|
كتاب جامع بهداشت عمومي |
فصل 11 / گفتار 13 / دكتر حسن افتخار اردبيلي
نوزاد آسيب پذير |
|
فهرست مطالب عواملي
كه سلامتي نوزادان را در معرض خطر قرار ميدهند مراقبت
از شيرخواران نارس در منزل نوزادان
با جثه بزرگ به نسبت سن حاملگي
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نوزاد آسيب
پذير
دكتر حسن افتخار اردبيلي
دانشكده بهداشت دانشگاه تهران
پس از يادگيري اين مبحث، فراگيرنده قادر خواهد بود:Ø
نوزادان آسيب پذير را شناسايي و طبقه بندي نمايد Ø
شايعترين و مهمترين عوامل خطرزا در دوره نوزادي را شرح دهد Ø
نوزادان با مشخصات زير را تعريف و شناسايي كرده و مسائل
ناشي از آن ها را شرح دهد: Ø
نوزادان نارس (Premature) ، نوزاد با وزن كم زمان تولد (LBW) ، نوزاد با وزن بسيار كم زمان تولد (VLBW) ، نوزاد با وزن بي نهايت كم زمان تولد (ELBW) ، تاخير رشد داخل رحمي (IUGR) ، نوزاد ديررس (mature Post) نوزاد با جثه بزرگ به نسبت سن حاملگي (LGA) و نوزاد با جثه كوچك به نسبت سن حاملگي (SGA) Ø
عوامل موثر و زمينه ساز در تولد زودرس و تاخير رشد داخل
رحمي نوزادان را نام ببرد Ø
اصول كلي مراقبت و تغذيه شيرخواران نارس را شرح دهد Ø مشكلات حاملگي
دوقلويي را توصيف نمايد |
نوزادان آسيب پذير، نارسي، تاخير
رشد داخل رحمي، نوزادان ديررس
با
كاهش ميزان مرگ و مير شيرخواران 12ـ1 ماهه، اهميت ميزان مرگ و مير نوزادان (28 روز
اول زندگي) و عوامل خطرزاي اين دوره حساس از زندگي توجه
بيشتري را به خود جلب نموده است.
جهت
تامين و ارتقاي سلامتي شيرخواران، شناخت عوامل خطرزا وعوامل زمينه ساز ابتلا و مرگ
نوزادان از آغاز تا پايان حاملگي، هنگام زايمان و پس از آن و حتي عوامل زمينه ساز
قبل از حاملگي بسيار ضروري ميباشد. مراقبت هاي پيشگيري و آموزش بهداشت اين دوره
از زندگي، از
اولويت بسيار بالايي برخوردار است، طبيعي است كه سطوح دوم و
سوم پيشگيري نيز جايگاه خود را دارند.
