|
كتاب جامع بهداشت عمومي |
|
فصل 13 / گفتار 4 / دكتر محمد اسماعيل اكبري
سلامت و سياست |
|
فهرست مطالب پنج علت اصلي مرگ در سال هاي اخير
|
|
|
|
|
Health
and Policy
دكتر محمد اسماعيل اكبري
دانشگاه
علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني شهيد بهشتي
پس از يادگيري اين مبحث، فراگيرنده قادر خواهد بود :Ø
معضلات بهداشتي ديروز و امروز كشور را مقايسه كند Ø
پنج عامل اصلي مرگ در سال 1350 در تهران را نام ببرد Ø
پنج عامل اصلي مرگ در سال هاي اخير را ذكر كند Ø
عوامل فرهنگي موثر بر كنترل بيماري هاي قلبي ـ عروقي را
فهرست نمايد Ø
عدالت بهداشتي را تعريف و مثال هايي ارائه دهد |
سلامت، سياست، عوامل اجتماعي
در روزي و روزگاري نه چندان دور! عوامل مشخصي در مقابل سلامت
مردم صف كشيده بودند, كه شناخت آنها براي جامعه پزشكي, مردم و سياستگذاران و
سياستمداران آسان و يكسال بود. همه ميدانستند كه عوامل ميكروبي, چگونه دستگاه تنفسي
فوقاني و يا تحتاني را مبتلا ميكنند و چگونه بايد با آنها مقابله كرد. بسيار
آسان بود كه با سياستگذاران و سياستمداران از چگونگي بيماريزايي آبله, سرخك,
سرخجه, ديفتري, كزاز و سياه سرفه صحبت كنيم و پشتيباني آنها را براي پيشگيري و
درمان اين بيماريها جذب كنيم. اما امروز رابطه سلامت و سياست
پيچيده تر شده است و زبانهاي متفاوتي براي بيان مسئله بين مديران سلامت, مردم و
سياستگذاران و سياستمداران پيدا شده است كه گاهي آنقدر تفاوت در اين زبانها وجود
دارد كه حرف همديگر را نميفهمند.
سياستمدار تنها "مار" را در قالب فيزيك وجوديش ميشناسد. سياستگذار "چهره مار" و
"نقش" آن را ميبيند. مجري،
نام نوشته "مار" را ميبيند و ميشناسد و در اين ميان در صورت عدم وجود
تعاريف واحد و هماهنگي بين اين سه عنصر، مفهوم "مار" و "مار
بودن" ميتواند گم شود.
مثال روشني اين بخش را به تصوير ميكشد و رابطه سلامت و سياست
را آن طور كه هست نشان ميدهد: در سال 1350 شمسي در تحقيقي كه در تهران صورت گرفته
است, 5 عامل مهم مرگ با چنين ارقامي گورستانهاي ما را پر ميكردند:
|
62 درصد هزار نفر |
عفونت دستگاه تنفسي فوقاني |
|
46 درصد هزار نفر |
اسهال و استفراغ |
|
12 درصد هزار نفر |
مننژيت و آنسفاليت |
|
9 درصد هزار نفر |
سل |
|
5 درصد هزار نفر |
سرخك |
اما
امروز 5 علت اصلي مرگ كاملاً متفاوت شده اند:
بيماريهاي قلب و عروق، اوّلين علّت مرگ با نسبت 47 درصد, سوانح
و حوادث دومين علت مرگ با نسبت 5/17 درصد، سرطانها سوّمين علّت مرگ با نسبت 12
درصد، بيماريهاي حول تولد چهارمين علت مرگ با نسبت 3/6 درصد و بيماريهاي ريوي،
پنجمين علّت مرگ با نسبت 6 درصد (با علل كاملاً متفاوت با 35 سال قبل)
عوامل
سببي بيماريهاي 35 سال پيش، چند ميكروب بودند كه مقابله با آنها تك وجهي و آسان
بود. اما براي عوامل امروز چنين نيست, و عومل مختلف اجتماعي در ايجاد آنها دخالت
دارند.
