|
كتاب جامع بهداشت عمومي |
فصل 11 /
گفتار 11 / دكتر شيرين قاضي زاده
زايمان طبيعي |
|
فهرست مطالب |
|
|
|
|
|
|
|
|
زايمان طبيعي
دكتر شيرين قاضي زاده
دانشگاه علوم پزشكي تهران
انتظار ميرود فراگيرنده، پس از گذراندن اين درس، بتواند :Ø
مراحل مختلف زايماني را با ذكر خصوصيات هر سه مرحله توضيح
دهد Ø
نحوه مراقبت از مادر و جنين در حين زايمان را توضيح دهد Ø
انديكاسيون ها و ممنوعيت هاي مصرف اوكسي توسين را نام ببرد Ø
عوارض ناشي از مصرف اوكسي توسين را نام ببرد Ø
نفاس را شرح دهد Ø
مزيت شير مادر را توضيح دهد Ø
عوارض شيردهي را توضيح دهد |
زايمان،
شيردهي، نفاس، اوكسي توسين، تحريك زايمان
زايمان يك
روند فيزيولوژيك است كه باعث تغييرات گسترده اي در مادر ميشود و وضع حمل جنين را
از طريق مجراي زايمان ميسّر ميسازد. اين روند با افاسمان پيشرونده سرويكس، ديلاتاسيون
و يا هر
دو مشخص ميگردد كه از انقباضات رحمي حاصل ميشود اين انقباضات
حداقل هر 5 دقيقه تكرار ميشود و 60-30 ثانيه طول ميكشد. قبل از شروع زايمان
حقيقي معمولا تعدادي وقايع فيزيولوژيك آماده سازي، رخ ميدهد كه به برخي از آن ها
اشاره ميگردد :
دو هفته يا
بيشتر قبل از زايمان سر جنين در اكثر زنان اوّلزا تا لبه لگن نزول ميكند ولي در
زنان مولتيپار اين امر تا ابتداي زايمان صورت نميگيرد. بديهي است كه فشار حاصله
بر روي مثانه اغلب باعث تكرر ادرار ميشود.
در طي هفته
هاي 8-4 حاملگي رحم انقباضات غير منظم پيدا ميكند كه بدون درد هستند و به صورت
گاه و بيگاه (اسپوراديك) و موزون (ريتميك) و با شدت خفيف ظاهر ميشوند در ماه آخر
حاملگي اين انقباضات ممكن است بيشتر و گاهي اوقات هر 20-10 دقيقه و با شدت بيشتري
تكرار شوند كه انقباضات براكستون هيكس بوده و زايمان كاذب ناميده شده و همراه با
ديلاتاسيون و افاسمان پيشرونده نيستند ولي در سه ماهه سوم اين انقباضات را بايد از
زايمان زودرس، افتراق داد.
قبل از
شروع زايمان معمولا سرويكس در نتيجه افزايش محتواي آب و ليز كلاژن، نرم ميشود
افاسمان و نازك شدن سرويكس وقتي رخ ميدهد كه سرويكس بخشي از سگمان تحتاني شود. در
نتيجه افاسمان توپي موكوسي داخل مجراي سرويكس ترشح ميشود و بنابراين شروع زايمان
ممكن است با عبور مقدار كم موكوس آغشته به خون از واژن (Bloody show) مورد توجه قرار
گيرد.
|
چندزا (multipara) |
اوّلزا
(primipara) |
ويژگي
ها |
|
10-2 ساعت |
8-6 ساعت |
طول مرحله اوّل |
|
2/1 سانتي متر |
1 سانتي متر |
سرعت ديلاتاسيون سرويكس در طول فاز فعال |
|
5 تا 30 دقيقه |
30 دقيقه تا 3 ساعت |
طول مرحله دوّم |
|
صفر تا 30 دقيقه |
صفر تا 30 دقيقه |
طول مرحله سوم |
1 ـ شروع زايمان حقيقي (دردهاي حقيقي) تا ديلاتاسيون كامل سرويكس
2 ـ ديلاتاسيون كامل سرويكس تا تولد نوزاد
3 ـ تولد نوزاد تا خروج جفت
4 ـ خروج جفت تا زمان تثبيت حال بيمار معمولا 6 ساعت پس از زايمان
|
2 |
1 |
||||
|
4 |
3 |
||||
|
6 |
5 |
||||
|
8 |
7 |
1 ـ فاز نهفته كه طي آن
افاسمان سرويكس و ديلاتاسيون اوّليه رخ ميدهد.