·
سن حاملگي كمتر از 16 يا بيشتر از 40 سال (طبق آمار سال
78 ، در كشور
ما 7/22% از حاملگي ها در سنين 16 سال و كمتر، رخ داده است) 0
·
مصرف سيگار، الكل، مواد مخدر
·
فقر
·
تجرد
·
استرس فيزيكي يا هيجاني ـ احساسي (emotional stress)
·
بالا بودن قند خون (بيماري ديابت)
·
پرفشاري خون
·
عفونت ادراري بدون علامت
·
بيماري هاي روماتيسمي
·
مصرف دارو
·
مرگ داخل رحمي
·
مرگ نوزاد
·
نارسي نوزاد (prematurity)
·
تاخير رشد داخل رحمي (Intra
Uterine Growth Retardation :IUGR)
·
ناهنجاري هاي مادرزادي
·
نارسايي دهانه رحم
·
ناسازگاري گروه خوني ـ زردي غير طبيعي
·
كاهش تعداد پلاكت هاي نوزاد (ترومبوسيتوپني)
·
هيدروپس جنيني
·
اختلالات متابوليكي مادرزادي
·
خونريزي واژينال (مهبلي)
·
بيماري هاي مقاربتي
·
حاملگي هاي چند قلويي
·
مسموميت حاملگي (پره اكلامپسي)
·
پارگي زودرس پرده هاي جنيني
·
فاصله كمتر از 3 سال با حاملگي قبلي
·
افزايش يا كاهش غير طبيعي مايع آمنيوتيك
·
بيماري طبي يا جراحي حاد
·
مراقبت ناكافي دوران حاملگي
·
زايمان زودرس (زودتر از 37 هفته)
·
زايمان ديررس (ديرتر از 42 هفته)
·
زجر جنيني (ديسترس جنين)
·
نمايش ته (پرزانتاسيون بريچ)
·
مايع آمنيوتيك آغشته به مكونيوم
·
عمل جراحي سزارين
·
زايمان با فورسپس
· وزن تولد كمتر از 2500 گرم يا بيشتر از 4000 گرم
·
تولد قبل از هفته 37 يا بعد از هفته 42 بارداري
·
رشد كمتر از حد مناسب با سن بارداري (Small for Gestational Age: SGA)
·
رشد بيش از حد مناسب با سن بارداري (Large for Gestational Age: LGA)
·
برخي از عوامل فوق در زير مورد بررسي قرار ميگيرند.
|
نمره
2 |
نمره
1 |
نمره
صفر |
معيارهاي
سنجش |
|
بالاي 100 در دقيقه |
زير 100 در دقيقه |
وجود ندارد |
1ـ ضربان قلب |
|
خوب، گريه ميكند |
آهسته، نامنظم
|
وجود ندارد |
2ـ تعداد تنفس |
|
حركات فعال |
خميدگي مختصر اندام ها |
شل |
3ـ تونيسيته عضلاني |
|
سرفه يا عطسه |
تغيير حالت صورت
|
بدون پاسخ |
4ـ پاسخ به قرار دادن كاتتر در سوراخ
بيني پس ازپاك كردن دهان و حلق |
|
كاملا صورتي رنگ |
پوست بدن صورتي رنگ، اندام ها آبي رنگ
|
آبي، رنگ پريده
|
5ـ رنگ پوست |
مشكلات دو
قلويي عبارتند از: افزايش مايع آمنيوتيك (پلي هيدرآمنيوس) ، تهوع شديد حاملگي،
مسموميت حاملگي (پره اكلامپسي) ، پارگي طولاني مدت پرده هاي جنيني، عروق نابجا،
نمايش هاي غير طبيعي (مانند نمايش ته يا پرزانتاسيون بريچ) و زايمان زودرس. نوزاد
قل دوم نسبت به قل اول بيشتر در معرض خطر سندرم زجر (ديسترس) تنفسي و خفگي
(آسفيكسي) ميباشد. دو قلوها بيشتر در معرض خطر اختلالات زير ميباشند:
تاخير رشد
داخل رحمي (IUGR) ، انتقال خون دو قلوها به يكديگر (twin -
twin transfusion) ، و
ناهنجاري هاي مادرزادي كه بيشتر در دوقلوهاي يك تخمكي (منوزيگوت) رخ ميدهد.
ناهنجاري هاي مربوط به تحت فشار قرار گرفتن در رحم (مانند دررفتگي مفصل لگن) ، دوقلوهاي
بهم چسبيده، آنانسفالي (فقدان مغز) و مننگوميلوسل نيز ممكن است رخ دهد.
