقتصادي به عمل بستن لوله ها روي
آورده اند در كل مردان 14% و در ميان قشرهاي كم سواد 38% اعلام شده است متوليان
امر آموزش بهداشت بايد از اين گونه يافته ها براي تشويق خانواده ها و مردان و
افزودن به ميزان مشاركت آنان در برنامه هاي بهداشت باروري استفاده كنند.
در بعضي از مناطق جهان وارد كردن كاندوم با سود و عوارض گمركي سنگين توام است و سبب ميشود كه اين وسيله با قيمت گران به
دست مصرف كننده برسد و در نقاطي ديگر توزيع، فروش و يا آموزش استفاده از كاندوم يا پرداختن به روش هاي خاص مردان با سختگيري ها و
محدوديت هايي رو به روست ولي در كشور ايران با هيچ يك از اين دشواري ها مواجه
نيستيم.كاندوم به رايگان در كليه مراكز دولتي توزيع و به قيمت مناسب در داروخانه
هاي كشور فروخته ميشود.
وازكتومي به فراواني در همه جاي كشور ميسر است و در واحدهاي دولتي عرضه
خدمات، بابت آن وجهي دريافت نميشود. آموزش عمومي كاندوم و طرز استفاده از آن در
رسانه هاي همگاني مجاز نيست. ولي انتظار ميرود هرجا كه اين وسيله به عنوان يكي
ازروش هاي جلوگيري از حاملگي توزيع ميگردد طرز استفاده از آن نيز آموزش داده شود.
بررسي هاي جهاني نشان ميدهد كه كاركنان نظام بهداشت برحسب عادت به طور عمده
به ارائه روش هاي ويژه زنان گرايش دارند، زيرا چنين ميپندارند كه مردان، به موضوع تنظيم خانواده علاقه اي ندارند. حال آنكه چه بسا براي آموزش مردان در باره بهداشت
باروري، روش هاي جلوگيري از حاملگي و وسايل و روش هاي خاص مردان آمادگي، آگاهي،
تجربه و مهارت كافي ندارند و گاه خود اين كاركنان،
كانون نشر دانسته هاي غيرعلمي و
شايعات مضر ميشوند. احتمال دارد برخي از اين نكات در باره كاركنان نظام
عرضه خدمات ما نيز صادق باشد، اطمينان يافتن از چند و چون كار، نيازمند مطالعه و بررسي است.
در مجموع اطلاع مربوط به ظرايف مشاركت دادن مردان در برنامه هاي بهداشت
باروري آگاهي، نگرش و عملكرد مردان در بافت هاي گوناگون فرهنگي موانع
يا عوامل تشويق كننده و تجربه هاي موفق چه در جهان و چه در كشور، محدود است. براي آنكه سياستگذاري، در پيش گرفتن خط مشي هاي درست و برنامه ريزي
مؤثر، ميسر باشد بايد در اين زمينه تحقيق و مطالعه كرد. آنچه
نميتوان ترديد داشت اين است كه باورها و دانسته هاي پيشين و سنتي مديران و برنامه
ريزان، خود يكي از موانع جلب مشاركت مؤثرتر مردان در برنامه هاي
بهداشت باروري است.
تامين سلامتي اقشار مختلف جامعه يكي از مسائل اساسي هر كشور است كه ميبايد
آن را از سه جنبه جسمي، رواني و اجتماعي مدّ نظر قرار داد تطابق و
تعامل فرد با محيط، سلامت روان او را تأمين
ميسازد. انساني روان سالم خواهد داشت كه بخوبي خويشتن را با شرايط محيط
بيرون وفق دهد و به يك سازگاري و توازني با خارج از وجود خود برسد از آنجايي كه
انسان از ابعاد مختلف فيزيولوژيك، بيولوژيك، اجتماعي، عاطفي، هيجاني و… تشكيل شده
است لذا عوامل گوناگوني چون مسائل اجتماعي ـ اقتصادي، فرهنگي و… ميتواند
اين سازگاري را برهم زند و موجب بروز اختلال و بيماري رواني گردد. نتايج تحقيقات
حاكي از آن است كه شيوع اختلالات رواني بين دو جنس يكسان نيست. برخي بيماري هاي
مختل كننده سلامت روان چون افسردگي و اضطراب در زنان بيش از مردان ديده ميشود
علاوه بر تفاوت هاي بيولوژيكي و فيزيولوژيكي در دو جنس، عوامل اقتصادي – اجتماعي،
سطح تحصيلات، خشونت ها و جايگاه زن در جامعه، زمينه ساز و تشديدكننده اين معضل
هستند. نقش هاي متعدد و متنوع زن در جامعه، همچنين تضاد در ايفاي اين نقش ها باعث
ايجاد تنش هاي رواني در او ميشود. از اينرو اختلالات رواني چون افسردگي ـ اضطراب،
انزواطلبي، وسواس فكري و عملي مرضي فوبيا و سوماتيزاسيون در زنان بيش از 5-2 برابر
مردان ديده ميشود مطالعات پراكنده اي كه در ايران صورت گرفته است نيز شيوع بيماري
هاي رواني بخصوص افسردگي و اضطراب را در زنان ايراني 5/2 برابر مردان ايراني نشان
داده اند. با توجه به آنكه از اولويت هاي بهداشتي و جامعه اي بخصوص
جوامع در حال توسعه بهبود وضعيت بهداشت روان است، همچنين سلامت روان مهمترين عامل
رشد و توسعه انسان ها است، بر متوليان امر بهداشت تلاش جهت سياستگذاري مناسب در
راستاي ارتقاء سطح سلامت روان، واجب است.