2ـ فاز فعال كه در آن
ديلاتاسيون سرويكس سريعتر صورت ميگيرد.
در نتيجه
نيروهاي انقباضي عضله رحم (ميومتر) و فشار عضو نمايش و يا پرده هاي جنيني در مرحله
اوّل سرويكس بداخل سگمان تحتاني كشيده ميشود.
در خانم
هاي اوّلزا، طول مرحله اوّل بيشتر از زنان چندزا است. طول اين مرحله ممكن است تحت
تاثير عواملي نظير داروهاي آرام بخش و استرس قرار گيرد.
زماني آغاز
ميشود كه سرويكس در حضور انقباضات رحمي منظم به ميزان 4-2 سانتي متر ديلاتاسيون
پيدا كند.
|
|
اگر مادر
در وضعيت ايستاده باشد ارزيابي متناوب سلامتي جنين بايد صورت گيرد و عضو نمايش در
زمان پارگي پرده بايد آنگاژه شده باشد. در حالت خوابيده بايد تشويق به حالت
خوابيده به پهلو شود، تا از پرفوزيون واحد رحمي جفتي اطمينان حاصل شود.
به علت
كاهش تخليه معده در حين زايمان بهتر است كه از مصرف مايعات خوراكي اجتناب شود براي
هيدراته كردن بيمار از كريستالوئيدها استفاده ميشود.
استفاده از
تنقيه و تراشيدن ناحيه عانه و آماده كردن پوست بسته به نظر پزشك است. در بيماراني
كه دچار يبوست هستند و مقادير زيادي مدفوع در معاينه لگني در ركتوم لمس ميشود
بايد تنقيه صورت گيرد.
ارزيابي
هموگلوبين و هماتوكريت و Crossmatch و گروه خون و RH در صورت
نامشخص بودن و نمونه ادراري از نظر دفع پروتئين و گلوكز
نبض و فشار
خون و تعداد تنفس و درجه حرارت در زايمان طبيعي هر2-1 ساعت اندازه گيري شود. برونده
ادراري و دريافت مايعات وريدي بايد به دقت تحت نظر باشد.
در بيماران
بدون عوامل خطر قابل ملاحظه، ضربان قلب جنين در فاز فعال مرحله اوّل، هر 30 دقيقه
و در مرحله دوّم هر 15 دقيقه يك بار بايد سمع شود.
در بيماران
داراي عوامل خطر در مرحله اوّل هر 15 دقيقه و در مرحله دوّم هر 5 دقيقه يك بار
بايد سمع گردد.
انقباضات
رحمي بايد هر 30 دقيقه از لحاظ فركانس و مدت و شدت، ارزيابي شود. در بيماران پرخطر
اين انقباضات همراه با ضربان قلب جنين بررسي ميشود و اين مورد در بيماراني كه از
اكسيتوسين براي تسريع زايمان استفاده ميشود واجد اهميت است.
در فاز
نهفته اگر پرده ها پاره شده باشد معاينات واژن بايد محدود باشد به علت جلوگيري از
خطر عفونت داخل رحمي در فاز فعال هر 2 ساعت سرويكس بايد از نظر افاسمان ديلاتاسيون
جايگاه و Position عضو نمايش و وجود molding يا Caput معاينه شود.
در صورتي
كه بيمار احساس فوري بيرون رانده شدن جنين را دارد يا ضربان قلب جنين كند ميشــود
(در مواقع پرولاپس بندناف) بايد معاينات اضافي انجام شود.