در اغلب
موارد، نوزادان دوقلو، نارس و كم وزن متولد ميشوند وعوارض مادري حاملگي هاي دوقلو
نيز از حاملگي هاي يك قلويي، بيشتر گزارش شده است. همچنين احتمال مرگ نوزادان
دوقلو بيشتر از نوزادان تك قلو ميباشد. البته در گروه هاي وزني و سن جنيني يكسان،
احتمال مرگ نوزادان دوقلو و تك قلو، تفاوت چنداني با يكديگر ندارند. مرگ و مير
دوره پريناتال (از 20 هفتگي جنين تا يك هفتگي نوزاد) در دوقلوها حدود 4 برابر يك
قلوهاست. در دوقلوهاي داراي يك كيسه جنيني، احتمال پيچ خوردن بند ناف ها به
يكديگر، بيشتر است كه ممكن است منجربه خفگي شود. اگر يك جنين مرده باشد، معمولا
ابتدا جنين زنده متولد ميشود. زايمان قل دوم ممكن است بدليل نمايش (پرزانتاسيون)
غير طبيعي، كاهش تونيسيته عضلاني رحم، يا شروع بسته شدن دهانه رحم پس از زايمان قل
اول، با مشكلاتي مواجه شود.
احتمال مرگ
نوزادي در چند قلويي با 5ـ4 جنين، براي هر جنين بسيار بالاست.
تشخيص پيش از زايمان براي تخمين نوزاداني كه به علت دو
قلويي در معرض خطر ميباشند، مفيد است. در زمان زايمان و بلافاصله پس از تولد،
بايد نظارت و مراقبت دقيق انجام شود تا هر چه سريعتر درمان خفگي يا سندرم انتقال
خون دو قلوها به يكديگر، آغاز شود.
تعريف: طبق تعريف
سازمان بهداشت جهاني، نوزاداني كه در هنگام تولد، سن جنيني آن ها كمتر از 37 هفته
تمام باشد، نارس ناميده ميشوند، همچنين نوزاداني كه هنگام تولد، سن جنيني بيش از
37 هفته دارند و عليرغم آن، وزن زمان تولد آن ها كمتر از 2500 گرم ميباشد،
نوزادان مبتلا به تاخير رشد داخل رحمي
(IUGR) تلقي ميشوند.
نوزاداني
كه وزن هنگام تولد آن ها برابر 2500 گرم يا كمتر باشد را نوزادان مبتلا بـه كم
وزني هنگام تولد (Low Birth Weight: LBW) مينامند و به دو گروه تقسيم ميكنند:
1) نوزادان نارس (Premature) كه سن جنيني كمتر از 37 هفته در
زمان تولد دارند.
2) نوزادان مبتلا به تاخير رشد داخل
رحمي (IUGR) كه سن جنيني 37 هفته يا بيشتر
در زمان تولد دارند.
طبق مطالعه
اي كه در سال هاي گذشته در زايشگاه هاي شهر تهران انجام شد 6/5% از نوزادان متولد
شده، مبتلا به كم وزني زمان تولد (LBW) بودند كه از اين نوزادان، 57% موارد نارس و 43% دچار تاخير رشد
داخل رحمي (IUGR) بودند 0
عوامل موثر
در نارسي نوزاد در جدول شماره 2 و عوامل موثر در تاخير رشد رحمي در جدول شماره 3
آورده شده اند.