با عنايت به اين امر كه حدود نيمي از جمعيت جهان را زنان، اين قشر آسيب پذير تشكيل ميدهند و سلامت آنها تضمين كننده سلامت كودكان و
همچنين ضامن سلامت خانواده هاست لذا توجه به سلامت روان حائز اهميت فراواني خواهد بود.
توانمندسازي زنان در جامعه و بهبود شرايط و مقام آنها از عوامل فردي دستيابي
به سلامت روان در آنان است.
يكي از علل لزوم توانمندسازي زن تبعيض و عدم برابري زن ومرد است. برقراري
عدالت اجتماعي و جنسيتي علاوه بر ايجاد آرامش و تعادل رواني موجب توانمندسازي زنان
نيز ميشود.
از ديگر عوامل مؤثر در توانمند كردن زنها ايجاد امكان تحصيل و افزايش سطح
تحصيلات آنها است چرا كه بيسوادي، عدم آگاهي و يا حتي آگاهي ناقص آسيب پذيري زنان
را در برابر شرايط اقتصادي، اجتماعي و بهداشتي، افزايش ميدهد و لطمات زيادي را به
دختران، زنان و خانواده هاي آنان ميزند. متاسفانه همچنان نگرش هاي سنتي
جانبدارانه جنسيتي در سراسر جهان، فرصت هاي آموزشي برابر را از دختران سلب ميكند
و به افتراق مابين دو جنس دامن ميزند، اكنون 600 ميليون زن بيسواد در دنيا بسر ميبرد
(حدود 2 برابر مردان)، از اينرو ايجاد امكانات و تسهيلات جهت دستيابي كليه دختران
و زنان به خدمات آموزشي و تحصيل به منظور برآوردن نيازهاي اوليه و اساسي انساني بر
متوليان امر به بهداشت واجب است.
فقر و ناتواني اقتصادي در ميان زنان به نوبه خود بر وضعيت اجتماعي و بهداشتي
آنان تأثير منفي دارد. زنان فقير در برآوردن نيازهاي اوّليه تغذيه اي، بهداشتي،
درماني و حتي آموزشي خود ناتوان هستند اين سير نزولي به حذف زنان از فرآيند تصميم
گيري هاي مؤثر در زندگي خانوادگي و اجتماعي آنها ميانجامد حق مالكيت و تصميم گيري
اقتصادي و داشتن منبع درآمد جزو حقوق مسلم زنان است. سياستمداران و متوليان امر
بهداشت موظف به ارائه راهكارهايي جهت فقرزدايي زنان و ايجاد امكانات و تسهيلات
اقتصادي و اشتغال براي زنان هستند كه عبارتند از:
·
ايجاد امكان اشتغال براي زنان
·
ايجاد امكان دسترسي به منابع و بازار تجارت.
سلامت روان مستلزم داشتن جسمي سالم است زنان حق دارند از بالاترين سطح قابل
حصول سلامت جسماني و رواني برخوردار شوند افزايش دسترسي زنان به اطلاعات، مراقبت
ها و خدمات بهداشتي و درماني با كيفيت مناسب با توانايي مالي آن ها بايد از اهداف
استراتژيك سيستم بهداشتي حاكم بر هر جامعه اي باشد. در اين راستا سازمان جهاني
بهداشت بكارگيري مجموعه فعاليت هاي مديريتي را جهت استفاده مردمي از خدمات بهداشتي
واجب ميداند :
·
سوق دادن تحقيقات بهداشتي به سوي
افزايش كاربرد مراقبت هاي اوليه بهداشتي براي زنان
·
ظرفيت سازي در مديريت براي بهبود
كيفي مراقبت هاي اوّليه بهداشتي، با هدف قرار دادن زنان خانواده ها و مردم بويژه
در مناطق محروم
·
بهبود كيفيت خدمات پرستاري در
سطح جامعه با توجه به اين نكته كه پرستاران بزرگترين گروه حرفه اي در بخش بهداشت
هستند
·
ترويج و حمايت از برنامه هاي شهر
سالم و روستاي سالم با استفاده از شركت طيف وسيعي از مردم و گروه هاي زنان در
نواحي مختلف
·
توانمندسازي نيروي انساني و
بهبود برنامه هاي توانبخشي براي عموم خصوصاً زنان سرپرست خانواده، دختران نوجوان و
زنان سالمند
·
كاهش موارد مصدوميت در خانه براي
تقليل هزينه هاي بهداشتي واجتماعي ـ اقتصادي اين گونه مصدوميت ها، بويژه براي
مادران و كودكان
·
حمايت از ايجاد يك سيستم نظارت و
ارائه گزارش كشوري از وضعيت بهداشتي زنان .
o دسترسي بيشتر به آب آشاميدني سالم
o برنامه هاي ملي ايمن سازي
o مراقبت بيشتر از دختران نوجوان و زنان
o مراقبت بيشتر از مادران ( در طول بارداري – حين
زايمان و پس از زايمان )
o كنترل بيماري هاي آميزشي بخصوص ايدز
o آموزش تغذيه.