پارگي عمدي
يا مصنوعي پرده ها اطلاعاتي راجع به حجم مايع آمنيوتيك و وجود مكونيوم ميدهد و
باعث افزايش انقباضات رحمي ميشود. اگر زايمان طولاني شود خطر كوريوآمنيونيت وجود
دارد و اگر عضو نمايش آنگاژه نشده باشد خطر پرولاپس بند ناف وجود خواهد داشت.
در آغاز
مرحله دوّم با هر انقباض جنين به پايين رانده ميشود. نزول جنين بايد به دقت تحت
نظر باشد در پرزانتاسيون سفاليك شكل سر جنين در طي زايمان تغيير ميكند (molding)
درجاتي از molding براي زايمان لازم است ولي در molding CPD بيشتر است.
ورم موضعي
و ادماتو پوست سر جنين كه به علت فشار سرويكس روي عضو نمايش از سر جنين بوجود ميآيد.
مرحله دوّم در اوّلزاها از 30 دقيقه تا 3 ساعت و در چندزاها 30-5 دقيقه طول ميكشد. بطور متوسط در اوّلزا
50 دقيقه و در چندزا كمتر از 20 دقيقه طول ميكشد.
شش حركت،
جنين را قادر ميسازد تا خود را با لگن مادر وفق دهد:
نزول توسط
نيروي انقباضي رحمي علاوه بر تلاش مادر و جاذبه زمين، در صورتي كه مادر ايستاده
باشد، صورت ميگيرد.
فلكسيون
ناقص قبل از زايمان و در نتيجه تون طبيعي عضلات جنين بوجود ميآيد ولي در طول
زايمان مقاومت حاصل از سرويكس، به ديواره هاي لگن و كف لگن باعث فلكسيون بيشتر
ستون فقرات گردني ميشود و چانه جنين به قفسه سينه ميرسد. در وضعيت OP ممكن است
فلكسيون رخ ندهد.
در
پوزيسيون OA سر جنين با قطر عرضي يا مايل وارد لگن شده چرخش
پيدا ميكند طوري كه اكسيپوت به سمت سمفيز پوبيس ميچرخد. اين چرخش زماني رخ ميدهد
كه سر جنين به عضلات كف لگن برخورد ميكند و هنگامي كه عضو نمايش به سطح خارهاي
ايسكيال ميرسد تكميل ميشود. در OP اكسيپوت به سمت عمق ساكروم ميرود.
سر خم شده
در پوزيسيون OA در لگن نزول مييابد و چون خروجي واژن رو به بالا و جلو ميباشد
قبل از اين كه سر بتواند از آن رد شود اكستانسيون بايد صورت گيرد پس از آن Crowning (ظاهر
شدن فرق سر جنين در دهانه متسع رحم در حين زايمان) حاصل ميشود. در اين زمان Station + 5 حاصل ميشود و سر با اكستانسيون سريع خارج ميگردد. ايجاد اپيزيوتومي
ممكن است به كاهش مقاومت پرينه و اجتناب از پارگي پرينه كمك كند. در OP سر از طريق
تركيبي در فلكسيون و اكستانسيون خارج ميشود.
در OA و OP سري كه خارج
شده به پوزيسيون اوّليه خود به زمان آنگاژمان بر ميگردد تا در امتداد پشت و شانه
هاي جنين قرار گيرد. چرخش بيشتر سر هنگامي رخ ميدهد كه شانه ها چرخش داخلي پيدا
كنند تا خود را با محور قدامي خلفي لگن در يك امتداد قرار دهند.
بدنبال چرخش
خارجي شانه قدامي از زير سمفيز پوبيس خارج شده و بعد شانه خلفي و بعد تنه بيرون ميآيد.
اقدامات باليني در مرحله دوّم : اقدامات
زير بايد صورت گيرد:
در هر
وضعيتي به جز طاقباز مادر ميتواند زور بزند. بيمار پرايمي در حالت Crowning و
بيمار مولتي وقتي كه ديلاتاسيون كامل شده به روي تخت وضع حمل برده ميشود.