·
زجر جنيني (ديسترس جنين)
·
حاملگي چند قلويي
·
اريتروبلاستوز (نوعي بيماري خوني)
·
جفت سر راهي
·
كنده شدن جفت (دكولمان جفت)
·
رحم دو شاخه
·
نارسايي دهانه رحم (اتساع زودرس دهانه رحم)
·
مسموميت حاملگي (پره اكلامپسي)
·
بيماري هاي مزمن (مانند بيماري هاي سيانوز دهنده قلبي،
بيماري هاي كليوي)
·
عفونت ها (مانند عفونت ناشي از ليستريا منوسيتوژن،
استرپتوكوك گروه B و عفونت ادراري)
·
اعتياد (كوكائين)
·
پارگي زودرس پرده هاي جنيني
·
افزايش غير طبيعي مايع آمنيوتيك (پلي هيدرآمنيوس)
·
عوامل ناشي از توجه ناكافي يا كار نادرست پرسنل پزشكي
·
اختلالات كروموزومي (تريزومي هاي اتوزومال)
·
عفونت هاي مزمن جنين (سرخجه مادرزادي، سيفيليس، توكسوپلاسموز،
عفونت ناشي از سيتومگالو ـ ويروس، عفونت ناشي از ويروس هرپس)
·
ناهنجاري هاي مادرزادي
·
قرار گرفتن در معرض اشعه
·
حاملگي چند قلويي
·
عدم وجود پانكراس (آپلازي پانكراس)
·
كاهش وزن يا تعداد سلول هاي جفت يا هر دو
·
كاهش سطح جفت
·
التهاب جفت (باكتريايي، ويروسي، انگلي)
·
عدم خونرساني كافي به جفت
·
سندرم انتقال خون دو قلوها به يكديگر
·
تومور (كوريوآنژيوما، مول هيداتيفورم)
·
جدا شدن قبل از موعد جفت
·
مسموميت حاملگي
·
پرفشاري خون يا بيماري كليوي
·
كاهش اكسيژن خون (ارتفاع زياد، بيماري سيانوز دهنده
قلبي يا ريوي)
·
سوء تغذيه يا بيماري مزمن
·
كم خوني سلول داسي شكل
·
مصرف داروها (داروهاي نشئه آور) ناركوتيك ها ( الكل،
كوكائين، آنتي متابوليت ها)
·
سيگار كشيدن
نوزاداني كه
وزن هنگام تولد آن ها كمتر از 1500 گرم باشد، نوزادان با وزن تولد بسيار كم (VLBW) ناميده ميشوند. در صورتي كه
وزن زمان تولد كمتر از 1000 گرم باشد نوزاد را به عنوان نوزاد با وزن تولد بي
نهايت كم : (Extremely
Low Birth Weight ELBW) تلقي ميكنند.
بيش از 50%
مرگ نوزادان و همچنين بيش از 50% معلوليت هاي نوزادان به اين گروه وزني (VLBW) ، تعلق
دارد، ميزان زنده ماندن و بقاي اين گروه از نوزادان با وزن زمان تولد آن ها،
مستقيما ارتباط دارد بدين ترتيب كه هرچه وزن زمان تولد آن ها كمتر باشد، احتمال
مرگ بيشتر خواهد شد.
مراقبت هاي
پس از تولد از اين نوزادان در چند دهه گذشته، احتمال بقاي نوزادان كم وزن را
افزايش داده است. معمولا نوزادان بسيار كم وزن در زمان تولد (VLBW) ، در طي
دوره نوزادي، سال اول زندگي و حتي در سال هاي بعد نيز بيشتر با مسائل و مشكلات
ناشي از نارسي و كم وزني ، ابتلا به عفونت ها، اختلالات عصبي و رفتاري، مواجه ميشوند.
عملكرد
نارس ارگان هاي مختلف بدن نوزاد نارس، عوارض درمان و اختلالات ويژه اي كه موجب
شروع زودرس زايمان ميشوند، احتمال ابتلا به بيماري هاي مختلف و احتمال مرگ
نوزادان نارس و كم وزن را در مقايسه با نوزادان طبيعي افزايش ميدهد. مشكلات و
بيماري هاي همراه با نارسي نوزادان در جدول شماره 4 آورده شده اند.