براي بيماريهاي قلب و عروق، معمولاً ميكروبي وجود ندارد, اما
سياست هاي سياستگذاران و سياستمداران و انديشه و پشتكار مجريان و آگاهي مردم
ميتواند اين اعداد را تغيير دهد. يكي از مهمترين عوامل ايجاد اين بيماريها رژيم
غذايي مردم است كه چگونگي مصرف مواد غذايي ريشه در انديشه مديران اجتماعي كشور
دارد. بعنوان مثال در يك كشور بزرگ غربي تنها با كاهش ميزان اسيدهاي چرب ترانس به
نصف در روغن نباتي مصرفي مردم, توانستند مرگ ناشي از بيماريهاي قلب و عروق را به
2/1 كاهش دهند و امروز با رساندن اين اسيدهاي چرب مضرّ به نزديك صفر كه استاندارد
علمي و بينالمللي است, قلب و عروق را از عامل اوّل مرگ بودن خارج كرده اند. در
حاليكه در كشور ما قانون استاندارد فرمولي خلاف اين واقعيت علمي را تبيين ميكند و
سياستگذاران و مجريان گذشته با وجود آگاهي هنوز توفيق اين تغيير را پيدا نكرده
اند, اميد كه انشاءالله در آينده اين موفقيت حاصل شود.
در قريب سي سال قبل مهمترين علت مرگ كودكان, تا اوّلين سال
زندگيشان در ايران عبارت بود از: اسهال, عفونتهاي ريوي ( سرخك, سرخجه, ديفتري)
كزاز, سل و مننژيت و . . . اما امروز "فقر" مهمترين
دليلي است كه عده اي از كودكان ايراني نميتوانند شمع اوّلين سال تولد خود را روشن
ببينند و علل مهم مرگ كودكان زير يكسال (Infant
Mortality Rate = IMR) كه يك شاخص توسعه ملّي نيز تلقي
ميشود عبارتست از :
·
فقر خانوار
·
سواد مادر
·
زندگي در مناطق حاشيه اي و روستايي
·
عدم بهره گيري از توالت بهداشتي
·
سن مادر در زمان تولّد فرزند
ملاحظه ميفرماييد كه اصلاح اين عوامل، بستگي به سياستهاي ملّي
دارد نه تنها فعاليتهاي جامعه پزشكي, خوشبختانه نظام مقدس جمهوري اسلامي، با
كارهاي بزرگي كه انجام داده است نماد زندگي و مرگ را دركشور متفاوت كرده است و
امروز با مؤلفه هاي روشني در بين جوامع جهاني و بخصوص مردم منطقه معروف و مفتخر
هستيم. امروز بيماريهاي قابل پيشگيري با واكسن در كشور، مهار شده اند, بيماريهاي
عفوني اگر چه با اهمّيت هستند ولي كم توان ميباشند, زندگي در استانهاي مختلف كشور
عامل اصلي مرگ نيست (عدالت),
اما زندگي در مناطق مختلف، تاثيرگذار بر مرگ زودرس است (دوري از عدالت). ثروت از عواملي است كه بر مرگ و
سلامت، تاثيرگذار است. به عنوان مثال, ميزان مرگ كودكان زير يكسال در دهك اوّل
اقتصادي 2/47 در يك هزار تولد زنده است, دهك دوّم 7/40, دهك پنجم7/20 و . . . يعني
در سطوح مختلف اجتماعي، ميزان مرگ متفاوت است و اين شاخص روشي براي ارزيابي توسعه
واقعي است نه بلنداي ساختمانها و يا درازاي جاده ها و . . .
لازم به ذكر است كه ثروت به تنهايي عامل محافظ سلامت نيست,
بلكه خود ميتواند از عوامل بيماريزاي متعددي در يك نظام اجتماعي به حساب آيد كه
انشاءالله در فرصت ديگري به بيان آن ميپردازم.
اينگونه
عوامل مؤثر بر سلامت را امروزه "عوامل اجتماعي" (Social
Determinant of Health) ميخوانند.
نگارنده،
معتقد است كه دو عامل اصلي براي مقابله با اينگونه عوامل وجود دارد:
1
ـ تجارت (دور از عدالت)
2
ـ جهالت (نسبت به حقوق بهداشتي، اقتصادي و اجتماعي)
اين دو دشمن بزرگ سلامت مردم نيازمند آگاهي عميق و انديشه اي
بسيجي و شجاعانه و حركتي مردانه هستند تا همه يك صدا به آنها حمله ور شوند و با
همّت سياستمداران, سياستگذاران, مجريان و مردم، اين دو غول را به زانو در آورند و
با هديه سلامت به پاكترين مردم روي زمين كرانه هاي روشني از توسعه واقعي را در
پوشش نظام الهي جمهوري اسلامي به جهانيان عرضه دارند.
ان شاء الله تعالي