با هر
انقباض مادر، نفس خود را حبس كرده و زور ميزند به خصوص در زناني كه بي حسي موضعي
دريافت كرده اند چون حواس رفلكسي آن ها مختل شده است، بايد از مادر خواست كه در
هنگام انقباض رحم، زور بزند.
ضربان قلب
جنين هر 5 دقيقه يك بار در بيماران پر خطر بايد ارزيابي شود. كند شدن ضربان قلب
جنين در حين انقباض (فشار روي سر يا بند ناف) و طبيعي شدن آن بعد از انقباض طبيعي
است.
بيمار در
وضعيت ليتوتومي قرار ميگيرد پوست ناحيه فرج و مقعد و پايين شكم و ران ها شسته ميشود.
وضع حمل در وضعيت طاقباز و خم كردن ران ها صورت ميگيرد. ولي كساني كه تغيير شكل
مفاصل هيپ يا زانو دارند در وضعيت خوابيده به پهلوي چپ صورت ميگيرد در وضعيت Crowning برش
اپيزيوتومي داده ميشود. ولي گاهي اوقات تحقيقات نشان داده است كه اپيزيوتومي
باعث پارگي هاي درجه 3 و 4 ميشود و متعاقبا باعث بي اختياري معقديِ گاز يا مدفوع
شود. براي تسهيل وضع حمل سر جنين از مانور ريتگن استفاده
ميشود. در اين مانور دست راست كه با يك حوله پوشيده شده فشار رو به بالا بر جسم
پرينه متسع و سپس چانه جنين وارد ميكند و با دست چپ فشار رو به پايين بر اكسيپوت
وارد ميشود فشار رو به بالا اكستانسيون سر را افزايش داده و فشار رو به پايين از
اكستانسيون سريع سر جلوگيري كرده و وضع حمل را كنترل ميكند. به محض خروج سر سوراخ
هاي بيني و دهان بايد توسط ساكشن از خون و ترشحات تخليه شود. ولي اگر ديسترس جنيني
يا مايع آغشته به مكونيوم وجود داشت بايد ساكشن حلق و بيني به طور كامل صورت گيرد
و از ايجاد Gasping و آسپيراسيون محتويات حلق، جلوگيري نمود.
پس از پاك
شدن راه هاي هوايي بايد وجود بند ناف دور گردن را چك كرد اگر بند ناف شل وجود داشت
از روي سر جنين دور ميكنيم ولي اگر سفت بود ميتوان آنرا بين دو كلامپ قطع كرد.
بدنبال خروج سر شانه قدامي توسط فشار بر پايين بر سر و چرخش خارجي خارج شده و سپس
شانه خلفي توسط فشار بر بالا روي سر خارج ميشود. پس از وضع حمل اگر نوزاد، پايين
تر از كانال باشد خون از جفت بداخل بدن او منتقل ميشود. در اين حالت اگر كلامپ
بندناف بيشتر از 20-15 ثانيه طول بكشد باعث هيپربيليروبينمي نوزاد ميشود. سپس
نوزاد زير دستگاه گرمكن مخصوص قرار ميگيرد.
بلافاصله
پس از وضع حمل نوزاد، سرويكس و واژن بايد از نظر پارگي بررسي شوند. توصيه ميشود
اين معاينه قبل از خروج جفت انجام شود زيرا پس از خروج جفت خونريزي رحمي ميدان ديد
را محدود ميكند.
معمولا در
عرض 10ـ2 دقيقه پس از پايان مرحله دوّم، صورت ميگيرد فشار روي فوندوس براي تسريع
اين كار مناسب نيست چون ممكن است باعث عبور سلول هاي جنيني بداخل جريان خون مادر
شود.
·
جريان خون تازه از واژن
·
بلند شدن طول بندناف
·
بالا رفتن فوندوس رحم
·
سفت و كروي شدن رحم
فشار روي سمفيز
پوبيس و فوندوس جهت اطمينان از نزول جفت به داخل واژن ضروري است. بعد از خروج جفت
بايد نسبت به باقي ماندن تكه هاي جفت و خونريزي محل چسبندگي آن دقت شود.