·
سندرم زجر تنفسي (سندرم ديسترس تنفسي RDS ، بيماري غشاي هيالن)
·
پنوموتوراكس، پنومومدياستن، آمفيزم بينابيني
·
پنوموني مادرزادي
·
اختلال در تشكيل نسج ريه
·
خونريزي ريوي
·
آپنه (وقفه تنفسي)
·
مجراي شرياني باز (PDA)
·
كاهش فشار خون
·
افزايش فشار خون
·
كاهش تعداد ضربان قلب (با وقفه تنفسي)
·
ناهنجاري هاي مادرزادي
·
كم خوني
·
افزايش بيليروبين (مستقيم و غير مستقيم)
·
خونريزي زير جلدي و بافتي (كبد، آدرنال)
·
اختلالات انعقادي خون (انعقاد منتشر داخل عروقي (DIC
·
كمبود ويتامين K
·
هيدروپس (ايمني يا غير ايمني)
·
اختلال عملكرد گوارشي ـ اختلال حركت
·
آنتروكوليت نكروزان
·
ناهنجاري هاي مادرزادي موجب افزايش مايع آمنيوتيك
·
كاهش كلسيم خون (هيپوكلسمي)
·
كاهش قند خون (هيپوگليسمي)
·
افزايش قند خون (هيپرگليسمي)
·
اسيدوز متابوليك ديررس
·
كاهش درجه حرارت بدن (هيپوترمي)
·
كاركرد طبيعي تيروئيد با سطح T4 پايين
·
خونريزي داخل بطني
·
تشنج
·
آسيب شبكيه چشم ناشي از نارسي
·
ناشنوايي
·
كاهش تونيسيته عضلات
·
ناهنجاري هاي مادرزادي
·
آنسفالوپاتي ناشي از افزايش بيليروبين (كرن ايكتروس)
·
سندرم قطع دارو (داروهاي نشئه آور يا ناركوتيك)
·
كاهش سديم خون (هيپوناترمي)
·
افزايش سديم خون (هيپرناترمي)
·
افزايش پتاسيم خون (هيپركالمي)
·
اسيدوز لوله اي كليه (اسيدوز توبولار)
·
دفع گلوكز از ادرار
·
ادم
·
عفونت ها (مادرزادي، نوزادي، بيمارستاني، باكتريايي،
ويروسي، قارچي، تك ياخته اي)
اغلب
نوزادان نارس با وزن كمتر از 1500 گرم نياز به تغذيه از راه لوله دهاني ـ مري دارند زيرا قادر به هماهنگي حركات
تنفسي، مكيدن و بلعيدن نميباشند. در مورد نوزادان نارس با حال عمومي خوب كه قادر
به انجام حركات مكيدن و بلعيدن بوده و ديسترس تنفسي ندارند ميتوان با احتياط و به
تدريج تغذيه دهاني را امتحان كرد.
وجود
صداهاي فعال روده اي، دفع مكونيوم، عدم ديستانسيون (اتساع) شكم، تحمل تغذيه بدون
تهوع و استفراغ، از نشانه هاي آمادگي دستگاه گوارش به شمار ميروند. وجود هر يك از
علائم ياد شده بايد دقيقا مورد بررسي قرار گرفته و بعنوان علائم هشدار دهنده تلقي
شوند. در نوزادان نارس و كم وزن، مكمل هاي ويتامين ها بايد مانند نوزادان طبيعي
تجويز شوند. احتمال ابتلا به نرمي استخوان (ريكتز) در اين گروه از نوزادان بيشتر
است.
نوزادان
نارس و كم وزن در هنگام تولد، بيش از نوزادان طبيعي در معرض كم خوني ناشي از فقر
آهن قرار دارند. البته ذخاير آهن حتي در نوزادان كم وزن زمان تولد (LBW) ، معمولا تا
زمان دو برابر شدن وزن زمان تولد كافي ميباشد. در اين گروه از نوزادان، درمان تكميلي
با آهن، از هنگام دو برابر شدن وزن زمان تولد بايد آغاز شود.
نوزادان
نارس، استعداد بيشتري جهت ابتلا به عفونت دارند كه نياز به رعايت دقيق اصول
بهداشتي توسط پرسنل بخش نوزادان دارد، خطرات عفونت بايد در مقابل مضرات محدود كردن
تماس نوزاد با مادر و خانواده كه در تكامل نهايي شيرخوار موثر است سنجيده شود،
مشاركت زود هنگام ومداوم والدين در مراقبت بيمارستاني از شيرخوار، در صورت رعايت
موارد پيشگيري، خطر عفونت را چندان افزايش نميدهد. تجويز پيشگيرانه گاماگلوبولين
به نوزادان نارس، خطر عفونت هاي بيمارستاني را كاهش نميدهد.