يكي از موانع اصلي در راه برابري و عدالت جنسي و توانمند سازي زنان، اِعمال
خشونت عليه زن است. رفتار خشونت آميز عليه زنان شامل خشونت خانگي، تجاوز، قاچاق
دختران و زنان و خودفروشي است. يكي از نخستين موانع جلوگيري از خشونت، عدم شناخت
علل ريشه اي اين پديده و فقدان اطلاعات قابل استفاده است. سازمان جهاني بهداشت در
راستاي توانمندسازي زنان و ارتقاء موقعيت اجتماعي و سطح سلامتي آنان در صدد برآمده
است كه موضوع محو خشونت عليه زنان را در چكيده هاي طرح هاي خود بگنجاند.
هرچند كه طي 25 سال گذشته پيشرفت هاي چشمگيري از لحاظ ادغام امور مربوطه به
جنسيت در برنامه هاي توسعه اجتماعي
ـ اقتصادي فرهنگي در سراسر جهان ازجمله ايران در راستاي ارتقاء سطح سلامت
جسم و روان زنان صورت گرفته است اما همچنان مشكلات زيادي پيش رو است كه برنامه
ريزي هاي گسترده اي را ميطلبد. تدابير نوين ايران در اين راستا كه از پشتيباني
سازمان جهاني بهداشت نيز برخوردار است شامل موارد زير ميباشد:
·
تشويق به مركزيت بخشيدن امور
مربوط به جنس در راهكارهاي فقرزدايي
·
پرورش مهارت ها و توسعه كارآموزي
به زنان
·
ايجاد تسهيلات و امكانات تحصيل و
آموزش براي زنان
·
اجراي برنامه هاي هدفمند جهت رفع
خشونت عليه زنان
·
حمايت هاي قضايي از زنان
·
تقويت نقش زن در عرصه توسعه و
برنامه ريزي اقتصادي
·
جلب مشاركت زنان در موقعيت هاي
اجتماعي و سياسي
·
حمايت از فعاليت هاي نهادهاي
مختلف زنان
·
حمايت از شبكه هاي سازمان هاي غيردولتي
آگاهي به امور زنان و توسعه
·
توجه بيشتر به حقوق بشر مربوط به
زنان و توسط همه آژانس ها
·
جلت مشاركت هرچه بيشتر رسانه ها
·
حمايت هاي رواني از زنان و
دختران نوجوان
·
ارتقاء كيفيت مراقبت هاي بهداشتي
مربوط به زنان و دختران
·
آموزش بهداشت به دختران و زنان .
|
1) Sioban D. Harlow : "Menstruation and Menstrual Disorders : The
Epidemiology of Menstruation and Menstrual dysfunction." in " Women
& Health" by Marlene B. Goldman, Maureen C. Hatch, Section 3,p.81 – 125 2) Glorian Sorensen : "Social Determinants of Health "
in "Women &
Health" by Marlene B. Goldman, Maureen C. Hatch, Section 7,p.523 – 598 3) Department of Reproductive health and Research Family and Community
Health WHO, Geneva: HIV – infected Women and their Families: Psychosocial
Support and related issues ; A Literature review. 4ـ انجمن تنظيم
خانواده جمهوري اسلامي ايران، دفتر صندوق جمعيت ملل متحد: مشاركت مردان در
بهداشت باروري ـ پاييز 1379 5 ـ انجمن تنظيم خانواده جمهوري اسلامي ايران، دفتر صندوق جمعيت ملل متحد:
مراقبتهاي دوران بارداري ـ ورزشي و بارداري ـ پاييز 1379 6 ـ انجمن تنظيم خانواده جمهوري اسلامي ايران، دفتر صندوق جمعيت ملل متحد:
ايدز و بيماريهاي مقاربتي ـ پاييز 1379
7 ـ انجمن تنظيم خانواده جمهوري اسلامي ايران، دفتر صندوق جمعيت ملل متحد:
بهداشت بلوغ دختران ـ پاييز 1379 8 ـ سودابه اميري: زنان در حركت نقش آژانس هاي سازمان ملل متحد در جمهوري
اسلامي ايران ـ سازمان ملل متحد، تهران، جمهوري اسلامي ايران ـ 2001 9 ـ صندوق جمعيت ملل متحد: كنفرانس بين المللي جمعيت و توسعه ـ قاهره 1995 |