انفوزيون
داخل وريدي 20 واحد اكسيتوسين و ماساژ رحمي باعث كاهش خونريزي ميشود. جفت بايد
معاينه شود تا از جدا شدن كامل آن و يا وجود ناهنجاري ها اطمينان حاصل شود.
·
درجه اوّل : پارگي در اپيتليوم واژن يا پوست پرينه
·
درجه دوّم : گسترش پارگي به بافت هاي ساب اپيتليال يا
پرينه با يا بدون درگيري عضلات پرينه
·
درجه سوم : پارگي اسنفنكتر مقعد
·
درجه چهارم : پارگي به مخاط ركتوم رسيده باشد.
فشار خون،
تعداد نبض و خونريزي رحمي بايد به دقت كنترل شود. خونريزي پس از زايمان به صورت
شايع در اين دوران رخ ميدهد كه معمولا به خاطر شُل شدن رحم، باقي ماندن قطعه هاي
جفت يا پارگي هاي ترميم نشده رخ ميدهد. هماتوم واژن به صورت درد لگني ظاهر ميشود.
افزايش تعداد نبض كه نامتناسب با فشارخون است نشانه هيپوولمي است.
القاء (Induction)
روندي اسـت كه طــي آن زايمـان بـه طريقـه مصنوعـي آغـاز ميشـود. تحريـك (augmentation) تحريك مصنوعي زايماني است كه به
طور خودبخود آغاز شده است افاسمان و نرم شدن سرويكس قبل از شروع زايمان خودبخود رخ
ميدهد ولي در القاء بايد مهيا شدن سرويكس قبل از القاء صورت گيرد چرا كه موفقيت
وابسته به اين تغييرات در سرويكس ميباشد. روش هاي مكانيكي و فارماكولوژيك خاصي
براي مهيا نمودن سرويكس وجود دارد.
يكي از اين
روش ها كاربرد موضعي پروستاگلاندين ها به صورت ژل
پروستاگلاندين E2 به داخل سرويكس يا پروستاگلاندين واژينال است، گرچه گاهي اينها
باعث تحريك بيش از حد رحمي ميشود. روش ديگر قرار دادن لاميناريا ميباشد. جدا
كردن كوريوآمنيون از سگمان تحتاني رحم با دست لزوما شروع زايمان را تسريع نميكند
ولي پاره كردن مصنوعي و عمدي پرده ها ممكن است فعاليت رحمي را افزايش دهد.
در كل
القاء زايمان قبل از زمان ترم، فقط وقتي بكار ميرود كه استمرار حاملگي با خطر
قابل ملاحظه اي براي مادر و جنين همراه باشد. در اين موارد ميتوان ظرف 48ـ24 ساعت
با استفاده از گلوكوكورتيكوئيدها بلوغ ريه هاي جنين را تسريع نمود. در هنگام ترم
در مورد پارگي زودرس پرده ها ميتوان از القاء استفاده كرد. در غير اين صورت القاء در زمان ترم بطور مرسوم
مناسب نيست.
ارزيابي احتمال
موفقيت در القاء و تحريك با استفاده از معاينه لگن و تعيين امتياز Bishop صورت
ميگيرد.
در امتياز
بالا (13-9) احتمال وضع حمل واژينال زياد است. در امتياز پايين > 5 احتمال موفقيت حــدود 80-65 درصد است. قبل از آغاز القاء ، گروه
خون بيمار بايد تعيين شده باشد.
|
|
چند نكته
بايد در اين روش مورد نظر قرار گيرد:
·
اكسيتوسين بايد به صورت وريدي مصرف شود تا در صورت
هيپرتوني رحم به سرعت قطع شود. توضيح اينكه نيمه عمر آن 5-3 دقيقه است و پس 30-15
دقيقه از قطع دارو اثرات آن بطور كامل از بين ميرود.
·
انفوزيون بايد به صورت رقيق استفاده شود و از يك راه
فرعي به داخل راه وريدي اصلي جريان يابد تا در صورت لزوم راه فرعي را قطع كرده
بدون اين كه راه اصلي قطع شود.