پيشگيري از
انتقال عفونت از نوزادي به نوزاد ديگر مشكل است، زيرا در مراحل اوليه ابتلا به
عفونت، نوزادان طبيعي يا نارس، شواهد باليني روشن و دقيقي از عفونت نشان نميدهند.
هنگامي كه
در بخش نوزادان اپيدمي رخ دهد، بايد علاوه بر مراقبت معمول ضد عفونت (آنتي سپتيك)
، از پرستاري مناسب و اتاق هاي ايزوله، نيز استفاده شود. مهمترين عامل در مراقبت
موفق نوزادان نارس مهارت، تجربه، دقت، رعايت اصول بهداشتي و تعداد نفرات شاغلين در
بخش نوزادان ميباشد.
اكنون براي
نوزادان با وزن تولد بين 1500 تا 2500 گرم، متناسب با امكانات و تجهيزات
بيمارستاني و پرسنل آموزش ديده، شانس بقاي 95% يا بيشتر وجود دارد. اما در نوزادان
با وزن كمتر هنوز احتمال مرگ و مير بالاست. ميزان مرگ و مير نوزادان كم وزن هنگام
تولد، (LBW) كه تا زمان ترخيص از بيمارستان
زنده ميمانند، در سال اول زندگي بيش از مرگ و مير نوزادان طبيعي است. همچنين
احتمال تاخير در رشد و تكامل، سندرم مرگ ناگهاني نوزادان و پيوند ناكافي بين مادر
و نوزاد، در بين نوزادان نارس بيشتر است.
در صورت
فقدان اختلالات مادرزادي و آسيب سيستم عصبي مركزي وعارضه كم وزني زياد هنگام
تولد (VLBW) يا تاخير شديد رشد داخل رحمي،
معمولا رشد فيزيكي نوزادان كم وزن هنگام تولد (LBW) ، در طي سال دوم زندگي به رشد
نوزادان طبيعي نزديك ميشود. بطور كلي هرچه نارسي بيشتر و وزن تولد كمتر باشد،
احتمال عوارض عصبي و عقب ماندگي مغزي بيشتر ميشود، بطوريكه 50% از نوزادان با وزن
تولد 750ـ500 گرم در معرض ابتلا به يكي از معلوليت هاي جدي عصبي ـ تكاملي مانند: نابينايي، ناشنوايي، عقب
ماندگي ذهني و فلج مغزي، قرار دارند. شيوع كلي اختلالات عصبي ـ تكاملي در نوزادان با وزن بسيار كم زمان
تولد (VLBW) ، از قبيل فلج مغزي، اختلالات بينايي و شنوايي و اختلالات
يادگيري از 10 تا20 درصد متغير ميباشد.
ميانگين
بهره هوشي اين نوزادان، در سال هاي بعد بين 90 تا 97 بوده و 76% از اين نوزادان،
عملكرد طبيعي در مدرسه خواهند داشت.
در يك
مطالعه آينده نگر در مورد نوزادان دچار تاخير رشد داخل رحمي با سن جنيني طبيعي،
اختلالات عصبي جدي چندان شايع نبود، گرچه در مقايسه با نوزادان با سن جنيني و وزن
طبيعي، در نوزادان دچار تاخير رشد داخل رحمي، شيوع اختلالات مغزي خفيف مانند بيش
فعالي (هيپراكتيويتي) ، كاهش ميزان توجه، مشكلات يادگيري و تكلم و اختلالات
الكتروانسفالوگرافي، بيشتر گزارش شده است.