·
دارو بهتر است از طريق پمپ، انفوزيون شود.
·
القاء زايمان نبايد بيش از 72 ساعت صورت گيرد. در صورت
وجود ديلاتاسيون و افاسمان پرده ها پاره ميشوند اگر ظرف12 ساعت پيشرفت كافي حاصل
نشد ممكن است C/S توصيه شود.
·
اگر پيشرفت كافي در زايمان بوجود آمد سرعت و غلظت
انفوزيون را ميتوان طي مرحله دوّم كاهش داد. دو برنامه براي القاء وجود دارد :
دوز پايين (4ـ1 ميلي واحد در دقيقه) و دوز بالا (60-4 ميلي واحد در دقيقه) فاصله
زماني هر بار افزايش نبايد كمتر از 20 دقيقه باشد تا از خطر تحريك بسيار شديد
(هيپراستيموليشن) جلوگيري شود.
در هنگام
زايمان خودبخودي رحم حساسيت بيشتري نسبت به اكسيتوسين در مقايسه با زايمان القاء
شده دارد و بنابراين بهتر است از دوز پايين و افزايش تدريجي تر و كندتر استفاده
شود.
آمنيوتومي
سنتز و ترشح پروستاگلاندين را تحريك ميكند. در مجموع القاء رسيدن عضو نمايش به
سگمان تحتاني را تسهيل ميكند در نتيجه اگر پرده ها بعدا پاره شود احتمال پرولاپس
بند ناف را كاهش ميدهد.
|
موارد
ممنوعيت (كونتراانديكاسيون ها) |
موارد
وجوب (انديكاسيون ها) |
||
|
جنيني |
مادري |
جنيني |
مادري |
|
ـ
جنين نارس بدون بلوغ ريوي ـ
پرزانتاسيون غير طبيعي ـ ديسترس حاد جنيني |
ـ
تنگي لگن ـ
سابقه جراحي رحمي مثل ميومكتومي و متروپلاستي سابقه
جراحي قبلي رحم ـ
سابقه سزارين كلاسيك ـ
رحم بيش از حد اتساع يافته |
ـ
حاملگي طول كشيده ـ
اختلال رشد داخل رحمي ـ
تست غير طبيعي عدم تناسب RH
جنيني
ـ
آنومالي جنيني ـ
پارگي زودرس كيسه آب ـ
كوريوآمنيونيت |
ـ
پره اكلامپسي
ـ
ديابت مليتوس ـ
بيماري قلبي ـ
زايمان غيرطبيعي (در صورت وجود فعاليت ناكافي رحمي) ـ
فاز نهفته طولاني
ـ
فاز فعال طولاني |
1 ـ هيپراستيمولاسيون و پيدايش ديسترس
جنيني ناشي از ايسكمي و در حالات نادر پارگي رحم
2 ـ اثرات آنتي ديورز و باز جذب آب
از فيلتره گلومرولي و به ندرت مسموميت با آب و بروز تشنج و اغماء
3 ـ مصرف طولاني مدت اكسيتوسين
باعث خستگي عضله رحم (عدم پاسخدهي به دارو) و آتوني رحم پس از زايمان (هيپوتوني)
ميشود كه خطر خونريزي را افزايش ميدهد.
عبارتست از
دوره 6 هفته اي پس از زايمان كه
اعضاي تناسلي و فيزيولوژي مادري به حالت غير بارداري بر ميگردد.
در طي 3
هفته رحم از وزن 1000 گرم به 200-100 گرم ميرسد و سرويكس سفت ميشود.
لوشياروبرا
(lochia rubra) كه به خاطر وجود اريتروسيت ها ميباشد و
قرمزرنگ است. Lochia alba پس از 4-3 روز بوجود ميآيد و بي رنگ شده و در روز دهم سفيد يا
زرد ميشود. بوي بد ترشحات احتمال آندومتريت را مطرح ميكند.
بلافاصله
پس از وضع حمل افزايش در مقاومت عروقي داريم برون ده قلبي و حجم پلاسما طي 2 هفته
به دوران قبل از بارداري بر ميگردد.