هنگامي كه
مادران در بيمارستان هستند بايد در مورد چگونگي مراقبت از نوزاد در منزل، آموزش
هاي ضروري را ببينند و در صورت امكان، پيگيري آموزش ها در منزل نيز ادامه يابد.
نوزادان
ديررس نوزاداني هستند كه بدون در نظر گرفتن وزن هنگام تولد، با سن جنيني بيش از 42
هفته به دنيا ميآيند. عوامل موثر بر تولد ديررس هنوز به درستي شناخته نشده اند.
جثه بزرگ نوزاد ارتباط چنداني با زايمان ديررس ندارد ولي با جثه بزرگ هر يك از
والدين، چندزايي مادر (مولتي گراويديتي) و يا وضعيت قند خون بالاي مادر، ارتباط
دارد.
نوزادان
ديررس، ممكن است از لحاظ باليني، از نوزادان طبيعي قابل افتراق نباشند. اما برخي
از نوزادان ديررس، ظاهر و رفتار نوزادي با سن 3ـ1 هفتگي را دارند. اين نوزادان دير
متولد شده، اغلب وزن زمان تولد بيشتري داشته و نشانه هايي مانند ناخن هاي بلند،
موهاي زياد در سر، پوست سفيد يا پوسته دار و افزايش هشياري در آن ها ديده ميشود.
در صورتي
كه زايمان 3 هفته يا بيشتر به تاخير افتاده باشد، احتمال مرگ و مير نوزاد افزايش
خواهد يافت كه در برخي مطالعات ميزان مرگ و مير تا 3 برابر نوزادان طبيعي گزارش
شده است. با ارتقاي سطح مراقبت هاي مامايي، ميزان مرگ و مير كاهش چشمگيري يافته
است.
ميزان مرگ
و مير نوزادان با افزايش وزن تولد، تا حدود 4000 گرم، كاهش مييابد و پس از آن با
افزايش وزن مجددا افزايش مييابد. اين گروه از نوزادان با جثه بزرگ معمولا در موعد
مقرر متولد شده اند.احتمال مرگ و مير نوزادان نارس با وزن زياد به نسبت سن حاملگي،
نيز در مقايسه با نوزادان طبيعي در همان وزن، افزايش مييابد. ديابت و چاقي مادر
از عوامل زمينه ساز اين پديده به شمار ميروند.
نوزادان با
جثه بزرگ، صرفنظر از سن حاملگي، بيشتر در معرض صدمات زمان تولد مانند صدمات شبكه
عصبي گردني و بازويي، آسيب عصب فرنيك با فلج ديافراگم ، شكستگي استخوان ترقوه ، و
اكيموز (خون مردگي) در سر وصورت و همچنين شيوع بيشتر ناهنجاري هاي مادرزادي بخصوص
ناهنجاري هاي مادرزادي قلبي، قرار دارند.
نوزادان آسيب
پذير نوزاداني هستند كه به دلايل گوناگون در معرض خطر مرگ و مير و عوارض بيشتري
قرار دارند. عوارضي كه در بعضي از موارد ممكن است سلامتي و كيفيت زندگي آنان را تا
آخر عمر، تحت تاثير قرار داده و آنان را از داشتن زندگي سالم و با نشاط محروم
سازد.
عوامل
خطرزاي نوزادي در زمان حاملگي، هنگام زايمان و پس از زايمان، به عوامل اجتماعي
ـ دموگرافيك، سابقه بيماري هاي
مادر، سابقه حاملگي هاي قبلي، مراقبت هاي دوره بارداري و زايمان فعلي، طبقه بندي
ميشوند. در حال حاضر مراقبت هاي دوره نوزادي باعث افزايش ميزان بقاي نوزادان نارس
شده است، با اين وجود، نوزادان با وزن بسيار پايين زمان تولد، نسبت به نوزادان با
وزن طبيعي، مشكلات بيشتري از نظر ابتلا به عفونت ها، اختلالات عصبي و اجتماعي
ـ رواني در طي سال اول زندگي پيدا
ميكنند. در مراقبت نوزادان نارس بايد از مشاركت زودهنگام و مداوم والدين سود جست،
تغذيه دهاني را نيز ميتوان در صورت مناسب بودن وضعيت عمومي و حركات مكيدن نوزاد،
شروع نمود. بطور كلي هرچه نارسي بيشتر و وزن تولد كمتر باشد، احتمال ابتلا به
عوارض مختلف افزايش خواهد يافت.