درجات
خفيفي از افسردگي پس از وضع حمل نسبتا شايع است و به دو دليل هيجاني و هورموني
است.
در مادران
غيرشيرده ظرف 8-6 هفته قاعدگي بر ميگردد. در زنان شيرده ممكن است تا چند ماه تخمك
گذاري صورت نگيرد ولي بايد Contraception مناسب صورت گيرد.
شيردهي چند
فايده دارد:
1 ـ شير غذاي ايده آل و كافي براي
نوزاد است و گرانقيمت نيست.
2 ـ باعث كوچك شدن رحم ميشود.
3 ـ انواع مختلف آنتي بادي مادري
مثل IgA در شير مادر وجود دارد كه با اتصال به سلول هاي سطح مخاطي از روده
نوزاد محافظت ميكند.
در زمان
وضع حمل، افت هورمون هاي جفتي به خصوص استروژن و ثانيا مكيدن نوزاد و ترشح
پرولاكتين و اكسيتوسين، شيردهي را ميسر ميسازد. هورمون اكسيتوسين باعث انقباض
سلول هاي ميواپيتليال آلوئول ها و مجاري شيري ميشود و در نتيجه باعث خروج شير و
كلستروم ميگردد.
در روز
دوّم پس از وضع حمل، كلستروم ترشح ميشود كه حاوي پروتئين و چربي و IgA ميباشد و پس
از 6-3 روز جاي خود را به شير ميدهد كه اجزاي آن عبارتند از پروتئين، لاكتوز، آب
و چربي. پروتئين هاي اصلي كه در شير مادر وجود دارند و در شير گاو يافت نميشوند
عبارتند از: كازئين، لاكتالبومين و بتالاكتالبومين.
ساده ترين
و بي خطرترين، روش بستن كرست تنگ و چسبان است. كمپرس هاي يخ و استفاده از مسكن هم
كمك كننده است. مصرف استروژن ها خطر ترومبوآمبولي را افزايش ميدهد بروموكريپتين
ديگر به طور معمول توصيه نميشود ولي در صورت لزوم به مقدار 5/2 ميلي گرم روزانه
به مدت 14 روز تجويز ميگردد.
|
آنتي بادي IgA شير مادر با اتصال به سلول هاي سطح مخاطي از روده نوزاد محافظت ميكند |
اين شقاق
ها محل مناسبي براي ورود باكتري هستند بهتر است با كِرِم هاي مناسب مثل لانولين،
چرب شده شيردهي قطع شود و شير با دست خارج شود و تا بهبودي كامل نوك پستان اين عمل
ادامه يابد.
عارضه غير
شايعي است كه معمولا 4-2 هفته پس از شيردهي بوجود ميآيد همراه با تب و لرز و
قرمزي و درد و سفتي پستان است. عامل آن معمولا استافيلوكوك آرئوس است كه از حلق و
دهان نوزاد ناشي ميشود. شيردهي بايد قطع شده و درمان آنتيبيوتيكي به مدت 10-7
روز با يك آنتي بيوتيك مقاوم به پني سيليناز مثل كلوگزاسيلين صورت گيرد. در صورت
پيدايش آبسه بايد جراحي صورت گرفته و شير دوشيده شود و دور ريخته شود نوزاد و
افراد خانواده بايد از نظر عفونت استافيلوكوك بررسي شوند.
چون نوزاد
ممكن است روزانه تا 500 سي سي شير بخورد داروهاي مصرفي مادر ممكن است اثرات
زيانباري در وي ايجاد كند كه بستگي به دوز مادري، كليرانس مادري و خصوصيات فيزيكي
و شيميايي دارو و تركيب شير مادر از لحاظ چربي و پروتئين دارد.
|
1 ) Don Forth’s Obstetrics and Gynecology, by : James R.
Scott, Philip J. Di. Saia, Charles B. Hammond, Williams N. Spellacy 1999,
Lippincott , Williams & Wilkins 2 ) Essentials of Obstetrics and Gynecology , by : Hacke F. Moore G. 3rd ed. |
|
|