در مورد
نوزادان ديررس، در صورتي كه زايمان، 3 هفته يا بيشتر از موعد مقرر به تاخير افتد،
مرگ و مير نوزادي افزايش خواهد يافت.
احتمال
ابتلا به آسيب هاي فيزيكي هنگام تولد و ناهنجاري هاي مادرزادي بويژه ناهنجاري هاي
قلبي، در گروه نوزادان با جثه بزرگ به نسبت سن حاملگي، بيشتر گزارش شده است.
|
1) Behrman, Kliegman, Arvin; "Nelson Textbook of
Pediatrics", 15th Edition,
1996. 2) Avroy A.
Fanaroff, Richard J. Martin: "Neonatal
- Perinatal Medicine", 5th
Edition, 1992. 3) H. Eftekhar, MD and
F. Azordegan Phar M. D., "Neonatal mortality in relation to birth weight",
Medical Journal of the Islamic
Republic of Iran, Vol.5, No.3,4, Fall & Winter 1991. 4) Maid, M.D, H.
Eftekhar, MD and F. Azordegan Phar M.D, "Maternal height as a contributory factor
towards birth of Small for Date
infants", Medical Journal of the Islamic Republic of Iran, Vol.9, No.4, Feb- 1996. 5) H. Eftekhar, MD, P. Kamali, MSPH, Z. pouranssari, MD,
A. Komarizadeh, MD,
"Prenatal care and Maternal age, education and reproductive behavior", Iranian J.Publ. Health,
Vol. 16, No. 1-4, 1987. 6) افتخار، حسن و همكاران : "
مقايسه شاخص هاي سلامتي و مرگ نوزادان كم وزن و طبيعي" ، مجله علمي نظام
پزشكي جمهوري اسلامي ايران، دوره دهم، شماره 4 ، تابستان 01370 7)
افتخار، حسن ، آزردگان، فيروز :
" مقايسه رفتار باروري مادران و نوزادان كم وزن و طبيعي" ، مجله علمي
نظام پزشكي جمهوري اسلامي ايران، دوره دهم، شماره 3 ، بهار 01370 8)
افتخار، حسن ;
باطبي، عزيزالله ;
آزردگان فيروز ; عليان فيني فاطمه
; سرحدي نسرين : " مقايسه رشد و تكامل نوزادان كم وزن و طبيعي در پنج
سالگي" ، مجله دانشكده پزشكي دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني
تهران، سال پنجاه و پنجم، شماره 6 01376 9)
آزردگان، فيروز; افتخار، حسن :" تاثير عوامل
خطرزاي دوران بارداري در ارتباط با تولد نوزاد كم وزن" ، مجله بهداشت
ايران، سال 18 ، شماره 1 تا 4 ، 01368 10)
افتخار، حسن ;
آزردگان، فيروز : " مقايسه مرگ نوزادان كم وزن و طبيعي در هفته اول و چهارم
زندگي" ، مجله بهداشت ايران، سال هيجدهم، شماره 1 تا 4 ، 01368 11)
نوربالا، احمدعلي ;
محمد ، كاظم : " بررسي سلامت و بيماري در ايران ـ سال 1378 "، وزارت بهداشت، درمان
و آموزش پزشكي، مركز ملي تحقيقات علوم پزشكي كشور، خرداد 01380 |